en
Feedback
شهرزاد

شهرزاد

Open in Telegram

دست‌هایم را در باغچه می‌کارم، سبز خواهم شد، می‌دانم.

Show more
3 293
Subscribers
-124 hours
+117 days
+11630 days
Posts Archive
Repost from ·Alaska, Alaska·
photo content

Rain, Books, Hot chocolate
Rain, Books, Hot chocolate

نوزده ساله‌ بودم، وقتی که اول بار به اتاق یک روان‌شناس پا گذاشتم. اتاق مربعی‌شکل ساده‌ای بود با دیوارهایی یک‌دست سفید که تکیه‌گاه قاب عکس‌های بزرگی با طرح‌ گل‌های درشت آستر و ارکیده‌ی بنفش سیر شده بود. مبل راحتی دو نفره‌‌‌ای به همان رنگ مقابل یک مبل تکی مشکی که محل نشستن خود روان‌شناس بود، گذاشته بودند. صدای زنجیر آویز عینک، قورت دادن آب دهان، خش‌خش مقنعه‌ و جابجا شدن من روی مبل گاه به گاه امواج سکوت را می‌شکست. پس از اجرای سوگند رازداری، آماده‌ی تحلیل دلیل مراجعه‌ی من بودیم. تمام طول جلسه در حالی‌ که به مبل بنفش تکیه داده بودم و تراپیست با لحنی کش‌دار می‌گفت "چشمانت را ببند، نفس عمیق بکش، اجازه بده پرنده‌های سیاه از سمت چپ وارد شوند، حالا آن‌ها را از سمت راست به بیرون هدایت کن." فقط راه خروج از آن اتاق را در ذهن مجسم می‌کردم. شناخت مغز و دانستن دلیل علمی تجربه‌ی احساسات و اضطراب تمام چیزی بود که من در پی آن بودم، چیزی که روان‌شناس اول نتوانست در اختیار من قرار دهد، اما کتاب‌ها توانستند. همان‌طور که در کودکی گناه کوچک‌ترین درد جسمانی‌‌مان هم به گردن 'دل درد' میافتد، در بزرگ‌سالی همه‌چیز بر سر 'استرس'خراب می‌شود. در علم روان‌شناسی مثلثی تحت عنوان تعارض وجود دارد که رئوس آن مکانیسم‌های دفاعی، اضطراب و احساسات هستند. ما در هر لحظه با یکی از این سه سر و کار داریم؛ یا احساسی را حس می‌کنیم، یا اضطرابی را تجربه می‌کنیم و یا مغز ما در تلاش است کاری کند ما نتوانیم چیزی را احساس کنیم. مسئله‌ی بیشتر افرادی که با اضطراب، افسردگی، درد جسمانی بی‌دلیل یا علائم دیگر سر و کار دارند، همین هراس از احساسات است. چون ساز و کار اضطراب ناهشیار ما، هم‌چون دایه‌‌ای مهربان‌تر از مادر دوست ندارد ما احساسات دردناکی را تجربه کنیم، ما را درگیر اضطراب می‌کند، اما حقیقت امر این است که تجربه‌ی صحیح احساسات بسیار کم‌تر از تجربه‌ی اضطراب دردناک هستند.

نوزده ساله‌ بودم، وقتی که اول بار به اتاق یک روان‌شناس پا گذاشتم. اتاق مربعی‌شکل ساده‌ای بود با دیوارهایی یک‌دست سفید که تکیه‌گاه قاب عکس‌های بزرگی با طرح‌ گل‌های درشت آستر و ارکیده‌ی بنفش سیر شده بود. مبل راحتی دو نفره‌‌‌ای به همان رنگ مقابل یک مبل تکی مشکی که محل نشستن خود روان‌شناس بود، گذاشته بودند. صدای زنجیر آویز عینک، قورت دادن آب دهان، خش‌خش مقنعه‌ و جابجا شدن من روی مبل گاه به گاه امواج سکوت را می‌شکست. پس از اجرای سوگند رازداری، آماده‌ی تحلیل دلیل مراجعه‌ی من بودیم. تمام طول جلسه در حالی‌ که به مبل بنفش تکیه داده بودم و تراپیست با لحنی کش‌دار می‌گفت "چشمانت را ببند، نفس عمیق بکش، اجازه بده پرنده‌های سیاه از سمت چپ وارد شوند، حالا آن‌ها را از سمت راست به بیرون هدایت کن." فقط راه خروج از آن اتاق را در ذهن مجسم می‌کردم. شناخت مغز و دانستن دلیل علمی تجربه‌ی احساسات و اضطراب تمام چیزی بود که من در پی آن بودم؛ این‌ها را کتاب‌ها در اختیار من قرار دادند. همان‌طور که در کودکی گناه کوچک‌ترین درد جسمانی‌‌مان هم به گردن 'دل درد' میافتد، در بزرگ‌سالی همه‌چیز بر سر 'استرس'خراب می‌شود. در علم روان‌شناسی مثلثی تحت عنوان تعارض وجود دارد که رئوس آن مکانیسم‌های دفاعی، اضطراب و احساسات هستند. ما در هر لحظه با یکی از این سه سر و کار داریم؛ یا احساسی را حس می‌کنیم، یا اضطرابی را تجربه می‌کنیم و یا مغز ما در تلاش است کاری کند ما نتوانیم چیزی را احساس کنیم. مسئله‌ی بیشتر افرادی که با اضطراب، افسردگی، درد جسمانی بی‌دلیل یا علائم دیگر سر و کار دارند، همین هراس از احساسات است. چون ساز و کار اضطراب ناهشیار ما، هم‌چون دایه‌‌ای مهربان‌تر از مادر دوست ندارد ما احساسات دردناکی را تجربه کنیم، ما را درگیر اضطراب می‌کند، اما حقیقت امر این است که تجربه‌ی صحیح احساسات بسیار کم‌تر از تجربه‌ی اضطراب دردناک هستند.

با گوشی

یه سوال این عکسارو با دوربین گرفتی یا با دوربین گوشیت؟

بین‌ِ راهی، آبان سال سه
بین‌ِ راهی، آبان سال سه

خانه‌های رنگی، آبان سال سه
+1
خانه‌های رنگی، آبان سال سه

انزلی، آبان‌ سال سه
+1
انزلی، آبان‌ سال سه

photo content
+4

من خیلی عکس از سفرم دارم، حوصله‌تون سر می‌ره بذارم؟

لینک کانال یوتیوب: https://youtube.com/@ghostoflibrary

آخه هنوز چیزی نداره ولی چشم

های شهرزاد بنظرم لینک چنل یوتوبت رو پین کن 🙄 چون من خودم مخاستم چنلتو پیدا کنم اشتباهی چنل یکی دگ از بچها پیدا کردم بعد تو بیو دیدم🙄

ممنونم ازتون💗💗💗💗

https://t.me/ghostoflib/2410 موفق باشی شهرزادِ عزیز🤍

نمی‌خوام ادایی باشم اما واقعا خوشحال شدم و حمایتت می‌کنم

این از بهتریییین خبرهایی بود که می‌تونستی بهم بدی دوست من

عضو شدممم اینم کانال منه https://youtube.com/@the_arjmand?si=lIfDvMgNU6iI2YOZ

سلااام آفرین بهت میگم آیدی کانالتو بده حتما 😍