قانتات _افغانستان
Open in Telegram
«قانتات» یعنی زنان استوار در بندگی و اطاعت از الله متعال. صفحهٔ قانتات-افغانستان برای گسترش مفاهیم اسلامی و ترویج سَبک زندگی اسلامی ایجاد شده است.
Show more2 842
Subscribers
+324 hours
+47 days
+5530 days
Posts Archive
2 843
«اگر کسی که صدقه میدهد میدانست که صدقهاش پیش از آنکه به دست نیازمند برسد، به دست الله متعال میرسد، لذتِ دهنده بیشتر از لذتِ گیرنده میبود.» (ابن القیم)
رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند:
«الله صدقه را میپذیرد و آن را با دست راست خود میگیرد، سپس آن را برای یکی از شما پرورش میدهد، همانگونه که یکی از شما کرهاسب خود را پرورش میدهد، تا آنکه (آن صدقه) مانند کوه بزرگ میشود.» (متفق علیه)
پیام: صدقه فقط کمک به فقیر نیست؛
بلکه هدیهای است که نخست به الله سبحانه وتعالی میرسد و نزدش چندین برابر میشود.
2 843
نشانههایی که حقیقت را آشکار ساخت
هنگامی که ملکهٔ سبأ تصمیم گرفت نزد حضرت سلیمان علیهالسلام برود، الله متعال نشانهای دیگر از قدرت خویش را به او نشان داد؛ تخت باشکوه او پیش از رسیدنش نزد حضرت سلیمان آورده شد.
هنگامی که وارد قصر شد و کف شیشهای آن را دید، گمان کرد که در برابرش آب قرار دارد. این نیز نشانهای دیگر از قدرت الله متعال بود.
در آن لحظه، حقیقت برایش آشکار شد.
او دریافت که آنچه در برابرش قرار دارد، قدرت یک پادشاه دنیوی نیست؛ بلکه نشانهای از قدرت الله متعال است.
تسلیم شدن در برابر حقیقت
در پایان، ملکهٔ سبأ حقیقت را پذیرفت و گفت:
«پروردگارا! من بر خویشتن ستم کردم و همراه با سلیمان، در برابر الله، پروردگار جهانیان، تسلیم شدم.»
قرآن کریم — سورهٔ نمل، آیهٔ ۴۴
ملکهٔ سبأ اسلام را نه از روی اجبار، بلکه پس از دیدن نشانهها، اندیشیدن و شناخت حقیقت پذیرفت.
بانویی که روزی صاحب تخت و قدرت بود، دریافت که بزرگی حقیقی در قدرت و ثروت نیست؛ بلکه در فروتنی در برابر حقیقت و تسلیم شدن در برابر الله متعال است.
میراث یک بانوی خردمند
ملکهٔ سبأ برای پذیرفتن حقیقت، غرور و جایگاه دنیوی خود را کنار گذاشت؛
صاحب قدرت بود،
ثروت فراوان داشت،
تختی باشکوه داشت،
اما هنگامی که حقیقت را شناخت، در برابر آن تسلیم شد.
داستان او نشان میدهد که ارزش انسان به آنچه در اختیار دارد نیست، بلکه به چگونگی برخورد او با حقیقت است.
اندکی بیندیشیم
گاهی انسان به دلیل جایگاه، دانش، قدرت یا ثروتی که در اختیار دارد، ممکن است تصور کند که همیشه حق با اوست.
اما زندگی ملکهٔ سبأ به ما میآموزد که خرد واقعی تنها در دانستن نیست؛ بلکه در پذیرفتن حقیقت، زمانی است که حقیقت برای انسان آشکار میشود.
قدرت و ثروت دنیا ماندگار نیست؛ اما ایمان و تسلیم در برابر الله، انسان را به عزت حقیقی میرساند.
درسهایی برای ما
خرد و دوراندیشی را در تصمیمهای زندگی خود به کار بگیریم.
در برابر حقیقت، به دلیل غرور و جایگاه خود مقاومت نکنیم.
بدانیم که قدرت و ثروت دنیا پایدار نیست.
هنگامی که حقیقت برای ما آشکار شد، آن را با فروتنی بپذیریم.
از زندگی ملکهٔ سبأ بیاموزیم که بزرگی واقعی در تسلیم شدن در برابر حقیقت و فرمان الله متعال است.
صفحه اینستاگرام ما را نیز دنبال کنید؛ 👇🏻
🔗 [https://www.instagram.com/qanetat_afghanistan]
2 843
ملکهٔ سبأ (بلقیس)
حکمت؛ راهی به سوی حقیقت
ملکهٔ سبأ (بلقیس)، بانویی قدرتمند و خردمند بود که بر سرزمین بزرگ سبأ فرمانروایی میکرد. او از ثروت، قدرت و تختی باشکوه برخوردار بود؛ اما قومش به جای الله متعال، خورشید را میپرستیدند.
هنگامی که حضرت سلیمان علیهالسلام از سرزمین او به وسیلهٔ هدهد آگاه شد، نامهای برای او فرستاد و او و قومش را به پرستش الله یگانه دعوت کرد.
دعوت به سوی توحید
حضرت سلیمان علیهالسلام در نامهٔ خود نوشت:
«این نامه از سوی سلیمان است و به نام الله، بخشایندهٔ مهربان، آغاز شده است. بر من سرکشی نکنید و در حالی که تسلیم هستید، نزد من بیایید.»
قرآن کریم — سورهٔ نمل، آیات ۳۰–۳۱
ملکهٔ سبأ مانند فرمانروایان مغرور، شتابزده تصمیم به جنگ نگرفت. او با بزرگان و مشاوران خود به رایزنی پرداخت و پیش از هر تصمیمی، راه درست را با خرد و دوراندیشی جستوجو کرد.
او برای آزمودن حضرت سلیمان علیهالسلام، هدایایی فرستاد؛ اما حضرت سلیمان آن هدایا را نپذیرفت و روشن ساخت که قدرت و عزت او وابسته به ثروت و داراییهای دنیا نیست، بلکه قدرت از جانب الله متعال است.
2 843
ادامه مطلب...
کودک هفتساله نیازی به شناختن تمام خطرات دیپفیک ندارد؛ اما میتواند از همان زمان این اصول را یاد بگیرد:
-هر چیزی که دیده میشود، الزاماً حقیقت ندارد.
-هر چیزی که دریافت میشود، نباید فرستاده شود.
-آبروی انسانها سرگرمی نیست.
-اگر چیزی نادرست، ترسناک یا ناراحتکننده به نظر رسید، باید با یک بزرگسال قابل اعتماد در میان گذاشته شود.
با رشد کودک، این گفتوگو نیز باید عمیقتر شود: دربارهٔ رضایت، حریم خصوصی، فشار دوستان، مسئولیت در فضای آنلاین و این حقیقت مهم که هر چیزی که از نظر فنی ممکن است، لزوماً از نظر اخلاقی مجاز نیست.
هدف، ایجاد فهرستی طولانی از قوانین نیست؛ زیرا قوانین ممکن است با تغییر تکنالوژی قدیمی شوند.
هدف، ساختن اصولی است که از تکنالوژی ماندگارتر باشند.
کنترل والدین روزی محدود خواهد شد.
فرزند روزی استقلال بیشتری خواهد داشت.
فناوری روزبهروز تغییر خواهد کرد.
اما تقوا، حیا، مسئولیتپذیری و آگاهی از حضور الله، تاریخ انقضا ندارند.
در نهایت، تربیت موفق فقط تربیت کودکی نیست که میداند چگونه در اینترنت از خودش محافظت کند؛ بلکه تربیت انسانی است که حتی وقتی هیچ پدر و مادری او را نمیبیند، حتی وقتی پشت یک حساب ناشناس قرار دارد و حتی وقتی هیچکس از کارش باخبر نخواهد شد، باز هم میداند که اله متعال میبیند و انسان در برابر او پاسخگوست.
نظارت والدین روزی پایان مییابد؛ اما تربیتی که در دل کودک به صورت تقوا شکل گرفته باشد، میتواند تا پایان زندگی همراه او بماند.
2 843
ادامه مطلب....
زیرا مسئله فقط تلفن هوشمند و هوش مصنوعی نیست؛ مسئله این است که کودک دربارهٔ خودش، دربارهٔ دیگران و دربارهٔ درست و نادرست چه آموخته است.
وقتی کودک کوچک است، بخش بزرگی از وظیفهٔ والدین، محافظت از اوست: انتخاب برنامههایی که میبیند، کتابهایی که میخواند، مکانهایی که میرود و برنامههایی که استفاده میکند.
اما کودک بزرگ میشود.
روزی میرسد که هیچ پدر و مادری نمیتواند تمام حسابهایی را که فرزندش دنبال میکند، تمام پیامهایی را که دریافت میکند و تمام تصاویری را که در گروههای مجازی برایش فرستاده میشود، ببیند.
هیچ تنظیم امنیتی نمیتواند تضمین کند که کودک هرگز با محتوای نادرست مواجه نشود و هیچ والدی نمیتواند در تمام لحظاتی که تلفن در دست فرزندش است، در کنار او حضور داشته باشد.
پس نظارت ضروری است، اما کافی نیست.
کودک به چیزی نیاز دارد که حتی در نبود والدین نیز همراه او بماند: قطبنمای درونی.
اینجاست که مفهوم تقوا اهمیت پیدا میکند.
کودک باید به جای آنکه تنها بپرسد «آیا کسی مرا میبیند؟» یاد بگیرد بپرسد:
«آیا الله از کاری که انجام میدهم راضی است؟»
الله سبحانهوتعالی میفرماید:
{وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ} (بقره: ۲۳۳)
ترجمه: و از الله پروا کنید و بدانید که الله متعال به آنچه انجام میدهید، بیناست.
این باور باید در شخصیت کودک ریشه بدواند که پنهان بودن از انسانها به معنای پنهان بودن از الله نیست.
ممکن است کودک در اتاق خود تنها باشد، پشت یک نام کاربری ناشناس قرار گرفته باشد و تصور کند پیامی ناپدید خواهد شد و هیچکس از آن آگاه نمیشود؛ اما الله سبحانهوتعالی میبیند.
این همان محافظتی است که هیچ نرمافزار و هیچ کنترل والدینی نمیتواند جایگزین آن شود.
در کنار این، باید معنای یک عکس نیز برای کودک روشن شود.
عکس فقط یک تصویر بیاهمیت نیست. ممکن است محل مکتب، خانه، مسیر رفتوآمد، برنامهٔ روزانه یا چهرهٔ کودک را آشکار کند؛ چهرهای که در عصر هوش مصنوعی میتواند در محتوایی کاملاً متفاوت از قصد صاحب آن استفاده شود.
از لحظهای که یک تصویر در فضای عمومی یا میان دیگران منتشر میشود، کنترل بر سرنوشت آن کاهش مییابد.
بنابراین کودک باید یاد بگیرد پیش از هر بار شریک کردن یک تصویر، فکر کند.
اما تربیت فقط دربارهٔ محافظت از خود نیست؛ دربارهٔ احترام به دیگران نیز هست.
کودک باید بداند که تصویر، آبرو و حریم شخصی انسان دیگری هرگز وسیلهٔ سرگرمی نیست.
اگر تصویری تحقیرآمیز یا دستکاریشده از یک همصنف در یک گروه منتشر شد، خندیدن به آن، ذخیره کردن آن یا فرستادنش برای دیگران، رفتاری بیضرر محسوب نمیشود فقط به این دلیل که کودک خودش تصویر را نساخته است.
حیا فقط در لباس و نگاه خلاصه نمیشود؛ حیا در نحوهٔ برخورد با آبرو و کرامت دیگران نیز آشکار میشود.
گاهی شخصیت واقعی کودک در همان لحظهای شکل میگیرد که دیگران میخندند و او تصمیم میگیرد همراه جمع نشود. گاهی انجام کار درست، یعنی نپیوستن به جمعی که در حال تحقیر یک انسان دیگر است. این دیگر صرفاً یک درس دربارهٔ تکنولوژی نیست؛ درس اخلاق، شخصیت و انسانیت است.
در عین حال، کودکان باید برای قربانی شدن نیز آماده باشند. ممکن است تصویر کودکی بدون رضایت او دستکاری شود یا کسی او را به انتشار یک تصویر جعلی تهدید کند. در چنین شرایطی، نخستین احساس کودک ممکن است شرم و ترس باشد: «پدر و مادرم عصبانی میشوند»، «همه فکر میکنند این واقعاً من هستم»، «من مقصرم.»
به همین دلیل، گفتوگو دربارهٔ این مسائل نباید پس از بحران آغاز شود.
کودک باید پیشاپیش بداند که اگر چنین اتفاقی افتاد، میتواند بدون ترس به والدین خود مراجعه کند.
باید بداند که به خاطر خطای شخص دیگری سرزنش نخواهد شد و والدین در کنار او خواهند ماند تا با آرامش راه درست را پیدا کنند.
مسئولیت ساختن یا انتشار محتوای جنسی و جعلی بر عهدهٔ انجامدهندهٔ آن است. قربانی، صرفاً به دلیل استفادهٔ نادرست از تصویرش، مسئول عمل شخص دیگری نمیشود.
از سوی دیگر، پاسخ به خطرات تکنالوژی نباید تبدیل به تربیت بر اساس ترس شود.
ممکن است راهحل ساده به نظر برسد: هیچ عکسی گرفته نشود، هیچ شبکهٔ اجتماعی استفاده نشود، هیچ اعتمادی به فضای آنلاین وجود نداشته باشد و هوش مصنوعی کاملاً کنار گذاشته شود.
احتیاط لازم است، اما کودکان در آینده در جهانی زندگی خواهند کرد که هوش مصنوعی بخشی از آموزش، کار و ارتباطات روزمره خواهد بود.
هدف نباید این باشد که تکنالوژی برای همیشه از کودک دور نگه داشته شود؛ بلکه باید به او آموخته شود که از تکنولوژی استفاده کند، بدون آنکه اجازه دهد تکنولوژی او را مورد استفاده قرار دهد.
این همان تربیت واقعی است: ساختن شخصیت، نه فقط مدیریت خطر.
این تربیت باید از سالهای نخست آغاز شود.
ادامه...
2 843
ک عکس ساده دیگر فقط یک عکس نیست!
زمانی عکس یک کودک فقط یک عکس بود؛ تصویری از نخستین روز مکتب، یک محفل عیدی یا یک سفر خانوادگی. عکس گرفته میشد، شاید با خانواده شریک میگردید یا در فضای مجازی منتشر میشد و کمتر کسی تصور میکرد که روزی همان تصویر بتواند به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود.
اما جهان تغییر کرده است.
امروز هوش مصنوعی میتواند یک عکس معمولی را دستکاری کند و از آن تصویری جسمی یا کاملاً ساختگی بسازد؛ میتواند صدای یک انسان را شبیهسازی کند، چهرهٔ او را روی ویدیویی از رویدادی که هرگز اتفاق نیفتاده قرار دهد و تصویری جعلی را در چند ثانیه تولید کند؛ تصویری که ممکن است پیش از آگاهی والدین، میان صدها نفر پخش شود.
در برابر این واقعیت، دولتها، مکاتب و پلتفرمهای آنلاین تلاش میکنند تدابیر حفاظتی بیشتری ایجاد کنند. اما هیچ قانون، برنامهٔ امنیتی یا ابزار کنترلی نمیتواند بهتنهایی جای تربیت را بگیرد.
ادامه...
2 843
﴿وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ…﴾(طلاق:۳)
ترجمه: و او را از جایی روزی میدهد که گمانش را نمیکند.
2 843
ادامه مطلب...
خودت را درمان کن، با حکمت سخن بگو، از قلبت محافظت کن و حق و راه درست را بجوی. در زندان سخنان دردناک زندگی نکن. از آنها فراتر برو و نیروی خود را از الله بگیر.
آرامش را به جای زهر، بهبودی را به جای رنج، و ایمان را به جای وسوسهها انتخاب کن.
یک یادآوری مهم:
این موضوع میتواند از سوی مرد نیز اتفاق بیفتد؛ بنابراین هر دو طرف باید از زندگی مشترک خود محافظت کنند، یکدیگر را ببخشند، با غرور و لجاجت زندگی نکنند، از وسوسههای شیطان پیروی نکنند و در انتخاب سخنان خود نرم و مهربان باشند.
گاهی یک جملهٔ تند میتواند زخمی عمیق ایجاد کند؛ پس پیش از سخن گفتن، به اثر کلمات خود بر قلب همسرتان فکر کنید.
صفحه اینستاگرام ما را نیز دنبال کنید؛ 👇🏻
🔗 [https://www.instagram.com/qanetat_afghanistan]
2 843
سخنان تند ممکن است در چند ثانیه از زبان یکی از زوجین خارج شوند، اما سالها در قلب همسرش باقی بمانند.
ممکن است یک همسر در ظاهر لبخند بزند، در حالی که در درون خود زخمهایی را حمل میکند. اما خواهر عزیز، اجازه نده این زخمها هویت و شخصیت تو را تعریف کنند.
شیطان میخواهد تو هر سخن دردناکی را بارها در ذهن خود مرور کنی، آرامشت را از دست بدهی و اندوه را در قلبت بیشتر و بیشتر کنی. این پیروزی را به او نده.
ارزش تو با خشم و عصبانیت دیگران کم نمیشود. ارزش تو با شیوهای که مردم با تو سخن میگویند سنجیده نمیشود. الله صبر تو، اشکهای تو و مبارزههای خاموش تو را میبیند.
ادامه...
2 843
﴿وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا﴾(نساء: ۱۰۶)
ترجمه: و از الله آمرزش بخواه؛ زیرا همانا الله بسیار آمرزنده و مهربان است.
صفحه اینستاگرام ما را نیز دنبال کنید؛ 👇🏻
🔗 [https://www.instagram.com/qanetat_afghanistan]
2 843
ادامه مطلب....
یار پیامبر در غار
هنگامی که قریش تصمیم گرفتند پیامبر ﷺ را به قتل برسانند، الله متعال به رسول خود دستور داد از مکه به مدینه هجرت کند.
ابوبکر (رضیاللهعنه) در این سفر دشوار همراه پیامبر ﷺ بود.
آن دو در غار ثور پناه گرفتند.
هنگامی که ابوبکر (رضیاللهعنه) نگران شد که دشمنان ممکن است آنان را پیدا کنند، پیامبر ﷺ او را اطمینان داد و فرمود:
«اندوهگین مباش؛ همانا الله با ماست.»
قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۴۰
الله متعال از پیامبر خود و همراهش محافظت کرد و سفر آنان به سوی مدینه با امنیت ادامه یافت.
محبت استوار او نسبت به پیامبر ﷺ
ابوبکر (رضیاللهعنه) در سختی و آسایش همواره در کنار پیامبر محمد ﷺ بود.
او در سالهای دشوار مکه، در جریان هجرت و در تمام سختیهایی که جامعه مسلمانان با آن روبهرو شد، از پیامبر ﷺ حمایت کرد.
وفاداری او شگفتانگیز بود.
پیامبر ﷺ فرمود:
«اگر میخواستم غیر از پروردگارم دوستی بسیار نزدیک برگزینم، ابوبکر را برمیگزیدم.»
صحیح بخاری، حدیث ۳۶۵۶
نخستین خلیفه
پس از وفات پیامبر محمد ﷺ، مسلمانان با لحظهای بسیار دشوار روبهرو شدند.
ابوبکر (رضیاللهعنه) در میان مردم ایستاد و به آنان یادآوری کرد که اگرچه محمد ﷺ از دنیا رفته است، اما الله متعال همیشه زنده است.
او گفت:
«هرکس محمد را میپرستید، بداند که محمد وفات کرده است؛ و هرکس الله را میپرستد، بداند که الله زنده است و هرگز نمیمیرد.»
صحیح بخاری، احادیث ۳۶۶۷–۳۶۶۸
سپس این آیه را تلاوت کرد:
«محمد جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیامبرانی گذشتهاند...»
قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه ۱۴۴
سخنان او در یکی از دردناکترین لحظات تاریخ اسلام، دلهای مؤمنان را استوار کرد.
اعتماد او به الله
ابوبکر (رضیاللهعنه) مردی با یقین و اطمینان بسیار بود.
در جریان هجرت، هنگامی که او و پیامبر ﷺ در غار پنهان بودند و دشمنان به آنان نزدیک شده بودند، پیامبر ﷺ فرمود:
«اندوهگین مباش؛ همانا الله با ماست.»
قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۴۰
ابوبکر (رضیاللهعنه) حتی زمانی که شرایط بسیار خطرناک به نظر میرسید، به الله اعتماد داشت.
درسهایی از زندگی ابوبکر (رضیاللهعنه)
با اخلاص به الله و رسول او ایمان داشته باش.
حتی زمانی که دشوار است، در کنار حق بایست.
از مال خود برای کمک به نیازمندان استفاده کن.
در زمان ترس و نگرانی به الله اعتماد کن.
با کسانی که تو را به سوی نیکی دعوت میکنند، وفادار باش.
به یاد داشته باش که قدرت واقعی از ایمان سرچشمه میگیرد. حتی در سختترین لحظات، حقیقت را بگو.
یک یادآوری قدرتمند
زندگی ابوبکر صدیق (رضیاللهعنه) به ما میآموزد که همراهی واقعی فقط به معنای حضور در روزهای خوب نیست.
او زمانی در کنار پیامبر محمد ﷺ ایستاد که اسلام با مخالفت روبهرو بود؛ مال خود را برای مؤمنان فدا کرد؛ در هجرت دشوار و خطرناک همراه پیامبر ﷺ بود و پس از وفات پیامبر نیز استوار باقی ماند.
زندگی او به ما میآموزد:
راستگو باش.
وفادار باش.
سخاوتمند باش.
شجاع باش.
و مهمتر از همه، بر الله توکل کن.
از الله میخواهیم از ابوبکر صدیق (رضیاللهعنه) راضی باشد، او را به خاطر فداکاریهایش پاداش دهد و به ما توفیق دهد که از الگوی یاران صالح پیامبر ﷺ پیروی کنیم.
آمین.
صفحه اینستاگرام ما را نیز دنبال کنید؛ 👇🏻
🔗 [https://www.instagram.com/qanetat_afghanistan]
2 843
داستان ابوبکر صدیق (رضیاللهعنه)
درسی از ایمان، وفاداری، فداکاری و راستگویی
ابوبکر صدیق (رضیاللهعنه) یکی از بزرگترین یاران پیامبر محمد ﷺ و از نخستین کسانی بود که اسلام را پذیرفت.
او به ایمان خالص، سخاوت، مهربانی، شجاعت و اعتماد کامل به رسولالله ﷺ شناخته میشد.
از نخستین کسانی که اسلام را پذیرفت
هنگامی که پیامبر محمد ﷺ دعوت مردم به اسلام را آغاز کرد، ابوبکر (رضیاللهعنه) بدون هیچ تردیدی حق را پذیرفت.
او به رسولالله ﷺ ایمان آورد، از ایشان حمایت کرد و از مال و جایگاه خود برای کمک به مسلمانان نخستین استفاده نمود.
ایمان او تنها در حد سخن نبود؛ بلکه مال، آسایش و امنیت خود را در راه الله فدا میکرد.
او به ستمدیدگان کمک میکرد
در روزهای نخست اسلام در مکه، بسیاری از مسلمانان ضعیف و برده بهشدت مورد آزار و شکنجه قرار میگرفتند.
ابوبکر (رضیاللهعنه) از مال خود برای خریدن و آزاد کردن چندین مؤمن ستمدیده استفاده کرد؛ از جمله بلال بن رباح (رضیاللهعنه).
صحیح بخاری، حدیث ۳۷۵۴
این به ما میآموزد که ایمان واقعی با عمل و فداکاری نشان داده میشود.
ادامه...
2 843
ادامه مطلب....
پیامبر ﷺ این باور را اصلاح کرد و فرمود:
«خورشید و ماه به خاطر مرگ یا زندگی کسی نمیگیرند؛ بلکه آن دو از نشانههای خداوند هستند. پس هرگاه آن دو را گرفت، نماز بخوانید.»(صحیح بخاری)
در این سخن، یک اصل مهم آشکار میشود: اصلاحِ توضیحِ یک پدیده، به معنای بیمعنا دانستن آن نیست.
پیامبر ﷺ خرافه را رد کرد، اما معنا را حفظ نمود. او علت طبیعیِ پدیده را با عبادت در تضاد قرار نداد؛ بلکه نشان داد که انسان میتواند سازوکار یک پدیده را بشناسد و در عین حال، در برابر آفرینندهٔ آن به خشوع بایستد.
از همینجاست که دو پرسش باید از یکدیگر جدا شوند:
خورشیدگرفتگی چگونه رخ میدهد؟
و:
خورشیدگرفتگی باید با قلب و رفتار انسان چه کند؟
پرسش نخست را علم بررسی میکند؛ اما پاسخ به پرسش دوم در حوزهای دیگر قرار دارد.
دانستن اینکه ماه چگونه میان زمین و خورشید قرار میگیرد، چیزی دربارهٔ هدف آفرینش، معنای زندگی، جایگاه انسان و وظیفهٔ او در برابر نشانههای الهی تعیین نمیکند.
از اینرو، هرچه شناخت علمی انسان از جهان عمیقتر میشود، الزاماً از شگفتی او در برابر آفرینش کاسته نمیشود؛ بلکه میتواند این شگفتی را عمیقتر کند.
کسی که حرکت دقیق اجرام آسمانی را میشناسد، نهتنها میتواند بفهمد چگونه خورشیدگرفتگی رخ میدهد، بلکه میتواند بیش از پیش نظم شگفتانگیزی را ببیند که چنین محاسبهای را ممکن ساخته است.
قرآن و سنت نیز انسان را به نادانی دعوت نمیکنند تا ایمان حفظ شود. برعکس، انسان را به دیدن، اندیشیدن، شناختن و تأمل در آفرینش فرا میخوانند.
خطر واقعی در دانستن نیست؛ در این است که انسان بتواند سازوکار جهان را بشناسد، اما از معنای آن غافل بماند.
ممکن است حرکت ماه با معادلات دقیق محاسبه شود، زمان خورشیدگرفتگی تا ثانیه مشخص باشد و تمام جزئیات علمی آن توضیح داده شود؛ اما هنوز این پرسش باقی بماند که چنین نظم و عظمت شگفتانگیزی در وجود انسان چه اثری باید ایجاد کند. در نگاه اسلامی، پدیدههای آسمانی صرفاً اتفاقاتی بیمعنا نیستند. خورشید و ماه از آیات و نشانههای الله متعال هستند؛ و در روایتی آمده است که الله سبحانهوتعالی به وسیلهٔ آنها بندگانش را بیم میدهد. این بیم، نتیجهٔ ناتوانی در فهم طبیعت نیست؛ بلکه نتیجهٔ آگاهی از عظمت آفرینندهٔ طبیعت است. بنابراین، نماز هنگام خورشیدگرفتگی نشانهٔ شکست علم نیست. مسلمان نماز نمیخواند چون نمیداند خورشیدگرفتگی چگونه رخ میدهد؛ نماز میخواند زیرا میداند چه رخ داده و درک میکند که همین نظم و عظمت، او را به یاد آفرینندهٔ آن میاندازد. علم میتواند سازوکار آفرینش را آشکار کند؛ اما معنا، هدف و جایگاه انسان در برابر آفرینش، پرسشهایی فراتر از معادلات علمیاند.
مشکل از علم آغاز نمیشود؛ مشکل از جایی آغاز میشود که پاسخ یک پرسش، پاسخ همهٔ پرسشها پنداشته شود.
شناختن «چگونه» نباید انسان را از پرسیدن «چرا» و «برای چه» بازدارد.
و شاید یکی از بزرگترین نشانههای غفلت در عصر علم این نباشد که انسان از آسمان چیزی نمیداند؛ بلکه این باشد که آسمان را دقیق میشناسد، اما دیگر در برابر عظمت آن به خشوع نمیایستد.
2 843
خورشیدگرفتگی؛ از شناخت پدیده تا شناخت نشانه
گاهی تصور میشود که علم و دین در برابر یکدیگر قرار دارند؛ گویی علم وظیفهٔ توضیح جهان را بر عهده گرفته و با پیشرفت آن، دیگر جایی برای دین باقی نمیماند. این تصور از یک اشتباه اساسی سرچشمه میگیرد: یکی دانستنِ «چگونگی رخ دادن یک پدیده» با «معنای آن پدیده و واکنش انسان در برابر آن».
خورشیدگرفتگی نمونهای روشن از این تفاوت است.
علم میتواند با دقت شگفتانگیز توضیح دهد که خورشیدگرفتگی چگونه رخ میدهد؛ موقعیت ماه را محاسبه کند، حرکتهای مداری را بررسی نماید و حتی زمان وقوع یک خورشیدگرفتگی را برای سالها و قرنهای آینده پیشبینی کند. اما این توضیح علمی، هیچ پاسخی به پرسشهای دیگری مانند این نمیدهد که جهان چرا چنین نظم و دقتی دارد، جایگاه انسان در این جهان چیست، این عظمت چه معنایی دارد و انسان در برابر مشاهدهٔ چنین آفرینشی چه واکنشی باید داشته باشد.
اسلام نیز هرگز برای پدیدههای طبیعی، خرافه را جایگزین علم نکرده است.
هنگامی که ابراهیم، فرزند پیامبر ﷺ، از دنیا رفت و خورشید گرفت، برخی مردم تصور کردند که خورشیدگرفتگی به دلیل مرگ او رخ داده است.
ادامه...
2 843
صفحه اینستاگرام ما را نیز دنبال کنید.
👇 برای ورود به صفحه و دنبال کردن، روی لینک زیر کلیک کنید:
🔗 [https://www.instagram.com/qanetat_afghanistan]
2 843
پیامبر ﷺ فرمودند:
«برای زن بهتر است که در خانهاش نماز بخواند تا در حیاط خانهاش؛ و برای او بهتر است که در اتاق خصوصی و خلوت خود نماز بخواند تا در خانهاش.»
(سنن ابیداود)
2 843
ادامه مطلب....
پاداش استواری بر ایمان
پس از پایان عدّه، خبری بزرگ به امحبیبه رضیاللهعنها رسید.
رسولالله ﷺ برای ازدواج با او اقدام کردند و نجاشی، پادشاه حبشه، این ازدواج را ترتیب داد. امحبیبه رضیاللهعنها، خالد بن سعید بن عاص را وکیل خود قرار داد. نجاشی از طرف رسولالله ﷺ چهارصد دینار مهر پرداخت کرد و برای حاضران نیز غذایی فراهم نمود.
بانویی که روزی در غربت و تنهایی، آزمون بزرگی را پشت سر گذاشته بود، به همسری رسولالله ﷺ درآمد و به مقام مادر مؤمنان مفتخر شد.
ایمان؛ مقدم بر پیوند خونی
سالها بعد، پدرش ابوسفیان، در حالی که هنوز مسلمان نشده بود، به مدینه آمد.
او وارد خانه دخترش شد و خواست بر بستر رسولالله ﷺ بنشیند؛ اما امحبیبه رضیاللهعنها بستر را از زیر او کنار کشید.
ابوسفیان گفت:
«دخترم! آیا مرا شایسته این بستر نمیدانی یا بستر را شایسته من نمیدانی؟»
امحبیبه رضیاللهعنها پاسخ داد:
«این بستر رسولالله ﷺ است و تو مردی مشرک هستی.»
این ماجرا در گزارش ابن سعد از سیره امحبیبه رضیاللهعنها نقل شده است.
این رفتار، نشاندهنده استواری او بر ایمان بود؛ با این حال، نباید آن را به معنای بیاحترامی به پدر یا نفی محبت خانوادگی دانست؛ بلکه مسئله این بود که حرمت و جایگاه رسولالله ﷺ و مرز ایمان و شرک را حفظ کرد.
میراث یک بانوی استوار
امحبیبه رضیاللهعنها برای ایمان خود هزینه پرداخت؛
از وطن هجرت کرد،
غربت را تحمل کرد،
همسرش را از دست داد،
اما از ایمان خود دست نکشید.
و سرانجام، پس از آن همه سختی، الله متعال او را به جایگاهی بزرگ رساند؛ همسر رسولالله ﷺ و مادر مؤمنان.
اندکی بیندیشیم
گاهی انسان در زندگی با انتخابهای دشواری روبهرو میشود؛ جایی که محبت خانواده، خواستههای شخصی و ایمان در برابر یکدیگر قرار میگیرند.
زندگی امحبیبه رضیاللهعنها به ما میآموزد که ایمان نباید در برابر فشار و سختی قربانی شود.
اگر انسان برای ایمانش صبر کند، نباید گمان کند که این صبر بیپاداش خواهد ماند؛ زیرا پاداش و فرجام نیک نزد الله است.
درسهایی برای ما
وقتی میان فرمان الله و خواستهای مخالف آن قرار گرفتیم، فرمان الله را مقدم بدانیم.
در زمان تنهایی و سختی، بر ایمان خود استوار بمانیم.
بدانیم که صبر در راه حق بیپاداش نمیماند.
پیوند خانوادگی ارزشمند است، اما ایمان و اطاعت از الله جایگاه بالاتری دارد.
از زندگی امحبیبه رضیاللهعنها یاد بگیریم که سختیهای امروز میتواند مقدمهای برای خیر بزرگ فردا باشد.
