261
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
کارای اداره درهم پیچیده، گزارشای کارشناسیم مونده، کارای دانشگاه هم اضافه شده! یکی نیس بگه نونت نبود آبت نبود، دانشگاه رفتنت واسه چی بود😐😬
دو روز گذشته را با سیریزین در آسمان ها سیر می کردم😂 و اکثر ساعات شبانه روز رو خواب بودم، امروز برگشتم به زندگی🥰
دوستان جایی رو می شناسید که من بتونم مقالات پولی سایت های بیگانه🤭 رو به صورت رایگان دریافت کنم؟
Repost from هیلان🌱
صبح اومدم داروخونه اول مکملهای خودم رو برداشتم. امگا۳ و دایجستیو اید که برای کاهش سایز دور شکمه. کلاژن هم برای سفت شدن پوست بدن و صورت. فولیکوژن هم موهام بعد مریضی خیلی ریزشش زیاد شده. بایو آی بی اس هم چون احساس میکنم مریضی گوارشی هم بهم ریخته من رو.
آهن هم که عضو جدانشدنی زندگی من شده.
امروزم بعد از ناهار نمی خوابم و سعی می کنم یکم به درس و مشقم برسم🤦🏻♀ دیگه پاییز و زمستون ماهیتش سرما و سرماخوردگیه، من امسال باید سفت و سخت باشم و بیخیال این سوسول بازیا شم😬
شاید باورتون نشه ولی جلسه رو رفتم و تمام انرژیم رو گذاشتم که خوب پیش بره، الان میخوام به خودم چیزبرگر هدیه بدم😬🤦🏻♀
می ترسم تا سرماخوردگیم خوب بشه اون وزنی که طی یا ماه و با سختی کم کردم برگرده!!
ولی بعد از چیزبرگر دیگه رعایت می کنم😅
سیتریزین خوردم و منگ منگم، احساس می کنم رو هوا راه می رم، شدیدا هم خوابم میاد، منتظرم خبر بدن برم یه جلسه فورس ماژور که فعلا خبری نیس. کاش می گفتن جلسه کنسله منم می رفتم خونه می خوابیدم😵💫
Repost from صُراحی
@MissEngineer7 🍷
مگرم چشمِ سیاهِ تو بیاموزد کار
ورنه مستوری و مستی، همهکس نَتْوانند
Repost from صُراحی
این پیام رو توی کانالتون ارسال کنید تا بر اساس انرژی و حسی که از نوشتههاتون میگیرم؛ براتون یه بیت از حافظ بنویسم 🍷
+پیامها به مرور زمان ارسال میشه و در صورت ازدياد، زمان محدود داره.
منم یه سری حراست دانشکده سر بوت بلند جلوم رو گرفت😬 بعد فک کن من دانشکده هنر و معماری بودم که هر جور دوس دارین تیپ می زننا🤦🏻♀
البته از خجالت حراست دانشکده دراومدم و گفتم چیکارش کنم شلوارمو جر بدم تا رو زانوم که بیاد رو بوتم یا اینکه از فردا شلوارک بپوشم😂😈
ولی یه مدت بعدش ازم تعهد گرفتن به خاطر لباس هام، در صورتی که لباسای من بچه فنی در مقابل تیپای بچه های هنر اصن به چشم نمی اومد. بیشتر به خاطر زبون درازم بود.
این هفته کلاسا رو نرفتم، مثه اینکه کلاسا جدی جدی شروع شدن و اساتید تکلیف دادن واسه جلسه بعد و پژوهش و مقاله میخوان🤦🏻♀ از الان بگم دکمه غلط کردمش کجاست یا زوده؟!
شاید باورتون نشه ولی باید بگم صبح جمعه خود را دارم با مطالعه آغاز می نمایم🤷🏻♀
صبح می خواستم آب ولرم و آبلیمو بخورم یهو جوگیر شدم به جا آبلیمو دو قلشق سرکه سیب ریختم تو لیوان😱 با توجه به اینکه گلوم هنوز خوب نشده بود با خوردن آب ولرم و سرکه سیب حس کردم گلوم سوخت و تا خود معده ام رو آتیش زد، یه حال چندشی بود که نگو.
بعد از خوردن ۲-۳ وعده غذا و میوه (مثلا در جهت لاغری خوردم واسه من نتیجه عکس داشت😄) معده ام بهتر شد ولی گلوم همچنان می سوزه.
من الان می بایست باروبندیل رو می بستم و می رفتم سمت شهر یونی، ولی با جسمی و خسته و سرماخورده در حال خورد کردن کلم بنفشم جهت انداختن ترشی کلم مجلسی😊 (من کی اینقد کدبانو شدم آخه)
پروازهای برگشت کنسل شد و من نرفتم🤷🏻♀در حالت نرمال می گفتم اکی با اتوبوس برمیگردم ولی در حالت فعلی می دونستم بدن سرماخورده ام توانایی تحمل چندین ساعت اتوبوس رو نداره پس بیخیال شدم😬
پست حاوی مطالب چندش😂😁
سرماخوردگیم در مرحله آبریزش هس🤧
دماغمو کشیدم بالا، همکارم گفت اگه اونجا جا داشت که نمی اومد پایین😂 بهش گفتم راستی دیدی رنگ چشمام تغییر کرده گفت چیکارکردی لنز گذاشتی؟ گفتم نه! دماغمو کشیدم بالا، چشام سبز شده😂
پست حاوی مطالب چندش😂😁
سرماخوردگیم در مرحله آبریزش هس🤧
دماغمو کشیدم بالا، همکارم گفت اگه اونجا جا داشت که نمی اومد پایین😂 بهش گفتم راستی دیدی رنگ چشمام تغییر کرده گفت چیکارکردی لنز گذاشتی؟ گفتم نه! دماغمون کشیدم بالا، چشام سبز شده😂
