امیرحسین_گفت
Open in Telegram
من اینجام تا با صدای بلند زندگی کنم؛ دنیا به شنیدن و دیدن خیلي احتیاج داره پس اگر اینجایي، بخاطرِ همینه. اینستاگرام من: amirhossein.goft اگر هر حرفي داري داخلِ ناشناس بهم بگو. https://t.me/Harfmanrobot?start=129713902
Show more2 329
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
2 329
چهل روز...
چهل روز میشه که غم روی قلبمون سنگینترینه؛ چهل روزه که چشمامون از
سوگ و اشک قرمزه، چهل روز میشه که
لباس مشکیامون از تنمون در نیومده،
چهل روز میشه که وقتی لابلای لحظهها یه لبخند میزنی شرمنده تموم اسمایی میشي
که وطن رو به دوش کشیدن، چهل روز
میشه که خنده واسمون گرونه، چهل
روز میشه که زندگی متوقف شده،
چهل روز میشه که ایران شهر و روستا
نداره چون همه یکی شدیم، چهل روزه
فهمیدیم کجای جهان وایستادیم، چهل
روزه که قلب ایران و ایرانی برای هم هر
کجا که باشه میتپه، چهل روزه که
من و تو وجود نداره همه "ما" هستیم.
چهل روزه که قلبامون برای هم میتپه،
چهل روزه که ما هموطن هم نیستیم
وطن هم هستیم؛ چهل روزه کــه دیگه
راضی نمیشیم به خرده زندگیای
که مینداختن جلومون، ما بیشتر
میخوایم، بیشتر طلب میکنیم
و قراره که بسازیمش؛ آزادی تو
مشتمونه، در چند قدمیمون.
ما هیچوقت به قبل برنمیگردیم،
هیچوقت به دروغی که توش بودیم
تن نخواهیم داد، هیچوقت به عقب
بر نمیگردیم، هیچوقت...
2 329
داره بارون میاد و من خواسته ی قلبیِ
هممونو آرزو کردم؛ اینکه ظلم تموم شه.
نه اینکه از یاد بره، نه اینکه به دروغ برگردیم
به همون زندگیِ گذشته ی دروغینمون؛ اینبار
ظلم تموم شه نه شواهد ظلم و ظالم،
با بغض و اشکایی که بند نمیاد اینو
از زندگی خواستم...
2 329
از وطن پرستی، نازک شدم
از عشق به وطنم خم شدم،
اَمان از دردی که تو سینمونه...
اَمان از اشکی که بند نمیاد...
اَمان از این روزای بلأتکلیف...
به امیدِ باز شدن این در.
2 329
باش تا نفرين دوزخ از تو چه سازد، كه
مادران سياه پوش داغداران زيباترين فرزندان آفتاب و باد، هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند...
2 329
کاش میتونستم بجای اینکه
برات از حالم بنویسم که حتی توانشو
ندارم، قلبمو نشونت میدادم، که چه چیزایی
رو دیده، چه چیزایی رو تجربه کرده، چه چیزایی
رو حمل کرده، چه چیزایی رو حس کرده، کاش میشد
تن خسته و زخمیمو بهت نشون بدم تا ببینی من
اینروزا چقدر از همیشه شکننده تر، نازک تر، غمگین ترم،
سوز بدی توی قلبمُ وجودُ زندگیمه؛ من تو سوگ
عجیبیم من خیلی خستم، خیلی خسته...
2 329
باش تا نفرين دوزخ از تو چه سازد،
كه مادران سياه پوش داغداران زيباترين
فرزندان آفتاب و باد، هنوز از سجاده ها
سر بر نگرفته اند...
2 329
اینروزا دارم تو باهم برای مامان خانم
کم بینایی سقف خونهشو تعمیر میکنم؛ با
نیت حال خوبمون عشقتو مثل همیشه برسون.
(لطفاً روی کلمه باهم کلیک کن)✨
2 329
تنها چیزی که میتونم به عنوان یه برادر
کوچیکتر بهتون یادآوری کنم، اینه که
"به جون هم نیفتیم" اینروزا هممون به
قدرِ کافی با دردای خودمون، با آینده
خودمون، با تمومِ راههایی که انتظارمونو
میکشه تو یه مهِ عدم قطعیتیم؛ شرایط
شرایطِ عجیبیه و ازتون میخوام که لطفاً
یکم صبور تر باشیم باهم، یکم همدلتر،
یکم آرومتر؛ یکم با شفقتتر باشیم باهم.
دشمن ما، بینِ ما نیست؛ با خالی کردن
خشممون سر هم، امیدِ همو خاموش
نکنیم؛ امیدوارم هرکجا که هستید
قلبتون گرم باشه، بغل براتون، همین.
