تسکین | taskin
Open in Telegram
1 319
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 319
بیتو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتی بر لب آن جوی نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخهها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد: تو به من گفتی
- از اين عشق حذر كن -
لحظهای چند بر اين آب نظز كن
آب آيينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی چندی از اين شهر سفر كن! »
با تو گفتم: « حذر از عشق !؟ - ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم نتوانم!
روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه زميدم نه گسستم...»
باز گفتم كه « تو صيادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم! »
اشكی از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت...
اشك در چشم تو لرزيد ،
ماه بر عشق تو خنديد!
يادم آيد كه: دگر از تو جوابی نشنيدم
پای در دامن اندوه كشيدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم...
بیتو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم
« فريدون مشيري »
@taskin_org
1 319
هنر و علم و سیاست همه خوبند ولی
ای به قربان همانی که رفاقت بلد است
# مهدی_درویش زاده
@taskin_org
1 319
تمام آن چیزی که درباره تو در سرم هست دهها کتاب میشود. اما تمام چیزی که در دلم هست، تنها دو کلمه است: دوستت دارم.
#ویکتور_هوگو
@taskin_org
1 319
ای کاش
دوستت دارمهایی که برات نوشتم
همه احساسات خوبی را که
از تو در سینهاَم است معنا میکرد
ای کاش
قد دیوار نرسیدنهای دنیا
بلندتر از عشق من و تو نبود
ای کاش
اتاقم پر میشد از عکس لبخند قشنگت تا
هروقت بیدار میشوم
دنیا با نگاه تو به چشمهام سلام کند
و ای کاش
در آغوش تو میمردم
ر. آذر
@taskin_org
1 319
نیست یک ساعت قرار این جان بیآرام را
یارب! آن آرام جان بیقرار من کجاست؟
سوخت از درد جدایی دل به امید وصال
مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟
هلالی جغتایی
@taskin_org
1 319
عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد. گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید؛ یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جمله ای از شکسپیر، خطی از نیما، ولی غافلیم.
شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان؟ بعد هم با همان کله باد کرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند میگوید: بفرما.
عباس معروفی | سمفونی مردگان.
@taskin_org
1 319
خستهاَم از بیدار بودنی که
بیتو میگذرد
میفهمی؟
دنیا بدون حضورت
خیلی سخت سپری میشود
دلم خواب میخواهد
جوری که دیگر
هرگز چشم باز نکنم
ر. آذر
@taskin_org
1 319
تو چه دانی که پَسِ هر نگه ساده ی من
چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست؟
#مهدی_اخوان_ثالث
@taskin_org
1 319
از خواب خسته ام؛
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم..
نشد...
#عباس_معروفی
@taskin_org
1 319
تو مال منی
خودم کشفت کردهاَم
تو با " من " میخندی
با " من " گریه میکنی
درد دلت را با من میگویی
دیوانه!
دلت برای " من " تنگ میشود
ضربان قلبت با " من " بالا میرود
با سکوتم
با صدایم
با غیبتم
تو مال منی
این بلاها را خودم سرت آوردهاَم
به " من " میگویی دوستت دارم
و دوست داری
آن را از زبان " من "
فقط " من " بشنوی
برای که میتوانی مثل بچهها ناز کنی
نازت را بخرد
و به تو دست نزند؟
چه کسی با یک کلمه
با یک نگاه
دلت را میریزد
بعد خودش جمع میکند و سر جایش میگذارد؟
چه کسی احساست را تر و خشک میکند
اشکت را در میآورد
بعد پاک میکند؟
چه کسی پیش از آنکه حرفت را شروع کنی
تا ته آن را نفس میکشد؟
دیوانه!
" من " زحمتت را کشیدهاَم
تا بفهمی
هنوز میتوانی
شیطنت کنی
انتظار بکشی
تپش قلب بگیری
عاشق شوی
تو حق نداری
خودت را از من
و من را از خودت بگیری
تو حق نداری
" خودت " را از خودت بگیری
من شکایت میکنم از طرف هردویمان
از تو
به تو
چه کسی قلب مرا آب و جارو میکند
دانه میپاشد
تا کلمات، مثل کویر
از سر و کول من بالا بروند؟
چه کسی همان بلاهایی را که مک سر تو آوردم
سر من آورده؟
من مال تواَم
دیوانه!
زحمتم را کشیدهای
کشفم کردهای... نترس
چند سوال میپرسم و میروم...
یک: چند سال پیرت کردهاند؟
دو: چند سال جوانت کردهاَم؟
سه: از دلت بپرس مال کیست؟
چهار: اگر جای خدا بودی با ما چه میکردی؟
پنج: کجا برویم؟
دستت را به من بده...
افشین یداللهی
@taskin_org
1 319
از دلتنگیت کجا فرار کنم ؟
معمار هیجان !
کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم ؟
کجا بایستم که راه رفتنت را ببینم ؟
کجا بخوابم که صدای نفس هات بیاید ؟
کجا بچرخم که در آغوش تو پیدا شوم ؟
کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوی ؟
کجایی ؟
کجایی که هیچ چیزی قشنگ تر از تماشای تو نیست ؟
کجا بمیرم
که با بوسه های تو چشم باز کنم ؟
نارنجی وحشی !
کجایی ...؟
#عباس_معروفی
@taskin_org
1 319
اگر بتوانی با تمام قلبت عاشق کسی شوی
در زندگی رستگار شدهای،
حتی اگر به آن شخص نرسی...
#هاروکی_موراکامی
@taskin_org
