Been there, done that.
Open in Telegram
پیشرمن پلاک ۴۲، خیابان والابای سیدنی، تو کجا؟ t.me/HidenChat_Bot?start=847571707
Show more237
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+23130 days
Posts Archive
امروز یک اتفاق تاریخی افتاد و من رفتم دنبال بابام و بابام فقط یه بار گفت چرا از کوچه بیرون میآی وسط خیابون رو میگیری و منم گفتم چون سمت راست شلوغه و این طرف راحتترم و مسیر رو خیلی مسالمت آمیز گذروندیم.
اینجا خوب آدم برفی میدید ولی یادمه همین درس روی تخته گچی بود و همه قلب دادید و گفتید خوشگله؟
امروز همونطور که مامانم روز کنکور برای من فسنجون درست کرد، برای ریحانه فسنجون درست کردم. شاید برای شما ریحانهی فعلی رفته باشه کنکور بده ولی من ریحانهای که شب نمیخوابید و براش شیر درست میکردم و گریه میکردم تا بخوابه رو فرستادم کنکور بده.
فکر کنم زمستون بود که با مریم بیرون بودم و داشتم توی گوشیش میگشتم که آهنگ پیدا کنم و یهو ساعت برگرد ۲ رو پیدا کردم ولی نزدیک خونه بودیم و نشد زیاد بهش گوش بدیم. من دانلودش کردم و به مریم گفتم سعی میکنم حفظش کنم تا توی ماشین باهاش بخونیم.
توی دبیرستان همیشه برنامه داشتیم. هر روزی رو که فکر کنید جشن میگرفتیم. به هر بهونهای توی کلاسمون صبحانه و نهار میآوردیم و یا سفارش میدادیم. نمیدونم چرا اینقدر وقت اضافه داشتیم. قبلاً این درسهای جدید نبودن و مثلاً توی هفته ۶ ساعت فیزیک داشتیم و دبیرها بعضی وقتها میذاشتن خوشحال باشیم. یکی از این خوشحالیها روزهایی بود که برنامه اجرا میکردیم و ندا گیتارش رو میآورد مدرسه. بعضی وقتها دبیرها سر کلاس نمیاومدن چون تمرین داشتیم و بعضی وقتها هم سر کلاس بودن ولی کاری بهمون نداشتن. همیشه وقتی گیتار بود ما آهنگ ساعت برگرد رو میخوندیم. ندا گیتار میزد و میخوند و ما دورش روی زمین و نیمکت مینشستیم و همراهی میکردیم. یادمه آهنگش رو بلد نبودم ولی توی اون چند سال هر وقتی که فرصت پیش میاومد میخوندیم و من در نهایت حفظش کرده بودم.
اون موقعها تازه آهنگ Chained to the rhythm اومده بود و من و ندا زنگ ورزش همینطوری که میدوییدیم و مثلاً والیبال بازی میکردیم این رو میخوندیم و یه بار بهش گفتم که ایکاش بتونی این رو با گیتار بزنی. یه بار که گیتارش رو آورده بود با هم نشستیم یه گوشه و خوندیمش. ندا خیلی هالزی رو دوست داشت و چند سال پیش بهم پیام داد و گفت رفته کنسرتش و خیلی براش خوشحال شدم. الان هم دلم برای وقتهایی که میاومد خونهمون تا با هم هندسه کار کنیم تنگ شده.
