• | سآربوک | •
Open in Telegram
کتابفروشی آنلاین سآربوک 📚✨ فروش انواع کتاب های ترجمه و زبان اصلی 🫐 ارسال به سراسر ایران 🛍🚚 ادمین ثبت سفارش 👈 @Saarbooks_ad کانال رضایت : @R_Saarbooks پیجمون تو اینستا 👇 Saarbooks لینک ناشناس https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1425391-dElKhNQ
Show more1 451
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1230 days
Posts Archive
1 451
+1
بچه ها شما فقط وایب کتاب رو ببینیددد
وایب این کتاب فوقالعاده است جوریکه شما رو موقع خوندنش میخکوب میکنه😭👌
1 451
+1
حالم داشت بهتر میشد که یهو متوجه شدم زیدن داری یه کاری انجام میده! در گوشی با چند نفر صبحت کرد و بعدش اعلام کردن که من و افرادی که توی گروه دین هستن باید جابه جا بشن...
وای نه نه نه باورم نمیشه، زیدن دسته هامون رو جا به جا کرد و منو آورد پیش خودش، یعنی دسته چهارم! چون اون سردستهست و توانایی انجام این کارو داره اما اینطوری میتونه خیلی راحت هربلایی که خواست سرم بیاره و قوانین هم جلودارش نباشن
1 451
+1
همینجوری که داشتم میرفتم یهو یه صدای آشنا شنیدم!صدای دین بود دوست دوران بچگیم که حالا اژدها سوار شده
سریع رفتم پیشش اون بهم گفت که سعی کنم ساکت باشم و با کسی دعوا نکنم
حالا حالم بهتر بود که تو گروه دین هستم
ولی طولی نکشید که زیدن اومد...
1 451
+1
باورم نمیشه همین اول کاری برای خودم دشمن تراشیدم! جک بارلو، پسره ی ازخودراضی میخواست منو از روی جان پناه پرت کنه پایین چون پیش خودش فکر میکنه من ضعیف تر از اونیم که یه اژدها بخواد باهام متحد بشه! حالا که از جان پناه رد شدم باید بتونم دِین آیتس رو پیدا کنم تا منو ببره توی دسته خودش...
1 451
+1
برای وارد شدن به بسگیاث باید از برج دیدهبانی بالا میرفتم که ۲۵۰پله داشت و اگر پاهام میلغزید سقوط میکردم و میمردم!😶💀
وقتی یه جان پناه رسیدم سنگینی نگاهی رو روی خودم حس کردم. و او زیدن رایرسن بود همونی که میرا بهم هشدار داده بود ازش دوری کنم
اما اون بهم پوزخندی زد و گفت جان پناه کارت رو تموم میکنه و احتیاجی نیست من برای کشتنت انرژی مصرف کنم🤫
1 451
+1
میرا بهم هشدار داد که از فردی به اسم "زیدن رایرسن" دوری کنم؛ اون پسر رهبر شورشیهای شش سال پیش بود و از اونجایی که مادرم پدرش رو دستگیر و محاکمه کرده بود، هر لحظه ممکن بود قصد جون من رو بکنه! اما پدر اون هم برادر من رو کشته بود، پس یه جورایی بیحساب شده بودیم؟ نه؟
1 451
+1
اما حرفهای خواهرم رو آویزهی گوشم کردم؛ اون بهم گفت که بسگیاث از اونچیزی که به نظر میرسه، وحشتناکتره!
اونجا آدمها دلایل زیادی برای دشمنی با همدیگه دارن، اما اسم خانوادگی ما، برای دشمن شدن باهامون کافیه! کسایی که از مادرم زخم خورده بودن، من رو به چشم یه طعمهی خوب برای انتقامشون میدونستن...
1 451
+1
روز ثبتنام، میون خواهرم و مادرم جنگ و جدال بزرگی بود؛ خواهرم "میرا" معتقد بود که من امکان نداره توی بسگیاث زنده بمونم. اما مادرم گوشش بدهکار نبود. اون میگفت که خاندان «سورنگیــل» همشون اژدهاسوار بودن؛ و منم مجبورم راه اونها رو ادامه بدم.🥷🏻✨
1 451
این کتاب فوقالعاده است بچه ها فوقالعادهه
هم داستانش هم شخصیت پردازیش واقعا خاص و متفاوت و البته جدیده جوریکه آدمو غرق خودش میکنه👌
1 451
+1
هدیه هاش بچهها🥲🥹
🕯 پنج عدد تلق عکس دار شفاف
🕯 سه بوک مارک مخصوص طلاکوب شده
🕯 یک پاکت مخصوص
🕯 یک عدد نقشه
1 451
+2
حالا هدیه هاش چیه 😭😍 ؟
💫 سه تا بوکمارک طلاکوبشده
💫 پنجتا طلق با طرحهایی برگرفته از کتاب
💫 نقشهی کتاب
قیمتشم همونطور که گفتم ۵۳۰ تومنه،
اما به مدت سهروز چون توی پیشفروش هست.قیمتش میشه ۴۹۰ تومن 😍✅️
1 451
هدایای این کتاب خیلی جادویی و خاصن و از دل داستان اومدن.
وقتی به دستتون برسه میبینید که چقدر با کیفیت هستن و هر کدومشون مربوط به یه قسمت خیلی مهم از کتاب هستن🥲🌱
1 451
پس چی شد👇؟
❤️🔥امروز جدیدترین کتاب نشر مجازی رو داریم
❤️🔥ژانر کتاب فانتزی عاشقانهست
❤️🔥نسبت به کیفیتش قیمت خیلی مناسبی داره
❤️🔥انمیز تو لاورز داریم
❤️🔥عشق ممنوعه داریم
