230
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+1530 days
Posts Archive
ستارهها امشب آرامتر میدرخشند، انگار آسمان هم نمیخواهد خواب کسی را به هم بزند. ماه گوشهای از پنجره نشسته و شب، نرم و آهسته روی شهر پتو کشیده است.
من هم چشمهایم را میبندم و تو را به خواب میسپارم؛ درست جایی میان نور ماه و آخرین رویایی که پیش از صبح از یادم میرود.
Repost from ㅤsaudade : پڪ استاتیڪ
این پیام رو داخل چنلهای پابلیکتون فوروارد کنید تا به یک سبک معماری تشبیهتون کنم.
اگر چنل ندارید، آیدیتون رو اینجا ارسال کنید.
حتماً جوین باشید و برای چلنج جوین ندید.
- اگر خورد شم، اگر بشکنم و تیکههام زیرپای رهگذرا بمونه، اگر بسوزم و ازم فقط مشتی خاکستر بمونه، چی؟
- تیکههای خورد شدهات رو بهم وصل میکنم، هر چی زیر پای هر کسی باشه جمع میکنم و بهم میچسبونم، رو دونه به دونه اون خاکسترهایی که ازت مونده بوسه میزنم تا دوباره سرپا شی.
