محبوب من! منصوره رضایی
Open in Telegram
کلمات دلخوشیهای محبوب من هستند و من منصوره رضایی هستم، دکتری ادبیات فارسی و شیفتهی کلمات...
Show more1 255
Subscribers
No data24 hours
-37 days
+330 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+10
in 3 channels
August '26
+46
in 4 channels
Get PRO
July '26
+51
in 5 channels
Get PRO
June '26
+37
in 1 channels
Get PRO
May '26
+23
in 2 channels
Get PRO
April '26
+9
in 1 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+38
in 7 channels
Get PRO
January '26
+18
in 4 channels
Get PRO
December '25
+52
in 7 channels
Get PRO
November '25
+45
in 2 channels
Get PRO
October '25
+42
in 8 channels
Get PRO
September '25
+39
in 5 channels
Get PRO
August '25
+92
in 13 channels
Get PRO
July '25
+40
in 6 channels
Get PRO
June '25
+60
in 5 channels
Get PRO
May '25
+54
in 7 channels
Get PRO
April '25
+48
in 10 channels
Get PRO
March '25
+44
in 6 channels
Get PRO
February '25
+41
in 4 channels
Get PRO
January '25
+77
in 6 channels
Get PRO
December '24
+103
in 10 channels
Get PRO
November '24
+152
in 11 channels
Get PRO
October '24
+74
in 7 channels
Get PRO
September '24
+109
in 9 channels
Get PRO
August '24
+112
in 7 channels
Get PRO
July '24
+87
in 9 channels
Get PRO
June '24
+104
in 3 channels
Get PRO
May '24
+119
in 15 channels
Get PRO
April '24
+95
in 8 channels
Get PRO
March '24
+86
in 1 channels
Get PRO
February '24
+102
in 5 channels
Get PRO
January '24
+105
in 6 channels
Get PRO
December '23
+43
in 2 channels
Get PRO
November '23
+99
in 8 channels
Get PRO
October '23
+225
in 4 channels
Get PRO
September '23
+43
in 0 channels
Get PRO
August '23
+10
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '23
+11
in 0 channels
Get PRO
February '23
+35
in 0 channels
Get PRO
January '23
+93
in 0 channels
Get PRO
December '22
+149
in 0 channels
Get PRO
November '22
+55
in 0 channels
Get PRO
October '22
+11
in 0 channels
Get PRO
September '22
+63
in 0 channels
Get PRO
August '22
+49
in 0 channels
Get PRO
July '22
+46
in 0 channels
Get PRO
June '22
+58
in 0 channels
Get PRO
May '22
+48
in 0 channels
Get PRO
April '22
+52
in 0 channels
Get PRO
March '22
+60
in 0 channels
Get PRO
February '22
+45
in 0 channels
Get PRO
January '22
+47
in 0 channels
Get PRO
December '21
+52
in 0 channels
Get PRO
November '21
+17
in 0 channels
Get PRO
October '21
+42
in 0 channels
Get PRO
September '21
+347
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | +2 | |||
| 06 September | +2 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | +2 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +2 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
خانوادهی عزیزم ازم خواستهاند چند گزینه برای خرید هدیهی تولد بهشان بدهم. اول کلی تعارف الکی کردم و بعد، یک لیست بیست آیتمی فرستادم توی گروه خانوادگی که درواقع فهرست خریدهای خودم بود اما دیدم حالا که تنور داغ است، نان را بچسبانم.
هرچیزی که فکرش را بکنید توی این لیست وجود دارد. از جوراب فلان فروشگاه تا رنگ موی فلان شماره. از فلان لباسِ فلان مدلی و فلان رنگی گرفته تا بهمان کفش فلان جنس و فلان پاشنه. از فلان کتاب فلان انتشارات گرفته تا فلان لوازم آرایش مارک فلان. از فلان دستبند و گردنبند فلان طرح گرفته تا فلان ادکلن. از فلان پودر وِی گرفته تا توپ پیلاتس فلان اندازه. حتی سرفیس و بلیط سفر هم وجود داشت.
بعد از ارسال لیست مذکور، هیچکس هیچ واکنشی نشان نداد. فقط یکی از برادرهایم پیام را ریپلای کرد و یک شمارهتلفن فرستاد. شماره را که گرفتم، پیغامگیر گفت: با کمیته امداد امام خمینی تماس گرفتهاید. :))))))
@MahboubeMan
| 2 | وکیل، روانشناس، معلم عربی بازنشسته، مترجم، ویراستار، کارشناس کانون پرورش فکری، گرافیست، ماما، استاد ادیان، استاد قرآن و حدیث، خانهدار، دانشجوی ادبیات، داروساز، روحانی، دانشجوی مشاوره، نوازنده، نویسنده، دانشآموز، متخصص پوستومو، مهندس هواوفضا
مشاغل اعضای سعدیخوانی ماست. البته مهندس عزیزمان همین چندماه پیش شهید شد.
یکی از وجوه جذاب جمعمان همین تنوع شغل و رشته و فکر و دیدگاه و پوشش و غیره است. هرکس از ظنّ خود، یار آقامون سعدی میشود و چیزی را میبیند و کشف میکند که دیگران قادر به دیدن و فهمیدنش نبودهاند.
مثلاً دیشب، این بیت را که خواندیم:
تا کِی آخر جفا بری سعدی؟
چه کنم پایبندِ احسانم
روحانی فرهیختهی جمع گفت: «در یکی از آیات قرآن، احسان به معنی ترکیب تقوا و صبر آمده.» و دیدیم این تعریف در این بیت، چقدر خوش مینشیند.
یا وقتی آخرین بیت یک غزل را خواندیم:
سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم
یکی از دانشآموزان عزیز جمع پرسید: «اون آرایه که اسم شاعر توی بیت آخر میاومد چی بود؟ چرا این غزل، اون رو نداره؟ آخه سعدی توی بیشترِ غزلهاش حتماً اسم خودشو میآره.» تخلّص را میگفت. بعد، استدلال جالبی کردیم که خودِ شاعر میگوید سخن را از نیمه بریده و شعر را تمام نکرده. وقتی شعر تمام نشده، طبیعتاً بیت پایانی و تخلص هم ندارد!
@MahboubeMan | 324 |
| 3 | من آدمِ زود دوستشونده و دیر صمیمیشونده و خیلی دیر اُنسگیرندهای هستم! به همین دلیل، نسبت به ورود عضو جدید به جلسات سعدیخوانی هفتگیمان حساسیت وسواسگونهای دارم. چون حدود چهارسال است که با دقت و تلاش، این جمع عزیز را جمع و حفظ کردهام و حالا همه به هم خو گرفتهایم و شبیه یک خانوادهی بزرگ شدهایم. طبق تجارب متعددم میدانم اگر بارِ عام بدهیم یا جمع را خیلی گسترده کنیم این انس و انسجام از بین میرود. حداقل از سمت من اینطور است و احتمال دارد بزنم زیر میز و جمعِ بهجانبستهام را رها کنم. خیلی هم روی خودم کار کردهام بلکه متقاعد شوم که اینقدر سختگیری لازم نیست و اجازه بده افراد بیشتری از محضر آقاتون سعدی استفاده کنند اما متأسفانه تا کنون موفق نشدهام!
کمی بیربط است اما به قول آقامون:
اندرون با تو چنان انس گرفتهست مرا
که ملالم ز همه خلق جهان میآید
پ.ن: این مطلب را در پاسخ به دوستانی نوشتم که هربار، مطلبی دربارهی جلسات سعدیخوانی هفتگیمان منتشر میکنم، تقاضا میکنند به جمعمان بپیوندند و من شرمندهشان میشوم.🙈🥲
@MahboubeMan | 327 |
| 4 | یکی از دانشجوهام، دو ماه بعد از امتحاناتش پیام داده: «موقع امتحان، اینترنت قطع شده و نتونستم پاسخنامهم رو بارگذاری کنم. حالا آموزش دانشگاه گفته اشکال نداره پاسخنامه رو برای شما بفرستم و الآن نمرهم رو وارد کنید.»
از نظر من این کار اشتباه بود اما گفتم به خاطر شرایط فعلی، گناه دارن و قبول کردم. حالا که پاسخنامه رو فرستاده، خونم به جوش اومده. تماااام جوابها با لحن هوش مصنوعیه. البته بقیهی دانشجوها هم از هوش استفاده کرده بودند و غلطهای کاملاً مشابهی داشتند اما سعی کرده بودند چندتا از سؤالها رو خودشون جواب بدن که خیلی تابلو نشه اما این یکی واقعاً نوبر بود.
حالا همین ایشون میره همین پیام من رو استوری میکنه و هشتگ استاد عقدهای میزنه. :)
@MahboubeMan | 346 |
| 5 | روباه و شازدهکوچولو کم بود، کاش اینقدر حرفها و تیکه و کنایههاتون رو از زبان شمس و مولانا بیان نمیکردید. مولانا پرسید فلان. شمس پاسخ داد بیسار.
بابا اینا اگه اینقدر حرف میزدن که عارف نبودن. هرکه را اسرار حق آموختند، مُهر کردند و دهانش دوختند
مولانا پرسید: «ما کِی اینقدر حرف زدیم که خودمان خبر نداریم؟» شمس پاسخ داد: «از وقتی کتاب ملّت عشق منتشر شد.»
@MahboubeMan | 368 |
| 6 | در دفتر زمانه فتد نامش از قلم/ هر ملتی که مردم صاحبقلم نداشت
امروز در کلاس فارسی دوازدهم، این شعر فرخی یزدی را خواندیم. دکتر اسلامی ندوشن را بهعنوان صاحبقلم جامعه به بچهها معرفی کردم و این پستهای کانال را برایشان خواندم. سخت در فکر فرورفتند و گفتند: «مگه ایشون علم غیب داشتن که الآن رو پیشبینی کردن؟» گفتم: «دقیقاً معنای صاحبقلم یعنی همین افراد صاحب فکر و اندیشه و دانش که از زمانهی خودشان جلوتر هستند.»
@MahboubeMan | 880 |
| 7 | شیطونه میگه برم یه دور دیگه درس بخونم و این موضوع پایاننامه رو انتخاب کنم:
کیفیت استفاده از خوددشنامی در قصاید انوری و آثار آن در میزان دریافت صله
با تحلیل دشنامهای ناموسی | 225 |
| 8 | کاش میشد برم جلسهی دفاعش🥲 | 244 |
| 9 | 🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲 | 241 |
| 10 | به خدا واقعیه !
_reza bakhtiari_
@uttweet | 218 |
| 11 | خوشم میاد یه عده خلوچل دور هم جمع شدیم. 🥲🥲😁😁 | 339 |
| 12 | اینم بگم برم بخسبم.
بعد از پنج شش ماه، بهخاطر پستهای اون رویداد طنز برگشتم به اینستاگرام و تازه فهمیدم چه خوب بود که از اون محیط سَمناک! دور بودم. مثلاً امروز دیدم یه خانومه پیام یکی از کارمندان همسرش رو منتشر کرده و نوشته: «اینقدر با مدیرهاتون لاس نزنید.» فارغ از رفتار تاکسیکی اون خانم، هرچی پیام رو خوندم نفهمیدم کجاش لاسزنیه؟ رفتم کامنتها رو خوندم، دیدم این سؤال برای خیلیهای دیگه هم پیش اومده و خانومه جواب داده: «استفاده از ایموجی در پیام به نامحرم، یعنی لاسزدن» در حالیکه برگهایم را از زمین جمع میکردم، دوباره پیام رو خوندم دیدم کارمنده فقط یه ایموجی 🥲 گذاشته. دقیقاً ایموجی پرکاربرد من🥲
@MahboubeMan, | 351 |
| 13 | یاد این ترانهی مرحوم ناصر عبداللهی افتادم:
ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمیمونی | 337 |
| 14 | هرچی قربونصدقهی آقامون سعدی رفتیم نسبت به آقای انوری اظهار چندشی! کردیم. آخه عزتنفست کجاست مرد؟ حالا دستبوسی ممدوح به جهنم، دیگه چرا به خودت فحش هرزه دادی؟ (توقع ندارید من معنی قلتبان رو بنویسم که؟ خودتون سرچ کنید ببینید چه فحشی به خودش داده.)
@MahboubeMan | 472 |
| 15 | به این ابیات خاقانی هم خیلی خندیدیم. بندهخدا توی «ری» مریضی سختی میگیره و یه قصیده در مذمّت آبوهوای ری میگه. آخرش میگه:
«دیدم سحرگهی، ملکالموت را که پای
بیکفش میگریخت ز دست وبای ری
گفتم تو نیز؟ گفت چون ری دست برگشاد
بویحییِ ضعیف چه باشد به پای ری؟»
@MahboubeMan | 513 |
| 16 | امروز کلاس رفع اشکال المپیاد ادبی داشتم، از سندبادنامه و اسکندرنامه تا سنایی و خاقانی و سعدی.
اول کلاس، یکی از دانشآموزام گفت: «خانوم! آقاتون رو بذاریم آخر که خسته میشیم، خستگیمون در بره.» :)
و واقعاً خستگیمون دررفت. به این بیت که رسیدیم
به هیچ شهر نباشد چنین شِکر که تویی
که طوطیانِ چو سعدی درآوری به کلام
بهشون گفتم: «یه لحظه اجازه بدید من یه کم قربونصدقهی آقامون برم، بعد ادامه بدیم.» البته اونها هم همراهیم کردن.
تو برای مخزنی میگی یه طوطی دارم روپایی میزنه. من میگم یه طوطی دارم که غزل میگه. ما با هم فرق داریم عزیزم! :)))
@MahboubeMan | 568 |
| 17 | یاد وویس این کلیپه افتادم. 🤣🤣 | 568 |
| 18 | یک بندهخدایی هم پیدا شده که از این پست فان برداشت کرده من خودخواهم، چون به آبخوردنم حساسم. :)))) | 508 |
| 19 | برخی مدیرها نیروهایشان را مصرف میکنند.
تا میتوانید از اینها بر حذر باشید.
@MahboubeMan | 542 |
| 20 | «عُمر من گشته فنا، شد عروسیت عزا»
مداح با دست، عدد دو را نشان میداد که یعنی ذکر را دوبار بگویید و مرد و زن و پیر و جوان میخواندند: «عُمر من گشته فنا، شد عروسیت عزا/ عُمر من گشته فنا، شد عروسیت عزا»
مداح میخواند: «رختِ دامادی، من آخر که ندیدم به تنت، زود از بهرِ تو بوده که بپوشی کفنت» و مردها مثل زنهای جوانمرده، به سینه میکوبیدند و ضجه میزدند و دم میگرفتند: «عُمر من گشته فنا، شد عروسیت عزا»
مداح میخواند: «گُل بیارید زِ بهرش، کِلِ شادی بزنید، همه بر داغِ جوانمُرده تسلّا بدهید» و زنها کِل میکشیدند و از هوش میرفتند و بههوشماندهها دَم میگرفتند: «عمر من گشته فنا، شد عروسیت عزا»
روضه که به اوج میرسید؛ پیرزنی با شال سبز، میرفت و مقابل حجلهی قاسم میایستاد و زنها ضجه میزدند و پیرزن سید، ظرف حنای توی سفره را برمیداشت و کف دست زنها حنا میگذاشت و زنها ضجه میزدند و پیرزن سید، ظرف نُقل توی سفره را برمیداشت و روی سر زنها میریخت و زنها ضجه میزدند و پیرزن سید ضجه میزد و مداح ضجه میزد و مردها ضجه میزدند و من که معتقدم ماجرای دامادی قاسم، خرافه است ضجه میزدم و دوستم که معتقد است ماجرای دامادی قاسم اسطوره است ضجه میزد و اسطورهها ضجه میزدند و به گمانم خودِ قاسم هم ضجه میزد.
از دیشب، مردم سیریک ضجه میزنند و تمام ایران ضجه میزنند و دَم میگیرند: «عُمر من گشته فنا، شد عروسیت عزا»
@MahboubeMan | 675 |
