finn the human
Open in Telegram
270
Subscribers
-124 hours
+97 days
+3030 days
Posts Archive
از روابط بزرگسالی (خصوصا در ایران چون نصفشونم مهاجرت کردن) و اینکه همش نیم ساعت وقت داری دوستات رو بعد هزار قرن ببینی متنفرم
خیلی خوبیم با هم ، جلو دوربـــین بازم مثله ما نیست حتی تو فیلما هـم می خوایم با هم باشیم ما دوتا با هـمیم کل دنیامون غـریبه ان روی تختیم و دیگه ملافه خنک آره زندگی سیگاره و تنها به تو نقد تا به هی به خودم میگم چرا به تو لم دادم وقتی رو پاهات خوابم نمی خوام پر قو می خوام ساعت وایسه اینقده تند نره زود نمی خوام صبر کنم تا که فردا بشه با دست نشون بدن بگن هـرجا چشه یادته لب دریا دستا به شن هاها نه نمی خوام فردا بشه می خوام برم به قلب میخوام بگم که من به تو گره خوردم مثه یه بند کفش آره ، سر بخوریم مثه یه قطره اشک آروم مـن و تو با هم بریم به تشت بذار در بیارم برات گوشواره هات چون که باهم میخوایم بریم زیر دوش آب داغ بهزاد شده عاشق بوت آره باز نمی دونم دورت ملافه بود یا لباس ما با هم تو عکسیم و منظره ها عوض میشن
روی لب و گردنت یه ماچ دوباره باختن دستات انگار قماره لبات گرم و مــرطوب انگار شماله نبینم که هی تو غر بزنی وقتی میتونی با لیتو دور زمین دور بزنی مریضیم و ما قرص همیم بـــهزاد خوبه ولی یه کم تخسه همین چرا دستت داغه داره می لرزه اگه دور باشیم، ولی بازم می ارزه امشب دارم میرم ولی عید اینجام مثه تو رو پیدا نمی کنم هیچ جا نمیخوام برم اصلن دور شم ولی مجبورم دیر میگذره بدون تو شب روزم به تو عادت دارم تو که شدی همخونه ام ولی باید برم ترک کنم من خـونه امlong distance final boss
