en
Feedback
3AM +

3AM +

Open in Telegram

⛔ - 17 ⛔ ‌ راه ارتباطی ( ناشناس ) : https://t.me/Harfmanrobot?start=1220325820

Show more
408
Subscribers
-124 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
‌خیلی سعی می‌کنم تصویر موجهی از خودم ارائه بدم. واقعا سعی می‌کنم. با بقیه درباره آب و هوا صحبت می‌کنم. درباره آب و هوای مالدیو. با اینکه اینجا مالدیو نیست. چون به هرحال باید یه چیزی بگم. هرچیزی بهتر از ساکت موندنه. فکر می‌کنید چرا یکی چند میلیون فالوئر داره؟ چون برخلاف شما ساکت نمونده. اظهار نظر می‌کنه. درباره هرچیزی. برخلاف شما که چون اینجا مالدیو نیست پس درباره آب و هوا حرف نزنیم. اظهار نظر می‌کنه و این فرصت رو به دیگران میده که قضاوتش کنن. از حرفهاش اسکرین شات بگیرن و درباره‌ش توییت کنند. و نهایتا برینن بهش. همینه. اگر نگرانید مبادا کسی به شما برینه برگردید برید توی لاک کوچیک امنتون. یه بچه شما رو می‌خره و براتون کاهو میذاره. پایان خوش.

این پست رو اونایی که تو سال جدید سکس نداشتن لایک کنن

photo content

گذاشتن اسم عشق سابقتون روی بچه‌تون، خیانت به همسرتون حساب میشه؟
Anonymous voting

photo content

امروز دوباره دیدمش...بعد از ۱۸ سال! تو تاکسی، روی صندلی جلو نشسته بودم. تو دنیای خودم بودم که یه صدای خیلی خیلی آشنا گفت: مستقیم... فکر کنم قلبم برای چند لحظه از حرکت وایساد! راننده چند متر جلوتر توقف کرد. در ماشین باز شد و صاحب اون صدای آشنا نشست تو ماشین. جرئت این‌که برگردم عقب و نگاهش کنم رو نداشتم. از آینه بغل ماشین نگاه کردم. خودش بود... خشکم زد. توی یه لحظه کوتاه تموم بدنم بی‌حس شد. داشت به بیرون نگاه میکرد. یک لحظه سرش رو چرخوند و نگاهمون توی آینه ماشین به هم برخورد کرد. به سرعت نگاهش رو ازم گرفت. نمیدونم اونم من رو شناخت یا نه... توی تموم مسیر از توی آینه ماشین داشتم نگاهش میکردم. مثل همون موقع‌ها بود. چشمای درشت و مژه های بلند.... فقط چنتا خط روی پیشونیش اضافه شده بود... کاش هیچ وقت به مقصد نمی‌رسیدیم، همون‌طور که ۱۸ سال پیش نرسیدیم... اما رسیدیم! - آقا، ممنون. پیاده میشیم. ماشین متوقف شد. در ماشین باز شد. در حالی که داشت کرایه‌رو به راننده میداد اسمم رو صدا زد! تموم بدنم یخ کرد. برگشتم. می‌خواستم به اندازه ۱۸ سال دلتنگی، با تموم وجودم بگم جانم... اما پسربچه‌ای که از ماشین پیاده شده بود زودتر از من گفت: بله مامان؟! لرزش اشک توی چشمام باعث شد تصویر پسرک رو تار ببینم. نگاهش کردم و بهش لبخند زدم. اونم نگاهم کرد، اونم لبخند زد... @ir3am_plus 🔞

من از بیرون خیلی آدم کول برو بابایی به نظر می‌رسم، ولی از درون یکی از یادداشت‌هاشو چسبوندم بالای بخاری و یه شبایی که خیلی خسته از هر چه که بود و به خدا هیچ نبود طوری فارق از گرم یا سرد بودن هوا با گردن کج و دست از همه جا درازتر زل زدم به شعله‌های یکی در میون معلوم نیست چرا آبی‌رنگ، یهو سرمو میارم بالا و می‌بینم‌ش و به خودم می‌گم ببین! با توی بلاتکلیف چرت و پرته‌ها! ببین! براش مهمی! برای خیلی‌ها مهمی؛ همین توی بلاتکلیف چرت و پرت! بعد دست نوازش می‌کشم روی سر خودم و غصه‌های تلنبار شده‌ی درونم که اشکال نداره! درست می‌شه! ولی خب خودم و غصه‌های تلنبار شده‌ی درونم می‌دونیم که اشکال داره و درست نمی‌شه!

photo content

آناتومی من این‌جوریه که اول رگ گردنمه، دوم ایزده، سوم ابلیسه، چهارم تویی، پنجم یه اسلایس پیتزای استیک آلفردو با یه بشقاب فرنچ فرایز و یه لیوان بزرگ پر از یخ و کوکاکولاعه، شیشم شیش گیگ موزیکه، هفتم سه‌تا گلدونه، هشتم سه تا دوربینه، نُهُم یه مقدار آلو اسفناج دو روز مونده‌س، دَهُم یه زد4 قرمز دوهزار و چهارده عه، یازدهم منم، دوازدهم هم صاحب است، زنده ولی غایب است! حساب کردم دیدم رگ گردنم باید یه جایی حول و حوش فیلادلفیا باشه تا این‌همه چیزمیز بین‌مون جا شه! یادم باشه یه نامه بنویسم برای رگ گردنم و ایزد، جویای احوال‌شون شم!

photo content

photo content

توی یک جمع وقتی یه دختر با همه خوبه ولی به یه پسر اصلا توجه نمیکنه یعنی رو همون کراش داره

توی یک جمع وقتی یه دختر با همه خوبه ولی به یه پسر اصلا توجه نمیکنه یعنی رو همون کراش زده

photo content

هر از چند گاهی از خودتون بپرسید "بعدش چی؟" انقدر بپرسید تا به جواب درست برسید؛ جواب درست "هیچیه". جلوی خیلی از حماقت‌هاتون رو می‌گیره؛ کم‌تر کسی هست که به خاطر "هیچی" برینه تو رفاقت یا رابطه

3 ساله داریم تو چنل راجع به اچ پی وی میگیم این چیزا رو دیدیم که میگیم دیگه 😂
+1
3 ساله داریم تو چنل راجع به اچ پی وی میگیم این چیزا رو دیدیم که میگیم دیگه 😂