Dark eteraf |اعترافات دارک
Open in Telegram
محتوای کانال اعترافای ناشناس شما هست و ما مخالف یا موافقشون نیستیم🤗💜 لینک اعتراف ناشناس https://t.me/bTextBot?start=_30298197d1
Show more2 648
Subscribers
No data24 hours
-317 days
-12130 days
Posts Archive
#اعتراف
سلام یه دوسال پیش ما رفتیم شمال جنگل بودیم داشتیم جوجه میخوردیم آجیمم(که ۸ سالش بود)رفت به سگا غذا بده سگه که اومد پیشمون نر بود یهو آجیم تو جمع به بابام گفت ععع بابا این چیه زیر پاش آویزونه🤣🤣ما دیگه همه داشتیم جر میخوردیم
بابام هم گفت به اونجا دقت نکن بابا🤣🤣🤣
@dark_eteraf
#اعتراف
فاطمه ام وسط پوفیوزی بیناموسی بودیم که پریود شدم متوجه نشدم عشقم صورتشو بالا اورد و دیدم هولی شت لب و لوچش خونی شده😐
من پوکر
اون پوکر
تا فهمید حالا بالا بیار کی نیار تا یه ماه قهر بود انگار دست منه😐😐
@dark_eteraf
#اعتراف
آقا مامان و بابام دعواشون شده بود، بعد من اومدم بگم دعوا نکنید و... یهو مامانم شروع کرد با من دعوا کردن پشتش بابام هم رفت طرف مامانم گفت مامانت راس میگه و...
دوتایی شروع کرد سر من بدبخت غر زدن که همش تقصیر تو هس://////
@dark_eteraf
#اعتراف
بابام شغلش آزاده یبار خونه ی یکی کار میکرد گوشیش مشکل پیدا کردشماره ی صاحب خونه رو داد به مامانم گفت کاری داشتی اونجا زنگ بزن
از قضا قبلش بابام از مرده تعریف میکرد که آقای خوبی ... ظاهراً هم محلیشون اومد پیشم که اینو به اسم جرج صدا میکنند
فرداش مامانم خونشون زنگ میزنه میگه :الو منزل آقای جرج
خانمه میگه:بلهههه😡😕
جرج چیه اسم شوهرم جلاله کی این لقبشو بهتون گفته😐😒
مامانم بیچارم از خجالت آب شد😢😁😄🤣
@dark_eteraf
من یه دختر معمولیم:
لیزر نرفتم
ناخنام شکستن
اکثرا بوی غذا میدم
همیشه لباس آستین بلند و گشاد تنمه
همیشه یه قسمتی از دستام رد سوختی داره
بدون آرایش میرم بیرون
اصلاح صورتم با خودمه
اجازه عمل و فیلر و بوتاکس ندارم
اجازه دیت رفتن رو ندارم
سوال اینه که همچین دختری از نطر شما مورد پسنده؟خیلی احساس کمبود دارم
@dark_eteraf
#اعتراف
میخاستم از خیابون رد شم با یه موتوری تصادف کردم خشتک شلوارم از این سر تا اون سر جر خورد شورت داشتم اما پشم های چیزم از بس زیاد بود از لای شورت زده بود بیرون
مردم دورم جمع شده بودن این صحنه رو ک میدیدن متواری میشدن موتوری که دیگه با دست خونی از خنده داشت به ملکوت صعود میکرد اسکل نفهمیدم چی باعث شد جذبم بشه که الان ۳ ساله تو رابطه ایم😂😐
@dark_eteraf
#اعتراف
چند روز پیش صبح تشنم شد رفتم آب بخورم دیدم نه بابام هست نه مامانم بعد دیدم از حموم صدا میاد رفتم دیدم رو عملیاتن تو حموم
صدام در نیومد که ببینم چی میگن😂🤦♀حالا با سی سال سن:/
بعد گفتم کی اونجاس بابام گفت دارم حموم میکنم گفتم مامانم کجاست گفت رفته بیرون الان میاد.
هیچی دیگه من رفتم تو تختم خودمو زدم به خواب تا اومدن بیرون از حموم مامانم با موهای خیس سریع رفت لباس پوشید رفت بیرون در زد که مثلا بیرون بوده😂🗿
@dark_eteraf
#اعتراف
#پسرونه
۵سالم بود سر شب از خواب بیدار شدم، رفتم اتاق مادر پدرم، متاسفانه در وضعیت ناجوری بودند😅🤦♂ من فکرکردم بابام داره مامانمو میزنه، سریع رفتم شمشیر پلاستیکیمو برداشتم برم کمک مادرم، رفتم هردوشونو زدم😐 بعد اینکه شمشیرو ازم گرفتند و کتکم زدن، ازم پرسیدند چرا اینکارو کردی و دلیلشو گفتم، مادرم خیلی خوشحال بود که برای کمک به اون اومدم😂 بعد باز دعوام کردند و انداختنم بیرون از اتاق😂
@dark_eteraf
#اعتراف
تو مهمونی زن پسرخالم به پسرخالم به شوخی گفت من فقط چون میخواستم ازدواج کنم زنت شدم! یکدفعه لبخند روی لب پسرخالم خشک شد، احساس کردم از درون شکست😢🤦♀ گذشت اون مهمونی چندماه بعد پسرخالم بخاطر درد قفسه سینه دکتر قلب رفت و دکتر هیچ مشکلی پیدانکرد، به زن پسرخالم گفتم چه احساسی اون شب کردم بعد حرفش، خواستم با شوهرش حرف بزنه بهش قوت قلب بده که دوسش داره و بخاطر این کنارشه، انجام داد حالا امیدوارم که پسرخالم کم کم درمان بشه، ولی خواهش میکنم حتی به شوخی ازین حرفا به عزیزانتون نزنید، نگید مرد هستش این چیزا حالیش نیست، مردا هم مثل ما احساس دارند، دل زناتونم اصلا نشکنید😢🙏
@dark_eteraf
#اعتراف
مامانم تعریف میکرد چند سال پیش بابام که آماده شده بود بره سرکار .. لباسارو از رو بند لباسا بر میداره و میپوشه .. وقتی که داشت میرفت بیرون یهو مامانم میبینه شورتش به شلوار بابام از پشت گیر کرده و بابام متوجه نشده و همینجوری داره میره😂😂 .. که سریع میره و ازش میگیره و از یه آبرو ریزی بزرگ جلوگیری میکنه😂💔
@dark_eteraf
خاطرات فتیش:🦪
سلام
پسرم 22 ساله
مدتیه با یه آقای 51 ساله درارتباطم. بار آخر رفته بودیم خونه یکی از دوستاش که رفته بود مسافرت...
بعد رفتیم تو اتاق و مشغول بودیم، اینم بگم که هر دو فتیش س.ک.س خشن داریم، خلاصه همونطور که دست و پای منو با طناب بسته بود به تخت و میزد توش، یهو صدای کلید انداختن اومد، نگو که آقا از مسافرت برگشته 🤦♂️
خلاصه تنها شانسمون این بود که کلید رو در بود از تو، اصن نفهمیدیم چجوری جمع و جور کردیم و جیم زدیم رفتیم.
@dark_eteraf
#اعتراف
خدا هیچ کسیو اینجوری مثل من ضایع نکنه😂🤦♀ با مادرم بیرون بودیم، بهم گفت پسر همکارش داره میاد اینجا، تو ببینش اگه پسندیدی بگم بیان حرف بزنند، منم گفتم اوکی، دیدم یک آقایی اومد تقریبا همسن بابام، فوق العاده شیک پوش و ورزشکاری😍 کلا روش کراش زدم😂 سلام علیک کردیم رفت، سریع گفتم وای مامان این عالیه، من اصلا مردای جا افتاده دوست دارم و...، یکدفعه مادرم گفت خاکبرسرم چی میگی دختره دیونه این بابای پسره بود😱😂🤦♀ کلی فحشمم داد😂 گفت دختره خیره سر شوگر پسند کرده😂😂😂😂
@dark_eteraf
#اعتراف
رفته بودیم عید دیدنی یکی از فامیلای دور، یه زن مُسن داشت تعریف میکرد که دخترم گفته اگه من مردم سرخاکم همه سفید بپوشن، صحبتش تموم نشده بود که یه دختر کوچیک تو جمع گفت: مگه وقتی دخترتون مُرد شما زنده اید که وصیتشو اجرا کنید، یهو سکوت عجیبی همه جارو گرفت😂
بله دوستان اون دختر من بودم که همون لحظه مادره داشت با خشم وپدرتو در میارم نگاهم میکرد:/
من به خاطر اون کارم توی بچگی اینقدر تنبیه شده بودم که تاثیرش هنوز توی وجودم هست🥲😂
@dark_eteraf
#اعتراف
خونمونو تازه عوض کردیم، فامیلو دعوت کردیم اومدن، متوجه شدم خالم داره یچیزی تو رادیاتور شوفاژ مخفی میکنه! بعد چند دقیقه باز دیدم زن داییم یچی آروم گذاشت زیر دکور خونمون! مهمونی که تموم شد رفتم برداشتم دیدم هردو دعا گذاشتند😱🤦♀ بردیم پیش یک آخوند گفت خیلی بد نوشتند، درحد مردنو بدبخت شدنمون، چندتا آیه قرآن گفت بخونید باطل میشه، حالا از زن داییم انتظاری ندارم، غریبست😢 خاله تو چرا؟! تو که بعد مادرم مثل مادرمونی چرا؟😭💔
@dark_eteraf
#اعتراف
خونمونو تازه عوض کردیم، فامیلو دعوت کردیم اومدن، متوجه شدم خالم داره یچیزی تو رادیاتور شوفاژ مخفی میکنه! بعد چند دقیقه باز دیدم زن داییم یچی آروم گذاشت زیر دکور خونمون! مهمونی که تموم شد رفتم برداشتم دیدم هردو دعا گذاشتند😱🤦♀ بردیم پیش یک آخوند گفت خیلی بد نوشتند، درحد مردنو بدبخت شدنمون، چندتا آیه قرآن گفت بخونید باطل میشه، حالا از زن داییم انتظاری ندارم، غریبست😢 خاله تو چرا؟! تو که بعد مادرم مثل مادرمونی چرا؟😭💔
#اعتراف
خونمونو تازه عوض کردیم، فامیلو دعوت کردیم اومدن، متوجه شدم خالم داره یچیزی تو رادیاتور شوفاژ مخفی میکنه! بعد چند دقیقه باز دیدم زن داییم یچی آروم گذاشت زیر دکور خونمون! مهمونی که تموم شد رفتم برداشتم دیدم هردو دعا گذاشتند😱🤦♀ بردیم پیش یک آخوند گفت خیلی بد نوشتند، درحد مردنو بدبخت شدنمون، چندتا آیه قرآن گفت بخونید باطل میشه، حالا از زن داییم انتظاری ندارم، غریبست😢 خاله تو چرا؟! تو که بعد مادرم مثل مادرمونی چرا؟😭💔
@dark_eteraf
#اعتراف
#پسرونه
دیشب تو مهمونی زن داییم تو مهمونی داشت از نجابت و خانمی دخترداییم حرف میزدم، حالا صبح دیروز منو دخترداییم با هم رابطه داشتیم قصدمون ازدواجه😂🤦♂ من یک نگاهی به دخترداییم کردم و یک لبخند شیطانی زدم😂😈 بهم پیام داد خفه شو و نخند😂
#اعتراف
#پسرونه
دیشب تو مهمونی زن داییم تو مهمونی داشت از نجابت و خانمی دخترداییم حرف میزدم، حالا صبح دیروز منو دخترداییم با هم رابطه داشتیم قصدمون ازدواجه😂🤦♂ من یک نگاهی به دخترداییم کردم و یک لبخند شیطانی زدم😂😈 بهم پیام داد خفه شو و نخند😂
https://t.me/Dark_eteraf
#اعتراف
مامان بابای من خیلی باحالن😂
بابام ادمیه که خیلی محبت کلامی میکنه میره تو اشپزخونه واسه مامانم شعر عاشقونه میخونه و قربون صدقش میره مثلا همین چند دقیقه پیش داشت میگف عشق و زندگی من ( اسم و فامیل مامانم)😁😂
بعد مامانم کلا ادمیه که محبتشو رفتاری نشون میده و تو محبت کلامی خیلی سرده داد میزنه از اشپزخونه برو بیرون تو دست و پای منی دارم غذا میپزم
بعد بابام هیچوقت از رو نمیره فرداش دوباره همین اشه و همین کاسه😅
به قول ابجیم این بابای ماهم فیلمه ها🤦♀️😂
اینم بگم ۲۷ ساله ازدواج کردن و دامادم دارن😁
سلام دخترم ۱۷
تا حالا با کسی نبودم بجز یه دختر ک یکسال باهاش بودم و خب به سختی باهم کات کردی چون نمبتونستیم بیخیال هم بشیم
اما الان بازم مثل قبل رابطه داریم و امشب تو خونشون بودیم تا میومدیم قشنگ بریم رو کار خواهرش میومد😭😂 ولی بازم کارمونو کردیم حتی نزدیک بگاییم رفتیم هوف
فکر میکنم من بایسکشوالم ولی با پسر نبودم تا حالا با دخترم همین یدونه
شایدم فقط برا همین خانم من لزم بقیه به پشمن
در کل لز جالبه تو هر لحظه میتونین برین رو کار مثلا مثل دستشویی مدرسه با در باز🥸
@dark_eteraf
#اعتراف
عید چندسال پیش
میخواستیم بریم مسافرت ۴،۵ تا خانواده بودیم
مامانبزرگمم بود..
رفتیم فرودگاه و وقت بازرسی بدنی از جیب مامانبزرگم اندازهی گردوی بزرگ تریاک دراوردن، تازه به اینجا منتهی نشد و از توی چمدون منم یکدونه پلاستیک تریاک در آوردن :))
نگو مادربزرگ گرامی برای بدن درد توی چاییش همیشه کمی تریاک حل میکرده..
کل تابستون درگیر دادگاه بودیم :))
اینقدر زیاد بود که احتمال زندانی شدن من 99درصد بود :))
@dark_eteraf
سلام اول بگم ک جنده نیسم یا هرچی من فقط یه رل داشتم ک پنج بار از عقب با هم رابطه داشتیم یک سال با هم بودیم بعدش پیشنهاد رابطه داد ینی کلا از روی عشق بود بعد از اون ماجرا دوسال میگذره میخام بدونم ایا پزشک قانونی بعدا ازدواج کنم میتونه تشخیص بده یا بفهمه ؟
@dark_eteraf
