en
Feedback
عیارسنج رمان های فروشی خانم مقدسی فر

عیارسنج رمان های فروشی خانم مقدسی فر

Open in Telegram

عیارسنج رمان های خانم مقدسی فر کانال اصلی: https://t.me/+gXO3nTVjuqc2ZmY0 ادمین فروش ربات نیست دوستان،منتظر بمونین تا پاسخگو باشن.اگر تا24ساعت پاسخ ندادن،دوباره پیام بدین. ادمین فروش: @NightAngel55

Show more
1 989
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+2330 days
Posts Archive
⚜پیش فروش رمان: #پادشاه_سایه 🔥 ⚜جلد اول مجموعه: #قبائل_اژدهامجموعه دوم از پادشاهان قبائل داکار. ⚜نویسنده: Zoey Draven ⚜مترجم: مهین مقدسی فر ⚜ژانر: #بیگانه #جادویی #اروتیک #اژدها #عاشقانه #تخیلی #EnemiesToLovers ⚜45 فصل.مستقل. ⚜قیمت پیش فروش:50000تومان ⚜قیمت اصلی:70000تومان ⚜ تحویل: 15اردیبهشت ⚜خلاصه رمان: کلارا از نسل قدرتمند دو ملکه ی بزرگ میامد.زنانی که زمانی، با جادویشان داکار را از نابودی نجات دادند .کلارا به عنوان یک محقق در کتابخانه دوتیک، زندگی اش را صرف درک خواب های عجیب، از دو اژدهایی که همیشه به سراغش میامدند می کرد. راز هایش را از خانواده سلطنتی اش که او را طرد کرده بودند پنهان می کرد چون می دانست موهبت و جادوی نادرش می تواند او را به کشتن دهد. ولی وقتی آن موجود وحشتناک از آن سوی دریا آمد، دیگر راهی برای پنهان کردن رازش وجود نداشت...اژدهای در خواب هایش به هیولایی در واقعیت تبدیل شد. سارکین دیراک زار، پادشاه قبیله ساروث، مردی سرد و بی رحم و به طرز مرگباری باشکوه که فقط به یافتن سنگ قلب اهمیت می داد سنگ قلب هایی که برای اژدهایان منبع قدرت بود. سارکین میدانست که تنها کلید یافتن سنگ قلب ها، کلارا، دختر پادشاه دوتیک است پس به او انتخابی ظالمانه داد: یا با او برود و مردمش را نجات دهد و یا بگذارد شهرش در آتش و مه سرخی که اژدهایان به وجود میاوردند بسوزد. ⚜برای خریدبه این آیدی مراجعه کنید: @NightAngel55 . کانال مترجم: @romansara_tarjome .

💃رمان: #پیوند_با_خدای_وحشی جلد سوم مجموعه: #اسپکت_و_لنگر نویسنده: روبی دیکسون مترجم:نیکس(NYX) ژانر: #اروتیک #جادویی #تخیلی #فانتزی #ماجراجویی #خدایان #اسطوره‌شناسی قیمت اصلی:60000تومان ⚜خلاصه رمان: وقتی یه غریبه رو خونین و مالین تو یه کوچه پیدا کردم ،منطقی ترین کاری که هر کس ممکن بود بکنه این بود که بره دنبال کمک . اما من؟دستشو گرفتم و یه اتفاقی توی بدنم افتاد...که برای چند دقیقه بیهوش شدم. بردمش خونه. خب ، دلایل خودمو داشتم. کَسّام نفرین لذت گرایی داشت. خدایی از یه دنیای دیگه بود که اتفاقی تو دنیای ما گیر افتاد. هر کی دور و برش بود تحت تأثیر طلسمش قرار میگرفت و دست به کارایی می زد که لذت مطلق بود و لذت بخش ترین کار انسانی چیه؟درست حدس زدین،غذا و رابطه جنسی. و من به طور دائم کنارش بودم پس تصور کنید چطور باید در برابر اون حجم از نیاز غیر قابل تحمل مقاومت میکردم؟ خیلی خب، مقاومت نکردم ولی باید درک کنید که نفرین کسام غیر قابل تحمله. و تلاش برای برگردوندن خدا به خونش تقریباً یه عملیات غیر ممکن بود. بین کسایی که به محض دیدنش سعی میکردن ببوسنش و خدایانی از دنیای خودش که سعی داشتن از شرش خلاص بشن ، غرق شده بودم. فقط یه راه حل وجود داشت که منو زنده نگه میداشت ... ازدواج با کسّام..مردی که چیزی بجز لذت از من نمیخواست. برای خرید به این ایدی مراجعه فرمایید  @NightAngel55

👑رمان: #نیاز_وحشی 👑 جلدسوم مجموعه: #جفت_های_هورد_وحشی نویسنده : میلانا جکس مترجم : نیکس (NYX) ژانر: #تخیلی #اروتیک #عاشقانه #موجودات_جدید #جادو #شیفتر قیمت: 35000تومان سه جلدی و هر جلد مستقل(سه جلد کامل) خلاصه رمان: شام با حضور دو خانم. یکی از اونها ملکه بود ملکه ی دست‌نیافتنی . ملکه ی زیبا. ملکه ی زندانی. ملکه ای که مال پادشاه بود. و این دلیلی بود که من دزدیدمش. برای خرید به آیدی مراجعه کنید @NightAngel55 کانال نویسنده: @romansara_tarjome

🧚‍♀پیشفروش رمان: #قلب_وحشی 🧚‍♀ جلد دوم مجموعه: #جفت_های_هورد_وحشی نویسنده : میلانا جکس مترجم : نیکس (NYX) ژانر: #تخیلی #اروتیک #عاشقانه #موجودات_جدید #جادو #شیفتر قیمت پیش فروش:25000تومان قیمت اصلی:35000تومان تحویل:30آذر سه جلدی و هر جلد مستقل(جلد اول آماده) ❌جلد ها پشت سر هم منتشر میشن.❌ خلاصه رمان: قلبش تشنه انتقامش بود اما قلب من فقط اونو میخواست . بعد از اینکه از وسط اردوگاه هورد وحشی فرار کردم ، برای رد شدن از دروازه های سنگین لیان به یه سری مدرک نیاز داشتم. مجبور شدم تن به هر کاری بدم تا پولشو جور کنم. تا اینکه گیرم انداخت و بهم پیشنهاد یه معامله داد : اجازه بدم از جادوم استفاده کنه و در عوض کمکم میکرد تا وارد شهر بشم. به نظر معامله‌ی خوبی بود. واقعاً معامله‌ی خوبی بود. جز اینکه اون مرد جذاب، پرنس شریفی نبود. اون وحشی بود. از همون هوردی که ازشون فرار کرده بودم. قلبش تشنه انتقامش بود. من فقط براش یه وسیله بودم. نباید عاشقش بشم. نمیشدم. اصلاً. برای خرید به آیدی مراجعه کنید @NightAngel55 کانال نویسنده: @romansara_tarjome

💃💃پیشفروش رمان: #لمس_وحشی 💥 جلد اول مجموعه: #جفت_های_هورد_وحشی نویسنده : میلانا جکس مترجم : نیکس (NYX) ژانر: #تخیلی #اروتیک #عاشقانه #موجودات_جدید قیمت پیش فروش:25000تومان قیمت اصلی:35000تومان تاریخ تحویل: 15آذر سه جلدی و هر جلد مستقل ❌جلد ها پشت سر هم منتشر میشن،منتظر نمیمونین.❌ خلاصه رمان: هورد داره میاد. اون همه چیزو ویران میکنه و بعد میره. هرگز باور نمی‌کردیم که وحشی ها واقعی باشن... اما با یک بار لمس وحشی ، ناگهان افسانه به واقعیت تبدیل شد. با چشمای سرخ و درخشان، دندان‌های نیش تیز و چنگال‌هایی وحشتناک همه چیز رو در دهکدمون از بین بردن و امید ناچیزمون به فرار رو در منو خواهرم به نابودی کشوندن... کاری از دستمون بر نمی اومد جز اینکه منتظر بمونیم و دعا کنیم که چیز بیشتری از چیزی که داریم،ازمون نگیرن. خواسته های پادشاه وحشی ها ، ناگهانی و عجیب بود ، درست مثل گرسنگی‌ای که تو اعماق چشمای وحشیش موج میزد . تنها به من خیره می شد و هرچی بیشتر بهم زل میزد، آتیش تو چشماش شعله‌ورتر می‌شد. داشتم به این فکر میکردم که شاید اون هیچ وقت نخواد بره... یا اگه بره ، بدون من این کارو نکنه . برای خرید به آیدی مراجعه کنید @NightAngel55 کانال نویسنده: @romansara_tarjome

سلام دوستان🌺🌺 ـ VIP #شیطان_و_پروانه_آبی افتتاح شد قیمت: 40000تومان و بعد از آن قیمت بالا میرود. 80پارت درVIP قرار گرفته.. 🚫خرید برای خریدارهای جدید با شراطیه(شماره همراه اکانتتون)پس لطفا با توجه به شرایط پیام بدید.🚫 ❌پارت گذاری شنبه تا چهارشنبه روزی2پارت❌ ایدی ادمین فروش: @NightAngel55 رمان: #شیطان_و_پروانه_آبی نویسنده:مهین مقدسی فر ژانر: #مافیایی #عاشقانه #اروتیک #خشن #دارک خلاصه: هرگز عاشق نشدم. هرگز احساس نکردم. هرگز شاد نبوده و لبخند نزدم. پسر بچه بودم وقتی همه ی اینها بخاطر مادرم از من گرفته شد. هیچ احساسات جنسی و عاطفی نداشتم...بجز خشمی که هرگز تمام نمیشد. تا یک شب. وقتی با دختر کوچکی تصادف کردم. قصد داشتم رهایش کنم...ولی او را لمس کردم...و لمس کوچک معصومانه برای نجات جانش چنان احساساتی را در من برانگیخت که تقریبا مرا به جنون رساند. فکر میکردم مشکل جسمی ام به نحوی درمان شده. اشتباه میکردم. بدن،ذهن،احساسات و حتی روحم فقط به آن زن پاسخ داده و گره خورده بود. من صاحب همه چیز بودم. هر چیزی که میخواستم. من پادشاه بودم. قاتل بودم من خدا بودم. میتوانستم هر چیزی که میخواهم را بدست بیاورم. ولی برای به دست آوردن پروانه ی کوچک آبی ام مشکلی وجود داشت... قبل از من شخصی او را گرفته بود. شخصی تصاحبش کرده و به اسم مرد دیگری بود. و آن دختر پاک تر و معصوم تر از آن بود که با من به گناه بیفتد. ولی من شیطان هستم... او را در مشتم میگرفتم...حتی اگر مجبور شوم بال هایش را جدا کنم. ایدی ادمین فروش: @NightAngel55