en
Feedback
ماکیاتو ☾

ماکیاتو ☾

Open in Telegram

•[ همه‌ی ما فقط حسرت بی‌پایان یک اتفاق ساده هستیم که جهان را بی‌جهت، به طور عجیبی جدی گرفته‌ایم. ]•

Show more
286
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
[ تنها کاری که ازم برمی‌آمد این بود که مشت گره‌کرده‌ام را تکان بدهم و به این حقیقت فکر کنم که میل آدم‌ها به بردگی قابل باور نیست. خدایا. بعضی وقت‌ها چنان آزادی‌شان را پرت می‌کنند کنار انگار داغ است و دست‌شان را می‌سوزاند.] جزء از کل

نمی‌دونم گفتم بهتون یا نه اما اگه یکم دیگه این در و داف‌ها لفت بدن من هم لفت می‌دم.

photo content

photo content

نمی‌دونم چطور باید این نبودن‌ها و ندیدن‌ها رو برای اطرافیانم توجیه کنم. انگار هر قدمی که برمی‌دارم به سمت دور شدنه. انگار همه‌چیز سرابه. من نمی‌خوام فرار کنم؛ اما دارم می‌کنم. نمی‌خوام رها کنم؛ اما دارم می‌کنم. نمی‌خوام دلتنگ نشم؛ اما نمی‌شم. نمی‌خوام که نباشم، اما نیستم. ;ThatAnotherMe

photo content

photo content
+1

Repost from N/a
امروز سالگرد آخرین روز «ما»ی پیشینه. ما قبل از تغییر. ما قبل مهسا...

پسر جدی این راسته‌ی خیام یه قرابتی با میدون هفت‌تیر داره.

هیچکس نیستم.

[ نهم شهریور ]
+1
[ نهم شهریور ]

باور بفرمایید که اگر درست رویا بپردازید، می‌شه. در کنار آدم خوب و درست، دوست‌های کمک‌کننده و امید. ;ThatAnotherMe

photo content

احتمالا تو هیچ‌وقت نمی‌تونی به رنج‌هایی که به سمتت فرستاده نشدن فکر کنی و هیچ‌وقت هم متوجه نخواهی شد آدم‌ها بخاطر تو چه رنج‌هایی کشیدن و چه گذشت‌هایی کردن. ای انسان نادان و همیشه رنجور. ;ThatAnotherMe

غروب-
غروب-

درواقع من خوبم چون دوست‌ها و آهنگ‌هام نجاتم می‌دن. اما خب، می‌دونی چی می‌گم؟

خودم که دارم غرق می‌شم. کاش حداقل می‌تونستم دوست‌هام رو نجات بدم.

آها؛ اینم بهت بگم که اصلا اونجوری که به نظر می‌رسه، نیست.

امروز جمعه‌ست.