کانال وسواس فکری
Open in Telegram
کانال جهت حمایت و بهبود افراد دچار اختلال وسواس تشکیل شده امیدوارم مفید باشد میلاد هستم. روان پرستاری❤️ @miladnurse8 🌀آدرس اینستاگرام https://www.instagram.com/p/CDCAF7rh-qH/?igshid=14atbdypedgty 🌀گروه وسواس فکری👇 @vasvas99 🌀کانال وسواس فکری👇🏻
Show more719
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+1230 days
Posts Archive
#معرفیکتاب
اینکه هیچ توقعی نداشته باشید بدین معنی است که دارید در لحظه زندگی میکنید. نه نگران آیندهاید و نه سعی میکنید گذشته را فراموش کنید، بلکه به سادگی هر موقعیتی را که برایتان پیش میآید با آغوش باز میپذیرید.
اینکه همه چیز را بپذیرید به این معنی نیست که آنها را قبول دارید یا هیچ مشکلی با آنها ندارید، بلکه بدین معنی است که همه چیز را از آن خود میکنید و مسئولیت آنها را بر عهده میگیرید.
فراموش نکنید که با داشتن مالکیت و بر عهده گرفتن مسئولیت هر چیزی همیشه میتوانید تغییرش دهید. گاهی اوقات تنها راه موثر حل مشکلاتتان این است که مالکیتشان را در دست بگیرید و آنها را از آن خود کنید.
📕 خودت را تباه نکن
@vasvas100
@vasvas99
#معرفیکتاب
موثرترین راهکارهای تحلیل خویشتن و غنی سازی ارتباط با دیگران است
(موثرترین راهکارهای تحلیل خویشتن و غنی سازی ارتباط با دیگران از مجموعه کهن الگوهای بیداری قهرمان درون)
📕 #زندگیبرازندهمن
مارک منسون در کتاب «همه چیز به فنا رفته؛ کتابی درباره امید» به بحث درباره چیزهایی میپردازد که در حال نابودی هستند. او از اضطرابها و نگرانیهایی صحبت میکند که در لایه لایه زندگی در عصر حاضر نفوذ کرده و ما هیچ راه گریزی از آن نداریم. او با رویکرد متفاوتی در مورد موضوعاتی همچون درد، امید، شادی و موفقیت صبحت میکند و تعریف متفاوتتر و چالشبرانگیزتری از آنها ارائه میدهد. زبان طنز و طبع شوخ مارک منسون در ارائه اطلاعات و شرح و بسط موضوعی، از دیگر ویژگیهای آثار اوست.
📎 #_یک_تکه_کتاب
اگر در جهان راهی یافت می شد که آبِ رفته را به جوی بازگرداند، ارزش داشت که به خطاهای گذشته خود بیندیشیم؛ ولی به راستی گذشته را باید از آنِ گذشتگان دانست؛گذشته از آن گذشتگان است و آینده از آنِ توست...
مادام که از آنِ توست، نگهش دار و افکارت را، نه روی آزاری که در گذشته رسانده ای، بلکه روی کمکی که اکنون می توانی انجام دهی، متمرکز کن!
تمرین ششم🧡💜
اینک که علایم وسواس خود را مورد ارزیابی کامل قرار داده اید، آماده اید نقشه راه نمای خود را برای رویارویی و جلوگیری از پاسخ، طراحی کنید. این نقشه راه نما عبارت است از فهرست سلسله مراتبی از موارد اضطراب رویارویی. در این فهرست، موقعیتهای که در شما ترس ایجاد میکنند و از روبه رو شدن با آنها اجتناب میکنید، ذکر شده اند. این فهرست، بر حسب سطح و میزان ترسی که در شما ایجاد میکند،
تنظیم میشود. درست مانند نقشه راه نما، این فهرست نیز به شما میگوید که از کجا آغاز کنید، کجا خاتمه دهید و فاصله آن دو را نیز نشان میدهد. واحد سنجش برای بیان و توصيف اضطراب ناشی از مواجه با موقعیتهای اضطراب انگیز مختلف، واحدهای ذهنی پریشانی نامیده میشود که در مقیاس صفر تا صد،
ارزیابی میشود. این سیستم ارزیابی، مقياس واحدهای ذهنی پریشانی مقیاس پریشان حالی نام دارد.
این مقیاس، یک سیستم خود سنجی است که به منظور سنجش میزان اضطراب در فرد، طراحی شده
است.
می توانید از این مقیاس، برای تنظیم فهرست اضطراب رویاویی خود استفاده کنید. در این مقیاس، صد،نشان دهنده موقعیتی است که بیش ترین اضطراب را در زندگی شما ایجاد میکند و صفر، نشان دهنده حالت خنثی یا عدم اضطراب است، پنجاه، حالت میانه دارد، نه اضطراب بسیار بالا و نه اضطراب بسیار پایین درباره موقعیتهایی که در زندگی خود تجربه کرده اید و بیش ترین اضطراب و ترس را در شما ایجاد کرده اند،فکر کنید یا دربارة موقعيت ترسناکی بیندیشید که مایل نیستید اصلا با آن روبه رو شوید. اگر احساس میکنید که نمیخواهید بیش تر در این باره بيندیشید، اشکالی ندارد. این، فقط یک تمرین کوتاه مدت ذهنی است تا بتوانید تصوری از موقعیتهایی که این گونه احساس اضطرابی قوی را در شما بر می انگیزانند و در مقياس پریشان حالی، نمره صد را به خود اختصاص میدهند، داشته باشید.
بعد درباره موقعیتهای بی اندیشید که سطح متوسطی از اضطراب در شما ایجاد میکنند نه خیلی کم و نه خیلی زیاد (۵۰)
رهنمودهایی درباره تنظیم فهرست شخصی اضطراب/ رویارویی
اینک با کاربرد مقیاس پریشان حالی آشنا شدید و آماده اید که فهرست سلسله مراتب اضطراب/رویارویی خود را با استفاده از رهنمودهای زیر طراحی کنید
●فهرست شما باید شامل ده تا پانزده موقعیت اختصاصی باشد که سطوح مختلفی از ترس و اضطراب را در شما برمی انگیزانند: برخی از آنهادر حد خفیف (سطح پریشان حالی پایین تر از ۴۰)
برخی در حد متوسط (سطح پریشان حالی بین ۴۰ تا ۷۰) و برخی در حد شدید (سطح پریشان حالی بین ۷۰ تا ۰ ۱۰) در مورد بعضیها، بهترینهای شروع، فهرست موقعیتهای اجتنابی اماجی است که درتمرین های گذشته، آنها را مشخص کرده اید.
●فهرست اضطراب رویارویی خود را با موقعیت یا چکانه هایی شروع كنید که اضطرابی در سطح ۲۰ تا ۴۰ پایین تا متوسّط در شما ایجاد میکنند. و بعد، موقعیتهایی را که اضطراب بیش تری
ایجاد میکنند، تعیین کنید.
●در مورد هر موقعیّت یا چکانه، سطح پریشان حالی را برحسب احساسی که فکر میکنید در صورت مواجه با آن موقعیت یا چکانه پیدا خواهید کرد، بدون آنکه به رفتار وسواسی که معمولاً در آن حالت می پردازید، روی بیاورید، مشخص نمایید. بدین ترتیب، می توانید به درستی، سطح پریشان حالی را در رویارویی با موقعیت یا نگرانی خاصی، شناسایی کنید. مثلا در مورد وارسی
اجاق گاز، سطح پریشان حالی خود را در حالتی درجه بندی کنید که به هر دلیل نمی توانید گاز را بیشتر از یک بار وارسی نمایید. یا در مورد افرادی که وسواس شست وشو دارند، باید میزان
پریشان حالی خود را در موقعیتی که مثلا به دستگیره در توالتهای عمومی دست زده اند و مانع شست وشوی دست آنها شده اند، تعیین کنند. این، سطح واقعی پریشان حالی شما را در آن
موقعیت نشان میدهد.
● موقعیت ها یا چکانه های فهرست باید حدود ۵ تا ۱۰ واحد پریشان حالی از هم فاصله داشته باشند باید حداقل دو تا سه صحنه در هر دامنه یعنی خفیف متوسط و شدید وجود داشته باشد تا بتوانید در فهرست مورد تمرین قرار دهید
● آخرین صحنه در فهرست شما باید موقعیتی باشد که بالاترین سطح اضطراب و ترس را برمیانگیزد.
● میتوانید بر مبنای فهرست اصلی خود چند فهرست کوتاه تهیه کنید که در مورد فقط یک موقعیت چکانه یا رفتار اجتنابی تنظیم میشود میتوانید چکانه را صرفاً بر حسب میزان فاصله تا شی یا موقعیت ترس آور تعیین کنید
@vasvas100
@vasvas99
افرادی که دارای حس بیش از حد مسئولیت هستند احساس کاملاً غیر واقع بینانه درباره مسئولیت و پاسخگویی در زمینه های خاصی از زندگی خود دارند این گونه افراد مسئولیت هایی که در واقع متوجه دیگران است به خود نسبت می دهند یا در مورد چیزهایی احساس مسئولیت میکنند که از حیطه کنترل منطقی آنها فراتر می رود نمونه هایی از احساس بیش از حد مسئولیت عبارت اند از
● وارسی مدام کف زمین که شاید چیزی کف زمین افتاده باشد و به پای کسی بخورد و آسیبی به او برساند
● وارسی تمامی محتوای زباله برای پیدا کردن اطمینان از اینکه اشیای قابل بازیافت جدا شوند و بعد بردن آنها به جایگاه بازیافت و مطمئن شدن از اینکه مخلوط چیزهای دیگر نشوند و باعث آلودگی نگردند
● آوردن حیوانات ولگرد به خانه به منظور حفاظت و مراقبت از آنها تا جایی که سلامت خود و خانواده فرد به خطر بیفتد
وسواس بیش از حد مسئولیت/ مذهبی را نباید با حالت پاک اندیشی و پاکدامنی یا احساس غمخواری و علاقه شدید نسبت به رفاه و آسایش دیگران اشتباه کرد اگر چه نمی توان گفت که این افراد احساس شفقتی نسبت به دیگران ندارند اما به علت اضطراب و نگرانی افراطی آن ها عمدتاً ناشی از ترس از خطا کاری و محکومیت است برای مثال ترس از رفتن به جهنم و خشم خدا یازندگی با احساس مداوم گناه در مورد این که نتوانستهاند جلوی آسیب رسیدن به دیگران را بگیرند یا خطر متوجه آنان را خنثی سازند بدین ترتیب وقت و توانی برای شان باقی نمیماند که به سلامت دیگران بیندیشند چون ترسی دائمی در مورد سرنوشت خود بر زندگی شان سایه انداخته است
@vasvas100
@vasvas99
ما نمیتوانیم مسائل را با استفاده از همان تفکری که آن ها را به وجود اورده ایم حل کنیم
وسواس وجدانی چیست؟
افرادی که دارای وسواس وجدانی و مذهبی هستند چنین خصوصیاتی دارد:
● فردی فوق العاده دقیق که معتقد است کارها باید کاملاً درست و بجا و مناسب یا از هر جهت صحیح انجام پذیرد فردی فوق العاده دقیق و مبادی آداب _فردی دارای توجه دقت و نزاکت
● فوقالعاده با وجدان
● فردی که مخصوصاً در تصمیم گیری درباره اینکه چه چیزی درست است یا نیست دچار سختگیری زیاد تردید شک و ناآرامی است
وسواس وجدانی در طی ۲۰ سال گذشته بهعنوان وسواسی با مایه های مذهبی تلقی شده است منظور وضعیتی است که در آن در مواردی که گناه صورت نگرفته است احساس گناه وجود دارد
وسواس های مذهبی چگونه اند؟؟
افراد مبتلا به وسواس های مذهبی تحت سلطه ضوابط فوق العاده خشک و تغییر ناپذیر اعمال و کردار مذهبی وجدانی و اخلاقی قرار دارند این افراد به جای آنکه از تصورات و قوانین های مذهبی به عنوان رهنمودهایی برای ایجاد یک زندگی غنی تر و آرام تر و سرشار از معنویت استفاده کنند قربانی باورهای خود می شوند رفتارهای توام با رنج و عذاب هر گونه آرامش ذهنی را از آنان سلب میکند در یک حالت یورش بیرحمانه و بی امان عذاب وجدان به سر میبرند و همیشه گوش به زنگ اقدام به عملی غیر اخلاقی یا کفرآمیز و مجازات سخت در برابر آن به سر میبرند.
نمونههایی از وسواسهای مذهبی عبارتند از
● اقدام مکرر برای اعتراف به منظور بخشودگی به خاطر گناهان و خطاهایی که قبلا مورد بخشودگی قرار گرفتند
● نگرانی بیش از حد درباره افکار جنسی موقع نگاه کردن به همسر شخص دیگر و ترس از تخطی از فرمان الهی که نباید آزمندانه با همسر مردی دیگر برخورد کنی
● ورد خواندن های تکراری با این قصد که هر کلمهای به طور کامل ادا شود بدون آنکه کوچکترین خدشه ای در این کار پدید آید اگر تمرکز از بین برود و حواس شخص پرت شود یا اگر کلمات به طور کامل تلفظ نشوند دعا باید تکرار شود
● وارسی مداوم کف زمین برای مطمئن شدن از اینکه مبادا پا روی چیزی که نماد مذهبی است گذاشته نشود و نسبت به این نماد مذهبی بیحرمتی نشده باشد
تمایز بین باورهای مذهبی و وسواس های مذهبی
● اعمالی که از واجبات قوانین و سنت مذهبی بسی فراتر میروند مانند وقتی که یک فرد معمولی کاتولیکی تر از پاپ عمل میکند مثلاً در انجام مناسکی که فرد باید از خوردن و آشامیدن خودداری کند در شخص وسواسی ما شاهد این هستیم که بلعیدن آب دهان گناه به حساب میآید
●باورها یا اعمالی که دامنه تمرکز در آنها کاملاً باریک و درباره امور جزئی و بی اهمیت است یا در ادای واژه های دعا سعی می شود که کاملا درست و به طور کامل تلفظ شوند بدین ترتیب هدف نزدیکی به خدا نیست بلکه رعایت یک سلسله آیین واره هاست
●باورهای سالم مذهبی با فعالیتهای عادی مذهبی تداخلی ایجاد نمی کنند اما فرد دچار وسواس های مذهبی اغلب در انجام کارهای مذهبی اشکال دارد مثلاً کسی که دارای افکار کفرآمیز است ممکن است اصلاً از رفتن به مکان مقدس خودداری کند
● فرد دارای وسواس های مذهبی زمان و انرژی زیادی در انجام جنبه های کم اهمیت و جزئی صرف می کند و اغلب جنبههای مهم تر زندگی معنوی مانند خوبی به نیازمندان نادیده گرفته میشود
●دل مشغولی زیاد از حد در مورد انجام مناسک مذهبی که باید کاملا درست انجام بپذیرند خواندن تکراری دعا و اقدام برای اعتراف های غیر ضروری در وسواس های مذهبی مشابه علائم وسواس از قبیل وارسی تکرار و کسب اطمینان است رفتارهای وسواس مذهبی همانند رفتارهای نمونه وار وسواس تکراری مقاوم وناخواسته هستند
افراط در پایبندی اخلاقی و احساس مسئولیت
پایبندی بیش از حد اخلاقی و احساس بیش از حد مسئولیت از مشخصات مهم افراد دارای وسواس مذهبی به شمار میروند پایبندی بیش از حد اخلاقی عبارت است از اندیشه و اشتغال ذهنی زیاد درباره انجام چیزی که از لحاظ اخلاقی درست نیست و امری نکوهیده شمرده می شود و یا قابل سرزنش است این افراد در زمینه هایی از زندگی خود که با وسواس ارتباط پیدا می کنند دارای معیارهای افراطی و به طور غیر واقع بینانه انعطاف ناپذیر هستند برخی از نمونههای پایبندی بیش از حد اخلاقی عبارتند از
● وارسی پر زحمت برگهای خرید برای حصول اطمینان از اینکه اشتباهی به نفع فرد صورت نگرفته باشد چون از نظر آنها این شباهت مساوی با دزدی از فروشگاه است
● مرور مکرر مکالمه ها در ذهن برای ایجاد اطمینان از اینکه ندانسته دروغی ن گفته باشند
@vasvas100
@vasvas99
زندگی یا جرات مندی و خطر ورزی است یا هیچ نیست.احساس ایمنی بیش تر یک پندار واهی و خرافی است وجود خراجی ندارد
اضطراب سلامتی،خودبیمارانگاری
اضطراب سلامتی یا خودبیمارانگاری اشتغال فکری اساسی درباره ترس از ابتلا به بیماری خطرناک اطلاق میشود این نوع اشتغال فکری با وجود مراجعه به پزشکان و کسب اطمینان از اینکه فرد سالم است همچنان ادامه می یابد نمونههایی از خود بیمار انگاری در زیر آمده است:
●بهرام مرتب غدد لنفاوی خود را وارسی می کند تا ببیند آیا بزرگ شدهاند یا نه جایی خوانده است که غدد لنفاوی متورم در بیماران سرطان پیشرفته نشانه متاستاز خطرناک است بر اثر وارسی های مکرر این غدد در ناحیه گردن و متورم شده و بهرام آنها را نشانه سرطان می داند
● مونیک استاد دانشگاه هر صبح به مدت یک ساعت بدن خود را وارسی می کند که نکند خالی یا زخمی در بدنش وجود داشته میخواهد خیالش راحت بشود که علائمی از سرطان پوستی در او وجود ندارد گاه از همسرش میخواهد که بدنش را وارسی کند با این استدلال که شاید خالی در بدن او از نگاهش دور مانده باشد
● یکی از دوستان نزدیکه رامان اخیرا تشخیص ام اس داده شده است رامان اینک هر سه ماه یکبار با مراجعه به متخصصان میخواهد مورد معاینه جسمی و عصبی قرار گیرد تا مطمئن شود که دچار ام اس نیست دکتر ها مرتب به او میگویند که این معاینات لازم نیست و کاملاً سالم است
برخی از ترس های متداول در خود بیمارانگاری عبارت اند از:
● نکند به یک بیماری خطرناک تشخیص داده نشده مبتلا شده باشم یا در آینده به چنین بیماری مبتلا بشوم
● نکند دکتر متوجه برخی از علائم خطرناک بیماری نشده باشد
رفتارهای اجباری در وسواس خود بیمار انگاری عبارت اند از
وارسی مکرر بدن در مورد نشانه های بیماری
کسب خیال جمعی مکرر از پزشکان یا نزدیکان که فرد دچار بیماری نیست
مراجعه مکرر به پزشکان انجام آزمایشها که فرد دچار بیماری نیست
وارسی مکرر منابع دیگر مربوط به اطلاعات پزشکی در اینترنت
باورهای نادرست
تفکر سیاه و سفید یا همه یا هیچ
●شکایت های جسمی همیشه نشانه بیماری هستند
●موقعی خیالم از سلامتی خودم راحت میشود که هیچ گونه احساس جسمی ناراحت کننده نداشته باشم
●تا زمانی که خیالم صد در صد راحت نشود که مشکلی ندارم باید در انتظار بدترین وضع باشم
شک و تردید های مداوم
●نمیتوان به دکتر ها اعتماد کرد چون اغلب اشتباه میکنند
●این که دکترم بگوید که من سالمم چیزی را ثابت نخواهد کرد احتمالا به اندازه کافی دقت نکرده است
فاجعه پنداری
●سردرد دارم.حتما توموری در مغزم هست
●پشتم درد میکند.حتما به سرطان استخوان مبتلا شده ام
عدم تحمل خاطرناجمعی
●باید صددردصد ثابت بشود که من سالمم وگرنه احتمال دارد که بیمار باشم
●باید مرتب بدنم را وارسی کنم و سخت مراقب سلامتم باشم تا متوجه نخسین نشانه بیماری باشم
●اگر نگران سلامتی ام نباشم حتی برای مدت کوتاهی وضع خطرناکی پیدا میکنم
تفکر خرافی
●اگر با خود بگویم که سالمم به جنگ سرنوشت می روم
●هم زمانی دیدن برنامه تلویزیون درباره تب خال با نگرانی من درباره ان نشانه این است که من این بیماری را دارم
●نگرانی درباره سلامت مرا سالم نگه میدارد
استدلال هیجانی
●حتما مشکلی دارم وگرنه نباید این قدر مضطرب باشم
@vasvas100
@vasvas99
مسئولیت پذیری بیش از حد
● شاید باعث شدم که چیز بدی اتفاق بیفتد جلوگیری نکردن از آن اتفاق
به این معناست که من آدم بدی ام
● من باید همیشه و در همه حال از هر نوع اشتباهی که ممکن است باعث صدمه رسیدن به فرد بی گناهی بشود حتی با احتمال بسیار کم بپرهیزم
استدلال غیر طبیعی
● پدیده ها می توانند از قوانین طبیعی سرپیچی کنند مثلاً اجاق گاز ممکن است خود به خود روشن شود در یخچال باز شود قفل در خود به خود باز شود بدون آنکه کسی کاری انجام دهد میکروب ها و ویروس ها می توانند مسافت طولانی طی کنند از خیابان ها عبور کنند مرا و نزدیکانم را آلوده نمایند
سوی مندی بدبینانه
● اگر چیز بدی قرار است اتفاق بیفتد احتمال وقوع آن در مورد من یا نزدیکان من بسیار بیشتر از دیگران است این اتفاق بد فقط برای من به وقوع می پیوندد
عدم تحمل اضطراب
● نمیتوانم اضطراب را حتی برای مدتی کوتاه تحمل کنم باید کاری بکنم که همین الان از اضطراب رهایی پیدا کنم
استدلال هیجانی
● حتماً در معرض خطر جدی قرار دارم وگرنه اینقدر احساس اضطراب نمی کردم
● احساس خوبی ندارم حتما حادثه وحشتناکی در انتظار من است
@vasvas100
@vasvas99
تصور کنید که با دوستان خود در جنگلی انبوه راه می روید روز زیبایی است از مناظر اطراف آواز پرندگان لذت می برید روز آرام و زیبایی را سپری می کنید ناگهان دوستی می گوید که مار سمی دیده است
اینکه تصور ماری که لابه لای علف ها می خزد ناگهان بدن شما را برای رویارویی با خطر آماده می کند برآشفته و وحشت زده و مضطرب می شوید ضربان قلبتان بالا میرود عضلاتتان سفت می شوند و شروع میکنید به دویدن تا هرچه زودتر خود را از جنگل دور کنید حرکت جزئی شاخه ها و صدای به هم خوردن برگ ها که لحظهای پیش برایتان لذت بخش بود یا اصلاً به آنها توجهی نمی کردید اینک برایتان ترس آور شده است تا جنگل را ترک نکنید احساس آرامش پیدا نمیکنید
وقتی بالاخره موفق شدید که جنگل را به سلامت ترک کنید نفس راحتی می کشید اگرچه در واقع شما مار را ندیدید اما مغز شما کاری را که قرار بود انجام دهد انجام داد واکنش اضطرابی شما صرفاً بر اساس ارزیابی موقعیت_ باور شما در مورد دیده شدن مار بود این که واقعاً ماری آنجا بود یا نبود مهم نبود این است قدرت باور در برانگیختن احساس و واکنشهای عصبی
این نوع باورها درباره احتمال خطر در موقعیت های مختلف در افراد وسواسی بسیار شدید اند و اغلب از پشتوانه واقعی برخوردار نیستند و با واقعیت تطبیق نمی کنند در اینجا به چند باور نادرست با ذکر مثال هایی اشاره می کنیم
باورهای نادرست
مبالغه( گزافه پنداری) در خطر، خطر پذیری و آسیب
● باید خودم یا دیگران و نزدیکانم را از خطر در امان نگه دارم حتی اگر کوچکترین احتمال وقوع خطر وجود داشته باشد احتمال اینکه چیز بدی اتفاق بیفتد حتی اگر این احتمال یک در یک میلیون باشد درست مانند این است که این احتمال ۹۹/۹۹ است.
تفکر سیاه و سفید یا همه یا هیچ
● اگر در حالت کامل ایمنی قرار نگیرم خطر جدی و شدیدی مرا تهدید می کند
● اگر کاری را به طور کامل انجام ندهم نمی توانم آرام بنشینم
● اگر اطرافیان خود را به طور کامل از خطر محافظت نکنم به شدت مجازات خواهم شد
● اگر همه مطالبی را که می خوانم به طور کامل متوجه نشوم مثل این است که هیچ مطلبی را متوجه نشدهام
کنترل بیش از حد و کمال نمایی
● باید افکار و اعمالم را به طور کامل تحت تسلط خود در آورم همچنین تمامی حوادثی را که در زندگیم اتفاق می افتند باید کنترل کنم تا این کار را انجام ندهم شرایط برایم قابل تحمل نخواهد بود
● اگر خودم افرادنزدیک یا افراد بی گناهی را که در ارتباط با من قرار می گیرند به طور کامل مورد محافظت قرار ندهم خطرات جدی و شدیدی همه ما را تهدید میکند
● اگر کاری را که انجام میدهم صد در صد درست انجام نگیرد قابل تحمل نخواهد بود
شک و تردید مستمر
اگر چه منطقی نیست و واقعیت ها هم تایید نمیکنند
● اما شاید من به اندازه کافی مراقب نبودم بنابراین حادثه بدی اتفاق خواهد افتاد
● به کسی آسیب رسانده ام/ مزاحم کسی شدهام/ به کسی صدمه زده ام/ سر کسی کلاه گذاشتم/ کار وحشتناکی انجام دادهام/ کار غیر اخلاقی انجام دادهام.
تفکر اگر اینطور بشود چی
اگر در آینده.....
● نتوانم آن کار را درست انجام دهم چی؟
● دچار ایدز بشوم چی؟
● باعث آسیب دیدن کسی بشوم چی؟
تفکر جادویی
● افکار فوق العاده قدرتمند هستند صرفاً فکر درباره چیز بد و وحشتناک مطمئنا باعث اتفاق افتادن آن چیز بد و وحشتناک خواهد شد
تفکر خرافی
● میتوانم با انجام دادن آیین واره ها مانند شست و شو ،ضربه زدن با انگشت به چیزی، تکرار، لمس کردن، چرخاندن و غیره مانع وقوع چیزهای بد برای خودم و نزدیکانم بشوم
● بعضی از اعداد خوب و بعضی از اعداد بد هستند اعداد بد باعث میشوند حوادث بدی اتفاق بیفتد و اعداد خوب حوادث خوبی را رقم میزنند اعداد خوب حتی باعث می شوند که حوادث بد اتفاق نیفتند
آمیختگی فکر/ عمل( مشابه تفکر جادویی)
● اگر فکر بد یا وحشتناکی درباره آسیب رساندن به کسی داشته باشم مثل این است که عملاً آن کار را انجام داده باشم
● اگر درباره وقوع چیز بدی فکر کنم عملاً در مورد وقوع آن مسئولم
اغراق در اهمیت دادن به افکار
● اگر فکر بدی داشته باشم یعنی اینکه من آدم بد خطرناک یا کم عقلی هستم
● افکار من معرف واقعی من هستند و نشان می دهند که من چطور عمل می کنم
● مردم درمورد افکار من همانطور قضاوت می کنند که در مورد اعمال واقعی من
عدم تحمل بلاتکلیفی(بی اطمینانی)
در مورد همه چیز باید ۱۰۰% خیالم راحت باشد باید صد درصد مطمئن شوم که کارها درست انجام بپذیرند اگر در مورد چیزی( آینده خودم سلامت خودم و یا نزدیکانم) جزئیترین بی اطمینانی داشته باشم برایم غیر قابل تحمل است باید به هر کاری دست بزنم تا خیالم راحت شود که کارها درست انجام گرفته اند
فاجعه سازی
● اگر زخمی روی دستم داشته باشم در صورت نزدیک شدن به کسی که شاید ایدز داشته باشد قطعاً مرا دچار ایدز خواهد کرد
@vasvas100
@vasvas99
