دنیای صوفی
Open in Telegram
918
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+2
in 0 channels
November '24
+11
in 0 channels
Get PRO
October '24
+8
in 0 channels
Get PRO
September '24
+2
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 2 channels
Get PRO
July '240
in 1 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 1 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 0 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '230
in 0 channels
Get PRO
October '230
in 0 channels
Get PRO
September '23
+6
in 0 channels
Get PRO
August '23
+13
in 0 channels
Get PRO
July '23
+14
in 0 channels
Get PRO
June '23
+9
in 0 channels
Get PRO
May '23
+17
in 0 channels
Get PRO
April '23
+9
in 0 channels
Get PRO
March '23
+16
in 0 channels
Get PRO
February '23
+29
in 0 channels
Get PRO
January '23
+37
in 0 channels
Get PRO
December '22
+53
in 0 channels
Get PRO
November '22
+75
in 0 channels
Get PRO
October '22
+130
in 0 channels
Get PRO
September '22
+46
in 0 channels
Get PRO
August '22
+24
in 0 channels
Get PRO
July '22
+78
in 0 channels
Get PRO
June '22
+13
in 0 channels
Get PRO
May '22
+19
in 0 channels
Get PRO
April '22
+13
in 0 channels
Get PRO
March '22
+18
in 0 channels
Get PRO
February '22
+15
in 0 channels
Get PRO
January '22
+182
in 0 channels
Get PRO
December '21
+21
in 0 channels
Get PRO
November '21
+29
in 0 channels
Get PRO
October '21
+35
in 0 channels
Get PRO
September '21
+35
in 0 channels
Get PRO
August '21
+31
in 0 channels
Get PRO
July '21
+43
in 0 channels
Get PRO
June '21
+21
in 0 channels
Get PRO
May '21
+69
in 0 channels
Get PRO
April '21
+71
in 0 channels
Get PRO
March '21
+95
in 0 channels
Get PRO
February '21
+57
in 0 channels
Get PRO
January '21
+124
in 0 channels
Get PRO
December '20
+769
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 December | 0 | |||
| 20 December | +1 | |||
| 19 December | 0 | |||
| 18 December | 0 | |||
| 17 December | 0 | |||
| 16 December | 0 | |||
| 15 December | 0 | |||
| 14 December | 0 | |||
| 13 December | 0 | |||
| 12 December | 0 | |||
| 11 December | 0 | |||
| 10 December | 0 | |||
| 09 December | 0 | |||
| 08 December | 0 | |||
| 07 December | 0 | |||
| 06 December | 0 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | 0 | |||
| 03 December | 0 | |||
| 02 December | +1 | |||
| 01 December | 0 |
Channel Posts
| 2 | ساموئل باتلر میگفت خدا نمیتواند تغییری در گذشته بدهد، اما مورخین و تاریخنگاران میتوانند...
تاریخ معاصر ایران را عمدتا دو گروه نوشتهاند (یعنی به لطف جمهوریاسلامی در اختیار داشتهاند) مورخین استالینپرست و مورخین مصدقپرست، دو دسته که با پهلوی تا بن دندان پدرکشتهگی و ستیز داشتهاند و دارند. جالبه کار جدیدی هم نکردهاند تمام از هم رونوشت کردهاند. منبع اصلیشان هم یرواند آبراهاميان مارکسیست بوده است.
به لطف جمهوریاسلامی ۴۵سال پر کردن ذهن مردم از پهلویستیزی... اما به لطف تکنولوژی و درنتیجه دسترسی آزاد مردم به اطلاعات، دوران این به اصطلاح مورخین مغرض هم رو به زوال است. با وجود دسترسی راحت به دادهها اگر مخاطب دچار یبوست ذهنی نباشد و اندکی قدرت تحلیل داشته باشد به راحتی میتواند دریابد گه نقش پهلوی در تاریخ ایران مفید بوده است یا مضر! | 0 |
| 3 | «تو را به جان مردم میاندازم، قربه الیالله...» | 0 |
| 4 | «وقتی یک نفر دچار توهم میشود او را دیوانه میخوانند، اما وقتی افراد بسیاری دچار توهم شوند آنها را مومن میخوانند». | 0 |
| 5 | بدترین شکست در هر چیز، فراموش کردن است... و بهخصوص فراموش کردن آن چیزی که شما را به خاک نشاند!...
لویی فردینان سلین | 0 |
| 6 | پلیس جمهوریاسلامی جلوی یک توریست رو توی مشهد گرفته و پولش رو دزدیده.
توریست میگه من کشورهای مختلفی رفتم ولی تابحال در هیچ کشوری پلیس دزد ندیده بودم.
میگه حکومتی که ادعای اخلاقیات داره؛ اخلاق رو در این میدونه که حتی کودکان بهزور پلیس در چادر پوشانده شوند تا موهاشون دیده نشه که مبادا گناهی صورت بگیره؛ در چنین کشوری پلیساش از توریستها دزدی میکنه و این گناه و جرم نیست، اما دیده شدن موی کودکان گناه و جرم محسوب میشه.
اون آخرش هم شگفتانگیزه، در مقدسترین شهرِ حکومت امام زمانی، یک زن که مجبوره برای بقا تکدیگری کنه جلوی توریست میاد و تقاضای کمک میکنه، توریست بهش میگه نمیتونم بهت کمک کنم چون پلیس پولمو دزدیده... | 0 |
| 7 | Religulous is a 2008 American documentary film written by and starring comedian Bill Maher and directed by Larry Charles. | 0 |
| 8 | استندآپ کمدی William "Bill" Maher, Jr
ملیونها آدم باسواد و عاقل هم معتقدن که دلیل بوجود اومدن رنگین کمون این بوده که خدا بعد از طوفان میخواسته به نوح هدیه بده واسه همین رنگین کمون رو خلق میکنه! | 0 |
| 9 | اتحاد چپگرا و اسلامگرا اینبار علیه جمهوری فرانسه؛
اینبار کمونیستهای ایرانی و اسلامگراهایِ ارزشی با اتحاد و همسو با پروپاگاندای جمهوریاسلامی در حال حمایت از وندالیسم در فرانسه هستند (چون تفکراتی همسو دارند)، اوباشی که کتابخانهها و ماشینهای صفر را آتش میزنند، در باغوحشها را باز میکنند که هم جان حیوانات و مردم بهخطر بیافتد، فروشگاهها را غارت میکنند و... اما تا بهحال حتی یکنفر از این وندالها توسط پلیس فرانسه کشته نشده و بهطور زنده و مستقیم این آشوبها بدون سانسور به کل دنیا مخابره میشود. درواقع اینها همانطور که سال ۵۷ در ایران هدفشان آزادی، دموکراسی، حقوق انسانی و جمهوری نبود، الان هم دردشان اینها نیست بلکه هدفشان (آرمان) استیلای ایدئولوژیهای دگمِ کمونیستی و اسلامی بر کل پهنهی جغرافیاست، حال به هر قیمتی که شده است و در این راه جان و حقوق انسانی برایشان محلی از اعراب ندارد! جالبه در همین فرانسه بود که کمونیستها و روحانیون یک هفته در کلیسایی علیه حکومت پهلویی جمع و متحد شدن و با شمایل عجیب اعتصاب کردن و نماز سرخ برپا میکردند. فرانسه ۱۳۵۷ از انقلابیون واپسگرا حمایت کرد ولی ۱۴۰۱ از انقلابیون دموکراسیخواه حمایت نکرد. | 0 |
| 10 | نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
@ravaghi68 | 0 |
| 11 | No text... | 0 |
| 12 | یکی پند گویم ترا من درست
دل از مهر گیتی ببایدت شست
فردوسی | 0 |
| 13 | زن، زندگی، آزادی | 0 |
| 14 | (ادامه از پست پیشین)
در سال ۵۵ در درگیری با ساواک شمار زیادی از چریکهای ردهاول کشته یا بازداشت و اعدام شدند. وضعیت سازمان دیگر مثل قبل استوار و پرمُهره نبود. اِدنا در یکی از این خانههای تیمی با عبدالله پنجهشاهی همخانه شده بود. عبدالله هم خانوادۀ نسبتاً متمولی داشت و آنقدر در خانه نفوذ داشت که کل خانواده را چریک کرده بود؛ از مادرش ــ که همیشه محبوب چریکها بود و به «مادر پنجهشاهی» معروف بود ــ تا خواهرانش. حتی به طور تصادفی در یک درگیری با ساواک دو خواهر عبدالله ــ نسرین و نسترن ــ که آنها هم چریک بودند، در تعقیب و گریز کشته شدند.
در همین خانۀ تیمی که عبدالله و اِدنا هم حضور داشتند، یکی از همخانهها شبی صدایی میشنود که از همآغوشی حکایت داشت. به قول مولانا، آنجا که میگوید «بادۀ خاص خوردهای، نقل خلاص خوردهای / بوی شراب میزند خربزه در دهان مکن!»، بو دستِ مست را رو میکند و صدای بوسه عاشقان را در تاریکی رسوا میکند. آری، رابطهای عاشقانه و دوطرفه میان عبدالله و ادنا پیش آمده بود. اما این تخلفی نابخشودنی از پروتکلهای سازمان بود. قضیه بالا گرفت و ماجرا به اطلاع مسئول ردهبالاتر سازمان ــ احمد غلامیان ــ رسید. خود عبدالله پنجهشاهی هم البته از اعضای مهم سازمان بود و چون دو خواهرش هم در راه سازمان کشته شدند بودند، جایگاه ویژهای داشت.
اما گویا این گناه توبهناپذیر بود. عبدالله شدیداً توبیخ شد، اما از خود دفاعی نکرد و اذعان کرد رابطهای عاطفی وجود داشته است. از بداقبالی او، قصۀ زندگیاش قرار بود قصۀ زندگی همان کسی باشد که بوسه را با مرگ تاخت زده بود. عبدالله باید محاکمه میشد. مانند همۀ سازمانهای مخفی دیگر، در اینجا نیز دادستان، قاضی و مجری حکم یکی بود ــ که این ناعادلانهترین دادگاه ممکن است؛ آن هم در سازمانی که میخواهد عدالت را در جهان بگستراند! عبدالله به بیرون از شهر کشیده شد و به ضرب گلوله کشته شد. ادنا به حبس انفرادی فرستاده شد و سه ماه در یکی از خانههای سازمان حبس انفرادی کشید و در همین گیرودار اعتقادش به «مشی مسلحانه» را که اصل و اساس سازمان بود، از دست داد. در خانۀ تیمی بعدی هم وقتی مستقر شد، چند ماه موظف بود چشمبسته زندگی کند. ادنا سرانجام در ۱۳۵۷ از سازمان جدا شد و پس از انقلاب در سازمان مارکسیست دیگری به نام «سازمان پیکار در راه آزادی طبقۀ کارگر» با شدت و جدیت به فعالیت پرداخت و در همین راه در سال ۱۳۶۰ اعدام شد.
اما در اینجا باید روایتهای متفاوت را هم بگویم. نخست اینکه کسی درون سازمان اطلاع نداشت دلیل مرگ عبدالله پنجهشاهی چیست؛ حتی خانوادهاش! اصلاً با توجه به سلسلهمراتب سازمان و تشکیلات امنیتیـاطلاعاتی آن کسی نمیتوانست مطلع شود چه رخ داده است. معدود کسانی که از مرگ او مطلع میشدند این روایت رسمی سازمان را میشنیدند که او در درگیری با ساواک کشته شده است. بنابراین روایت رسمی سازمان این بود که ساواک او را کشته است.
اما روایت دیگری هم وجود داشت. برای مثال، علیرضا محفوظی، یکی از چهرههای مهم سازمان چریکها، در سال ۱۳۶۳ در گفتگو با تاریخ شفاهی هاروارد میگوید دلیل قتل پنجهشاهی اختلافات سر رهبری سازمان پس از ضربههای ۵۵ بود. او میگوید دادگاهی سهنفره تشکیل شد و عبدالله پنجهای را غیاباً محکوم به اعدام کرد و بعد او را کشتند. بنابراین، در این روایت اذعان میشود که خود سازمان عبدالله را کشته است. مازیا بهروز نیز در کتاب «شورشیان آرمانخواه» (ص ۱۲۹) همین نگرش را بیان میکند.
اما روایت دیگر، معتبرتر است و راویان بیشتر و مطمئنتری هم دارد. برای مثال، مهدی فتاپور، یکی از قدیمیترین اعضای سازمان چریکهای فدایی که پیش از انقلاب سالها زندان بود و در سالهای اخیر هم همواره از رهبران اصلی سازمان فداییان خلق ایران بوده ــ و چند روز پیش با حامد اسماعیلیون کنفرانسی برگزار کرد ــ به صراحت میگوید دلیل کشتن عبدالله پنجهشاهی رابطهاش با اِدنا بوده است. (بنگرید به «خشونت در سازمانهای سیاسی چپ»، گفتگوی سهیلا وحدتی با مهدی فتاپور.) یا در موردی از این نیز بهتر و دقیقتر، محسن صیرفینژاد که خود از اعضای چریکها بود و پس از قتل عبدالله مدتی با ادنا همخانه بود، در کتاب مفصلی با عنوان «قتل عبدالله پنجهشاهی و بیماری کودکیِ چپروی»، با تمام جزئیات و اسناد به این قتل پرداخته و شرح میدهد دلیل قتل همان رابطۀ عاشقانه بوده است. از منابع داخلی هم محمود نادری، در کتاب «چریکهای فدایی خلق»، جلد اول، همین روایت را تأیید میکند (ص ۸۱۶ تا ۸۲۲).
وقتی مبارزانی راسخ، با ایدئولوژی مطلقنگر، اسلحه در کمر و سیانور زیر زبان بگذارند، باید فاتحۀ همهچیز را خواند: از آزادی تا عشق!
مهدی تدینی | 0 |
| 15 | «سیانور، خشاب، بوسه»
رابطه میان آزادیخواهی و دموکراسیخواهی با کار چریکی و مسلحانه رابطۀ جن و بسمالله است؛ جراحی مغز با ارهبرقی است. چریکهای چپ، متأثر از ایدئولوژی جبرگرایانۀ مارکسیستی، مراحل معینی برای تاریخ قائل بودند و در این میان تنها کاری که به گمان آنها انسان میتوانست بکند این بود که چونان قابلهای به روند ناگزیر کمک کند؛ به عبارتی به تاریخ کمک کند تا زایمان کند؛ یعنی انقلاب که به هر حال حتمی بود، فقط لازم بود با تازیانه جامعه را بیدار کرد تا این انقلاب حتمی محقق شود. نبرد چریکیـمسلحانۀ چپها برای کمک به زایمانِ ایزدبانوی تاریخ بود ــ که البته اینان در عمل به جای قابلهگری، شکم مادر را میدریدند و جنین و مادر را با هم میکشتند.
اما جدا از این توهم ایدئولوژیک که خود را سوزنبانان و لوکوموتیورانان تاریخ میانگاشتند، نفس یک سازمان سیاسی مخفیـنظامی در تضاد با دموکراسی و آزادی است؛ یعنی این نوع سازمان «زیستی» را میطلبد که در آن دموکراسی و آزادی نه تنها رعایت نمیشود، نه تنها پوچ است، بلکه اصلاً به شدت ممنوع و زیانبار است! شفافیت و آشکارگی روح دموکراسی و آزادی است. در سازمانی که شفافیت مطلقاً ممنوع باشد، یعنی آزادی مطلقاً ممنوع است. حال این خیال واهی که از این مسیر تباه بتوان به آزادی رسید، چیزی فراتر از توهم و اشتباه، بلکه حماقتی لجوجانه است.
سازمان موسوم به چریکهای فدایی خلق دقیقاً یکی از همین سازمانها بود. در این تشکیلات مخفی تمایل زیادی به عضوگیری از زنان وجود داشت. زنان ــ که عموماً دختران دانشجو بودند ــ برای این کار تشکیلاتی مخفی بسیار مناسب و پرفایده بودند. سازمان فدایی به فراخور اینکه تشکیلاتی به شدت مخفی، سلسلهمراتبی و امنیتی بود، عدهای سمپات (هوادار) داشت که با سازمان ارتباط نداشتند؛ یعنی نقشی معادل تماشاگرانِ هوادار را در فوتبال داشتند (برای مثال، روشنفکران و نویسندگانی که از این چریکها قهرمان میساختند، از این زمره بودند). سازمان شماری عضو داشت که با یکی از اعضا رابطه داشتند، اما در واقع درون هستهها نبودند.
اما هستههای اصلی سازمان سلولهای کوچکی بودند که هر کدام چند عضو داشت و هر عضو سازمان نیز فقط عدهای انگشتشمار از اعضای دیگر سازمان را میشناخت. این اعضا در خانههای تیمی زندگی میکردند. حتی در مواردی رابطۀ اعضا با همدیگر «چشمبسته» بود؛ یعنی یک عضو در زمان اقامت در یک خانۀ تیمی اجازه نداشت چهرۀ سایر اعضا را ببیند (دیگران هم حق نداشتند چهرۀ او را ببینند) و به ویژه اجازه نداشت آدرس خانه را بداند. او چشمبسته وارد خانهای میشد و چشمبسته زندگی میکرد؛ حتی به مدت چند ماه!
باور کردن همۀ اینها سخت است... اما فقط کافی است با «زیستِ سازمانهای چریکی مخفی» آشنا باشید. فرد در این سازمانها تماموقت سیانوری زیر زبان داشت تا اگر نتوانست از دست پلیس فرار کند، خودکشی کند. شبها با لباس و کفش میخوابیدند تا در خواب غافلگیر نشوند و اسلحهای هم همیشه در کمر داشتند (و یکی از تمرینات دائم، سرعتعمل در کشیدن هفتتیر بود). حال برای کسی که قرار است با سیانور زیر زبان زندگی کند، زندگی چشمبسته در خانۀ تیمی خود سرشار از زندگی است! ــ لابد.
حال باید بتوانید حدس بزنید فایدۀ دختران در چنین خانههایی چه بود: زیر چادر میشد همهچیز جابجا کرد. مردم کمتر به زنان شک میکنند. حضور زن در خانه باعث میشود همسایهها فکر کنند در این خانه خانوادهای معمولی زندگی میکند. زن در خانۀ تیمی هم ردگمکنی بود، و هم حتی سپر انسانی. بگذریم که در مواردی کودک خردسال هم به خانه میآوردند که این دیگر مصداق دقیق سپر انسانی بود (مانند ناصر پنجهشاهیِ خردسال).
حال یک خانۀ تیمی را تجسم کنید: چند مرد و یک یا دو دختر. برنامۀ روزانهشان مشخص بود: مطالعۀ تئوریک، آمادهسازی اعلامیه، تمرین کار با اسحله، آمادهسازی مهمات و نارنجک دستی و از این دست کارها. رابطه میان اعضا کاملاً تشکیلاتی بود و خروج از این پروتکل رسمی ممنوع بود و مجازات داشت. اما وقتی قرار است زنها و مردهای جوانی در یک خانه مدتها با هم زندگی کنند ممکن است در این میان رابطهای عاطفی شکل گیرد. تکلیف چیست؟ درست است که در مرام ایدئولوژیک این چریکها رابطۀ عاطفی و میل جنسی نیز بچهگولزنکهای بورژوایی بود، اما دل که اسلحه نیست رام مشت باشد!
اِدنا ثابت، یکی از دخترانی بود که سال ۵۳ از دانشگاه آریامهر (شریف) و تحصیل در رشتۀ مکانیک دست شست تا «برای رهایی خلق» به چریکها بپیوندد. یهودی بود و پدری کارخانهدار و متمول داشت. خانوادهاش را فریب داد و گفت برای تحصیل به انگلستان میرود تا دیگر سراغش را نگیرند. اما وقتی خانواده فکر میکرد دخترشان در بریتانیاست، او در همین تهران در خانههای تیمی به کار با خشاب و کُلت سرگرم بود.
(ادامه در پست بعدی) | 0 |
| 16 | مهمترین بخش مبارزاتی این انقلاب، مبارزه با حجاباجباری است. مبارزه با حجاباجباری یعنی قیام علیه عقبماندگی، علیه اخلاقیات واپسگرا و سنتی، علیه زور و در کل قیام علیه اسلامسیاسی است. بدون حجاب حکومت از نوع اسلامی آن معنا ندارد و مثل خانهای پوشالی با بادی فرو میریزد. | 0 |
| 17 | بااینکه مجید توکلی و حسین رونقی رو بهخاطر گرایشهای سابق اصلاحطلبانه هنوزم تا حدودی قبولشان ندارم، اما تغییرات خوبی داشتند در این سالهای اخیر، امیدوارم همینطور ادامه بدن و دوباره سقوط نکنند ...
بههرحال این رشتو در نقد چپ ایرانی از مجید توکلی دارای نکات پرمغزی است و خواندنش خالی از لطف نیست (البته قسمتهایی رو بهش نقد دارم، اما درکل درسته) | 0 |
| 18 | آنها به ضرورتهای ایجاد دولتِ مدرن (دولتِ ملی) در ایرانِ امروز بیتوجهند و با کوچکشماری نقش حکومتِ تمامیتخواه در تبعیضها و نادیدهگیری مسائل منطقهای و اهمیتِ نمادهای ملی برای همبستگی و صلح؛ مانع از حلِ مسئلهی ایراناند. پیوندهای اسلامهراسیستیزی با هویتطلبی قومی... در دانشگاه و رسانه جریان اصلی به خاورمیانه که میرسد، حمایت از سلفیهای جهادی و پیکارجویان شیعه میشود و فرهنگگرایانشان بهروشنی، اخوانی یا نوگرای دینی میشوند. گاهی بهسختی میتوان فهمید که حمایتهای دستگاههای اطلاعاتی همسایههاست یا بقایای امریکاستیزی (غربستیزی).
ت) ترجمهگرایی و گمکردنِ مسئلهی ایران:
دانشگاه و رسانه، خانهی چپها شده است. اما مسئلههای دانشگاه و رسانه نسبتی با مشکلات کشورهایی مانند ایران ندارد. اما چون پیشروبودن برای آنها اهمیت و اولویت دارد، انبوهی از مسائل دیگران و راهکارهای مشکلات آنها را ترجمه میکنند.
ایران برای آنها دردسرساز است. چون آنچه در متنهای آشفتهی کتابهای ترجمهشدهشان یا گفتگوهای سردرگم کافهنشینیشان هست، نسبتی با فریادها و دردهایی مردم ندارد. مسائل دیگران و راهکارهایشان برای ایران "نامسئله" است. بنابراین مردم اگر آنها را هم جدی بگیرند، مسخره میکنند.
سالهاست که آنها با تمرکز بر تغییر ذهن و باورِ مردم (کسانی که بیرون از قدرتند) میخواهند، گذشته، فرهنگ و داشتههای مردم را براندازند، سپس به جدال همهی دموکراسیها بروند و هر جریان و گروهِ رقیبی را که درپیِ دموکراسی است، براندازی کنند و شاید درنهایت به جدال با استبداد برسند.
امیدوارم فضا تغییر کند.
چپِ ایرانی باید بتواند با توجه به مسئلهی ایران، مسائل و راهکارهای متفکرانش را بازبینی و بازاندیشی کند و از مفهومها و بیان بومیِ استفاده کند. از تعارض و دوگانگی پرهیز کند و با تأکید بر مسئولیت شخصی در دوران تمامیتخواهی، تمرکزش را بر تغییر سیاسی بگذارد.
بیعدالتیها و تبعیضهای انباشته و تاریخی در ایران نیاز به برنامههای عدالت دارد که در یک ساختار پاسخگو هر دولتی باید برنامههای کارآمد و پایداری برای آن ارائه کند. اما همهی اینها مستلزم گذار به دموکراسی با تمرکز بر مسئلهی ایران و توجه به خواستهها و داشتههای ایرانیان است.
مجید توکلی | 0 |
| 19 | شوراگرایی، توزیعگرایی، اقلیتگرایی و ترجمهگرایی؛ مشکلاتِ اصلی چپ در ایران است. مشکلاتی که تصویری غیردموکراتیک و غیرملی از نیروهای چپ در ایران ارائه داده است. چپِ ایرانی در بحران است و چپِ شورایی با استفاده از گفتمان چپ فرهنگی، سایر گرایشها را مرعوب کرده و درخدمت درآورده است.
الف) شوراگرایی و کشورِ شوراها بهجای دموکراسی:
نیروهای چپ هنوز از ایدهی شکستخوردهی ادارهی شورایی عبور نکردهاند و معتقدند که کشورِ شوراها (شوروی) بر دموکراسیهای موجود برتری دارد. ایدهی ادارهی شورایی و سندیکاهای درونگرای صنفی با قواعدِ مخالفتِ مُجاز میتواند سازگار شود.
بنابراین از سرکوبِ تمامیتخواهانه در امان مانده و تنها برنامهی سیاسیِ چپ شده است. برنامهی اداره شورایی یا سیاستِ مردمی با نادیدهگیریِ فاجعهی کشورِ شوراهای واقعاً-موجود و اختلال در فهمِ تاریخیِ سوسیالها؛ ادارهی شورایی (جمهوریِ خلق) را امکانِ تأسیسِ کشورِ شوراها میداند.
اینچنین، سوسیالهای دموکرات مرعوب و درخدمتِ ایدهی پایانتاریخیِ کمونیسم شدهاند و اختلال در فهمِ تاریخی به ناتوانی از اندیشیدن و استقلال کشیده شد تا با ستیز با نولیبرالیسم، ستیز با مدرنیسم، ستیز با ملیگرایی و ستیز با اکثریت؛ از جریانهای دیگر یارکشی و اتحاد جدیدی ایجاد کند.
ب) توزیعگرایی و مبارزه با نولیبرالیسم:
چپِ ایرانی برنامهای برای تولید ثروت ندارد و تمام تمرکزش را بر توزیعِ ثروت قرار داده و با توجه به محدودیتهای ثروتِ ملی به سوی ثروتِ جهانی رفته و تمرکزشان برای تحققِ عدالت بر توزیعِ ثروت جهانی و مبارزه با (ناموجودِ) نولیبرالیسم است.
آنها همچون پدران فکریِ جهانیشان متوجه نیستند که مصادره و توزیعِ همهی ثروتهای موجود پس از مدتِ کوتاهی به بنبست و ویرانی میرسد. آنها حتی به برنامههای عدالت در موضوعهای مختلف نیاندیشدهاند و برای اجرای هیچ یک از برنامههای عدالت در اینسالها توضیحی ندادهاند.
بنابراین این جنگجویان عدالت اجتماعی بهجای پرداختن به جزئیاتِ امکانپذیریهای ۱.مالکیت عمومی، ۲.توزیعِ برابر داراییهای عمومی، ۳.سهیمشدن مردم (کارگران) در مالکیت و سودِ تولیدات و خدمات، ۴.مالیات سنگین بیننسلی، ۵.مالیات بر کل دارایی، ۶.کاهش ساعت کار، ۷.افزایش حداقل دستمزد، ۸.خدمات درمانیِ حمایتی، ۹.خدمات بهداشتیِ ارزان، ۱۰.خدماتِ باکیفیتِ برابر و ارزانِ آموزشی و ۱۱.تأمین اجتماعیِ فراگیر و توانمندساز از گروههای آسیبپذیر؛ به یکسانانگاری محدودیتهای عدالت و رفاه در تمام کشورها (بسته و آزاد) میپردازند و با آسیابِ بادی نولیبرالیسم میجنگند.
پ) اقلیتگرایی و پیامدهای ملیستیزانهی چپِ فرهنگی:
دو ایدهی ستیزهجویانهی؛ بیشتربودنِ اقلیت از اکثریت و کنسل-کالچر از چپ فرهنگی برخاست.
ایده کنسل-کالچر قبل از آنکه توسط چپ در ایران استفاده شود، در یک برنامهی دادخواهیِ پیشرو برای رسواسازی و شرمساری همکاری با قدرت استفاده شد.
و امکان بهرهگیری چپها از این برنامه ازبینرفت. درواقع چپها چون خودشان را از اهداف این برنامهی دادخواهیِ پیشرو (رسواسازی عادیسازانِ شر) میدیدند، به مقابله با آن برخاستند و ظرفیت بهرهگیری از آن را ازدستدادند. بنابراین فقط برنامهی سیاسیِ یارکشی از اقلیتها باقی ماند.
جبران تبعیضهای انباشته و تاریخی چون بهطور گسترده مورد توجه لیبرالها قرار داشت، استفاده از این شکاف نیاز به یک برنامهی سیاسی ستیزهجویانه داشت تا چپها بتوانند از آن استفاده کنند. بنابراین ایدهی اقلیتها از اکثریت بیشترند، با اقلیتسازیِ افراطی و سیاستهای هویت پیگیری شد.
اگر در همه موضوعها به اقلیتها هویت و سازمان داده شود و همه اقلیتها با هم پیوند بخورند، از هر اکثریتی بیشتر میشوند. گرچه گامهای اولیه این ایده مثبت و سازنده است، اما با توجه به اکثریتستیزیای که نیاز دارد، گاهی دموکراسیستیز است و اغلب در گروی جداییطلبیِ قومی میشود.
چپها با توجه به شکستهای پیدرپی در سیاستهای اقتصادی بهسوی ایدههای سیاستهای هویت (بهویژه جنسیت و قومیت) رفتهاند و با اقلیتسازیِ افراطی (تا جایی که هر سال یک جنسیت و قومیت جدید کشف میکنند) به یارکشی از این گروهها برای پیشبرد برنامهی سیاسی میپردازند.
چپها معتقدند که گروههای قومی، جنسی و دینی نباید با لیبرالها همپیمان شوند و با برجستهسازی برنامههای چپ فرهنگی درپیِ یارکشی و ستیزند. تسخیر نهادهای بینالمللی، همراهی رسانهها و دانشگاهها و وجود منابع مالی و حمایتهای اطلاعاتی کشورهای منطقه هم تقویتکننده و انگیزاننده است. | 0 |
| 20 | هماناندازه که اسلامیسم مستبد و خطرناکه به هماناندازه ایدئولوژی چپ مستبد و خطرناکه. اگر میبینید من بیشتر علیه ایدئولوژی چپ مینویسم و مطلب میذارم برای آن است که متاسفانه میدونم مردم (مهمتر جوانان) آنطور که با ذات پلید اسلام سیاسی آشنا شدهاند و با پوست و استخوان استبداد حکومت دینی را لمس کردهاند اما هنوز با ایدئولوژی چپ آشنایی ندارند و میبینم پوپولیسم چپی داره با جذب عوام (بخصوص جوانان) با شعارهای آرمانگرایانه و رویایی نقش ایفا میکنه. در واقع ایدئولوژی جمهوریاسلامی معجونی از چپ و اسلام است؛ اژدهای دوسر که با قطع هر دو سرش یعنی سر اسلامی و سر کمونیستیاش نابود میشه.
دولت چپ کمونیستی بعد از استقرار مانند دولت اسلامگرا مقام خدایگان و فعال مایشاء داره و ملت تنها در نقش پیرو و دنبالهرو و رعیتِ محتاج "برادر بزرگ" با رای زینتی پذیرفته میشه وگرنه محکوم به خاموشی و حذف یا مهاجرته. در واقع ایدئولوژی چپ بعد از تثبیت قدرت با نادیده گرفتن شعارهای قبل از قدرت با شعار جدید "هدف وسیله را توجیه میکند." از هیچ ظلم و ستم و سرکوبی برای رسیدن به اهداف ایدئولوژی کوتاهی نمیکند. | 0 |
