8 356
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-430 days
Posts Archive
8 356
پروردگارا
با شانه ی محبتت
گره از خشم های ما باز کن
خستگی های ما رو از ما بگیر
و عشقت را بزرگ ترین انگیزه برای زیستن کن
8 356
بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کارِ ما زاریست
در آن زمین که نسیمی وزد ز طُرِّهٔ دوست
چه جایِ دم زدنِ نافههای تاتاریست
بیار باده که رنگین کنیم جامهٔ زرق
که مستِ جامِ غروریم و نام هشیاریست
خیالِ زلفِ تو پختن نه کارِ هر خامیست
که زیرِ سلسله رفتن طریقِ عیّاریست
لطیفهایست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاریست
جمالِ شخص، نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بارِ دلداریست
قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند
قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاریست
بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلکِ سروری به دشواریست
سحر کرشمهٔ چشمت به خواب میدیدم
زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداریست
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاریِ جاوید در کم آزاریست
8 356
لغتنامه
سفرهای علوی:
«علوی» از ریشه «عُلوّ» به معنای بلندی و برتریه. سفر علوی یعنی سفرهایی که رو به بالا و سوی کمال و معنویت هستن.
صبر عنقا:
«عنقا» در ادبیات عرفانی پرندهای اسطورهای و دستنیافتنیه (همون سیمرغ).
وقتی گفته میشه «صبر عنقا» یعنی صبری نایاب، کمیاب و والاتر از طاقت معمول انسانها؛ صبری که مثل خود عنقا دسترسناپذیره.
باغ انس:
انس در برابر وحشته.
یعنی الفت، آرامش و نزدیکی با خدا.
«باغ انس» اشاره به مکانی یا حالتی داره که سرشار از آرامش معنویه؛ مثل دل انسان که در حضور و یاد خدا آرام میگیره.
8 356
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس، لذت نخوانی
هزاران در از خلق بر خود ببندی
گرت باز باشد دری آسمانی
سفرهای عِلْوي کند مرغ جانت
گر از چنبر آز بازش پرانی
ولیکن تو را صبر عنقا نباشد
که در دام شهوت به گنجشک مانی
ز صورت پرستیدنت میهراسم
که تا زندهای ره به معنی ندانی
گر از باغ انست گیاهی برآید
گیاهت نماید گل بوستانی
دریغ آیدت هر دو عالم خریدن
اگر قدر نقدی که داری بدانی
به ملکی دمی زین نشاید خریدن
که از دور عمرت بشد رایگانی
همین حاصلت باشد از عمر باقی
اگر همچنینش به آخر رسانی
بیا تا به از زندگانی به دستت
چه افتاد تا صرف شد زندگانی
چنان میروی ساکن و خواب در سر
که میترسم از کاروان باز مانی
وصیت همین است جان برادر
که اوقات ضایع مکن تا توانی
صدف وار باید زبان دَرکشیدن
که وقتی که حاجت بود دُر چکانی
همه عمر تلخی کشیدهست سعدی
که نامش برآمد به شیرین زبانی
8 356
بین من و بهشت _ Between The Heavens And Me استاد کیهان کلهر - Hamed.Ebrahiminejad - SoundLoadMate.com.mp3
