216
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
216
من دوران اوجی را پشت سر گذاشته ام!
مثلا دوره ی ادایی بودن من زمانی نبود که وانمود به سیگار کشیدن میکردم، زمانی بود که وانمود به ترکِ سیگار که اصلا نمیدانستم چگونه کشیده میشود، میکردم.
216
نمیتوانم این واقعیت را منکر شوم که با مداد رنگی آسمان را رنگی بکشم؛ زیرا که همان مدادها حاصلِ کشته شدن چند درخت است. حتی منی هم که کتاب چاپ میکنم غمگینم، نفرین به تمام لغاتی که باید روی جنازه های یک درخت چاپ شود.
زندگی خسته کننده تر از آنی بود که فکرش را میکردیم.
ما باید در همان شکم مادر برای دنیا دست تکان میدادیم.
#مجتبی_مباشری
216
وقتی بود
انگار
پشت کتابخانه ام
به یک سرزمین جادویی راه داشت
وقتی نبود
انگار
دوستانم را رسانده بودم
به خانه هایشان
و من تنها
در مسیرِ برگشت
تمام جاده را
رانندگی می کردم.
#مجتبی_مباشری
216
نیاز به خودکشیِ ابرها
پیاده تا مرزِ خاک و نم
با چکمه های سیاه
خواب روی دست های اطلسی
لمسِ ماه در بامداد
نیاز به کوه در کرانه ها
و کمی از تو دارم.
#مجتبی_مباشری
