متلهف
Open in Telegram
4 174
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2230 days
Posts Archive
4 174
میخوای بمیری؟!
خودت رو بنداز تو دریا ببین چجوری واسه ژنده موندن تقلا میکنی🙃
تو نمیخای بمیری میخوای روح و روانت که داره ازار میبینه بکشی.
4 174
مدرک تحصیلی برگه ای که نشون میده تو تحصیل کرده ای، اما ابدا ثابت نمیکنه تو یه آدم فهمیده ای!
4 174
هیچوقت آدمی که حتی با فکر از دست دادنت گریه کرده رو ول نکن!
بهت قول میدم هیچکس اندازه اون دوستت نخواهد داشت🤍🌱
4 174
دختری مثل همه دخترای شهر
میخندید ولی از تو پر از کوله بار غم
ندید رنگ جماعتو، هیچ توجهی نکرد
فقط خدا انگار اونو اینجا قضاوتش نکرد
خیلی داغون و خستس از این ادمای دورش
مثل سوال جاخالی بوده همه کردن پرش🥴
تنها دلخوشیشم این بوده یه خونواده داره
همون خونواده بهش گفتن سر راهی بوده
، اون دیگه حالش خوب نمیشه
حرف نمیزنه فقط بغض گلوشه
کمبود داره شب که میشه
یکی بفهمونه اینکه هنوز عاشقشه
.داده بود اون کاملا روحیشو از دست
از خونه فراری شد که نباشه اون از دم
اعصابش خورد بود و هی پرسه میزد توی شهر
باهمون حال داغونم مزاحمی بوق میزد
میگفت مایرو بهت میدم اره بیا بشین
دخترم نمه نمه رفت نشستش توی ماشین
خوردش جرقه تن فروشی همون لحظه
دیگه حیا نداشت شده بودش اون یه هرزه:)
میدید اسمونو، شده بودش سقف اتاقش
همون کارتون خوابا بودن اونجا رفیق فابش
اگه بره باشی گرگ میکنه بهت حمله
مواد تعارف کرد و بهش گفت: بزنی حله🤫
الان خیلی وقته بعد همون ماجرا خماره
تو این خرابه ها میخوابهو عین یه بیماره
انگار دلتنگیاش دیگه برا خونه نبود
واسه مواد میشد هروز زیر چشاش کبود
اونجا فهمیده بود رسیده به ته خط
حتی دیگه نایی نداشت واسه حرکت🙂
نشد تو اون شرایط بشه دست به جیب
تهشم سر پول خورده بود به یه مشت پست هیز
خیلی عجیب اونجا دیگه گریه نمیکرد
از تو داغون بود اما باز خوشحالی میکرد
نگو فکر خودکشی زده بود توی سرش
سرنگ خالی ورداشت و کرد تو رگش❤️
4 174
مغزش انقدر داد زده بود از مویرگاش خون میزد بیرون
قلبش که انقدر گریه کرده بود مثل چوب خشک شده بود
ولی هنوزم لبخند میزد
