en
Feedback
مهندسی با موهای فر

مهندسی با موهای فر

Open in Telegram
261
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
آهنگی که وقتی خیلی غمم گینه (از نوع سوگش) گوش میدم و گوله گوله اشکام سرازیر میشه.

قلبم واست دختر قوی💔🖤 روح مامانت قشنگت در آرامش🖤

نیازمندی الان چیزکیک و دمنوش اسطوخودوس 🥹 که هیچ کدوم رو ندارم و به جاش گل گاو زبون و ساقه طلایی می زنم😐

پ.ن بعدی: قسمت نظرسنجی پشتیبانی، عدم رضایتم از پشتیبانی رو اعلام کردم😬 الان از تیم حامی مشتریان تماس گرفتن گفتن مشکلتون چی بوده، گفتم انتظار داشتم برخورد سفت و سخت تری با رستوران داشته باشین که این کارش رو تکرار نکنه، نه اینکه همه سفارشا رو نصف و نیمه بفرسته بگه نهایتش مشتری پیگیری کنه ایکس تومن ازم کم می کنن، در واقع شما دارین رستوران رو تشویقش می کنید به انجام این کار. معذرت خواهی کرد و گفت حتما پیگیری می کنیم و تذکر می دیم.

جهت تست و راستی آزمایی😈😁

Repost from .
حالا جدی این پیام رو داخل چنلت فوروارد کن بگم چنلت چه وایبی ✨ میده. جدی جدی جدی جدی

دیدین یه روز که عصبی هستین دومینووار کاراتون نمیشه و عصبی تر میشین؟ یه ارباب رجوع داریم که دخترخاله یکی از همکاراس، کارای این ارباب رجوع به خاطر آشناشون معمولا سریع انجام میشه، منتهی پیش من که میاد باید مثه بقیه تو نوبت بمونه، یکی دوبار به خاطر همین بحثمون شده، و این ارباب رجوع متوهم فک می کنه به خاطر بحثای قبلی میگم تو نوبت بمون😐😐😐 امروز باید جواب یه ارزیابی مهم سازمان رو ميدادم که وقت گیر بود، به همه ارباب رجوع هایی که با من کار داشتن می گفتم الان سرم شلوغه و برین آخر وقت بیاین، همشون پذیرفتن جز این خانم متوهم تو اداره نشسته بود و به همه می گفت خانم مهندس گفته برو آخر وقت بیا😐 تو جلسه بودم که حراست زنگ زد مگه شما با خانم فلانی مشکلی داری که کاراشو انجام نمیدی😳 گفتم این خانم توهم توطئه داره، منم به خاطر این اخلاق بچه گونه و زیرآب زنیش باهاش مشکل دارم ولی من کار همه رو انجام میدم، الانم کار داشتم و گفتم آخر وقت بیاد مثه بقیه ارباب رجوع ها. منتظر بودم جلسه تموم شه و برم خانم متوهم رو شست و شو بدم و بگم "این بچه بازی ها چیه درمیاری، آخر وقت شد اومدی و کارت انجام نشد که رفتی گزارش دادی و ..." که شانس آورد و رفته بود. همکارش اومد و کارشو انجام دادم و گفتم به این خانم بگو از سنت خجالت بکش و دست از این بچه بازی هات بردار 😐 رئیس واحدم به همکارش گفت به این خانم بگو دیگه پاشو تو اداره ما نزاره فقط دنبال حاشیه اس و ... ظهر که اومدم خونه از شدن عصبانیت و گشنگی معده ام داشت سوراخ میشد، خوراک جوجه سفارش دادم، رفتم سفارش رو تحویل بگیرم آقاهه گفت ببخشید نون نبود😐 گشنه بودم و چیزی نگفتم و غذا رو تحویل گرفتم. وقتی غذا رو باز کردم دیدم دو سیخ جوجه سرد! دو تا نصفه گوجه یخ زده و یه نصفه نارنج هس😐 این مثلا سفارش دو پرس خوراک جوجه بود😐(حتی دورچینش رو هم نذاشته بودن) عصبانیتم افزون شد و پیام دادم پشتیبانی اسنپ فود😐 یکی نیس بگه لامصب سفارش رو قبول نکن! مگه مجبوری😬

امروز از اون روزای جیغ و دادی بود🗣 گلوم درد گرفت اینقد داد زدم😁 دو تا از کارشناسا و رئیس واحد و معاون اومدن گفتن فلان کارو انجام بده گفتم انجام نمیدم و واسشون دلیر آوردم که منطقی نیس، گفتن با مسئولیت ما، گفتم بحث مسئولیت نیس بحث عقل و منطق و انصاف و عدالتی هست که با این کار نادیده اش می گیریم😬 هی از اونا اصرار و از من انکار که چرا از منطق تون کمک نمی گیرین🙊 البته اینجا دارم گوگولی و ناز میگم تو اداره اینجور نبودم مثه مادر فولاد زره عربده می کشیدم🤣 خلاصه معاونمون عصبی شد گفت وقتی من اینجا کشکم و خانوم مهندس تصمیم گیره هر کاری می خواین انجام بدین، اصن وقتی به حرفم امنیتی نمیدین بیاین معاونت رو بردارین واسه خودتون😈😂 معاون با حالت قهر از اتاق رفت بیرون و قرار شد کاری که من میگم رو انجام بدن😁 آخر وقتم با رئیس واحد سر مسئله ی بخشنامه ای به اختلاف خوردیم، برداشتامون از بخشنامه متفاوت بود و هر کدوم با اطمینان ۱۰۰ درصد و قاطعیت تام از برداشت خودمون دفاع کردیم😂 خلاصه چن جا تماس گرفتیم و قرار شده نتیجه رو اطلاع بدن که برداشت کدوممون صحیح هس و باید طبق اون کار رو پیش ببریم🙃 آهان با رئیس واحدم شرط بندی کردم، امیدوارم شرط رو نبازم😁

Repost from N/a
اسکله بندر دیلم 🌊
اسکله بندر دیلم 🌊

چیرا دیس لایک آخه، من دوس میدارم😂😈

کدوم خوراکی رو وقتی تست کردن تصورتون در موردش تغییر کرد؟ خودم ماست میوه ای، کلی مقاومت میکردم واسا تسو کردنش، وقتی خوردم دوسش داشتم.

خیلی پیرسینگ بینی رو دوس دارم، خیلیا🥰 منتهی چون کارمندم نمی تونم بزنم واسه همین یا فیک استفاده می کنم یا از این نگین برچسبیا، اگه این آزادی عمل رو دارین حتما بهتون توصیه اش می کنم😍

ولی من بامداد خمار رو دوس دارم🥹چیرا بهش هیت میدین؟

اَعطَیتُکَ ما تُریدُ +بهتر از اونی که میخوای بهت میدم. امضا: خدا💫

تو دو راهی بزرگه خونه رفتن و نرفتن آخر هفته گیر کردم😬🤦🏻‍♀ خودم قصد رفتن نداشتم ولی خانواده اصرار می کنن بیا. خونه ام به شدت نامرتبه، کلی لباس کثیف دارم که برنامه ام اینه که آخر هفته بشورمشون، کلی درس و مشق دانشگاه که باید این هفته حتما انجام شه، همه اینا رو گذاشتم به امید این دو روز تعطیلی آخر هفته😬 اگه برم خونه قطعا همه اینا شیفت پیدا می کنه به هفته آینده و انجام دادنشون تو طول روزای هفته امکان‌پذیر نیس.

اتاق رئیس واحد نیاز به تعمیرات داره و خودش حسابی سرماخورده و نتونست بیاد اداره، بعد تعمیراتی ها کارشون تا یکی دو ساعت دیگه طول میکشه و همه همکارا سرشون رو انداختن پایین و رفتن😐 یکی از ارباب رجوع ها اومده میگه یه مرد تو این اداره نبود که یه خانوم میخواد وایسه بالا سر کارگرها، یکی از همکارا وایساده بود یه بهونه آورد و رفت😬 خلاصه که همکارامون پرنسس شدن😐

مشخص شد جوجه از موهای فر رقصان در باد من خوشش اومده😂میگه اول از شخصیتت خوشم اومده بعد موهات! میگم ما چن کلمه که بیشتر باهم صحبت نکردیم چه جوری با اون چن کلمه شخصیت منو تشخیص دادی😂 موهامم که تو باد وز شده بود و از نظرم زیبا نبود. تنها گزینه روی میز شوگر مامیه😂

دیروز اسنپ گرفته بودم و یه جوجه فنچ راننده بود😁😂 فک کنم گفت دانشجو ترم دوم هستم😁 بعد از دیروز داره یه ریز پیام میده ازت خوشم اومده😂فک کنم دنبال شوگر مامیه😂 اینقد بچه بود که می ترسم اگه باهاش تند حرف بزنم بزنه زیر گریه😂

دیشب موقعی که این پست بالا رو گذاشتم تازه رسیده بودم خونه، الانم با اینکه دارم پاره میشم از کم خوابی و خستگی بیدار شدم که شال و کلاه کنم و برم سرکار😮‍💨

کمکاتون هرچند قطره قطره می تونه دریا شه، همین کمکا هرچند کوچیک می تونه به یه نفر زندگی ببخشه❤️ دریغش نکنید.