شعر و شراب
Open in Telegram
589
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
589
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منـت خاک درت بـر بصـری نیست که نیست
• ساز آواز راست پنجگاه
• آواز : استاد شجریان
• آلبوم : چشمه نوش
• آهنگساز : استاد لطفی
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
589
با خیال عشق امشب سوی تو پر می کشم
نقشه ی دیدارمان را بار دیگر میکشم
میخورد شلاق امواج غمت بر شانه ام
چون صدف با خون دل از قطره گوهر می کشم
روزها در حسرت دیدار و شبها تا سحر
عکس زیبای تو راچون برکه در بر می کشم
گیسوانت شانه را سر گرم کار خویش کرد
با من مجنون چه کرد، آه مکرر می کشم
می سرایم شعر و کم کم روی بوم آرزو
صورتت را از کماالملک بهتر میکشم
در شب وصلت گذارم سر به روی شانه ات
قطره قطره شربت این عشق را سر میکشم
589
گاهی اوقات بر سر راه آدمیزاد
آدم هایی قرار میگیرند
که فراتر از یک دوست معمولی هستند؛
که می شود با آن ها
به هر چیزی بخندی ...
دوست هایی هستند در زندگی
که بی دغدغه می شود بدون نقاب
بر صورت با آنها معاشرت کرد؛
می شود یادت برود که میزبانی یا مهمان !
جایی که هستی خانه اوست
یا خانه خودت !
حتی می شود ناگفته های دلت،
آن هایی که جرأت گفتنش به
خودت هم نداری، بهشان بگویی
و …
مطمئن باشی می شنوند و نشنیده
می گیرند !
چقدر خوبند این آدمها
و چقدر همه ما نیاز داریم
به حداقل یکی از آنها…
589
بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیست
التماست می کنم این بی خیالی خوب نیست
خنده های رفتنت در کوچـــه ها ویــران گرند
گریه های ماندنم در این حوالی خوب نیست
مادرم می گفت:شاید یک غروبی آمدی
انتظار سرنوشت احتمالی خوب نیست
بی تو مشغــول تمـــام ِ خاطرات رفته ام
ای تمام هستی ام خوداشتغالی خوب نیست
کـــــوزه ای هستم کـــه با درد ترک خو کرده ام
جابه جایی های این ظرف سفالی خوب نیست
چون رمیدن های آهـــو نازهایت جالب است
دشت چشمم را نکن حالی به حالی خوب نیست
بعد از این حال من و این کوچــه و این باغ گل
از نبودت مثل این گلهای قالی خوب نیست
589
#قرص_خواب
مثل قرص خواب عمل میکرد
وقتی شبا کنارم نبود خواب به چشمام نمیومد
ولی وقتی بود با آرامش کنارش میخوابیدم
انگار مسکن بود
خودش همیشه میخندید و میگفت منو با قرص خواب اشتباه گرفتیااا؟!
منم میخندیدم و میگفتم آره ،
آخه
تو مسکن منی ،
قرص خواب منی،
آرامش خواب و بیدار منی،
عشق ناب منی،
تو همه ی زندگی منی.
اونم کلی ذوق میکرد بعد بغلشو باز میکرد و میگفت پس بدو بیا تو بغلم تا آرومت کنم،
منم بدو خودمو مینداختم تو آغوشش ،اونم محکم بغلم میکرد کلی بوسه بارونم ،بعدش موهامو دست میکشید و منم مثل یه بچه آروم به خواب میرفتم انگار میرفتم تو اوج ابرا و صبحا هم با نوازش دستا و بوسه هاش بیدار میشدم.
ولی ...
نمیدونم چیشد؟؟!
نمیدونم چراا؟!
چشمون زدن؟!
یا تایم خوشیمون تموم شده بود؟!
نمیدونم واقعآ ؟؟!..
وهنوزم نفهمیدم..
و الان از اونموقع سالها گذشته و من یک شب خواب خوش نداشتم ،
آرامشم رفته
زندگیم شده جهنم،
اگه گاهی خوابم میگیره کلی کابوس میبینم و با ترس بیدار میشم و دیگه نمیتونم بخوابم،
فقط تو خودم مچاله میشم و به یاد عشق از دست رفتم تا صبح زار میزنم.
قرص خوابم ،
مسکن روح و روانم ،
آرامش زندگیم دیگه نیست و بدون اون معنا نداره زندگیم.
فقط میگذرونم تا تموم شه این جهنم پر عذاب..
البت میدونم یه روز تموم میشه اینروزا و...
✨ #شعروشراب
@sher_vasharab
🍷🍷
۱۴۰۴/۱۲/۸
589
#قرص_خواب
مثل قرص خواب عمل میکرد
وقتی شبا کنارم نبود خواب به چشمام نمیومد
ولی وقتی بود با آرامش کنارش میخوابیدم
انگار مسکن بود
خودش همیشه میخندید و میگفت منو با قرص خواب اشتباه گرفتیااا؟!
منم میخندیدم و میگفتم آره ،
آخه
تو مسکن منی ،
قرص خواب منی،
آرامش خواب و بیدار منی،
عشق ناب منی،
تو همه ی زندگی منی.
اونم کلی ذوق میکرد بعد بغلشو باز میکرد و میگفت پس بدو بیا تو بغلم تا آرومت کنم،
منم بدو خودمو مینداختم تو آغوشش ،اونم محکم بغلم میکرد کلی بوسه بارونم ،بعدش موهامو دست میکشید و منم مثل یه بچه آروم به خواب میرفتم انگار میرفتم تو اوج ابرا و صبحا هم با نوازش دستا و بوسه هاش بیدار میشدم.
ولی ...
نمیدونم چیشد؟؟!
نمیدونم چراا؟!
چشمون زدن؟!
یا تایم خوشیمون تموم شده بود؟!
نمیدونم واقعآ ؟؟!..
وهنوزم نفهمیدم..
و الان از اونموقع سالها گذشته و من یک شب خواب خوش نداشتم ،
آرامشم رفته
زندگیم شده جهنم،
اگه گاهی خوابم میگیره کلی کابوس میبینم و با ترس بیدار میشم و دیگه نمیتونم بخوابم،
فقط تو خودم مچاله میشم و به یاد عشق از دست رفتم تا صبح زار میزنم.
قرص خوابم ،
مسکن روح و روانم ،
آرامش زندگیم دیگه نیست و بدون اون معنا نداره زندگیم.
فقط میگذرونم تا تموم شه این جهنم پر عذاب..
البت میدونم یه روز تموم میشه اینروزا و...
✨ #شعروشراب
@sher_vasharab
🍷🍷
۱۴۰۴/۱۲/۸
589
اجرای خصوصی جام جم
• آواز: محمد رضا شجریان
• نی: محمد موسوی
• اشعار: حافظ
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
589
بوسہ هایت را بپوشان بر تن لبهاے من
دوست دارم تا ڪہ آغوشت شود ماواے من
اے سراسر شور شیدایے، تو اے تصنیف عشق
چون خدا یڪ دانہ اے، اے گوهر بے تاے من
آیہ اے هستے ڪہ بر من یڪ شبہ نازل شدی
با عذار مَہ وَشَت روشن شدہ سیماے من
زندگے یعنے ڪہ عَین و شین و قافِ مهر تو
با حضورت گشتہ رویایے، تِم دنیاے من
رد عنّاب لبانت بر لبانم ماندہ است
ڪردہ اے مسڪور و مستم، لعبت صهباے من
با نُت احساس تو صدها غزل سر دادہ ام
شاعرے یعنے صلاے مهر تو، آواے من
ڪوچہ هاے این غزل با یاد تو خو ڪردہ اند
با خیالت الفتے دارد دل رسواے من ...
589
*از بزرگان ادب و اندیشه پرسیدم: "زندگی چیست* ؟"
خیام خندید و گفت: نسیمیست میان دو نیستی، بنوش پیش از آنکه بگذرد.
فردوسی بانگ زد: میدانِ نبرد است، برای پاسداری از خاک جاویدانی به نام میهن و نیکنامی و خردورزی.
مولانا گفت: رقصِ آفرینش است، اگر دل بلرزد.
حافظ آرام در گوشم گفت: زندگی لحظهایست میان باده و بیداری، میان غم و شادی، فرصتی کوتاه برای رندی و پیوند زدن میان شیرینی و تلخی هستی.
سعدی گفت: مدرسهی صبر و مهر است، اگر شاگردِ دل باشی.
شمس گفت: آتشی است که اگر نسوزی، نمیتابی.
عطار آهی کشید: سفری است از خود تا خدا، و بازگشتی بیپایان.
نظامی گفت: کاروانیست گذرا، تنها آنان که در راه عشق و دانایی گام برمیدارند، از این گذرگاه نامی جاودان میبرند.
صادق هدایت گفت: چراغیست لرزان در اتاقی تاریک، که هر لحظه ممکن است خاموش شود، اما انسان با وسواس و ناامیدی، همچنان نگاهش میکند.
سهراب گفت: شستنِ چشم است در آبِ حضور.
فروغ گفت: تولدی دیگر است، هر صبح که بیدار میشوی.
شاملو گفت: زندگی فرصت کوتاهی ست برای دوست داشتن و مبارزه کردن برای انسان بودن و آزاد زیستن.
سیمین دانشور گفت: شعلهایست که در سردترین شبها باید زنده نگهش داشت.
ابتهاج گفت: سایهای است که با نور معنا میگیرد.
عباس معروفی گفت: تردیدیست که به یقین نمیرسد، اما راه میسازد.
شجریان گفت: نغمهای میان درد و امید، میان “بیا تا گل برافشانیم” و “مرغ سحر ناله سر کن.” زندگی یعنی آوازِ ماندن در جهانی که بیصدا شدن آسان است و فریاد زدن هزینههای سنگین دارد.
محمود دولتآبادی گفت: زندگی یعنی رنج، یعنی ایستادن در برابر باد، با دستان خالی، اما دلی پر از حرمت انسان.
بیضایی گفت: صحنهای است، که در آن باید نقشِ خود را کشف کرد.
احمد محمود گفت: زندگی یعنی ایستادن در میان باد و باران تلخیها، با امیدی که شاید هیچ کس جز خودت نمیتواند حفظش کند.
مسعود کیمیایی گفت: زندگی یعنی ایستادن، حتی وقتی سقوط حتمیست.
✨ #شعروشراب
@sher_vasharab
🍷🍷
589
💠1383
برنامه گلهــــا
◾گلهای تازه ۱۶۰
◾دستگاه ماهور ( راک )
◾محمدرضا شجریان : آواز
◾ محمدرضا لطفی : تار
◾ گروه شیدا
◾آذر پژوهش : گوینده
◾اشعار از سعدی و کلام قدیمی
◾مطلع تصنیف خسرو خوبان از حزنی اصفهانی میباشد
◾مطلع اشعار
◾ مرا دو چشم به راه و دو گوش بر پیغام
◾ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن
09:42
22:41
@golbang_shajarian
589
ساز و آواز
• آواز: محمدرضا شجریان
• نی: شاهو عندلیبی
• سنتور: رامین صفایی
• شعر: سعدی
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
589
زیر ِ باران، هر نخ ِ سیگار می چسبد عجیب
دست توی ِ دست های ِ یار می چسبد عجیب
معنی ِ بی تاب بودن هایمان جز "عشق" چیست؟
شور و شوق ِ لحظه ی ِ دیدار می چسبد عجیب
کوچه باغ ِ خاطرات و خش خش ِ برگ ِ درخت
پرسه های ِ خیس در رگبار می چسبد عجیب
آسمان سقفی قدیمی، پُر تَرَک از آذرخش
قطره قطره بر سرت آوار می چسبد عجیب
از دهان ِ تو شنیدن آخر ِ خوشبختی است
"دوستت می دارم" ِ هر بار می چسبد عجیب
من بگویم میروم تا سد ِ راه ِ من شوی
از من انکار، از تو هی اصرار می چسبد عجیب
کافی است عاشق تر از هر بار آرامم کنی
"سر بروی ِ شانه ام بگذار" می چسبد عجیب
گوش دادن به "یکی هست"ی که خیلی وقت نیست
مرتضا پاشایی و گیتار می چسبد عجیب
لب به لب، حال ِ خراب و هی شراب و شعر ِ ناب
هر دو مست و تا سحر بیدار می چسبد عجیب
در خیالم باز هم گفتم برایت یک غزل
قاب ِ عکست تکیه بر دیوار می چسبد عجیب
589
دلواپس این نباش که مردم دربارهات
چه فکر میکنند.
اگر دلواپس افکار دیگران باشی،
هرگز نمیتوانی خودت را دگرگون کنی. آنگاه فقط بردهی عقاید دیگرانی
و آنها به هیچوجه اجازه نخواهند داد به ورایشان بروی.
فقط میتوانند به تو اجازه دهند که شبیهشان باشی، نه متفاوت از آنها
بگذار هرطور میخواهند در موردت فکر کنند.
اساساً هیچکس نسبت به تو فکر خیلی خوبی ندارد، زیرا هیچکس جز خودش نسبت به دیگران فکر خوبی ندارد.
زیاد نگران دیگران نباش
اگر جمعیت را دنبال کنی، عصبی و تکهتکه و تقسیم شده میشوی.
زیرا جمعیت بسیار بزرگ است و همه تو را به راه خودشان میکشانند.
جمعیت را فراموش کن.
به هیچکس اجازه نده تو را هل دهد و بکشد. نسبت به خودت اصیل بمان.
اگر به ورای نظرات دیگران بروی،
اگر بدون نگران بودن در مورد افکار دیگران به راه خودت بروی،
فقط آنگاه یک "فرد" میشوی.
✨ #شعروشراب
@sher_vasharab
🍷🍷
589
دلواپس این نباش که مردم دربارهات
چه فکر میکنند.
اگر دلواپس افکار دیگران باشی،
هرگز نمیتوانی خودت را دگرگون کنی. آنگاه فقط بردهی عقاید دیگرانی
و آنها به هیچوجه اجازه نخواهند داد به ورایشان بروی.
فقط میتوانند به تو اجازه دهند که شبیهشان باشی، نه متفاوت از آنها
بگذار هرطور میخواهند در موردت فکر کنند.
اساساً هیچکس نسبت به تو فکر خیلی خوبی ندارد، زیرا هیچکس جز خودش نسبت به دیگران فکر خوبی ندارد.
زیاد نگران دیگران نباش
اگر جمعیت را دنبال کنی، عصبی و تکهتکه و تقسیم شده میشوی.
زیرا جمعیت بسیار بزرگ است و همه تو را به راه خودشان میکشانند.
جمعیت را فراموش کن.
به هیچکس اجازه نده تو را هل دهد و بکشد. نسبت به خودت اصیل بمان.
اگر به ورای نظرات دیگران بروی،
اگر بدون نگران بودن در مورد افکار دیگران به راه خودت بروی،
فقط آنگاه یک "فرد" میشوی.
