en
Feedback
شهرزاد

شهرزاد

Open in Telegram

دست‌هایم را در باغچه می‌کارم، سبز خواهم شد، می‌دانم.

Show more
3 288
Subscribers
-424 hours
+27 days
+11730 days
Posts Archive
من هم گوشه‌ی یه کتاب‌فروشی خاک‌خورده‌ تو کوچه‌های درکه پیداش کردم.

🕯
🕯

در میان قفسه‌های کتاب‌فروشی قدم می‌زدیم که پرسید: "اگر زندگی‌‌ات یک کتاب بود، چه عنوانی برای آن انتخاب می‌کردی؟" میم گفت: "ایستاده در مه." من ثانیه‌های طولانی در سکوت به چند عنوان فکر کردم؛ اول. تا مدت‌ها به اشتباه تصور می‌کردم که تمام زندگی در مشتم است، خیلی به اراده‌‌م غره بودم، اما اراده‌ی چی، کشک چی؟ به قول یکی از آموزگاران دوران دبیرستان‌م، محدوده‌ی اراده‌ی ما در این دنیا همان داستان پرواز پرنده‌ای‌ست در قفس. آدم‌هایی که می‌آیند، می‌مانند یا بیرون انداخته می‌شوند یا با پای خود می‌روند بیشتر از خود ما مسیر زندگی‌مان را تعیین می‌کنند و چه‌قدر من از نماندن آدم‌هایی که روزگاری دیوانه‌وار برای ماندنشان جنگیدم، ممنونم. پس اول به عنوانِ "از شما ممنونم که نماندید." فکر کردم. دوم. بعد ذهنم به روحیه‌ی خارپشتی "مرگان" کشیده شد؛ مرگانِ کتاب جای خالی سلوچ که همیشه جایی پس ذهن‌ من خانه دارد. دولت‌آبادی در کتاب نوشته: [برای مرگان این احوالات داشت کهنه می‌شد. مرگان احساس می‌کرد خوی خارپشتی پیدا کرده است که هر وقت نیش حمله‌ای را به ‌سوی خود می‌بیند سر به درون می‌کشد و یک‌پارچه خار می‌شود، چنان‌چه هیچ جانوری نمی‌تواند در او نفوذ کند. حالا هم مرگان همان خارپشت بود.] این خارپشت‌بودگی در تمام سیر و احوالات زندگی مرگان وجود دارد. اغراق نیست اگر بگوییم پازل‌های درخشان این رمان، مواجهه این خارپشت با جانوران دیگر است. پس عنوان منتخب دوم "روحیه‌ی خارپشتی" بود. سوم. به "سِلکی" فکر کردم. پس از تماشای فیلم outrun بود که پی بردم، ساکنین جزایر ارکنی بر این باور بوده‌اند کسی که آن‌جا غرق شود، تبدیل به فک خواهد شد. فک‌هایی که "سلکی" نام دارند. سلکی‌ها به هنگام جزر و مد از پوسته‌ی حیوانی خود خارج شده و به شکل انسان‌هایی زیبا بیرون می‌آیند و شب‌هنگام، برهنه، زیر نور ماه می‌رقصند؛ مثل روح بسیاری از ما که معلوم نیست کِی و کجا غرق شده‌اند. با وجود این‌که تمام این عناوین در ذهنم رژه می‌رفتند تنها کلمه‌ی "یک‌رنگی" را بلند به زبان آوردم. می‌دانم "یک‌رنگی" عنوانی نیست که در ویترین کتاب‌فروشی‌ای جای بگیرد، کسی را مقابل قفسه‌‌ای نگه دارد یا ترغیب کند کتاب را دست گرفته‌ و ورق بزند. احتمالن افراد بسیار کمی هم این کتاب را خواهند خواند، اما از جمله کلماتی‌ بود که فکر کردم قویّن می‌تواند من را توصیف کند. با تمام این تفاسیر کتاب نصفه و نیمه فعلن این حرف‌ها را ندارد.

سر فرصت صحبت می‌کنیم، الآن کاری پیش اومد.💗

چه خوب! حالا چند سال بعد که می‌ری سراغ یادداشت‌ها و می‌خونی بیشتر به لذت این کار پی می‌بری.

سلام راستش من از شما ایده گرفتم و کتاب های که میخونم و مینویسم داخل یک دفتر با شماره صفحه و قسمت خیلی ایده خوبی بود دیگه جمله هایی که میخوام گم نمیکنم .

تهران

شهرزاد کجا زندگی میکنی؟

خیلی خجالت‌زده‌ام. بابت لطف و نگاه قشنگ همه‌تون بسیار ممنونم.💗

عزیزم جای تو خالی.

خیلی بی نظیره همین سه ثانیه شهرزاد جان. جان گرفتم ... دلم خواست جای تو توی اون شال مبل غرق میشدم و همونجا میموندم، انقدر که فضا گرم و نرم و زیبا بنظر می رسه.

یک نفر تو کتاب‌فروشی هم همین رو بهم گفت!

چقدر شبیه ان هتوی هستید.

معلومه که یادمه! خیلی خوش‌حال شدم💗 جان شیفته تا امروز از بهترین کتاب‌هایی بوده که خوندم.

سلام سلام! اگر یادتون باشه، چندوقت پیش بهتون گفتم که شما باعث شدین جان‌شیفته رو بخونم و من اون‌موقع از شدت ذوق، جلدهای سه و چهار این کتاب رو اول گرفتم. حالا باید بگم که از همون جلد اول شروع کردم به خوندن و... چطور بگم؟؟ عاشقش شدم! ممنون، ممنون که معرفی کردین! 🤍

امتحانی یک مدت باز می‌ذارم.

شلوغ نمی‌شه؟

اگه ری‌اکشن‌های چنلو باز کنی خیلی خوب می‌شه🥲

کتابی که تو اولین ویدئوی یوتیوب در موردش صحبت کردم. داشتم برای این ویدئو مرورش می‌کردم.

https://t.me/ghostoflib/2457 ولی من لطف ندارم- چه کتابی میخونید اینجا؟ جلدش بشدت آشناست اما نمیدونم چه کتابی هست.