en
Feedback
IGM.MAGAZINE

IGM.MAGAZINE

Open in Telegram

IGM ; Sonic Ecostructure CONTACTC : @IGM_TEAM WWW.IGMTEAM.IR

Show more
1 563
Subscribers
No data24 hours
+187 days
+9030 days
Posts Archive
+8
1-To Prison .mp35.40 MB

You can download the EP "A Void in the Imagination - 2026 Remaster" here شما می توانید ای پی "A Void in the Imagination - 202
You can download the EP "A Void in the Imagination - 2026 Remaster" here شما می توانید ای پی "A Void in the Imagination - 2026 Remaster" از اینجا دانلود کنید 👇

+4
1-The System That Creates Miseries.mp36.45 MB

You can download the new EP " Ruinous Recurrence" here شما می توانید ای پی "Ruinous Recurrence" از اینجا دانلود کنید 👇
You can download the new EP " Ruinous Recurrence" here شما می توانید ای پی "Ruinous Recurrence" از اینجا دانلود کنید 👇

photo content

photo content

photo content

فرهاد؛ صدایی که شبیه زمان خودش نبود در تاریخ موسیقی معاصر ایران، بعضی صداها را می‌توان با یک دوره، یک سبک یا مجموعه‌ای از ترانه‌های موفق توضیح داد. فرهاد مهراد اما از آن خوانندگانی است که چنین دسته‌بندی‌هایی برای توضیحش کافی نیست. تعداد آثارش در مقایسه با بسیاری از هم‌نسلانش چندان زیاد نبود، سال‌های طولانی امکان فعالیت مستمر نداشت و بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای‌اش در سکوت گذشت؛ با این حال، چند ثانیه از صدای او هنوز برای شناسایی‌اش کافی است. پیش از آن‌که «فرهاد» با ترانه‌هایی چون «مرد تنها»، «جمعه» و «شبانه» وارد حافظه‌ی عمومی شود، موسیقی غربی بخش مهمی از تجربه‌ی حرفه‌ای او بود. در دهه‌ی ۱۳۴۰، زمانی که کلوب‌ها، هتل‌ها و گروه‌های پاپ و راک تهران یکی از مسیرهای ورود موسیقی روز غرب به ایران بودند، فرهاد به‌عنوان خواننده و نوازنده فعالیت می‌کرد. حضور او در گروه Black Cats و اجرای قطعات انگلیسی را می‌توان بخشی از شکل‌گیری زبان موسیقایی خواننده‌ای دانست که بعدها مسیر متفاوتی در ترانه‌ی فارسی پیدا کرد. نقطه‌ی تعیین‌کننده در سال ۱۳۴۸ و با «مرد تنها» فرا رسید؛ ترانه‌ای با شعر شهیار قنبری و موسیقی اسفندیار منفردزاده که برای فیلم رضا موتوری ساخته شد. پس از آن، همکاری‌هایی که به آثاری چون «جمعه»، «شبانه»، «آینه‌ها»، «هفته‌ی خاکستری»، «کودکانه»، «سقف» و «آوار» انجامید، به‌تدریج شخصیت مستقلی برای صدای فرهاد ساخت. اما تفاوت او تنها در جنس صدا نبود. در اجرای فرهاد، شیوه‌ی بیان کلمات به اندازه‌ی ملودی اهمیت داشت. صدای بم و خش‌دار، مکث‌ها، تأکیدهای گاه نامتعارف و پرهیز از نمایش‌های متداول آوازی باعث می‌شد متن در اجرای او کیفیت دیگری پیدا کند. او بیش از آن‌که بخواهد قدرت صدایش را نمایش دهد، به کلمه شخصیت می‌داد. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از آثارش، شعر و موسیقی و صدا را به دشواری می‌توان از یکدیگر جدا کرد. انتخاب متن نیز بخش مهمی از جهان هنری او بود. ارتباط کارنامه‌ی فرهاد با شعر معاصر فارسی و توجه او به ادبیات، به‌ویژه در دوره‌ی متأخر فعالیتش، نشان می‌دهد که برای او ترانه الزاماً محصولی مستقل از جهان ادبی نبود. شعر می‌توانست نقطه‌ی آغاز موسیقی باشد، نه صرفاً متنی که بعداً روی یک ملودی قرار می‌گیرد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این مسیر برای سال‌های طولانی متوقف شد. فرهاد از امکان معمول ضبط و انتشار دور ماند و یکی از شناخته‌شده‌ترین صداهای موسیقی پیش از انقلاب، بخش بزرگی از دهه‌ی بعد را در سکوت گذراند. بازگشت او در دهه‌ی ۱۳۷۰ اما صرفاً تکرار فرهاد دهه‌ی پنجاه نبود. آثاری چون خواب در بیداری و بعدتر برف تصویری شخصی‌تر از او ارائه کردند؛ خواننده‌ای که حالا انتخاب شعر، تنظیم، آهنگسازی و نگاه کلی به اثر بیش از گذشته بخشی از هویت هنری‌اش شده بود. فرهادِ سال‌های پایانی را شاید بتوان کمتر یک «خواننده‌ی ترانه» و بیشتر صاحب یک جهان موسیقایی مستقل دانست. فرهاد مهراد در ۹ شهریور ۱۳۸۱، برابر با ۳۱ اوت ۲۰۰۲، در پاریس درگذشت. بیست‌وچهار سال بعد، شاید وسوسه‌انگیز باشد که اهمیت او را با واژه‌هایی مانند «اسطوره» توضیح دهیم. اما برای فهم ماندگاری فرهاد احتمالاً نیازی به اسطوره‌سازی نیست. یک ضبط قدیمی را پخش کنید. صدای پیانو، گیتار یا ارکستر هنوز کامل وارد نشده؛ چند کلمه بیشتر خوانده نشده است. و تقریباً بلافاصله می‌دانیم چه کسی پشت میکروفن ایستاده است. این شاید یکی از کمیاب‌ترین دستاوردهایی باشد که یک خواننده می‌تواند به آن برسد: صدا، پیش از آن‌که نام خواننده گفته شود، خودش را معرفی می‌کند. FARHAD MEHRAD 1944 — 2002 IGM DOSSIER

Farhad Marde Tanha.mp32.89 MB

photo content

photo content

photo content

رعنا؛ زنی که به‌ترانه تبدیل شد بیش‌از یک‌قرن گذشته و هنوز نام رعنا را می‌خوانند؛ زنی از کوهستان‌های اشکور که قصه‌اش دهان‌به‌دهان چرخید و در صدای خنیاگران گیلان ماندگار شد. اما رعنا واقعاً چه‌کسی بود؟ روایت‌ها یک‌دست نیستند؛ جایی هادی سورچانی عاشق اوست و جایی نقشی کاملاً متفاوت دارد. کُردآقاجان نیز در هر روایت چهره‌ای دیگر پیدا می‌کند. شاید پرسش مهم‌تر این باشد: خود رعنا چه‌می‌خواست؟ زنی که در یکی از مهم‌ترین خوانش‌ها، در برابر مناسبات قدرت زمانه‌اش توان گفتن «نه» داشت. در این مقاله ، رد رعنا را از اشکور تا حافظهٔ موسیقایی گیلان دنبال کرده‌ایم؛ زنی که قصه شد و قصه‌ای که به‌آواز رسید. متن کامل در مجله آی جی ام‌

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content