en
Feedback
تاریخ افغانستان و جهان

تاریخ افغانستان و جهان

Open in Telegram

https://t.me/joinchat/AAAAAFXCbiOAGOk8cbUQOg كسى كه تاريخ نميخواند محكوم به شكست است! تاریخ از آن کسانی است که رویاهای بزرگ در سر دارند... @tarikhima

Show more
2 726
Subscribers
-1724 hours
-357 days
-8330 days
Posts Archive
نقشۀ وضعیت سیاسی قبرس جزیرۀ قبرس در شرق دریای مدیترانه، جغرافیای سیاسی خاصی دارد و متشکل از چهار قلمرو مستقل است: جمهوری ترک
نقشۀ وضعیت سیاسی قبرس جزیرۀ قبرس در شرق دریای مدیترانه، جغرافیای سیاسی خاصی دارد و متشکل از چهار قلمرو مستقل است: جمهوری ترک قبرس شمالی: این بخش پس از عملیات نظامی ارتش ترکیه در سال ۱۹۷۴ اعلام موجودیت کرد. جمهوری موسوم به قبرس: دولتی که به‌صورت بین‌المللی به رسمیت شناخته شده و جمعیت آن عمدتاً یونانی‌تبارند. منطقۀ حائل سازمان ملل: به «خط سبز» معروف است و نواری است که دو بخش شمال و جنوب را از هم جدا می‌کند. این منطقه توسط نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد (UNFICYP) کنترل می‌شود. پایگاه‌های نظامی بریتانیا: مناطق آکروتیری (Akrotiri) و دکلیا (Dhekelia) که پس از استقلال قبرس در سال ۱۹۶۰، به عنوان قلمرو خارج از کشور بریتانیا باقی ماندند. جالب است بدانید که پایتخت این جزیره یعنی نیکوزیا (Nicosia)، تنها پایتخت تقسیم‌شده در اروپا به شمار می‌رود و خط سبز دقیقاً از وسط این شهر عبور می‌کند.

تخت رستم، ولایت سمنگان، شمال افغانستان یکی از شگفت‌انگیزترین یادگارهای بودایی؛ بنایی صخره‌تراش که احتمالاً میان سده‌های چهارم
تخت رستم، ولایت سمنگان، شمال افغانستان یکی از شگفت‌انگیزترین یادگارهای بودایی؛ بنایی صخره‌تراش که احتمالاً میان سده‌های چهارم تا هفتم م. در دل سنگ کنده شده است. این مجموعه شامل استوپه، حجره‌های رهبانی و فضاهای آیینی، نشان می‌دهد که پیش از اسلام، این ناحیه بخشی از حوزهٔ فرهنگی و دینی بوداییِ باختر (بلخ) بوده است. نام «تخت رستم» اما برآمده از حافظهُ عامیانهٔ متأخر است. در فرهنگ بومی، این مکان با رستم و تهمینه پیوند دارد و گفته شده که دیدار و دلدادگی آن دو در اینجا رخ داده است. این انتساب‌ها در جغرافیای فرهنگی ایران (خراسان)، افغانستان و ورارود رایج‌اند و بناها و آثار پیشااسلامی، در گذر زمان، در جهان استوره‌ای شاهنامه بازخوانی شده‌ تا برای جامعه، قابل‌فهم باشند. رستم در حافظهٔ فارسی‌زبانان منطقه، یک نشانۀ هویتی و پیوند‌دهندهُ گذشتهٔ باستانیِ ناشناخته با سنت رواییِ ایرانی است. از این‌رو، بسیاری از دژها، غارها و سازه‌های کهن در افغانستان و ورارود با رستم پیوند دارند. این فرایند، نوعی استوره‌ای‌سازی جغرافیای است که در آن یک مکان کهن، بخشی از یک روایت حماسی می‌شود. ✍🏻 #خورشید_صبوری @tarikhima

عکاسی در افغانستان و جماعتی در صف برای گرفتن عکس 1980میلادی @tarikhima ‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎
عکاسی در افغانستان و جماعتی در صف برای گرفتن عکس 1980میلادی @tarikhima ‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌

🏺 افغانستان؛ چهارراه تمدن‌های کهن در تاریخ اولیه، سرزمین افغانستان فقط یک منطقه جغرافیایی نبود، بلکه پل اتصال تمدن‌های بزرگ جهان به‌شمار می‌رفت. از شرق، تمدن‌های هند؛ از غرب، تمدن‌های ایران باستان؛ ترکیه، مصر، اروپا و از شمال، اقوام آسیای میانه همه از این سرزمین عبور می‌کردند. به‌همین دلیل، شهرهایی مانند بلخ و هرات در هزاران سال پیش، مراکز دانش، تجارت و ادیان بودند. حتی ظهور زردشت در بلخ بیانگر کهن‌ترین مراکز فکری جهان میباشد. 👉 این تنوع تمدنی سبب شد که افغانستان از آغاز تاریخ، سرزمین همزیستی فرهنگ‌ها باشد؛ ویژگی‌ای که تا امروز در هویت آن دیده می‌شود. @tarikhima

اطلاعیه مژده به علاقه‌مندان به تحصیل قابل توجه داوطلبان، جوانان و علاقه‌مندان به تحصیلات عالی و نیمه‌عالی! بنیاد جوانان مفتخر
+4
اطلاعیه مژده به علاقه‌مندان به تحصیل قابل توجه داوطلبان، جوانان و علاقه‌مندان به تحصیلات عالی و نیمه‌عالی! بنیاد جوانان مفتخر است به اطلاع برساند که پروسه ثبت‌نام و صدور نامه قبولی (Admission) برای تمامی متقاضیان در انستیتوت و دانشگاه جوانان همه‌روزه به صورت منظم جریان دارد و دانش‌آموزان و دانشجویان عزیز می‌توانند بدون محدودیت مکانی، در رشته‌های دلخواه و مورد علاقه خود جذب شوند. مزایای ویژه تحصیل در انستیتوت و دانشگاه جوانان: ـ آموزش کاملاً دیجیتالی: امکان اشتراک در صنوف به صورت آنلاین از هر نقطه جهان با انعطاف‌پذیری بالا. ـ ارائه دیپلم بین‌المللی: صدور مدرک و دیپلم معتبر و بین‌المللی در پایان دوره تحصیلی. ـ تنوع در رشته‌های تحصیلی: امکان انتخاب و جذب در طیف وسیعی از رشته‌های مدرن و کاربردی. محیط آموزشی استاندارد: بهره‌مندی از اساتید مجرب و سیستم آموزشی باکیفیت. نوت: نامه قبولی بعد از سپری کردن موفق مصاحبه دانشجویی صادر میگردد.
«بدون محدودیت جغرافیایی و به صورت آنلاین درس بخوانید، دیپلم بین‌المللی دریافت کنید و آینده‌ای درخشان بسازید.»
جهت ثبت‌نام و دریافت نامه قبولی: همه روزه می‌توانید از طریق بخش پذیرش گروه تلگرام دانشگاه و انستیتوت اقدام نمایید. گروه های ثبت نام: دانشگاه جوانان: https://t.me/AYouthU انستیتوت جوانان: https://t.me/AYouthI

📜 «یکی از درخشان‌ترین ویژگی‌های سلطان حسین بایقرا، علم‌دوستی و هنرپروری او بود. وی با حمایت از دانشمندان، شاعران و هنرمندان، هرات را به پایتخت فرهنگی جهان تیموری تبدیل کرد. دوران فرمانروایی او را می‌توان عصر طلایی شکوفایی علم، ادب، خوشنویسی و هنر در خراسان دانست؛ دورانی که نام هرات را در تاریخ فرهنگ اسلامی جاودانه ساخت.»

🔴ولایت کابل، ولسوالی شکردره، بند زیبای شاه و عروس 🔸این تصویر چشم‌نوازی از بند شاه و عروس در ولسوالی شکردره ولایت کابل است؛
🔴ولایت کابل، ولسوالی شکردره، بند زیبای شاه و عروس 🔸این تصویر چشم‌نوازی از بند شاه و عروس در ولسوالی شکردره ولایت کابل است؛ یکی از مناطق زیبا و دیدنی افغانستان که با طبیعت دل‌انگیز و چشم‌اندازهای آرام‌بخش خود، جلوه‌ای از زیبایی‌های سرزمین ما را به نمایش می‌گذارد.

در اواخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجری قمری، پیش از آن‌که جهان نام «مغول» را با بوی خون بشناسد، در قلب آسیا چیزی ایستاده بود که به آن امپراتوری خوارزمشاهیان می‌گفتند؛ نه یک دولت معمولی، بلکه بدنی عظیم که از خوارزم و کنار دریاچه آرال شروع می‌شد، از ماوراءالنهر می‌گذشت، تمام خراسان بزرگ را می‌بلعید و تا نیشابور، مرو، بلخ، هرات، غزنی، ری، همدان و اصفهان کشیده می‌شد. این سرزمین نفس می‌کشید، جمعیت داشت، ثروت داشت، ارتش داشت. فقط یک چیز نداشت: عقلِ واحد در لحظه‌ی مرگ. بر تخت، سلطان محمد خوارزمشاه نشسته بود؛ مردی با تاج، با لشکر، با عنوان «سلطان اعظم». اما تاج همیشه دروغ نمی‌گوید؛ گاهی فقط حواس را پرت می‌کند. قدرت واقعی جایی دیگر لانه کرده بود. در حرم، در پشت پرده، در دهان زنی که آرام حرف می‌زد و کشور می‌لرزید: ترکان خاتون. او فقط مادر سلطان نبود. او دولتِ پنهان بود. فرمان می‌نوشت، حکم می‌شکست، آدم می‌ساخت و آدم حذف می‌کرد. امیرانی که باید به سلطان جواب می‌دادند، اول چشم‌شان به او بود. قاضیانی که باید به قانون وفادار می‌بودند، به رضایت او سوگند خورده بودند. دربار، دو قلب داشت؛ و هیچ بدنی با دو قلب سالم نمی‌ماند. آنچه تاریخ به او نسبت می‌دهد، شایعه نیست؛ الگوی تکرارشونده‌ی فروپاشی است. می‌گویند عمداً فرمان‌های پسرش را خنثی می‌کرد تا نشان دهد بدون او هیچ چیز پیش نمی‌رود. می‌گویند وفاداری را نه با شایستگی، که با نزدیکی به خودش می‌سنجید. می‌گویند ارتش را تکه‌تکه کرد، نه با شمشیر، بلکه با بدگمانی. هر سرداری که فقط به سلطان وفادار بود، برایش خطر محسوب می‌شد. هر کسی که مستقل فکر می‌کرد، باید حذف می‌شد. کشور از بیرون سالم به‌نظر می‌رسید، اما از درون پوسیده بود؛ مثل دیواری که فقط منتظر یک ضربه است. و آن ضربه آمد. فرستادگان چنگیزخان وارد سرزمینی شدند که نمی‌دانست باید با دشمن حرف بزند یا با خودش. تصمیم‌ها دیر بود، واکنش‌ها متناقض، و غرور، جای عقل را گرفته بود. وقتی بازرگانان کشته شدند و سفیران تحقیر، دیگر موضوع فقط یک اشتباه سیاسی نبود؛ این اعلام مرگ بود، فقط هنوز دفنش نکرده بودند. مغول‌ها حمله نکردند؛ ریشه‌کن کردند. مرو، شهری که گفته‌اند خون در کوچه‌هایش جاری شد. نیشابور، جایی که انسان را شمردند، نه برای نجات، برای قتل. بلخ و هرات، که حافظه‌ی تمدنی‌شان سوخت. این فاجعه فقط با شمشیر مغول ساخته نشد؛ با سال‌ها فلج‌کردن عقل حکومت آماده شده بود. ترکان خاتون گریخت. قدرتی که روزی کشور را می‌چرخاند، حالا فقط دنبال جان خودش می‌دوید. دستگیر شد. اسیر شد. و در اسارت مرد. نه با شکوه، نه با تاج، نه با فرمان. تاریخ این‌جا لبخند نمی‌زند؛ فقط یادداشت می‌کند. مورخان وقتی به نامش می‌ر سند، مکث می‌کنند. بعضی با احتیاط می‌گویند «زن قدرتمندِ بدفهمیده‌شده». بعضی بی‌پرده‌تر می‌نویسند: نماد قدرتِ بی‌مهار. اما حتی نرم‌ترین روایت‌ها هم از یک خط قرمز عبور نمی‌کنند: درباری که او ساخت، در لحظه‌ی مرگ، توان تصمیم نداشت. و حالا پیام را واضح بگویم، بدون پنهان‌شدن پشت واژه‌های آکادمیک: امپراتوری‌ها همیشه با حمله دشمن سقوط نمی‌کنند. بعضی وقت‌ها، سال‌ها قبل، در آغوش خودشان خفه می‌شوند. ترکان خاتون فقط یک زن در تاریخ نبود؛ او هشدار است. هشداری که اگر نشنوی، تاریخ دوباره، با نامی دیگر، از همان‌جا ضربه می‌زند. و حالا سؤال آخر، همان سؤالی که این روایت را رها نمی‌کند: اگر مغول‌ها جرقه بودند، آیا آتش از بیرون آمد؟ یا سال‌ها قبل، در قلب همان دربار، کسی هیزم‌ها را روی هم چیده بود؟ @tarikhima

#ترکان #خاتون @tarikhima
#ترکان #خاتون @tarikhima

رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ (بقره/287) پروردگارا ! آنچه را كه در توانایی ما نیست بر ما تحمیل مکن. آمین یا رب العالمین

اختیارالدین؛ فرمانده‌ای که نامش بر ارگ هرات ماندگار شد اختیارالدین، از امیران و فرماندهان نظامی خاندان آلِ کرت در سده هشتم هجری قمری بود. هرچند منابع تاریخی اطلاعات گسترده‌ای از زندگی شخصی او ارائه نمی‌کنند، اما نام او به سبب ارتباط با ارگ تاریخی هرات برای همیشه در تاریخ ثبت شده است. براساس منابع تاریخی، دژ مشهور هرات از اوایل قرن هشتم هجری به نام قلعه یا ارگ اختیارالدین شناخته شد. پژوهشگران بر این باورند که این نام به احترام اختیارالدین، یکی از فرماندهان برجسته حکومت آلِ کرت، بر این دژ نهاده شده است؛ هرچند برخی مورخان احتمال داده‌اند که «اختیارالدین» تنها یک لقب افتخاری بوده باشد. ارگ اختیارالدین در روزگار آلِ کرت مرکز نظامی و سیاسی هرات بود و بعدها در دوره تیموریان نیز توسعه یافت. امروزه این ارگ یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی افغانستان و نماد شهر هرات به شمار می‌رود. گرچه جزئیات زندگی اختیارالدین در گذر زمان از میان رفته است، اما نام او همچنان با یکی از باشکوه‌ترین قلعه‌های تاریخی خراسان و افغانستان پیوند خورده و یادگار نقش او در تاریخ هرات است. @tarikhima

جنگ صدساعته! پیامدهای جنگ فوتبال بسیار فراتر از چهار روز درگیری بود. صدها هزار السالوادوری آواره شدند و بازگشت آنان به السالو
جنگ صدساعته! پیامدهای جنگ فوتبال بسیار فراتر از چهار روز درگیری بود. صدها هزار السالوادوری آواره شدند و بازگشت آنان به السالوادور، فقر، بیکاری و فشار بر منابع محدود کشور را تشدید کرد و تشدید فقر یعنی بحران انسانی این بحران، در کنار تنش‌های سیاسی و مشکلات اقتصادی، یکی از عوامل مهمی بود که زمینه را برای جنگ داخلی السالوادور در دهه ۱۹۸۰ فراهم کرد؛ جنگی که ده‌ها هزار کشته بر جای گذاشت! در هر دو کشور ارتش قدرت بیشتری گرفت و روابط دو همسایه بیش از یک دهه سرد و پرتنش باقی ماند. اختلافات مرزی نیز سرانجام در سال ۱۹۹۲ با رأی دیوان بین‌المللی دادگستری تا حد زیادی حل‌وفصل شد. جنگ جنگ صدساعته با بهانه درگیری های استادیومی آغاز شد اما ریشه آن فوتبال نبود بلکه تنش‌های اقتصادی، مهاجرتی و... انبار باروت جنگ بود و فوتبال تنها جرقه آن. تلمبار شدن باروت های نم نخوده معطل دینامیت نیستند و با کوچکترین جرقه هم منفجر می‌شوند!

🔴ثبت برخی از وقایع مهم تاریخ اسلام در یکی از سالنامه های دولت #عثمانی (سال 1290) ۲۶ هجری : محاصره استانبول ۴۱هجری : ظهور ملوک بنی امیه ۶۰ هجری : «واقعه دلسوز کربلا» ۷۵ هجری :ضرب سکه ی اسلامی ۸۰ هجری :ولادت امام اعظم ابوحنیفه ۸۲ هجری : فتح جزیره سجلیا ۹۲ هجری :عبور اسلام به دیار آندلس ۱۳۲ هجری : انقراض بنی امیه ۱۳۳ هجری : ظهور دولت عباسیان ۱۳۹ هجری : ظهور دولت بنی امیه در آندلس ۲۹۷ هجری : ظهور دولت فاطمیه در مغرب ۴۲۲ هجری : انقراض ملوک بنی امیه در آندلس ۴۳۲ هجری : ظهور دولت سلجوقی ۵۱۶ هجری : ایجاد ساعت ۵۶۷ هجری : ظهور دولت ایوبی ۶۲۷ هجری : وفات حضرت مولانا ۶۵۶ هجری : انقراض دولت عباسیان ۶۸۵ هجری : شیوه استعمال باروت ۶۸۷ هجری : انقراض سلجوقیان ۶۸۸ هجری : ظهور دولت عثمانی ۷۱۷ هجری : فتح بورسا ۷۲۸ هجری : ضرب شکه عثمانی ۷۵۸ هجری : عبور سلطان سلیمان و فتح کلیپولی ۷۶۲ هجری : فتح ادرنه ۷۸۴ هجری : تشکیل دولت چراکسه در مصر ۷۹۱ هجری : محاصره قوصوه ۷۹۱ هجری : فوت شاه محمد بهاالدین نقشبند ۷۹۶ هجری : فتح سلانیک ۷۹۷ هجری : بنای جامع کبیر در بورسه ۷۹۸ هجری : فتح نیکوپولی ۸۴۸ هجری : واقعه وارنا ۸۵۱ هجری : ایجاد صنعت طباعت ۸۵۲ میلادی : فتح کوزوو و پیروزی سلطان مراد ۸۵۷ هجری : فتح استانبول ۸۶۲ هجری : کشف آمریکا ۸۶۷ هجری : شروع بنای جامع فاتح ۹۲۰ هجری : واقعه چالدران ۹۲۲ هجری : فتح حلب و شام ۹۴۲ هجری : فتح مصر از طرف علیه عثمانی ۹۳۵ هجری : محاصره اول وین @tarikhima

🔴ثبت برخی از وقایع مهم تاریخ اسلام در یکی از سالنامه های دولت #عثمانی (سال 1290) @tarikhima
🔴ثبت برخی از وقایع مهم تاریخ اسلام در یکی از سالنامه های دولت #عثمانی (سال 1290) @tarikhima

آماده تبال لینک در کانال های که اعضای شان بالاتر از ۲ هزار عضو باشه! هر دوستی مایل به همکاری است در بخش دیدگاه پیام بگذارد.

سلطان علاءالدین حسین غوری (جهانسوز) سلطان علاءالدین حسین غوری، مشهور به جهانسوز، از نامدارترین فرمانروایان سلسله غوریان و از بزرگ‌ترین پادشاهان تاریخ افغانستان در سده ششم هجری قمری بود. او پس از کشته شدن دو برادرش، سیف‌الدین سوری و قطب‌الدین محمد، به دست بهرام‌شاه غزنوی، برای خون‌خواهی آنان سپاهی بزرگ فراهم کرد و در سال ۵۴۷ هجری قمری غزنی را فتح نمود. علاءالدین پس از پیروزی، شهر غزنی را چندین روز به آتش کشید و بسیاری از بناهای آن را ویران کرد. همین رویداد باعث شد که در تاریخ به لقب «جهانسوز» شهرت یابد. هرچند برخی پژوهشگران معاصر درباره گستردگی کشتار و ویرانی اختلاف نظر دارند، اما اصل آتش‌زدن غزنی و لقب «جهانسوز» در منابع تاریخی مشهور ثبت شده است. دوران فرمانروایی او نقطه عطفی در قدرت‌یابی غوریان بود. وی قلمرو حکومت غور را گسترش داد، اقتدار غزنویان را درهم شکست و زمینه را برای شکوفایی امپراتوری غوریان فراهم ساخت؛ امپراتوری‌ای که بعدها در زمان غیاث‌الدین محمد و شهاب‌الدین محمد غوری تا خراسان، هند و بخش‌های وسیعی از آسیای مرکزی گسترش یافت. علاءالدین حسین تنها یک فرمانده جنگی نبود؛ او به ادب و شعر نیز علاقه داشت و در برخی منابع از او به عنوان شاعری از خاندان غوری یاد شده است. میراث تاریخی: سلطان علاءالدین جهانسوز شخصیتی تأثیرگذار در تاریخ غوریان است؛ برخی او را قهرمان استقلال و انتقام از غزنویان می‌دانند و برخی دیگر اقدامات او در غزنی را به دلیل ویرانی گسترده مورد انتقاد قرار داده‌اند. با این حال، نقش او در تبدیل غوریان به یکی از قدرتمندترین دولت‌های منطقه، انکارناپذیر است. @tarikhima