en
Feedback
کافه شعر⛾

کافه شعر⛾

Open in Telegram

برای پیدا کردن سریعتر دکلمه ها روی👈 #دکلمه_کافه_شعر بزنید آیدی ادمین تبلیغات پیج کافه شعر فقط این آیدی می باشد @Cafe_sherrr_admin ✔️ گروه کافه شعر @cafe_sherrrgp اینستاگرام👇 https://instagram.com/cafe_sherrr

Show more
6 241
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-830 days
Posts Archive
گفت که من یک جورهایی عجیب و غریب هستم. شاید هم برای همین از من خوشش می آید و عاشقم شده و البته شاید یک روز به همین دلیل از من متنفر شود. دروغ گفتن فقط این نیست که حرفی بزنیم که راست نیست. دروغ گفتن، گفتن چیزی بیش از آن است که راست است و حقیقت دارد، و در مورد قلب آدمی، به زبان آوردن چیزی بیش از آنی است که واقعا احساس می‌کند. ما همه مان هر روز این کار را می کنیم تا زندگی را ساده تر کند. لذت واداشتن آدم ها که به حرفت گوش کنند، خیلی دوام ندارد. #آلبر_کامو 📗بیگانه @cafee_sherrr

آه ای قلب محزون من دیدی که چگونه سودا رنگ شعر گرفت دیدی که جغرافیای فاصله را چگونه با نوازش نگاهی می شود طی کرد و نادیده گرفت
آه ای قلب محزون من دیدی که چگونه سودا رنگ شعر گرفت دیدی که جغرافیای فاصله را چگونه با نوازش نگاهی می شود طی کرد و نادیده گرفت دیدی که دردهای کهنه را چگونه با ترنمی می شود به یکباره فراموش کرد دیدی که آزادی لحظه ناب سرسپردن است دیدی که عشق یک اتفاق نیست قرار قبلی است مثل یک تفاهم ازلی از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت #پل_الوار @cafee_sherrr

دیگر سراغت را از نارنج رها شده در پیاله ی آب نخواهم گرفت دیگر سراغت را از ماه، ماه درشت و گلگون نخواهم گرفت دیگر سراغت را از گلدان شکسته بر ایوان آذر ماه نخواهم گرفت دیگر نه خواب گریه تا سحر، نه ترس گمشدن از نشانی ماه، دیگر نه بن بست باد و نه بلندای دیوار بی سوال.. من، همین من ساده باور کن برای یک بار برخاستن هزار هزار بار فرو افتاده ام. ✍️ #سید_علی_صالحی 🎙️ #خسرو_شکیبایی موسیقی: مسعود سخاوت دوست / سیاوش #دکلمه_کافه_شعر

من از وقتی تو نوشته هایم را میخوانی،می نویسم. از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه ای که نمی دانستم مفهومش چیست. نامه ای که معنایش را فقط در چشمان تو می یافتم من هیچگاه بیش از سه جمله ی اول این نامه چیزی ننوشتم: هیچ باوری نداشتن. منتظر چیزی نبودن. امید داشتن به آن روزی که اتفاقی بیفتد. کلمه ها از زندگی ما عقب هستند. تو همیشه از آنچه من انتظار داشتم،جلوتر بودی. تو همیشه غیر منتظره بودی #کریستین_بوبن 📗غیر منتظره @cafee_sherrr

پدر خیال می کرد آدم وقتی در حجره ی خودش تنها باشد، تنهاست. نمی دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد #عباس_معروفی 📗 سمفونی_مردگان @cafee_sherrr

اگر در معرض کین و نفرت قرار گیری، اگر متهم گردی و طعمهٔ دیگران شوی، از کسانی که تو را می‌شناسند، می‌توانی انتظار دو نوع واکنش داشته باشی: برخی همرنگ جماعت می‌شوند؛ برخی دیگر محتاطانه وانمود می‌کنند که هیچ نمی‌دانند، هیچ نمی‌شنوند، به طوری که تو خواهی توانست به دیدن آنها و سخن گفتن با آنها ادامه دهی. این گروه دوم، که رازدار و آداب دان اند، دوستان تو هستند. دوستان به معنای مدرن کلمه. #میلان_کوندرا 📗هویت @cafee_sherrr

هر نوع احساسی، حتی محبت پاک و بی ریا، لزوم عمل متقابلی را ایجاب نمی‌کند. #فیودور_داستایفسکی 📗 شب های روشن

- به من بگو ببینم او را چگونه دوست داری؟ + نلی، این چه سؤال احمقانه ایست؟ همان طوری که دیگران همدیگر را دوست دارند. - نه، این جواب قانع کننده ای نبود. جواب حسابی بده. + من زمین زیر پاهای او و هوایی که استنشاق می کند را دوست دارم. هر چیز را که دست می زند و هر سخنی را که بر زبان می آورد دوست دارم. نگاه هایش را، تمام حرکاتش را و خودش را هر طور که هست و همان طور که هست تمام و کمال دوست دارم. حالا این دلیل کافی است یا نه؟ #امیلی_برونته 📗بلندی های بادگیر @cafee_sherrr

اما قلب حافظه‌ی خودش را دارد و من هیچ چیز را فراموش نکرده‌ام. #آلبر_کامو @cafee_sherrr
اما قلب حافظه‌ی خودش را دارد و من هیچ چیز را فراموش نکرده‌ام. #آلبر_کامو @cafee_sherrr

اما قلب حافظه‌ی خودش را دارد و من هیچ چیز را فراموش نکرده‌ام. #آلبر_کامو @cafee_sherrr

آیا تا به حال کسی را در زندگیتان داشته اید که عکسش را باز کرده و تا ریزترین جزئیات صورتش را با دقت نگاه کنید؟ #جمال_ثریا @cafee_sherrr

گمان ميكنم كه من قهرماني و تقدس را زياد نميپسندم. آنچه براي من جالب است، انسان بودن است. #آلبر_كامو 📗طاعون @cafee_sherrr

گمان ميكنم كه من قهرماني و تقدس را زياد نميپسندم. آنچه براي من جالب است، انسان بودن است. #آلبر_كامو 📗طاعون @cafee_sherrr

کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را می‌داد که هیچ‌گونه رضایت خاطری از آن نداشت. #میلان_کوندرا 📗بار هستی @cafee_sherrr

بزرگترین خوشبختی این است که: ما را بخاطر خودمان و برای آنچه واقعا هستیم، دوست بدارند... #ویکتور_هوگو @cafee_sherrr

خیلی چیزها به اختیارِ آدم نیست، زندگی خواب‌های گذشته است که تعبیر می‌شود. زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی‌ست که هرگز عمرمان به آن نمی‌رسد. زندگی، آغازِ ماجراست. می‌خواستم فکرم را جمع کنم و یک بار گذشته‌ام را یا آینده‌ام را مرور کنم. می‌دانستم که آدمی وقتی راه می‌رود یک پا پس است و یک پا پیش، وقتی که ایستاده انگار مثلِ پروانه در جعبه آینه‌ای به دیوار دوخته شده است. اما گیج شده بودم نمی‌دانستم به گذشته برگردم یا به آینده فکر کنم. #عباس_معروفی 📗پیکر فرهاد @cafee_sherrr

چقدر خوب است که همیشه در زندگی‌تان کسی را داشته باشید که حتی در نبودنش هم باعث لبخندتان شود. #آنا_گاوالدا 📗 کاش کسی جایی منتظرم باشد

خاطره‌ای در درونم است چون سنگی سپید درون چاهی سر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز برایم شادی است و اندوه. در چشمانم خیره شود اگ
خاطره‌ای در درونم است چون سنگی سپید درون چاهی سر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز برایم شادی است و اندوه. در چشمانم خیره شود اگر کسی آن را خواهد دید. غمگین‌تر از آنی خواهد شد که داستانی اندوه‌زا شنیده است. #آنا_آخماتووا @cafee_sherrr

دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست. اولش عاشق همه ی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه می بینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده می شن. چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده می شن و می فهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد می گیری. یاد می گیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه. اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم می کنن. #فردریک_بکمن 📗مردی به نام اُوِه @cafee_sherrr

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید: « دستهایت را دوست می‌دارم » دست‌هایم را د
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید: « دستهایت را دوست می‌دارم » دست‌هایم را در باغچه می کارم سبز خواهم شد، می دانم، می دانم، می دانم و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت #فروغ_فرخزاد قسمتی از شعر تولدی دیگر @cafee_sherrr