متلهف
Open in Telegram
4 174
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2230 days
Posts Archive
4 174
شبی تاریک
در دشت
تنها صفیر گلوله
در جاده تنها نفیر باد
در دور دست
نور ستارهها
به خاموشی میگراید
شبی تاریک
میدانم بیداری و
در بستر جوانی ات
پنهانی اشکهایت را پاک میکنی
چقدر عمق چشمان شیرینت را دوست دارم
چقدر دوست دارم
و میخواهم چشمانت را
شب تیره
ما را از هم
جدا میکند و
میان ما
دشتی تاریک و
هولناک
دامن گسترده
تو را باور میکنم
و همین باور
در بارانی از گلوله ها
جانم را نجات بخشیده
در این نبرد مرگبار
خوشحال و آرامم چون میدانم
هرچه که مرا پیش آید
تو با عشق استقبالم خواهی کرد
از مرگ نمیهراسم
بارها بس بسیار با او روبرو شدهام و
اکنون
اکنون نیز گویی برابرم
میرقصد و میرقصد
تو به انتظارم هستی
همسرم و در بستر جوانی ات بیدار
برای همین میدانم که هیچ اتفاقی
هیچ اتفاقی
برایم نخواهد افتاد
برای همین میدانم که هیچ اتفاقی
هیچ اتفاقی
برایم نخواهد افتاد
4 174
امسال خودتون رو ببخشید. اگر جایی جسمی یا روحی به خودتون آسیب زدید و در حق خودتون ظلم کردید الان خودتون رو ببخشید و سعی کنید امسال با خودتون مهربون تر باشید. اگر جایی میتونستید از چیزای بد دوری کنید اما نکردید و بهتون آسیب زد یا احساس بدی رو با خودتون حمل میکنید، رهاش کنید.
امسال بیشتر مراقب روان و بدن خودتون باشید🪴
4 174
یکی گفت وقتی بمیریم ما را برای سوال و جواب از گناهانمان ببرند، باید بگوییم ما که زندگی نکردیم که بخواهیم مرتکب گناهی هم بشویم، ما فقط تماشاگر بودیم، و حالا که زندهایم نباید زندگی کمی هم به ما روی خوش نشان دهد؟
-آوای کوهستان/ یاسوناری کاواباتا
