en
Feedback
NeoPesarism...!

NeoPesarism...!

Open in Telegram

مرد و زن به یک اندازه ارزشمندند اما هیچوقت برابر نیستند و نخواهند بود! برتری وجود ندارد 📪 انتقادات، پیشنهادات و ارسالی: @Neo_Contact📣 🖼 اینستاگرام: http://Instagram.com/neopesarism_ 🕊 توییتر: http://twitter.com/NeoPesarism

Show more
2 984
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-4730 days
Posts Archive
💢 فرانچسکو توتی :
اینکه فوتبال رو کنار گذاشتم و پدرم رو به دلیل کرونا از دست دادم، همسرم کنارم نبود. با اینکه من بهش اعتماد داشتم همه بهم میگفتن همسرت داره بهت خیانت می‌کنه. منم یه روز رفتم تلفنشو چک کردم با اینکه مطمئن بودم اینکار رو نمیکنه ولی چیزی تو گوشیش دیدم که دیگه هیچ وقت نتونستم اون ادم قبلی بشم....
همسرم به کمک پدرش، یکی از صندوق‌های امانت من در بانک را خالی کرده و کولکسیون ساعت های رولکس من را برداشت. البته ایلاری ادعا کرده که من این ساعت‌ها را به او هدیه دادم، اما من از شما یک سوال دارم، کدام مردی به همسرش ساعت مردانه هدیه می دهد؟ حتی به او پیشنهاد دادم خانه را به فرزندان اختصاص دهیم، من سه روز با بچه ها باشم و او چهار روز، اما ایلاری این پیشنهاد را نیز قبول نکرد و قصد داشت کل‌ خانه را برای خود کند
هیچ ثروت، شهرت یا جایگاه اجتماعی نمی‌تواند امنیت عاطفی یا وفاداری را تضمین کند. مردان باید پیش از هر چیز ستون وجود خود باشند و روی استقلال روانی، مالی و هویتی خود سرمایه‌گذاری کنند، نه اینکه همه ارزش و آرامششان را به دیگری بسپارند. وقتی تمام شادی، آرامش و امنیتت را به یک نفر گره بزنی، در واقع قدرتت را واگذار کرده‌ای. اگر او برود یا خیانت کند، همه چیزت فرو می‌ریزد. مردانگی واقعی یعنی ستون بودن برای خودت. مردی که خودش ستون خودش نباشد، دیر یا زود سقوط می‌کند؛ حتی اگر اسطوره فوتبال باشد. استقلال مالی، روانی و فکری یک شعار نیست، بلکه تنها راه مقاومت در برابر تلخ‌ترین ضربه‌های زندگی است. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 واقعیت تلخ این است: شما جواهر نیستید، بلکه نمایشگر منت‌گذاری هستید. شرافت با یادآوری اینکه «می‌توانستم سقوط کنم اما نکردم»
💢 واقعیت تلخ این است: شما جواهر نیستید، بلکه نمایشگر منت‌گذاری هستید. شرافت با یادآوری اینکه «می‌توانستم سقوط کنم اما نکردم» ساخته نمی‌شود. این جمله، معامله‌ای آشکار با جامعه و مردان است: «به من احترام بگذارید، چون گزینه‌ی راحت‌تر را انتخاب نکردم.» نمایش زن امروز نه از جنس کار است و نه از جنس رنج؛ بلکه از جنس منت است.منت بر مردان، منت بر جامعه. شرافت را با گزینه‌های آلترناتیو نمی‌سنجند. شرافت یعنی انتخاب درست، بی‌نیاز از مقایسه و بی‌نیاز از معامله با نگاه دیگران. هر بار که چنین روایت‌هایی را می‌شنوید، پشت آن یک تله وجود دارد؛ تله‌ای برای گروکشی عاطفی و برای آنکه مرد همیشه بدهکار بماند. مردها باید بدانند که این قبیل توییت‌ها فقط برای گرفتن امتیاز و سوار شدن روی موج ترحم و توجه طراحی شده‌اند. کرامت واقعی در استقلال و آزادی انتخاب است، نه در تماشای نمایشی که با اشک و آه و جمله‌های دراماتیک، بار دیگر زن را مرکز جهان می‌کند 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 روز سرباز سربازی اجباری در ذات خود چیزی جز مصادره‌ی دو سال از عمر جوانان نیست؛ سال‌هایی که می‌توانستند صرف رشد فردی، شکوفا
💢 روز سرباز سربازی اجباری در ذات خود چیزی جز مصادره‌ی دو سال از عمر جوانان نیست؛ سال‌هایی که می‌توانستند صرف رشد فردی، شکوفایی استعدادها و ساختن آینده‌ای مستقل شود. هیچ تجربه‌ی ارزشمندی از دل اجبار بیرون نمی‌آید؛ اجبار، انسان را به ابزار تقلیل می‌دهد و آزادی را به اسارت. سیستمی که بر پایه‌ی اجبار بنا شود، به جای ارتشی حرفه‌ای و کارآمد، لشکری از ناراضیان و سرخورده‌ها به‌وجود می‌آورد. مردانی که می‌توانستند موتور محرک اقتصاد، علم و فرهنگ باشند، در حصار بی‌ثمر سربازی فرسوده می‌شوند. آرمان ما، ارتشی حرفه‌ای و داوطلبانه است؛ جایی که حضور در آن انتخابی آزادانه باشد، نه زنجیری بر گردن. روزی باید فرا برسد که سربازی اجباری نه یک «وظیفه مقدس»، بلکه یک خطای تاریخی شناخته شود و از حافظه‌ی اجتماعی پاک گردد. #نه_به_سربازی_اجباری #از_سربازی_بگو 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 مدعیان برابری، در روزهای عادی از قدرت، موقعیت، تساوی و استقلال زن می‌گویند، اما به‌محض بروز خطر، جنسیت را بهانه‌ی فرار از
💢 مدعیان برابری، در روزهای عادی از قدرت، موقعیت، تساوی و استقلال زن می‌گویند، اما به‌محض بروز خطر، جنسیت را بهانه‌ی فرار از مسئولیت می‌کنند. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

دوستان حالا که جنگ شده وقتش نشده بریم برای برابری جنسیتی؟ 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 مردان خود را سپر بلای دیگران می‌کنند؛ زیرساخت می‌سازند، امنیت می‌آفرینند و در بحران‌ها، اولین خط دفاع هستند. همان‌ها که در زمان صلح و آرامش نادیده گرفته می‌شوند و چنین جلوه داده می‌شود که دیگران نیازی به آن‌ها ندارند. بدون تلاش، فداکاری و زیرساختی که مردان فراهم می‌کنند، رفاه و آسایش تنها یک خیال است و دنیایی که رؤیای بی‌مرد شدن در سر دارد به‌زودی در آیینه‌ی آوار، حقیقت را خواهد دید: اینکه آسایش، حاصل عرقی‌ست که دیده نمی‌شود‌ و نجات همیشه صدایی دارد که مردانه است. پ‌ن: مردان امدادگر در تلاش برای بیرون کشیدن سه آدم زنده از زیر آوار برجا مانده از یکی از حملات اسرائیل در تهران. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

⭕️⭕️روی صحبتم فقط و فقط با عده ای از پسرای جوون این دوره ست ⭕️⭕️ فرض کن میری خواستگاری دونفر با این دوتا عکس شخصیتشونو نشون م
+1
⭕️⭕️روی صحبتم فقط و فقط با عده ای از پسرای جوون این دوره ست ⭕️⭕️ فرض کن میری خواستگاری دونفر با این دوتا عکس شخصیتشونو نشون میدن کدومو میگیری؟ اونی که میگه به برابری جنسیتی اعتقاد دارم هر موقع بخوام میتونی باهام بخوابی عشق و حال کنی مرد ها جنگ هارو شروع میکنن پس به خودشون مربوطه ، یا اونی که موشک کنارش میخوره به روی خودش نمیاره؟ چطوریه که با دو تا عکس ساده میتونی شخصیت یک زن رو بفهمی اما چند صد سکه مهریه میکنی بعد شکایت میکنی زنا بی وفان باید لاشی شد؟؟؟؟ 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 پدران، بیش از هر کس دیگر نگران شما هستند می‌ایستند… می‌سازند… تحمل می‌کنند… تا شما در این ویرانه، هنوز جایی برای تکیه دادن
💢 پدران، بیش از هر کس دیگر نگران شما هستند می‌ایستند… می‌سازند… تحمل می‌کنند… تا شما در این ویرانه، هنوز جایی برای تکیه دادن داشته باشید. آن ها  ترس و دلهره را بروز نمیدهند چون می‌دانند، اگر ترس هایشان نمایان شود. زمین زیر پای شما خواهد لرزید، و جهانِ کوچک‌تان به ناگاه فرو خواهد ریخت. امید که تیر و ترکش، زخم و ماتم، راهی به خانه‌هاتان نیابد. و امید،حتی در عمیق‌ترین تاریکی‌ها،روشن بماند. به امید فردایی که هیچ‌کس برای زنده ماندن نجنگد؛ فقط برای زندگی تلاش کند. پ ن:عکس تزئینی است #پدر 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 مدل نظامی ایران همچنان از اصول دفاع توده‌ای پیروی می‌کند؛ گویی جنگ جهانی دوم ادامه دارد. در این مدل، تعداد نفرات، توهم امنیت می‌آفریند و تصور می‌شود اگر پادگان‌ها پر باشند، مرزها امن‌اند. این منطق، زمانی جواب می‌داد که دشمن با لشکرکشی و تانک پیشروی می‌کرد. اما در 2025، دشمن از کیلومترها آن‌سوتر، با پهنه ماهواره‌ای،موشک‌های نقطه‌زن، درون‌های رادارگریز و نفوذ سایبری، عملیات انجام می‌دهد. در چنین فضایی، نیروهای غیرحرفه‌ای نه تنها مؤثر نیستند، بلکه آسیب‌پذیرترین و بی‌دفاع‌ترین اجزای میدان‌اند و آرکان آخش، درست در همین نقطه ایستاده بود: قربانی شکاف بین مدل دفاعیِ ما و واقعیت میدان . سربازی در ایران، عمدتاً بر پایه "اطاعت کور" بنا شده، نه "تحلیل موقعیت". آموزش‌ها به جای ایجاد یک سرباز استراتژیک، فردی مطیع و تسلیم می‌سازند. نتیجه این است که سرباز نه تنها ناتوان از تصمیم‌گیری در لحظه بحران است، بلکه اصلاً نمی‌فهمد در چه سناریویی قرار گرفته. تا زمانی که ایران ارتش حرفه‌ای نداشته باشد، امنیت ملی دائماً با نیروی بی‌تجربه، بدون آموزش‌های فناورانه و ناکارآمد پوشش داده می‌شود و این، نه فقط غیرکارآمد است، بلکه خطرناک. آرکان، نشانه این خطر است. اگر او کشته نمی‌شد، شاید در پایان دوران سربازی، با یک حس فرسودگی و بی‌فایده بودن، از پادگان خارج می‌شد مثل هزاران نفر دیگر،اما حالا مرگش سندی‌ست بر این‌که مدل سنتی ما، نه‌تنها ناکافی، بلکه کشنده است. و اما راه نجات: _حذف سربازی اجباری و جایگزینی با ارتش حرفه‌ای _تربیت سرباز در حوزه‌های فناوری جنگ‌های نوین (سیگنالی، پهپادی، سایبری) _بازنگری در دکترین دفاع ملی با تمرکز بر شبکه‌محوری، تحرک بالا، هوش مصنوعی، تحلیل داده و پدافند چندلایه بدون این تغییرات، مرزهای ما تنها با اسامی جدیدی پر خواهند شد؛ آرکان‌ها، یکی پس از دیگری  و این اسم رمز فروپاشی است. #نه_به_سربازی_اجباری #از_سربازی_بگو 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 ۱۲ ژوئن روز جهانی مبارزه با کار کودکان شفقت، در ذات خود باید بی‌طرف باشد؛ پاسخی انسانی به رنج، فارغ از رنگ، طبقه، یا جنسیت. اما واقعیت تلخ این است که شفقت، در عمل اغلب مشروط است. بسیاری از جوامع تنها به رنج‌هایی واکنش نشان می‌دهند که با تصویر قالبی آن‌ها از «قربانی» هم‌راستا باشد. اینجاست که پسران کودک‌کار، در سکوتی غم‌انگیز، از صحنه‌ی همدردی جمعی حذف می‌شوند. در ادبیات، رسانه و سیاست‌گذاری‌ها، کودک‌کار اغلب با تصویری از دختری معصوم و مظلوم بازنمایی می‌شود. پسران، اگر هم دیده شوند، معمولاً در قامت کارگران کوچک، قهرمانان فقیر یا ستون‌های نان‌آور خانه به تصویر درمی‌آیند. در این روایت‌ها، رنج پسرانه نه مایه دلسوزی، بلکه گاه مایه تحسین است؛ گویی درد آن‌ها، بخشی طبیعی از مردشدن است. این تفاوت نگاه، مصداقی روشن از سوگیری در شفقت است؛ حالتی که جامعه برای برخی رنج‌ها دل می‌سوزاند، و برای برخی دیگر، تنها شانه بالا می‌اندازد. این تبعیض عاطفی، تبعاتی فراتر از بی‌عدالتی رسانه‌ای دارد. وقتی شفقت از یک گروه دریغ می‌شود، سیاست، بودجه، حمایت‌های اجتماعی و حتی زبان هم آن‌ها را فراموش می‌کنند. پسران کودک‌کار نه‌تنها بار فقر خانواده را به‌دوش می‌کشند، بلکه اغلب از ابتدایی‌ترین حمایت‌های اجتماعی، آموزشی یا درمانی نیز محروم‌اند. آن‌ها کار می‌کنند، کتک می‌خورند، ترک تحصیل می‌کنند و در معرض انواع خشونت‌ها قرار دارند؛ اما در چشم جامعه، «مرد شده‌اند». گویی کودک‌بودن آن‌ها، به دلیل جنسیت‌شان، زودتر از موعد تمام شده است. وقتی کودکی تنها به‌دلیل پسر بودن، «مقاوم‌تر» یا «قوی‌تر» تصور شود، در عمل از بسیاری از حقوق انسانی محروم خواهد شد. و این، نه تنها بی‌عدالتی، که شکلی از خشونت خاموش است. ۱۲ ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودکان، فرصتی‌ست برای بازنگری در معیارهای شفقت. برای بازتعریف نگاه‌مان به قربانی. پسران کودک‌کار، به‌اندازه دختران کودک‌کار سزاوار دیده‌شدن، شنیده‌شدن و حمایت هستند. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 این جمله به ظاهر ساده، فریاد بلند یک نظام معیوب است که مرد را به برده مالی بدل می‌کند؛ مردی که پیش از آنکه همسر باشد، ابتد
💢 این جمله به ظاهر ساده، فریاد بلند یک نظام معیوب است که مرد را به برده مالی بدل می‌کند؛ مردی که پیش از آنکه همسر باشد، ابتدا باید بدهکار شود. "زنی که فقط طلبکار است و هیچ تعهدی ندارد، چرا باید در معادله زندگی مردان حضور داشته باشد؟" این جمله‌ای است که هرگز نمی‌شنوید، اما باید شنیده شود.در دنیایی که از مرد انتظار می‌رود همه بار اقتصادی و مسئولیت‌ها را تحمل کند چرا صدای زنان در پذیرش تعهد و مسئولیت‌های مشترک گم شده است؟ «مردی که نمی‌تواند ۴۰۰ سکه بدهد؟» نه! سوال این نیست؛ سوال این است: چرا باید مردان اصلاً در چنین قمارخانه‌ای بنشینند؟ چرا باید هویت مرد را با قیمت سکه‌ها معامله کرد؟ به هیچ وجه زیر بار این سازوکار تحقیر نروید! به هیچ وجه مردانگی‌تان را با عدد و سند معامله نکنید! به هیچ وجه اجازه ندهید از شما "برده‌ی قانونی" بسازند! 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 جامعه در بزنگاه‌های خاص، دچار بحران‌های عاطفی می‌شود. حوادث تلخ و تکان‌دهنده‌ای که احساسات عمومی را جریحه‌دار می‌کنند، نه فقط در سطح خبر، که در عمق روان جمعی اثر می‌گذارند. در چنین زمان‌هایی، مردم به‌طور طبیعی نیاز به تخلیه‌ی روانی پیدا می‌کنند؛ جامعه به دنبال مقصر می‌گردد، به دنبال معنابخشی به رویداد هولناک می‌رود. اینجا اما یک خطر بزرگ شکل می‌گیرد: فرایند تعمیم خطای فردی به گروهی بزرگ‌تر؛ یا به زبان ساده‌تر: "قربانی‌سازی جمعی". مشاهده می‌شود که پس از وقوع یک جنایت فردی (قتل الهه حسین‌نژاد ‌)  در بستر خدمات اینترنتی حمل‌ونقل، موجی از بی‌اعتمادی، بدگمانی و حتی نفرت عمومی علیه کل رانندگان اسنپ در حال شکل‌گیری است.این اتفاق نه عادلانه است، و نه به نفع سلامت اجتماعی. وقتی در شرایط بحران، "وجدان جمعی" جامعه به شدت هیجانی می‌شود؛ مرز میان «یک فرد خطاکار» و «یک گروه شغلی شریف» کم‌رنگ می‌گردد.مردم تحت تاثیر این جو روانی، تمایل پیدا می‌کنند که یک صنف کامل را به عنوان مظنون در نظر بگیرند، و اینجاست که قربانی‌سازی آغاز می‌شود. امروز دقیقاً با همین وضعیت روبه‌رو هستیم: گروهی از مردم می‌پندارند که شغل یا جنسیت رانندگان، به‌خودی‌خود آنها را در معرض اتهام قرار می‌دهد. اظهاراتی مطرح می‌شود که گویی رانندگان اسنپ به طور ذاتی تهدید‌آمیز هستند. فراخوان‌های غیررسمی به تحریم یا بدبینی عمومی علیه این شغل در شبکه‌های اجتماعی به چشم می‌خورد. در این میان، واقعیت ساده اما مغفول این است که: اکثریت رانندگان اسنپ، مردانی هستند که در دل شرایط سخت اقتصادی امروز، برای تامین معیشت خانواده‌های خود تلاش می‌کنند. هزاران راننده روزانه میلیون‌ها سفر بی‌حاشیه و امن انجام می‌دهند؛ اما یک حادثه‌ی جنایی موجب شده که اعتبار شغلی و حتی امنیت روانی آن‌ها زیر سوال برود. در جامعه‌ای که همچنان  بار مالی خانواده‌ها بر دوش مردان نهاده شده، این حرفه برای بسیاری از آنان تنها روزنه‌ی امرار معاشی آبرومندانه است؛ تلاشی صادقانه برای حفظ کرامت خویش در دل شرایط اقتصادی دشوار. اگر اجازه دهیم که فضای احساسی این روزها، شکل پایدار بی‌اعتمادی و بدبینی علیه رانندگان ایجاد کند، دو خطر بزرگ در پیش داریم: 1: نابودی اعتماد اجتماعی در روابط روزمره: وقتی راننده و مسافر با سوءظن متقابل به هم نگاه کنند، امنیت روانی هر دو از بین می‌رود. 2:به حاشیه راندن گروهی از مردان شاغل که شرافتمندانه کار می‌کنند، و ضربه به اقتصاد خانواده‌های آنان. نباید با موج‌سواری‌های هیجانی و تعمیم‌های ناعادلانه، حق نان‌آوری میلیون‌ها نفر را به خطر انداخت. ما هم امنیت را می‌خواهیم، هم عدالت را. اما عدالت یعنی دیدن هر فرد در جایگاه خودش — نه تبدیل یک حادثه‌ی فردی به برچسب جمعی. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢‌قدرنشناسی زنان امروز، سندی زنده در برابر چشمان شماست،نه به‌عنوان یک رخداد عَرَضی یا هیجانی،بلکه به‌مثابه یک «قاعده‌ی فرهنگ
💢‌قدرنشناسی زنان امروز، سندی زنده در برابر چشمان شماست،نه به‌عنوان یک رخداد عَرَضی یا هیجانی،بلکه به‌مثابه یک «قاعده‌ی فرهنگیِ در حال تثبیت.» مردانی که روزگاری در بزنگاه‌های حساس این جامعه، بی‌چشمداشت به میدان آمده و هزینه‌های سنگین داده‌اند، امروز با وقاحت و تحقیر به‌عنوان "مزاحمانِ فضاهای عمومی" و "تهدید" معرفی می‌شوند. در چنین شرایطی، یک اصل بنیادین باید در جان همه‌ی مردان نهادینه شود: هیچ زنی، هیچ گفتمانی، هیچ جامعه‌ی زن‌محور، برای شجاعت و فداکاری شما حرمت نخواهد خرید. حرمت‌تان را، خود باید نگه دارید حمایت بی‌قید و شرط، در فرهنگی که از اساس قدرشناس نیست، تنها به تقویت چرخه‌ی تحقیر مردان منجر خواهد شد. اکنون زمان آن است که مردان برای خود بایستند — نه برای دیگران.زمان آن است که از حقوق خود دفاع کنند؛نه از مطالبات بی‌پایان و طلبکارانه‌ی کسانی که آن‌ها را دشمن می‌دانند. مبارزه‌ی امروز، مبارزه برای حقوق مردان است؛ برای بازپس‌گیری کرامت لگدمال‌شده‌تان از دل این فرهنگ زن‌ محور. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

photo content

💢 مرگ مردان نیازی به روایت شدن نمی‌یابد؛ چرا که از پیش،مرگ‌شان عادی‌سازی شده است جامعه آن را جزئی از نظم پیشینی خود می‌داند.
💢 مرگ مردان نیازی به روایت شدن نمی‌یابد؛ چرا که از پیش،مرگ‌شان عادی‌سازی شده است جامعه آن را جزئی از نظم پیشینی خود می‌داند. چیزی که نه اختلالی در وجدان عمومی پدید می‌آورد، نه پرسشی. بی‌اعتنایی به مرگ‌ مردان یک سیستم معنایی کامل است: از همان آغاز زندگی، به عنوان موجوداتی با وظیفه‌ی کارکردن و مصرف شدن تعریف می‌شوند نه به عنوان حاملان ارزشی ذاتی در خود. مرگ‌شان نیز، در امتداد همین روایت، اتفاقی فاقد اهمیت عمومی تلقی می‌شود. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 در وضعیت فروپاشی تحلیل، ذهن انسان نمی‌خواهد مقصر واقعی را پیدا کند بلکه فقط می‌خواهد از اضطرابش خلاص شود، پس قربانی‌اش را
💢 در وضعیت فروپاشی تحلیل، ذهن انسان نمی‌خواهد مقصر واقعی را پیدا کند بلکه فقط می‌خواهد از اضطرابش خلاص شود، پس قربانی‌اش را نه بر اساس عدالت،بلکه بر اساس دسترس‌پذیری و بی‌خطر بودن انتخاب می‌کند. جامعه نیاز دارد کسی را مقصر بداند تا روان خود را سبک کند نقد حاکمیت، ساختار قضایی، نهادهای فرهنگی و رسمی،‌ پرهزینه است، خطرناک است، سانسور دارد، تهدید می‌آورد. در جامعه‌ای که نقد مستقیم حاکمیت بدون هزینه ممکن نیست،خشم به‌جای ساختار،به «مرد» منتقل می‌شود — چون نزدیک‌تر، دسترس‌پذیرتر، و بی‌خطرتر است،همان مردی که خودش در این ساختار صدایی ندارد، حقی ندارد و خود نیز قربانی ست مرد در رسانه و شبکه‌های اجتماعی ایران، نه به عنوان یک فرد، بلکه به‌عنوان تجسمِ کلیشه‌ای خشونت بازنمایی می‌شود.این یعنی مرد دیگر یک «فرد» نیست، بلکه «سوژه‌ی مظنون دائمی» است؛ قربانیِ گفتمانی که می‌خواهد به‌جای نظام حقوقی فشل، او را نشانه بگیرد. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢خشونت اگر پاسخ نگیرد، مشروعیت می‌یابد و خشونتی که مشروع شود، تبدیل به الگویی رفتاری خواهد شد. در  فرهنگی عمومی، خشونت همواره با ویژگی‌های مردانه بازنمایی شده است. این قالب ذهنی باعث شده خشونت از سوی دختران یا زنان، نه تنها قضاوت نشود، بلکه اغلب با توجیهاتی مثل «ترومای روانی»، «سن کم»، یا «تأثیرات محیطی» از معنا تهی شود. در نتیجه، جامعه دچار یک نابینایی تحلیلی در برابر «خشونت مؤنث» می‌شود؛ و چون نمی‌تواند آن را درک کند، برخوردی هم با آن نمی‌کند. وقتی یک پدیده هنجارشکن، بدون نقد تحلیلی یا واکنش قانونی جدی، بارها در فضای مجازی بازنشر و بازسازی می‌شود، به‌تدریج از قبح تهی می‌شود. هلیا یک اتفاق نبود. هلیا محصول بود. محصول مجموعه‌ای از سکوت‌ها، مماشات‌ها و مصلحت‌سنجی‌هایی که از نقد خشونت مؤنث پرهیز دارند. و هر جا که نقد متوقف شود، بازتولید آغاز می‌شود. هلیا ،نتیجه‌ی یک فراموشی جمعی بود. فراموشی این حقیقت که خشونت، فارغ از جنسیت، نیازمند مواجهه است. وقتی خشونت دخترانه به جای تحلیل، با ترحم پاسخ می‌گیرد، وقتی قانون و جامعه با او مدارا می‌کنند چون «دختر است»، او نه اصلاح می‌شود، نه متوقف؛ فقط تکرار می‌شود. در خلأ واکنش جدی، هلیا بدل می‌شود به الگو. به نسخه‌ای قابل تکثیر در ذهن خشمگین و بی‌پاسخ نسل بعد. ماجرای هلیا هم نه یک خطای فردی، بلکه نمونه‌ای از یک روند جمعی درحال شکل‌گیری‌ست. ماجرا فقط یک دختر نوجوان خشن نبود. ماجرا، شروع یک چرخه‌ی بازتولید خشونتِ زنانه بود که هیچ‌کس جرأت نداشت درباره‌اش جدی صحبت کند. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 اتکای روزافزون حکومت به سیاست‌های تهدیدآمیز و سرکوبگرانه، نشانه‌ای روشن از ناتوانی در شنیدن صدای نسل جوان و ناآمادگی برای مواجهه با واقعیت‌های نوپدید جامعه است. سربازی اجباری، در شکل کنونی خود، نه خدمتی ملی بلکه کارخانه‌ای برای تولید انبوه ناامیدی، بی‌انگیزگی و فرسودگی روانی است. تهدید به بازداشت، محروم‌سازی از اشتغال و فشارهای اقتصادی علیه مشمولان غایب، نه از سر دغدغه امنیت ملی، بلکه پاسخی تدافعی به بحرانی بنیادین‌تر است: بحران مشروعیت. آنجا که حکومت برای حفظ نظم اجتماعی، به ابزارهای محرومیت، اجبار و کنترل متوسل می‌شود، در واقع مردان جامعه را به گروگان می‌گیرد تا اطاعت را به زور مطالبه کند. پیر بوردیو، جامعه‌شناس، در نظریه خود از «خشونت نمادین» یاد می‌کند:
خشونت زمانی آغاز می‌شود که قربانی اجبار را طبیعی می‌پندارد و آن را به عنوان امری بدیهی می‌پذیرد.
بسیاری از مردان نسل‌های گذشته، این خشونت را در سکوت و صبوری تاب آوردند؛ اما نسل جدید، دیگر «قربانی رام» نیست. او می‌پرسد: «چرا باید به خاطر چیزی که هرگز انتخابش نکرده‌ام، مجازات شوم؟» این پرسش ساده، هشداری است برای ساختاری که به‌جای بازسازی، شفافیت و گفت‌وگوی اجتماعی، همچنان بر طبل تحمیل و سرکوب می‌کوبد #نه_به_سربازی_اجباری #از_سربازی_بگو 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 پدر است دیگر... با همین «ببخشید» ساده،با همین اعتراف آرامِ شرمندگی تمام تلخی‌ها را می‌بلعد، دلش نرم می‌شود، لبخند می‌زند، بی‌آن‌که رنجی به زبان آورد، بی‌آن‌که حتی نگاهِ گله‌آمیزی داشته باشد. #پدر 🤍 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter

💢 دریافت مداوم بازخوردهای مثبت در قالب لایک، فالوور و پیام‌های متعدد در فضای مجازی،باعث ایجاد یک توهم افزایش ارزش شخصی در بسیاری از زنان می‌شود. این بازخوردها که اغلب سطحی و گذرا هستند، ذهن را به سمت برآوردی غیرواقعی از جذابیت و جایگاه فرد سوق می‌دهند، طوری که زن خود را بالاتر و ارزشمندتر از آنچه هست تصور می‌کند. در کنار این، وقتی هایپرگامی( که زنان را به دنبال مردانی با موقعیت و جایگاه بالاتر هدایت می‌کند) با توهم ارزش ناشی از فضای مجازی ترکیب می‌شود، توقعات زنان از شریک زندگی به‌طور نامتناسب و غیرمنطقی افزایش می‌یابد. این موضوع منجر به آن می‌شود که زن باور کند لیاقت ارتباط با مردانی در بالاترین رده‌های «ارزش جفتی» را دارد،در حالی که واقعیت ارزش و جایگاه او معمولاً با این سطح توقع هم‌خوانی ندارد و از انجایی که مغز زنان تفاوت میان فانتزی و واقعیت را به خوبی تشخیص نمی‌دهد،همین عامل هم باعث تثبیت این توهم و افزایش انتظارات غیرمنطقی می‌شود. 📌 NeoPesarism's : 🔗 Telegram 🔗 Instagram 🔗 twitter