کمیتاقسمتیابری
Open in Telegram
اینکانال جهت ارتباط اجتماعی و قورت ندادن کلمات و ثبتروزمرگی تاسیس شده است. ممنون که آدمامن هستین🍃 این منم: @Haniyeh_mhri اینم منم اما شما ناشناس میمونی. https://t.me/HarfinoBot?start=789b4178c51e24
Show more227
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
فقط ازدواج نه...
به دانشجوی شهرستان بودنم، به اینکه اطرافیان گیر میدن چرا هر خاستگاری زنگ میزنه رد میکنی، به اینکه حرف درمیارن، اواخر غر میزدم چرا برا هرکی زنگ میزنن خونهمون، سنشون بالای ۳۲ساله...
من خودم خیلی خر بودم بابا...
آدم نمیدونه که خدا براش چی در نظر داره، میشینه غر میزنه که چرا اینطوری چرا اونطوری...بعد که برنامههای خدارو دیدم شرمندهترین و شاکرترین بودم.
ایمان؟ نه، فقط حرفشو دارم. واقعی نیست، کیکه.
یه چیزی در گوشی بگم:
شنیدین که بزرگترا و مشاورا همش میگن قرار نیست یکی همهءچیزاش همونی باشه که تو میخوای؟ پس تو انتخاب سخت نگیر؟ میگن این معیارا و اخلاقا و...که تو میخوایو باید سفارش بدی خدا برات بسازه.
خب بهنظرم درست نیست. خدا دقیقا همونی که مخوایو با ریزترین جزئیاتش و حتی بهترش سر راهت میذاره و دونفرو که برای هم ساخته، بهم میرسونه.
مگه اینطوری نبود که شوهر کنیم، نمیذاره درس بخونیم و از شر امتحانا راحت میشیم؟
پس چرا هر روز با تشویق و تحسین برای ارشدخوندن مواجهم؟؟؟
بخدا همین کارشناسی هم خیلی ازم زور میبره😫
ساعت ۱/۳۰ از مراغه سوار اوتوبوس شدم که درحالت عادی باید ۳/۴۵ میرسیدم تبریز. و ساعت ۵ هم مهران بیاد دنبالم.
و الآن کجام؟ هنوز تو جاده😑 راها بهخاطر برررف ترااااااافیکه.
مهران کجاست؟ اونم از محلکارش در اومده و حدودا ۳کیلومتر عقب تر از اوتوبوس من..
سرم شلووووووووغه و فکرم درگیر.
وسط امتحانات هستم، این ترمم مشغول امرخیر بودم و عملا هیچی بارم نیست و خیلی تو فشار درسام.
از اون طرف، بعد امتحانا انشاءالله عقدمیکنیم، کارای اون زیاااااده، گشتن و خریدن و رزرو کردن و...
میدونی که یکم عقدمون متفاوت از دور و بریامونه و کاراشم متفاوته و بیتجربه هستیم و خیلی میگردیم و پرس و جو میکنیم که همهچی سرجاش باشه...
یکم حسش نیست...
یکم خیییییییلی سرم شلوغه...
یکم ترجیح میدم این ایام زندگیم تو مجازی کمتر باشم و بیشتر و عمیقتر واقعی زندگی کنم...
و اینکه الان ثبت روزمرگی ها و حرفام بیشتر محوریت دونفره داره، همیشه از اینکه یکی که تازه مزدوج شده جوگیر بشه و فرت و فرت عکس و استوری بذاره و هی اولین فلان و اولین بهمان، و شیرکردن هر لحظه و احساسی که قشنگین به دونفره بودنشه بدم میومد...برا همین نمیخوام منم اونطوری باشم...
