299
Subscribers
+224 hours
+137 days
+3030 days
Posts Archive
299
زندگی، حتی وقتی انکارش میکنی، حتی وقتی به آن بیاعتنایی، حتی وقتی از قبولش سر باز میزنی، از تو قویتر است. از همهچیز قویتر است. آدمها از اردوگاههای کار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی را که شکنجه شده بودند، مرگ نزدیکان و خاکستر شدن خانومانشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دویدند، دوباره دربارهی هوا حرف زدند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست، امّا همین است دیگر. زندگی از هر چیزی نیرومندتر است. وانگهی مگر ما کی هستیم که اینهمه برای خودمان اهمیّت قائل میشویم؟ تقلا میکنیم و فریاد میزنیم، که چی؟ برای چی؟ که چه بشود؟
@augustusmusic
299
أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُریقَ بِالظُّـلْمِ دَمُهُ
أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ...🖤
@augustusmusic
299
نام این قطعه روز پاییزی است. به گزارش تاریخ، روز واقعه، ظهری از روزهای پاییز بود، ۲۱ مهرماه ۵۹ شمسی. اما مگر میتوان آن را در نقطهای از تاریخ محبوس کرد؟!
@augustusmusic
299
یا حسین بن علی
خون گرمِ تو هنوز
از زمین میجوشد
هر کجا باغ گل سرخی هست
آب از این چشمهی خون مینوشد
کربلاییست دلم!
سرِ حق بر نیزهست
خیل آزادگی آواره صحرای ستم
از سیهکاری شمران و یزیدان فریاد
یا حسین بن علی
همتت همره حق جویان باد!
شعر سروده ه.ا.سایه
@augustusmusic
299
یک قصه است، اما فرق میکند از کدام زاویه به آن نگاه میکنی، فرق میکند در قبیله کنار نهر باشی یا در خیمههای کم تعداد دشت یا اصلا ندانی که جهان در جایی از آن دو نیم شده است... شکستن مهیب است و دل بیصداتر از همه میشکند... یَا قُوم، هولاءِ قَد بَرَزَ عَلیهم غُلامٌ، اَشبَهُ الناسَ خَلقاً وَ خُلقاً وَ مَنطِقاً بِرسوُلِ الله...
@augustusmusic
299
از تاخیر متنفرم. از غافلگیریِ بد هم همینطور. فیلمها یادم میمونند و مدام صحنهای به خاطرم میاد که کوپر سعی داشت از آینده پیامی به گذشته بفرسته... راستش را بگویم آینده همیشه برایم طلایی و رنگی بود اما... بود. حالا آینده مبهم و ترسناک شده است. از فردای هر روز مطمئنم که روز خوبی نخواهد بود و باید فرداها را پشت سر بگذارم تا به پسفردای شاید روشنتر برسم؛ اینکه هنوز امید دارم رقّتانگیزه!
@augustusmusic
299
خستگی پخش شده توی بدنم و انقدر خستم، فقط دوست دارم زندگی رو بذارم کنار و چشمام رو ببندم و بخوابم ولی دیگه مطمئن نیستم دوست دارم بیدار شم یا نه. میدونی مقدار خستگیای که در طول روز متحمل میشم خیلی بیشتر از استراحتیه که شب تا صبح دارم و اینجوری میشه که دیگه یه روزی میرسه که چیزی ازم باقی نمیمونه. روزی که دیگه، دوباره سبز نمیشم!
@augustusmusic
299
خیلی وقت بود خدا را به صفت صدا نزده بودم. همان خدا صدایش میزدم البته کار زیادی هم باهاش نداشتم چون ازش دلخور بودم و نمیخواستم دعوا راه بیفته. آدم خوبه وقتی تنها میشه بیاراده صداش بزنه یارفیق. رفیق.
@augustusmusic
299
چون ناراحتم و نمیدونم چرا ناراحتم. چون این هم انگار داره پرسه میزنه و نمیدونه کجاست یا به کجا میره. چون ناراحتم و حس میکنم تا ابد این ناراحتی همراهم هست و تنها این انتخاب منه که ناراحتیم رو روی دوشم بندازم یا دور پاهایم ببندم.
@augustusmusic
299
برای رفتهها، برای رفتهها که نه، در واقع برای ما، که رفتهها رفتند و ما را گذاشتند با غمهایمان.
@augustusmusic
299
پیش از آنکه مرا به کم طاقت بودن در برابر شکست متهم کنی، بپرس چگونه شکست خوردم که طاقتم را از دست دادم.
@augustusmusic
299
تو جلسه بودیم که به اون بخش کتابم رسیدیم که میگه در قدم اول به بچهها یادآوری کنیم خودشون رو دوست داسته باشند چون اینکه بقیه افراد خونواده و دوستانشون حس خوب بهشون بدهند رو نمیتونیم کنترل کنیم و تو کلاسها هم به قدر کافی فرصت نیست... یه لحظه با خودم مقایسه کردم که تو این مدت اتفاقا بودند افرادی که سعی داشتند و دارند که حس خوبِ ارزشمندی بهم بدهند اما خودم دست رد زدم.
@augustusmusic
