en
Feedback
🕌 🕋 کانال علوم مشهد 🕋 🕌

🕌 🕋 کانال علوم مشهد 🕋 🕌

Open in Telegram

بسم الله الرحمن الرحیم کانال علوم مشهد از شما دوستان علاقمند به علوم غریبه و کتابهای نایاب در این زمینه دعوت به عضویت در کانال می نماید علوم مورد بررسی در گروه رمل و جفر اوفاق ونجوم و اذکار است رعایت احترام یکدیگر احترام به ادیان الهی کانال علوم مشهد

Show more
5 810
Subscribers
+424 hours
+47 days
+7430 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+37
in 0 channels
August '26
+201
in 0 channels
Get PRO
July '26
+192
in 0 channels
Get PRO
June '26
+219
in 0 channels
Get PRO
May '26
+78
in 0 channels
Get PRO
April '26
+29
in 0 channels
Get PRO
March '26
+15
in 0 channels
Get PRO
February '26
+85
in 0 channels
Get PRO
January '26
+56
in 0 channels
Get PRO
December '25
+85
in 0 channels
Get PRO
November '25
+115
in 0 channels
Get PRO
October '25
+114
in 0 channels
Get PRO
September '25
+235
in 0 channels
Get PRO
August '25
+100
in 0 channels
Get PRO
July '25
+155
in 1 channels
Get PRO
June '25
+93
in 2 channels
Get PRO
May '25
+106
in 0 channels
Get PRO
April '25
+130
in 0 channels
Get PRO
March '25
+128
in 1 channels
Get PRO
February '25
+172
in 1 channels
Get PRO
January '25
+186
in 1 channels
Get PRO
December '24
+232
in 0 channels
Get PRO
November '24
+205
in 0 channels
Get PRO
October '24
+254
in 0 channels
Get PRO
September '24
+259
in 1 channels
Get PRO
August '24
+255
in 0 channels
Get PRO
July '24
+467
in 1 channels
Get PRO
June '24
+483
in 0 channels
Get PRO
May '24
+473
in 1 channels
Get PRO
April '24
+396
in 0 channels
Get PRO
March '24
+573
in 0 channels
Get PRO
February '24
+557
in 0 channels
Get PRO
January '24
+462
in 0 channels
Get PRO
December '23
+476
in 0 channels
Get PRO
November '23
+59
in 0 channels
Get PRO
October '23
+130
in 1 channels
Get PRO
September '23
+64
in 0 channels
Get PRO
August '23
+73
in 0 channels
Get PRO
July '23
+50
in 0 channels
Get PRO
June '23
+82
in 0 channels
Get PRO
May '23
+58
in 0 channels
Get PRO
April '23
+131
in 0 channels
Get PRO
March '23
+42
in 0 channels
Get PRO
February '23
+29
in 0 channels
Get PRO
January '23
+48
in 0 channels
Get PRO
December '22
+59
in 0 channels
Get PRO
November '22
+42
in 0 channels
Get PRO
October '22
+51
in 0 channels
Get PRO
September '22
+42
in 0 channels
Get PRO
August '22
+50
in 0 channels
Get PRO
July '22
+63
in 0 channels
Get PRO
June '22
+72
in 0 channels
Get PRO
May '22
+57
in 0 channels
Get PRO
April '22
+74
in 0 channels
Get PRO
March '22
+94
in 0 channels
Get PRO
February '22
+51
in 0 channels
Get PRO
January '22
+82
in 0 channels
Get PRO
December '21
+205
in 0 channels
Get PRO
November '21
+71
in 0 channels
Get PRO
October '21
+58
in 0 channels
Get PRO
September '21
+97
in 0 channels
Get PRO
August '21
+113
in 0 channels
Get PRO
July '21
+88
in 0 channels
Get PRO
June '21
+58
in 0 channels
Get PRO
May '21
+58
in 0 channels
Get PRO
April '21
+29
in 0 channels
Get PRO
March '21
+81
in 0 channels
Get PRO
February '21
+99
in 0 channels
Get PRO
January '21
+635
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
09 September0
08 September+6
07 September+3
06 September+4
05 September+5
04 September+1
03 September+6
02 September+6
01 September+6
Channel Posts
2
No text...
1 792
3
No text...
2 039
4
عبارت «And so it is» (و چنین است/باشد) در پایان این مراسم، به عنوان یک مُهر یا تأیید نهایی کلامی عمل می‌کند و دارای چندین لایه‌ی معنایی در بافت این آیین است: تثبیت نیت و اراده: این جمله نشان‌دهنده آن است که آنچه در طول مراسم (قدرت بخشیدن توسط چهار عنصر) به زبان آمده، صرفاً یک خواسته نیست، بلکه به یک واقعیت قطعی تبدیل شده است [۱]. در واقع، با این عبارت، فرد یا انجام‌دهنده‌ی مراسم اعلام می‌کند که فرآیند «استوار شدن، خردمند شدن، توانا شدن و کامل شدن» هم‌اکنون محقق گشته است [۱]. پایان رسمی آیین: این عبارت به عنوان یک فرمول پایانی عمل می‌کند تا مرز بین فضای آیینی و فضای عادی را مشخص کند. پس از سوگند یاد کردن به چهار عنصر «زمین، هوا، آتش و آب»، این جمله برای بستن دایره‌ی انرژی و پایان بخشیدن به مراسم به کار می‌رود [۱]. مشابهت با عبارات سنتی: همان‌طور که در گفتگوهای قبلی اشاره شد، این عبارت در سنت‌های معنوی مدرن (مانند آنچه در منبه با نام «witches» آمده) مشابه عبارت مشهور «So mote it be» است [۱]. هر دو عبارت به معنای «بگذار چنین باشد» یا «چنین خواهد بود» هستند و بر قدرت کلمه در تغییر واقعیت تأکید دارند. تأکید بر قطعیت: تکرار این جمله در انتهای متن (And so it is. And so it is.) بر قطعی بودن و بازگشت‌ناپذیر بودن تبرک و قدرتی که از عناصر گرفته شده، تأکید می‌ورزد [۱]. به طور خلاصه، این عبارت به معنای «مُهروموم کردن» تمام کلمات و انرژی‌هایی است که در طول آیین فراخوانده شده‌اند تا اطمینان حاصل شود که اثر آن‌ها در فرد باقی می‌ماند [۱].
1 886
5
در این متن، عبارت «غسل‌های زندگی» (Washes of life) به طور مستقیم با عنصر آب مرتبط است و نقش تطهیرکنندگی و کمال‌بخشی این عنصر را نشان می‌دهد. این ارتباط را می‌توان از چند جنبه در متن تحلیل کرد: ساختار متقارن متن: متن بر اساس چهار عنصر اصلی تنظیم شده است. پس از ذکر زمین (استواری)، هوا (خرد) و آتش (توانمندی)، نوبت به توصیف ویژگی‌های عنصر چهارم می‌رسد [۱]. در بخش پایانی متن، جایی که هر چهار عنصر نام برده می‌شوند، عنصر «آب» دقیقاً در جایگاهی قرار می‌گیرد که پیش‌تر با عبارت «غسل‌های زندگی» توصیف شده بود [۱]. نمادگرایی تطهیر و تبرک: کلمه‌ی «Washes» (غسل‌ها یا شستشوها) به ویژگی فیزیکی و معنوی آب اشاره دارد [۱]. در آیین‌های معنوی، آب نماد پاکسازی از آلودگی‌ها و بازگشت به حالت خلوص است. متن بیان می‌کند که از طریق این غسل‌ها، فرد «متبرک» (Blessed) می‌شود [۱]. رسیدن به تمامیت و کمال: در حالی که عناصر دیگر به فرد قدرت، خرد و حیات می‌بخشند، «غسل‌های زندگی» (عنصر آب) باعث می‌شوند فرد «کامل» (Made whole) شود [۱]. این نشان‌دهنده آن است که آب در این آیین، نقش پیونددهنده و یکپارچه‌ساز را دارد که تمامی جنبه‌های وجودی فرد را به هم متصل کرده و او را به یگانگی می‌رساند [۱]. ارتباط با شگفتی‌های زندگی: متن «غسل‌های زندگی» را در کنار «شگفتی‌های زندگی» (Wonders of life) قرار می‌دهد که نشان می‌دهد عنصر آب در این نگاه، با جریان سیال زندگی، احساسات و جنبه‌های اسرارآمیز هستی پیوند خورده است [۱]. به طور خلاصه، «غسل‌های زندگی» استعاره‌ای از عنصر آب است که وظیفه‌ی آن تبریک گفتن به فرد و به کمال رساندنِ فرآیندِ تحولی است که توسط سایر عناصر آغاز شده بود [۱].
1 563
6
با توجه به محتوای منبع و ساختار کلامی آن، این متن به عنوان یک دعای تبرک (Blessing) یا یک طلسم توانمندسازی (Empowerment Spell) شناخته می‌شود [۱]. در سنت‌های معنوی و باطنی (مانند ویکا یا جادوگری مدرن که نام فایل به آن اشاره دارد)، این متن فراتر از یک گفتار ساده است و ویژگی‌های یک آیین فراخوانی (Invocation) را دارد: فراخوانی قدرت عناصر: متن با خطاب قرار دادن مستقیم عناصر چهارگانه (زمین، هوا، آتش و آب)، از آن‌ها می‌خواهد که قدرت خود را به فرد منتقل کنند [۱]. تغییر وضعیت (Transformation): هدف این طلسم یا دعا، تغییر وضعیت درونی فرد است؛ یعنی تبدیل شدن از یک حالت عادی به حالتی که استوار، خردمند، توانا و در نهایت «کامل» است [۱]. ساختار تکرار شونده: تکرار جملات در این متن (مانند «تو بیدار و خردمند شده‌ای») برای تمرکز انرژی و تثبیت نیت در مراسم‌های آیینی به کار می‌رود تا تأثیر کلام بر روان یا محیط بیشتر شود [۱]. تثبیت با عبارت نهایی: استفاده از عبارت «And so it is» (و چنین است) در انتهای متن، به عنوان یک مُهر کلامی عمل می‌کند. این کار برای این است که نشان داده شود اراده‌ی بیان شده در دعا، هم‌اکنون به واقعیت تبدیل شده و طلسم به پایان رسیده است [۱]. بنابراین، این متن بخشی از یک آیین تشرف یا تبرک است که برای بخشیدن تعادل و یکپارچگی به روح و جسم فرد استفاده می‌شود [۱].
1 233
7
در متن این ویدیو، چهار عنصر اصلی (زمین، هوا، آتش و آب) هر کدام حامل معنای نمادین خاصی هستند که در مجموع فرآیند تکامل یا تبرک یک فرد را نشان می‌دهند: زمین (Earth): نماد استواری و قدرت است. این عنصر باعث می‌شود که فرد از نظر روحی یا جسمی «زمین‌گیر» (به معنای باثبات و ریشه‌دار) و نیرومند شود [۱]. هوا (Air): که از آن با عنوان «دمِ هوا» یاد شده، نماد بیداری و خرد است. این عنصر نقشی کلیدی در هوشیاری و رسیدن به فرزانگی ایفا می‌کند [۱]. آتش (Fire): با عنوان «شعله‌ی آتش»، نماد توانمندی و حیات است. آتش به فرد قدرت بخشیده و او را سرشار از زندگی و انرژی (زنده بودن) می‌کند [۱]. آب (Water): که در متن با عباراتی چون «غسل‌های زندگی» و «شگفتی‌های زندگی» توصیف شده، نماد تبرک و کمال است. این عنصر باعث می‌شود فرد متبرک شده و به تمامیت یا یکپارچگی (کامل شدن) برسد [۱]. در نهایت، سوگند به این چهار عنصر در کنار هم، برای تثبیت یک وضعیت یا آیین به کار می‌رود تا آنچه اراده شده، محقق گردد [۱].
1 127
8
آیین چهار عنصر: دم حیات و بیداری این متن در واقع توصیف‌گر یک آیین معنوی یا وردی نمادین است که بر پایه عناصر چهارگانه طبیعت بن
آیین چهار عنصر: دم حیات و بیداری این متن در واقع توصیف‌گر یک آیین معنوی یا وردی نمادین است که بر پایه عناصر چهارگانه طبیعت بنا شده است. هر یک از ارکان زمین، باد، آتش و آب در این قطعه به عنوان ابزاری برای تحول درونی و تکامل روح معرفی می‌شوند. نویسنده با بهره‌گیری از تکرار عبارات، بر مفاهیمی همچون قدرت، آگاهی و حیات دوباره تأکید می‌ورزد تا مخاطب را به هماهنگی کامل با جهان هستی برساند. در نهایت، این منبع بر این باور استوار است که پیوند با طبیعت منجر به شفای وجود و رسیدن به کمال فردی می‌گردد. این کلمات با لحنی موزون، بر قداست عناصر و تأثیر آن‌ها در ایجاد توازن میان جسم و جان تمرکز دارند. متن ویدیو : متن صحبت‌های موجود در ویدیو به شرح زیر است: «قدرت زمین، تو استوار و نیرومند شده‌ای. تو استوار و نیرومند شده‌ای. با دمِ هوا، تو بیدار و خردمند شده‌ای. تو بیدار و خردمند شده‌ای. با شعله‌ی آتش، با شعله‌ی آتش، تو توانا و زنده شده‌ای. تو توانا و زنده شده‌ای. با غسل‌های زندگی، با شگفتی‌های زندگی، تو متبرک و کامل شده‌ای. تو متبرک و کامل شده‌ای. سوگند به زمین، هوا، آتش و آب. سوگند به زمین، هوا، آتش و آب. و چنین است [که بای
1 220
9
سلام علیکم وقت بخیر این بنده خدا میره خونه جادوگر و ازش دزدکی فیلم میگیره و بقیه ماجرا را تعریف میکنه دیدنش خالی از لطف نیست
سلام علیکم وقت بخیر این بنده خدا میره خونه جادوگر و ازش دزدکی فیلم میگیره و بقیه ماجرا را تعریف میکنه دیدنش خالی از لطف نیست
1 803
10
هندسه مقدس به عنوان مجموعه‌ای از قوانین هندسی تعریف می‌شود که زیربنای کل خلقت و فرم‌های فیزیکی در جهان است. این الگوها و تناسبات الهی در همه جای طبیعت، از کوچک‌ترین اتم‌ها تا کهکشان‌های عظیم، وجود دارند و به عنوان زبان ریاضی خلقت شناخته می‌شوند [67، 166]. بر اساس منابع، نکات کلیدی این موضوع عبارتند از: گل حیات و الگوهای مشتق شده: الگوی «گل حیات» مولد اصلی تمام فرم‌های فیزیکی و کلیدی برای درک زمان، فضا و آگاهی است [1، 14]. از درون این الگو، ساختارهای مهم دیگری استخراج می‌شوند: تخم حیات (Egg of Life): که ساختار مورفوژنتیک بدن انسان و هشت سلول اولیه آن را تشکیل می‌دهد [133، 154]. میوه حیات (Fruit of Life): شامل ۱۳ دایره است که پایه و اساس ۱۳ سیستم اطلاعاتی مختلف را تشکیل می‌دهد [13، 136]. مکعب متاترون (Metatron’s Cube): از اتصال مراکز دایره‌های میوه حیات به دست می‌آید و شامل هر ۵ «جسم افلاطونی» (اشکال هندسی بنیادین جهان) است [73، 76، 139]. مرکابا (Mer-Ka-Ba): مرکابا میدان انرژی نورانی اطراف بدن انسان است که از دو تتراهدرون (چهاروجهی) متداخل تشکیل شده که در جهت‌های مخالف می‌چرخند [39، 77]. این ساختار به عنوان مرکب صعود عمل کرده و به انسان اجازه می‌دهد با آگاهی خود به ابعاد بالاتر سفر کند [2، 39]. فعال‌سازی آن نیازمند تنفس پرانا و ترکیب عشق و دانش است [2، 41]. سطوح آگاهی و ابعاد: آگاهی انسان کاملاً بر پایه هندسه مقدس است. سه سطح آگاهی اصلی برای بشر در زمین تعریف شده است که هر کدام با نسبت‌های هندسی و دایره‌ها و مربع‌های خاصی (مانند نسبت فی یا ۱۸×۱۴) نمایش داده می‌شوند [16، 23]. همچنین، در حالی که ما در سه بعد مکانی و بعد چهارم (زمان) زندگی می‌کنیم، بعد پنجم به عنوان بعدی پنهان و استعلایی در نظر گرفته می‌شود که به تمام ابعاد پایین‌تر اشراف دارد [246، 247، 249]. تجلی در طبیعت و هنر: هندسه مقدس در مارپیچ‌های فیبوناچی (مانند صدف ناتیلوس)، تناسبات بدن انسان و موسیقی تجلی می‌یابد [155، 159، 273]. در معماری نیز، استفاده از این تناسبات (مانند نسبت زرین) باعث ایجاد هماهنگی و معنویت می‌شود؛ برای نمونه، معماری کاخ عالی‌قاپو اصفهان بازتابی از این اصول هندسی در هنر ایرانی-اسلامی است [192، 220، 241]. شبکه سیاره‌ای زمین: محققان معتقدند شبکه انرژی زمین بر پایه الگوی یک ایکوزاهدرون (بیست‌وجهی) است. نقاط تلاقی این خطوط انرژی (خطوط لی)، مکان‌های مقدسی مانند اهرام مصر و استون‌هنج هستند که ورتکس‌های انرژی قدرتمندی را ایجاد می‌کنند [80، 350، 352]. در نهایت، مطالعه هندسه مقدس به منظور درک وحدت کیهانی و پیوند میان ذهن، قلب، ماده و روح است که به انسان کمک می‌کند تا نقش خود را به عنوان تصویری هولوگرافیک از کل جهان بازشناسی کند [68، 75، 166].
1 802
11
Stefan_Grossmann_Aristotle_s_Metaphysics_A_Commentary_vol_1_CRC.pdf
1 192
12
کتاب چهاردهم (Nu) متافیزیک ارسطو، دومین بخش از مباحث «ریاضیات ایده‌آل» است که در شرح اشتفان گروسمان به عنوان «پرده نهایی» این اثر بزرگ توصیف شده است [۱۵، ۷۷۰]. این کتاب که شامل ۶ فصل است، به طور خاص به بررسی و نقد دیدگاه‌های فیثاغورثیان و افلاطون درباره اصول ریاضی و اعداد می‌پردازد [۱۵، ۷۹، ۷۶۹]. جزئیات کلیدی این کتاب بر اساس منابع عبارتند از: ۱. جایگاه ویژه در شرح گروسمان نقطه اوج متافیزیک: نویسنده معتقد است کتاب‌های ۱۳ (Mu) و ۱۴ (Nu) برخلاف تصور رایج که آن‌ها را حاشیه‌ای می‌دانند، نقاط برجسته و اوج (Highlights) کل متافیزیک هستند [۶۹۸]. نمایش موزون ایده‌ها: گروسمان متن این کتاب را به یک «بازی غنایی (Lyric play) از ایده‌ها و بی‌نهایتی آن‌ها» تشبیه می‌کند [۷۷۰]. او این بخش را با درام فائوست (بخش دوم) اثر گوته مقایسه کرده و آن را «رقص ابدی فرم‌ها» می‌نامد [۷۷۰]. پایان‌بندی آگاهانه: کتاب Nu به عنوان «پرده پایانی» نمایش ذهنی متافیزیک تدوین شده است تا تمام مباحث قبلی را در یک قاب ریاضیاتی و متافیزیکی جمع‌بندی کند [۷۷۰]. ۲. محتوا و نقد دیدگاه‌های افلاطونی و فیثاغورثی اعداد به مثابه ایده: در این کتاب تأکید شده است که «هر عدد یک ایده است» و این ایده‌ها علتِ بودنِ سایر موجودات هستند [۷۷۰]. نقد اصول اولیه: ارسطو دیدگاه‌هایی را که «واحد» و «کثیر» (یا همان دوتایی نامتناهی/بزرگ و کوچک) را به عنوان عناصر اولیه می‌دانند، به چالش می‌کشد [۷۷۲، ۷۸۳]. او استدلال می‌کند که «واحد» صرفاً یک معیار و مقیاس (Measure) برای سنجش کثرت است و نه یک جوهر مستقل [۷۷۴]. رد علیتِ مادیِ اعداد: ارسطو تأکید می‌کند که عدد نمی‌تواند به عنوان «علت فاعلی» (Agent)، «ماده» یا «علت غایی» اشیاء عمل کند [۸۰۰]. او معتقد است که نسبت‌های عددی (مانند هارمونی) در واقع «ذات» هستند، اما خودِ اعداد فقط نقش ماده را در آن نسبت‌ها ایفا می‌کنند [۷۹۹]. ۳. پیوند با دانش باستانی و ریاضیات پیشرفته فراتر از ریاضیات معمولی: گروسمان معتقد است درک این کتاب مستلزم عبور از ریاضیات خطی و رسیدن به «ایده‌آلیسم متافیزیکی» است که محدودیت‌های شمارش را می‌شناسد و از طریق روش‌هایی مانند جبر و هندسه پیشرفته از آن‌ها عبور می‌کند [۷۹، ۷۶۹]. هندسه مقدس «گل حیات»: این کتاب پیوند عمیقی با هندسه مقدس فیثاغورثی (Flower of Life) دارد [۷۹، ۷۶۹]. از نظر نویسنده، متافیزیک در این بخش نهایی به دانشی اشاره می‌کند که برای درک واقعیت‌های ابعاد بالاتر (بعد پنجم) ضروری است [۷۹]. ارتباط با فیزیک کوانتوم: نویسنده اشاره می‌کند که فیزیک مدرن نیز مانند دیدگاه ارسطو در این کتاب، از فرمول‌های شمارشی صِرف فراتر رفته و به سمت احتمالات (قوه‌ها در زبان ارسطو) حرکت کرده است [۷۹]. به طور خلاصه، کتاب چهاردهم از دیدگاه این شرح، تلاشی است برای نشان دادن یگانگی متافیزیک در بالاترین سطح، جایی که زبان و ریاضیات از هم جدا نیستند و هر دو به درک «بودنِ مطلق» ختم می‌شوند [۷۹، ۷۶۹]. ارسطو با نقد انتزاعاتِ صِرف، ذهن خواننده را برای بیداری «آگاهی کیهانی» از طریق درک فرم‌های ابدی آماده می‌کند [۷۷۰، ۷۹۲].
1 190
13
کتاب سیزدهم (Mu) متافیزیک ارسطو، در شرح اشتفان گروسمان، به عنوان نخستین بخش از مباحث «ریاضیات ایده‌آل» معرفی شده است [۱۴، ۷۸]. نویسنده معتقد است که این کتاب به همراه کتاب چهاردهم (Nu)، علی‌رغم آنکه در طول تاریخ مورد بی‌مهری و غفلت قرار گرفته‌اند، در واقع نقاط اوج و برجسته (Highlights) کل متافیزیک هستند [۶۹۸]. جزئیات کلیدی این کتاب بر اساس منابع به شرح زیر است: ۱. موضوع اصلی: هستی‌شناسی ریاضیات پرسش بنیادین: ارسطو در این کتاب بررسی می‌کند که آیا موجودات ریاضی (مانند اعداد، خطوط و اشکال) «جوهر» (Substance) هستند یا خیر، و اگر هستد، چگونه وجود دارند؟ [۷۱۶]. نقد دیدگاه‌های رقیب: او به نقد دو دیدگاه اصلی می‌پردازد: ۱. موجودات ریاضی در خودِ اشیاء محسوس وجود دارند [۷۱۸]. ۲. این موجودات به صورت جداگانه و مستقل از اشیاء محسوس (به عنوان «مُثُل» یا واسطه) وجود دارند [۷۱۹]. نتیجه‌گیری ارسطویی: ارسطو استدلال می‌کند که موجودات ریاضی نه می‌توانند در اشیاء محسوس باشند (چون دو جسم صلب در یک مکان نمی‌گنجند) و نه می‌توانند به صورت کاملاً مستقل وجود داشته باشند [۷۱۸، ۷۱۹]. از نظر او، این موجودات تنها در تعریف و از طریق انتزاع (Abstraction) مقدم بر محسوسات هستند و نه در واقعیتِ وجودی [۷۲۳، ۷۲۴]. ۲. تحلیل باطنی و کیمیاگری (دیدگاه گروسمان) آمادگی برای شهود کیهانی: نویسنده معتقد است کتاب سیزدهم تلاشی است برای ارائه یک توصیف پدیدارشناختی از کیفیت‌های «افلاطونی» که به ذهن کمک می‌کند تا انسدادهای فکری و «ترس از ایده پردازی» (Ideation-phobia) را کنار بگذارد [۷۰۸]. هندسه مقدس «گل حیات»: گروسمان این کتاب را کلیدی برای درک هندسه مقدس آتلانتیسی و لموریایی (Flower of Life) می‌داند که ریشه دانش فیثاغورثی است [۶۹۸، ۷۰۱]. از دیدگاه او، متافیزیک ارسطو در این بخش، در واقع یک کتابچه راهنمای عملی برای مدیتیشن بر روی گل حیات است [۷۰۱]. تحول «اوسیا»: در این چارچوب، بحث درباره اعداد صرفاً یک بحث نظری نیست، بلکه به تحول آگاهی و کیمیاگری درون اشاره دارد که در آن ذهن از کثرت محسوسات عبور کرده و به سمت وحدت حرکت می‌کند [۷۰۸]. ۳. پیوند با ریاضیات مدرن نظریه مجموعه‌های کانتور: نویسنده میان مباحث ارسطو درباره «کلیات اعداد» و کشفیات مدرن ریاضی، به ویژه نظریه اعداد فوق‌متناهی (Transfinite) جورج کانتور پیوند برقرار می‌کند [۷۹، ۷۰۰]. او معتقد است درک ارسطو از محدودیت‌های شمارش، پیش‌درآمدی برای درک واقعیت‌های ابعاد بالاتر است [۷۹، ۷۶۹]. ریاضیات به مثابه نردبان: منطق و ریاضیات در این کتاب به عنوان یک «آسانسور» عمل می‌کنند که میان بدن فیزیکی (سه بعدی) و آگاهیِ نوریِ برتر میانجی‌گری کرده و ذهن را به سمت «پردیس ایده‌ها» هدایت می‌نمایند [۵۴۰]. به طور خلاصه، کتاب سیزدهم از نظر گروسمان، فراتر از نقد نظریه اعداد افلاطونی، مرحله‌ای حیاتی در پاکسازی ذهن و آماده‌سازی آن برای تجربه آگاهی کیهانی از طریق درک ساختارهای هندسی و ریاضی جهان است [۵۳، ۷۰۱، ۷۱۰].
824
14
کتاب دوازدهم (Lambda) متافیزیک ارسطو، در شرح اشتفان گروسمان به عنوان «مراقبه مرکزی درباره آگاهی کیهانی» معرفی شده است [۱۴، ۷۸، ۶۳۵]. این کتاب که اغلب به اشتباه یک متن «الهیاتی» تلقی می‌شود، در واقع کلیدی برای درک ساختار کیهان و منشأ حرکت در جهان است [۲، ۷۸]. جزئیات کلیدی این کتاب بر اساس منابع عبارتند از: ۱. ساختار و محتوا کتاب لامبدا به ۱۰ فصل تقسیم می‌شود که نویسنده آن‌ها را به دو بخش کلی دسته‌بندی می‌کند [۷۸، ۶۳۵]: فصول ۱ تا ۵: بررسی ذات زمانمند و محسوس (جواهر محسوس) که شامل گیاهان، حیوانات و کل جهان فیزیکی است [۷۸، ۶۳۵، ۶۵۹]. فصول ۶ تا ۱۰: تبیین ذات بی‌زمان و جاودان که همان «محرک اول» یا «محرک ناپاکوب» (Unmoved Moving) است [۷۸، ۶۳۵]. ۲. محرک اول (Unmoved Moving) ماهیت غیرجنسیتی: برخلاف تصورات سنتی از خدای مذکر، ارسطو از واژه akineton kinoun استفاده می‌کند که همواره به صورت خنثی (Neuter) به کار می‌رود و نه به عنوان یک «پدر» یا آیکون مذکر [۷۸، ۶۳۵]. نحوه ایجاد حرکت: محرک اول بدون آنکه خود حرکت کند، حرکت ایجاد می‌کند؛ درست مانند «موضوع میل» یا «موضوع اندیشه» که بدون حرکت، انسان را به سمت خود می‌کشانند [۶۷۷]. اندیشه در باب اندیشه: عالی‌ترین فعالیت این ذات، «اندیشیدن به اندیشه» است. از آنجا که این ذات فاقد ماده و تغییر است، اندیشه و متعلقِ اندیشه در آن یکی هستند [۶۸۰، ۶۹۰، ۶۹۱]. لذت و حیات: فعلیتِ این اندیشه، عینِ حیات و لذت است. ارسطو بیان می‌کند که اگر خدا همواره در آن حالت نابی باشد که ما گاهی تجربه می‌کنیم، این مایه حیرت است [۶۷۹، ۶۸۰]. ۳. تحلیل باطنی و مقایسه با حکمت تبتی (کالاچاکرا) یکی از جنبه‌های منحصر به فرد این شرح، مقایسه کتاب لامبدا با کالاچاکرا تانترا (چرخ زمان) در بودیسم تبتی است [۶۳۵، ۶۳۶]: تناظر مفاهیم: مفهوم «محرک ناپاکوب» ارسطو با «ناگذرای برتر» (Paramaksara) در حکمت تبتی همخوانی عجیبی دارد [۲۳، ۶۳۶، ۶۳۸]. هر دو به یک اصل بدون آغاز، بدون پایان و تغییرناپذیر اشاره دارند که در مرکز کیهان (مانند کوه مِرو در بودیسم) قرار دارد [۶۳۹، ۶۴۲، ۶۴۳]. نقطه جاودان (Bindu): در هر دو سنت، به یک نقطه تغییرناپذیر و جاودان اشاره شده است که پیوند میان میکروکاسموس (انسان) و ماکروکاسموس (جهان) را برقرار می‌کند [۶۳۹، ۶۴۰]. هدف عملی: نویسنده معتقد است کتاب لامبدا یک کتابچه راهنما برای رسیدن به «آگاهی کیهانی» و فرآیند «تئوسیس» (ایزدی شدن) از طریق مراقبه بر روی محرک اول است [۱۴، ۱۹، ۹۱، ۶۴۷]. ۴. پیوند با فیزیک مدرن و نتایج ماهواره پلانک گروسمان استدلال می‌کند که متافیزیک ارسطو (به ویژه کتاب لامبدا) حاوی الگوهای ریاضی و فلسفی پیشرفته‌ای است که با اکتشافات اخیر فیزیک کوانتوم و کیهان‌شناسی مدرن همخوانی دارد [۲، ۱۰۷]: انبساط جهان: نتایج مأموریت ماهواره پلانک (۲۰۱۲/۲۰۱۳) درباره نرخ متغیر انبساط جهان، شواهدی را ارائه می‌دهد که نویسنده آن را با مفهوم «محرک اول» و نیاز به یک دستگاه زمان‌سنج مرکزی در کیهان مرتبط می‌داند [۲، ۵۰، ۵۳]. نظریه اطلاعات کوانتومی: کتاب لامبدا به عنوان پیش‌درآمدی برای درک چگونگی تأثیر «ایده‌ها و فرم‌ها» بر ماده در سطح کوانتومی (Quantum Information Theory) معرفی شده است [۶۲، ۶۴۱]. به طور خلاصه، کتاب دوازدهم از دیدگاه این شرح، اوجِ متافیزیک ارسطو و پلی میان تفکر منطقی، شهود باطنی و دانش کیهانی است که هدف نهایی آن تحول آگاهی انسان و درک یگانگی با کل هستی می‌باشد [۵۳، ۹۳، ۶۴۷].
803
15
کتاب دهم (Iota)، نخستین بخش از «کتب متأخر» (Later Books) متافیزیک ارسطو است که در شرح اشتفان گروسمان بر روی موضوع «واحد و کثیر» (تِم پارمنیدس) تمرکز دارد [۳، ۷۸]. جزئیات کلیدی این کتاب بر اساس منابع به شرح زیر است: ۱. جایگاه و ساختار کتاب دشوارترین کتاب: نویسنده این کتاب را دشوارترین بخش در میان کتب چهارده‌گانه متافیزیک معرفی می‌کند [۲]. به عقیده او، درک عمیق این کتاب مستلزم مطالعه جلدهای ۲ و ۳ شرح اوست، زیرا مطالب آن با باطن‌گرایی علمی مدرن و حکمت سنتی «مِرکابا» پیوند خورده است [۳، ۵۳۵، ۵۳۸]. فصول: این کتاب شامل ۱۰ فصل است که در آن ارسطو به بررسی ماهیت «واحد» و تقابل آن با «کثرت» می‌پردازد [۱۴، ۷۸، ۵۴۲]. ۲. مفهوم «واحد» و «کثرت» معانی واحد: ارسطو چهار معنای اصلی برای واحد برمی‌شمارد: پیوستگی (Continuous)، کل بودن (Whole)، فردی بودن (Individual) و کلی بودن (Universal) [۵۴۲]. او تأکید می‌کند که «واحد» در هر رده‌ای از موجودات، یک چیز معین (مثلاً یک رنگ یا یک آهنگ) است و ذات آن صرفاً خودِ مفهوم «وحدت» نیست [۵۵۱، ۵۵۲]. تقابل با کثرت: واحد و کثیر به عنوان مفاهیم متقابل (مانند بخش‌ناپذیر و بخش‌پذیر) بررسی می‌شوند [۵۵۳]. ارسطو معتقد است که شناخت ما از «واحد» از طریق تقابل با «کثرت» شکل می‌گیرد، زیرا کثرت برای حواس ما محسوس‌تر است [۵۵۳]. ۳. تحلیل باطنی و کیمیاگری (دیدگاه گروسمان) بیداری مِرکابا (کالبد نوری): از منظر آکروآماتیک (باطنی)، تِم اصلی کتاب یوتا، بیداری شهودی و مدیتیشن‌گونه «مِرکابا» یا کالبد نوری انسان است [۵۳۶]. نویسنده تِم پارمنیدس در این کتاب را به هشت وجهِ «بودن» تعبیر می‌کند که با هشت کالبد هاله نورانی انسان تناظر دارد [۵۳۷]. فرآیند «واحد شدن» (Oneing): گروسمان معتقد است که این کتاب به لحاظ عملی، راهنمایی برای فرآیند «واحد شدن» (Oneing) است؛ یعنی آگاهانه کردن توانایی‌های درونی برای عبور از ثنویت و رسیدن به آگاهی یکپارچه [۴، ۵۳۹]. پیوند با کانت: نویسنده میان مباحث این کتاب و مفهوم «وحدت متعالی» (Transcendental Unity) کانت پیوند برقرار می‌کند و آن را به عنوان پدیده‌ای که در سوژه (انسان) رخ می‌دهد، تفسیر می‌نماید [۵۳۸، ۵۳۹]. ۴. نقش منطق به عنوان واسطه آسانسور منطقی: در این چارچوب، منطق قیاسی نقش یک «آسانسور» را ایفا می‌کند که میان بدن فیزیکی (سه بعدی) و کالبد نوری (دوازده بعدی) میانجی‌گری می‌کند [۵۴۰]. مسیر رسیدن به نور: منطق ابزاری است که ذهن را از جزئیات محسوس به سمت کلیات پردیس ایده‌های افلاطون هدایت می‌کند؛ جایی که در آن، همه چیز واحد است بدون آنکه هرگز «واحد شده باشد» [۵۴۰]. به طور خلاصه، کتاب دهم از دیدگاه این شرح، فراتر از یک بحث نظری درباره اعداد و واحدها، دستورالعملی برای تحول آگاهی و تجربه وحدت کیهانی از طریق تفکر منطقی و شهود باطنی است [۵۳، ۵۳۹].
732
16
کتاب نهم (Theta)، آخرین بخش از «کتب میانی» (Middle Books) است که در شرح اشتفان گروسمان با عنوان «وجوه و حالات مختلف ذات» معرفی شده و بر دو مفهوم کلیدی «قوه» (Potency/Dynamis) و «فعل» (Actuality/Energeia) تمرکز دارد [۱۳، ۷۷]. نویسنده این کتب میانی را «تقطیر ارسطو» (Aristotle’s Distillery) می‌نامد که مانند آزمایشگاهی برای کیمیاگری درون عمل می‌کنند [۳۹۴، ۳۹۵]. جزئیات کلیدی این کتاب بر اساس منابع به شرح زیر است: ۱. ساختار محتوایی کتاب کتاب تتا به سه بخش اصلی تقسیم می‌شود [۷۷، ۴۹۳]: فصول ۱ تا ۵ (قوه/امکان): بررسی مفهوم توانایی و پتانسیل (Dynamis). ارسطو بین قوه‌های غیرناطق (مانند حرارت که فقط گرم می‌کند) و قوه‌های ناطق (مانند هنر پزشکی که می‌تواند هم سلامت و هم بیماری ایجاد کند) تمایز قائل می‌شود [۵۰۱]. فصول ۶ تا ۹ (فعل/واقعیت): تبیین مفهوم فعلیت و تحقق (Energeia). ارسطو فعلیت را به بیداری در مقابل خواب، و بینایی در مقابل بستن چشم (در کسی که قدرت بینایی دارد) تشبیه می‌کند [۵۱۰]. فصل ۱۰ (حقیقت/کشف): بحث درباره حقیقت (Aletheia) به مثابه آشکارگی و پیوند میان ذهن و عین [۷۷، ۵۳۲]. ۲. اولویت «فعل» بر «قوه» یکی از مهم‌ترین مباحث این کتاب، اثبات این مطلب است که فعلیت از هر نظر بر قوه مقدم است [۵۱۶]: اولویت در تعریف: برای تعریف یک توانایی (قوه)، باید ابتدا فعلی که از آن ناشی می‌شود را شناخت [۵۱۷]. اولویت در زمان: در سلسله تکوین، همواره یک موجودِ بالفعل وجود دارد که موجود بالقوه را به فعلیت می‌رساند (مانند پدری که فرزندی می‌آورد) [۵۱۸]. اولویت در ارزش: ارسطو استدلال می‌کند که فعلیت بهتر و ارزشمندتر از قوه است، زیرا یک قوه می‌تواند هم به سمت خیر و هم به سمت شر متمایل شود، اما فعلیتِ خیر، صرفاً خیر است [۵۲۷، ۵۲۸]. ۳. تحلیل باطنی و کیمیاگری (دیدگاه گروسمان) اشتفان گروسمان نگاهی متفاوت و عملی به کتاب تتا ارائه می‌دهد: کیمیاگری درون: او معتقد است که اشارات ارسطو در این کتاب (به ویژه در بحث تبدیل قوه به فعل) فراتر از منطق صوری است و به «کیمیاگری باستانی» و «تغییرات بیولوژیکی ذات» (Transubstantiation) اشاره دارد [۷۰، ۳۹۹]. او واژه «اوسیا» (ذات) را در اینجا به عنوان اکسیر تحول درونی تفسیر می‌کند [۴۹۳]. فرآیند «واحد شدن» (Oneing): نویسنده تِم اصلی این کتاب را فرآیند آگاهانه کردنِ توانمندی‌های ناخودآگاه انسان می‌داند [۴۹۴]. از نظر او، متافیزیک ارسطو در این بخش به انسان نشان می‌دهد که چگونه می‌تواند از طریق «مدیتیشن منطقی»، آزادی‌های خود را به عنوان یک «هم‌خالق» (Co-creator) متجلی کند [۴۹۴، ۵۴۰]. ارتباط با آگاهی کیهانی: فعلیتِ نهایی در این کتاب به محرک اول (یا آگاهی ناب) پیوند می‌خورد که تمام قوه‌ها را به سمت کمال هدایت می‌کند [۳۹۷، ۵۲۴]. به طور خلاصه، کتاب تتا نردبانی است که ذهن را از درک «پتانسیل‌های خام» به سمت «تحقق الهی» و بیداری آگاهی هدایت می‌کند و به لحاظ باطنی، دستورالعملی برای تحول انرژی‌های درونی انسان است [۴۹۴، ۵۳۹].
997
17
کتاب هشتم (Eta) متافیزیک ارسطو، که دومین بخش از «کتب میانی» محسوب می‌شود، در شرح اشتفان گروسمان بر روی «ذاتی که حواس ما می‌توانند درک کنند» (Sensible Substance) تمرکز دارد [۱۳، ۷۷، ۴۷۱]. این کتاب در ۶ فصل تدوین شده و نتایج مباحث کتاب قبلی (زتا) را برای رسیدن به یک جمع‌بندی نهایی به کار می‌گیرد [۴۷۱، ۴۷۳]. جزئیات کلیدی این کتاب بر اساس منابع عبارتند از: ۱. تمرکز بر جواهر محسوس و نقش «ماده» پذیرش همگانی: برخلاف مُثُل افلاطونی یا موجودات ریاضی که مورد اختلاف هستند، جواهر محسوس (مانند گیاهان، حیوانات و اجسام طبیعی) توسط همه به عنوان «ذات» یا «جوهر» شناخته می‌شوند [۴۷۳]. ذات به مثابه ماده: ارسطو تأکید می‌کند که تمام جواهر محسوس دارای ماده هستند [۴۷۴]. او ماده را ذاتی می‌داند که در حالت عادی «بالفعل» نیست، اما «بالقوه» مستعد تبدیل شدن به یک موجود مشخص است [۴۷۴]. تغییر به مثابه بستر: وجود تغییرات (در مکان، مقدار یا کیفیت) ثابت می‌کند که باید چیزی (ماده) وجود داشته باشد که زیربنای این تغییرات باشد [۴۷۵]. ۲. ذات به مثابه «فعلیت» (Actuality) تمایزهای دموکریتوس: ارسطو به دیدگاه دموکریتوس اشاره می‌کند که تفاوت اشیاء را در شکل، وضع و نظم آن‌ها می‌دید، اما خود معتقد است که تفاوت‌ها بسیار گسترده‌تر هستند [۴۷۶]. فصل‌های ممیزه (Differentiae): از نظر ارسطو، هستیِ اشیاء محسوس با چگونگی ترکیب، آمیختگی یا موقعیت آن‌ها تعریف می‌شود [۴۷۶]. برای مثال، هستیِ «آستانه در» به موقعیت آن (قرار گرفتن در پایین) و هستیِ «یخ» به انجماد آن بستگی دارد [۴۷۶، ۴۷۷]. تعریف ترکیبی: یک تعریف کامل از اشیاء محسوس باید شامل هر دو جنبه باشد: ماده (آنچه شیء از آن ساخته شده) و فعلیت/صورت (هدف یا ساختار شیء) [۴۷۸]. مثلاً تعریف خانه به «آجر و چوب» بیانگر جنبه بالقوه، و تعریف آن به «پناهگاهی برای موجودات زنده» بیانگر فعلیت آن است [۴۷۸]. ۳. مسئله وحدت (فصل ششم) پرسش بنیادین: چرا یک تعریف (مانند «حیوان دوپا») یک موجود واحد را نشان می‌دهد و نه دو چیز جداگانه (حیوان + دوپا)؟ [۴۸۹، ۴۹۰]. پاسخ ارسطویی: ارسطو استدلال می‌کند که اگر یکی از عناصر را «ماده» و دیگری را «صورت» (یا یکی را بالقوه و دیگری را بالفعل) بدانیم، دشواری وحدت حل می‌شود [۴۹۰]. در واقع، مادهِ نزدیک و صورت، یک چیز هستند؛ یکی به صورت بالقوه و دیگری به صورت بالفعل [۴۹۲]. نفی محرک بیرونی در موجودات مجرد: در موجوداتی که فاقد ماده هستند، هر کدام ذاتا یک «واحد» و یک «موجود» هستند و نیازی به علت بیرونی برای یگانگی ندارند [۴۹۱، ۴۹۲]. ۴. تحلیل گروسمان: کیمیاگری و تحول درونی آزمایشگاه تحول: گروسمان کتاب اتا را نیز بخشی از «تقطیر ارسطو» (Aristotle’s Distillery) می‌داند که مانند یک آزمایشگاه برای کیمیاگری درون عمل می‌کند [۳۹۴، ۳۹۵]. بیداری کالبد نوری: او معتقد است که مفاهیم این کتاب (به ویژه بحث وحدت در فصل ۶) با ایده «وحدت متعالی» کانت پیوند دارد و به لحاظ باطنی، به فرآیند بیداری «کالبد نوری» یا مِرکابا (Merkabah) در انسان اشاره می‌کند [۵۳۶، ۵۳۸، ۵۳۹]. اوسیا به مثابه اکسیر: از این منظر، «اوسیا» نه یک مفهوم خشک منطقی، بلکه اصطلاحی برای توصیف تغییرات سیالِ انرژی در مسیر خودشناسی و رسیدن به آگاهی کیهانی است [۲، ۴۷۱]. به طور خلاصه، کتاب اتا پلی است که از بررسی ساختار مادی اشیاء شروع شده و با پیوند دادن «قوه» به «فعل»، راه را برای درک محرک اول و آگاهی ناب در کتب متأخر هموار می‌کند [۳۹۷، ۴۹۲].
736
18
کتاب هفتم (Zeta) نخستین بخش از «کتب میانی» (Middle Books) است که اشتفان گروسمان آن‌ها را «تقطیر ارسطو» (Aristotle’s Distillery) می‌نامد [۷۹، ۳۹۴]. این کتاب که شامل ۱۷ فصل است، بر پرسش بنیادین «اوسیا» (Ousia) تمرکز دارد که به طور سنتی «جوهر» یا «ذات» ترجمه شده است [۱۳، ۷۷، ۳۹۴]. تحلیل‌های کلیدی درباره این کتاب بر اساس منابع عبارتند از: ۱. ماهیت و اولویت «اوسیا» (ذات) پرسش ابدی: ارسطو بیان می‌کند که پرسش همیشگی «موجود چیست؟»، در واقع همان پرسش «اوسیا چیست؟» است [۴۰۴]. اولویت مطلق: اوسیا در تمام جنبه‌ها (تعریف، شناخت و زمان) بر سایر مقولات (مانند کمیت و کیفیت) مقدم است [۴۰۳]. موجودات دیگر تنها به این دلیل «هستند» که متعلق به یک اوسیا (فرد یا ذات مشخص) می‌باشند [۴۰۲]. تعریف اوسیا: ارسطو چهار معنای اصلی برای آن در نظر می‌گیرد: ماهیت (Essence)، کلی (Universal)، جنس (Genus) و بستر/موضوع (Substratum) [۴۰۶]. ۲. بررسی «بستر» و «ماهیت» رد ماده به عنوان تنها ذات: اگرچه ماده یک بستر (Substratum) است، اما به تنهایی نمی‌تواند اوسیا باشد زیرا فاقد ویژگی‌های «جداپذیری» (Separability) و «این‌همانی/تشخص» (Thisness) است [۴۰۸، ۴۰۹]. از این رو، «صورت» (Form) و ترکیب صورت و ماده بر ماده اولویت دارند [۴۰۹]. چیستی ماهیت (Essence): ماهیت هر چیز همان چیزی است که آن شیء «ذاتاً» (Propter se) هست [۴۱۱]. ارسطو تأکید می‌کند که در موجودات اصیل و نخستین، شیء و ماهیت آن یکی هستند [۴۲۱، ۴۲۴]. ۳. نقد مُثُل و جایگاه «صورت» در تکوین نفی جدایی صورت از ماده: برخلاف افلاطون، ارسطو در کتاب زتا استدلال می‌کند که صورت (Idea) یک موجود جداگانه نیست، بلکه در ماده اثر می‌کند تا یک موجود مشخص (This such) را پذیرا شود [۴۳۱، ۴۳۲]. برای مثال، سازنده مجسمه، «صورتِ مفرغ» را نمی‌سازد، بلکه مفرغ را به صورت یک کره در می‌آورد [۴۳۱]. تولید و تکوین: هر موجودی که به وجود می‌آید، از چیزی (ماده) و توسط عاملی (فاعل) به چیزی (صورت) تبدیل می‌شود [۴۲۵]. در تولیدات هنری، «صورت» پیشاپیش در روح هنرمند وجود دارد [۴۲۶]. ۴. رویکرد متفاوت گروسمان: کیمیاگری درون اوسیا به مثابه اکسیر: نویسنده معتقد است ترجمه «اوسیا» به «جوهر» (Substance) گمراه‌کننده است و آن را به عنوان اصطلاحی تخصصی برای «تغییرات سیال در کیمیاگری درون» (مانند Neidan در تائوئیسم) تفسیر می‌کند [۲، ۳۹۴، ۳۹۶]. کتابچه مراقبه: از دیدگاه گروسمان، کتب میانی (از جمله زتا) در واقع یک آزمایشگاه برای تحول درونی هستند [۳۹۵]. او معتقد است خواندن این متن به طور اثیری باعث جذب بالاترین انرژی‌های کیهانی می‌شود که از مرکز عالم (محرک اول) سرچشمه می‌گیرند [۳۹۷]. به طور خلاصه، کتاب زتا ستون فقرات فکری متافیزیک است که سعی دارد با تعریف دقیق ذات (اوسیا)، نردبانی منطقی برای عبور از محسوسات و رسیدن به درک ساختار پایدار واقعیت و تحول آگاهی فراهم کند [۷۷، ۹۳، ۳۹۴].
761
19
کتاب ششم (Epsilon) متافیزیک ارسطو، آخرین بخش از «کتب اولیه» است که در شرح اشتفان گروسمان به عنوان تلاشی برای ایجاد یک «مدل ذهنی واحد از واقعیت» توصیف شده است [۱۲، ۷۶، ۳۸۲]. محتوای اصلی این کتاب بر دو محور دسته‌بندی علوم و بررسی ماهیت امور عرضی استوار است: ۱. دسته‌بندی علوم (فصل اول) ارسطو در این بخش، دانش‌ها را بر اساس موضوع و هدف آن‌ها به سه دسته کلی تقسیم می‌کند [۳۸۵]: علوم تولیدی (Productive): علومی که هدفشان ساختن چیزی است و منشأ حرکت در آن‌ها «سازنده» است [۳۸۵]. علوم عملی (Practical): علومی که با عمل و رفتار سر و کار دارند و منشأ آن‌ها «اراده» فاعل است [۳۸۵]. علوم نظری (Theoretical): علومی که برای دانستن دنبال می‌شوند. ارسطو سه «فلسفه نظری» را معرفی می‌کند [۳۸۵، ۳۸۶]: ۱. فیزیک: درباره موجوداتی که دارای حرکت هستند و ذات آن‌ها از ماده جدا نیست (مانند مفهوم «بینی پهن» که بدون بینی قابل تعریف نیست) [۳۸۵، ۳۸۶]. ۲. ریاضیات: درباره موجوداتی که اگرچه ممکن است ساکن باشند، اما از ماده جدا نیستند [۳۸۶]. ۳. الهیات (فلسفه اولی): بالاترین علم که درباره موجوداتی بحث می‌کند که هم «مستقل» (جدا از ماده) و هم «غیرمتحرک» (ثابت) هستند [۳۸۶]. ۲. بحث در مورد امور عرضی (فصل ۲ تا ۴) ارسطو در این فصل‌ها به بررسی واژه «بودن» در معنای «عرضی» (Accidental) و «بودن به مثابه حقیقت» می‌پردازد [۳۸۷]: فقدان دانش برای امور عرضی: ارسطو تأکید می‌کند که هیچ علمی (اعم از عملی، تولیدی یا نظری) نمی‌تواند درباره «امور عرضی» بحث کند [۳۸۷، ۳۸۸]. امور عرضی چیزهایی هستند که نه «همیشگی» هستند و نه «در اکثر مواقع» رخ می‌دهند (مانند پیدا کردن گنج هنگام کندن گودال برای درخت) [۳۸۹، ۳۹۰]. ارتباط با «نابودنی»: او امور عرضی را به «عدم» (Non-being) نزدیک می‌داند و معتقد است که آن‌ها عملاً فقط یک نام هستند [۳۸۸]. علت امور عرضی: علت وجود امور عرضی، «ماده» است؛ زیرا ماده این پتانسیل را دارد که فراتر از نظم معمول و همیشگی، تغییراتی را پذیرا شود [۳۹۰]. رد «بودن به مثابه حقیقت» از بحث اصلی: ارسطو در پایان کتاب، بحث درباره «بودن عرضی» و «بودن به معنای صدق و کذب» را کنار می‌گذارد، زیرا اولی نامتعین است و دومی مربوط به «اندیشه» است و نه خودِ موجودات [۳۹۳]. او اعلام می‌کند که باید به سراغ بررسی علل و اصول «موجود بما هو موجود» رفت [۳۹۳]. به طور خلاصه، از دیدگاه گروسمان، کتاب اپسیلون با دسته‌بندی علوم، سعی دارد جایگاه «فلسفه اولی» را به عنوان دانشی که با ثابت‌ترین بخش واقعیت سر و کار دارد، تثبیت کند و ذهن را از پرداختن به امور ناپایدار و عرضی بازدارد [۳۸۲، ۳۸۶].
566
20
کتاب پنجم (Delta) متافیزیک ارسطو، همان‌طور که اشاره کردید، در واقع یک لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه فلسفی است که در ۳۰ فصل تدوین شده و به تعریف دقیق واژگان کلیدی اختصاص دارد [۱۲، ۷۸، ۳۱۷]. جزئیات و تحلیل‌های نویسنده (اشتفان گروسمان) درباره این کتاب بر اساس منابع به شرح زیر است: ۱. پیوند با کتاب چهارم (Gamma) تکمیل ساختار مفهومی: الکساندر آفرودیسی (نخستین شارح متافیزیک) معتقد است جایگاه این کتاب دقیقاً بعد از کتاب گاما منطقی است [۳۱۶]. در حالی که کتاب گاما فلسفه را به عنوان «دانشِ بودن» تعریف می‌کند، کتاب دلتا با شاخه‌شاخه کردن و تبیین مفاهیم پایه، این سیستم فکری را گسترش می‌دهد [۳۱۶]. ۲. برخی از واژگان کلیدی و تعاریف در این ۳۰ فصل، اصطلاحات بنیادینی تعریف شده‌اند که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: آغاز (Beginning/Archē): نقطه شروع یک شیء، حرکت یا دانش [۳۲۲]. علت (Cause/Aitia): تبیین چهارگانه علل (مادی، صوری، فاعلی و غایی) [۳۲۳-۳۲۷]. عنصر (Element/Stoicheion): اجزای اولیه و تقسیم‌ناپذیری که یک شیء از آن‌ها ترکیب شده است [۳۲۸]. طبیعت (Nature/Phusis): ذات اشیائی که در خود منشأ حرکت دارند [۳۳۰-۳۳۲]. واحد (One/Hen): بررسی معنای وحدت عرضی و ذاتی [۳۳۶-۳۴۳]. جوهر/ذات (Substance/Ousia): یکی از دشوارترین مفاهیم که به بستر نهایی (Substratum) و فرم اشیاء اشاره دارد [۳۴۶]. قوه (Potency/Dunamis): منشأ تغییر یا حرکت در شیء دیگر یا در خود شیء بما هو غیر [۳۵۶]. ۳. تحلیل‌های خاص نویسنده (گروسمان) نویسنده شرح، دیدگاه‌های متفاوتی را درباره علت گنجاندن برخی کلمات در این کتاب مطرح می‌کند: ارتقای مفاهیم فیزیکی: برخی مفاهیم (مانند «عنصر» و «طبیعت») ظاهراً متعلق به «فلسفه طبیعی» هستند، اما گروسمان معتقد است ارسطو با آوردن آن‌ها در متافیزیک، این واژگان را در چارچوب ایدئالیسم متافیزیکی بازتعریف و «ارتقا» داده است [۳۲۰]. ابزارهای آموزشی عملی: کلماتی مانند «نقص عضو شده» (Mutilated) به عنوان ابزاری تجربی برای فهم بهتر مفهوم «ذات» (Essence) به کار رفته‌اند [۳۲۰]. توپوگرافی متافیزیکی: نویسنده واژه «وضعیت/موضع» (Position/Thesis) را به معنای «توپوگرافی متافیزیکی» تفسیر می‌کند؛ یعنی سیستمی برای جایابی ارزش‌های شهودی در ذهن [۳۲۰]. حذف مفاهیم بدیهی مدرسه: گروسمان اشاره می‌کند که مفاهیم بسیار استاندارد ارسطویی مانند «ماده» و «صورت» در این لغت‌نامه نیامده‌اند، شاید به این دلیل که این متن برای دانشجویان مدرسه «لیکئون» صیقل یافته بود و آن‌ها پیشاپیش با این تعاریف پایه آشنا بودند [۳۱۹]. به طور خلاصه، کتاب دلتا از دیدگاه گروسمان تنها یک لغت‌نامه خشک و خالی نیست، بلکه تلاشی برای استانداردسازی زبان مراقبه و تفکر منطقی است تا ذهن دانشجو برای مباحث فوق سنگین کتب میانی (کتاب ۷ تا ۹) آماده شود [۳۱۹، ۳۲۰].
661