en
Feedback
پیشگوی اوماها

پیشگوی اوماها

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 119
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
February '23
February '23
+1
in 0 channels
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '22
+2
in 0 channels
Get PRO
November '22
+1
in 0 channels
Get PRO
October '22
+6
in 0 channels
Get PRO
September '22
+6
in 0 channels
Get PRO
August '22
+88
in 0 channels
Get PRO
July '22
+16
in 0 channels
Get PRO
June '22
+29
in 0 channels
Get PRO
May '22
+36
in 0 channels
Get PRO
April '22
+22
in 0 channels
Get PRO
March '22
+37
in 0 channels
Get PRO
February '22
+8
in 0 channels
Get PRO
January '22
+13
in 0 channels
Get PRO
December '21
+1 269
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
16 February0
15 February0
14 February0
13 February0
12 February0
11 February0
10 February0
09 February0
08 February0
07 February+1
06 February0
05 February0
04 February0
03 February0
02 February0
01 February0
Channel Posts
فایل کامل گزارش تحقیق و تفحص مجلس از #فولاد مبارکه اصفهان

2
شبکه اجتماعی لینکدین ۲۰ دوره محبوب و کاربردی خود را تا ۳۱ آگست (۹ شهریور) رایگان کرده است. از انواع دوره‌ها می‌توان به دوره تعیین اهداف، سوگیری‌های ناخودآگاه، ارتباط با اعتماد به‌نفس، تفکر استراتژیک، تفکر نقادانه و دوره دیجیتال مارکتینگ اشاره کرد. پیشنهاد می‌کنم از این فرصت طلایی برای توسعه شخصیتان استفاده کنید. https://www.cnbc.com/2022/08/04/linkedin-learnings-20-most-popular-courses-in-2022-are-free-right-now.html
961
3
An Alternative Future II.pdf
657
4
در مقاله دوم اسنس موضوع کارمزد هج‌فاندها را موشکافی می‌کند و سپس به نیمه‌ی تاریک هج‌فاندها می‌پردازد. خُب ما می‌دانیم که مهم‌ترین مزیت هج‌فاندها این است که بازدهی آن‌ها با بازار سهام کوریلیشن ندارد، در نتیجه وجود آن‌ها در پورتفولیو می‌تواند بازدهیِ تعدیل شده با ریسک را بهبود بخشد «اما» محاسبات اسنس از هج‌فاندهای long/short نشان می‌دهد که بازدهی آن‌ها با شاخص اس‌اند‌پی۵۰۰ بتای ۴۸ درصد داشته است! او می‌گوید بازدهی هج‌فاندها auto-correlated هم هست، یعنی در هج‌فاندها ماه‌های خوب از پس ماه‌های خوب می‌آیند و ماه‌های بد از پس ماه‌های بد! او سپس می‌گوید عملکرد شاخص هج‌فاندها دارای سوگیری بقا (survivorship bias) است. یعنی شما شاخص هج‌فاندها را می‌بینید و با لحنی شبیه به حسن روحانی می‌گویید «بَه، چه‌قدر هج‌فاندها خوب شده‌اند» غافل از این‌که این شاخص، صندوق‌های شکست خورده را در محاسبات خودش لحاظ نمی‌کند و تنها عملکرد تاریخی برنده‌ها را به شما نشان می‌دهد. اسنس در خصوص بررسی عملکرد هج‌فاندها هم اشاراتی دارد، مثلاً می‌گوید نسبت شارپ برای محاسبه عملکرد این صندوق‌ها مناسب نیست، چراکه عموماً توزیع بازدهی استراتژی‌های آن‌ها چولگی منفی دارد (یعنی معمولاً برنده‌اند، اما اگر ببازند هم بد می‌بازند!) و نسبت شارپ، ریسک دُم (tail risk) را در نظر نمی‌گیرد. حالا چرا این دو مقاله را به اشتراک گذاشتم، مثلاً آیا ما هج‌فاند داریم، آیا اصلاً دغدغه جوانان ما این است؟ این مقاله‌ها را به اشتراک گذاشتم چون به‌نظرم نکات بسیار آموزنده‌ای در خصوص نظام کارمزدهای صندوق‌ها، ایده‌هایی برای نحوه تمیز دادن عملکرد مدیر و بازده بازار و مخاطرات اخلاقی میان مشتریان و مدیران صندوق دارد و به‌نظرم برای سبدگردان‌ها یک must-read بزرگ است!
456
5
An Alternative Future.pdf
789
6
اگر به دنیای صندوق‌های حفظ ارزش (Hedge fund) علاقه دارید، این دو مقاله از کلیفورد اسنس، هم‌بنیان‌گذار هج‌فاند AQR Capital Management، را از دست ندهید! در مقاله اول اسنس استدلال می‌کند که فارغ از نتیجه، چرا هج‌فاندها یک ساختار برتر به‌حساب می‌آیند. یعنی چه؟ در یک ساختار سنتی مثل صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، مدیر صندوق با انتخاب سهام به‌دنبال کسب بازدهی است. از بازدهیِ کسب شده، یک بخش به‌خاطر اکسپوژر مدیر به بازار سهام است، یعنی اگر مدیر پول شما را می‌گرفت و به‌جای مدیریت کردن آن، آن را در یک صندوق شاخصی می‌گذاشت، احتمالاً قدری بازدهی کسب می‌کرد. پس مدیر بابت چنین بازدهی نباید طلب کارمزد زیادی بکند اما اگر او توانست با ریسک مشابه یا کمتر، بازدهی بیشتر از بازار به‌دست آورد، بابت آن بازدهی می‌تواند طلب کارمزد کند. تمایز قائل شدن میان بازدهیِ ناشی از داشتن اکسپوژر به بازار و بازدهیِ ناشی از توانایی واقعی مدیریت، در ساختارهای قدیمی مثل صندوق‌های مشترک کار پیچیده و گیج‌کننده‌ای است، اما در هج‌فاندها این امر بسیار آسان‌تر و دقیق‌تر است. اسنس سپس به توضیح ساختار یک هج‌فاند ساده می‌پردازد و در مورد استراتژی‌های مختلف هج‌فاندها (مانند merger arbitrage، statistical arbitrage، fixed income arbitrage و…) توضیح یک خطی و ساده می‌دهد. او سپس استدلالی را عنوان می‌کند که من کمتر در مقاله‌ای دیده‌ام؛ او می‌گوید مدیران هج‌فاندها عموماً استراتژی‌های مشخصی را در پیش می‌گیرند. در نتیجه بخشی از بازدهی به‌خاطر داشتن اکسپوژر به آن استراتژی است و مدیر کار خاصی نکرده و نباید کارمزد بالایی بابت آن طلب کند. حالا هرچه بازده مازاد نسبت به آن داشت می‌شود آلفا یا همان توانایی مدیریت صندوق. بنابراین بازدهی یک هج‌فاند ناشی از موارد زیر است: traditional beta (آن بخش از بازدهی که به‌خاطر داشتن اکسپوژر به بازار به‌دست آمده است) hedge fund beta (آن بخش از بازدهی که به‌واسطه داشتن اکسپوژر به یک استراتژی خاص به‌دست آمده است) hedge fund alpha ((آن بخش از بازدهی که به‌واسطه توانایی مدیریت صندوق ایجاده شده است
264
7
Vanguard-Investment-Fundamentals.pdf
727
8
شرکت مدیریت سرمایه وَنگارد (The Vanguard Group) یک معرفی از مفاهیم پایه سرمایه‌گذاری داشته است. در این نوشتار، سرمایه‌گذاری به‌مانند یک پرنده معرفی می‌شود که دو بالِ برنامه‌ریزی (Planning) و انضباط (Discipline) دارد. در بحث برنامه‌ریزی، اول باید مشخص کنید که هدف شما از سرمایه‌گذاری چیست؟ بالاخره بین یک برنامه‌ریزیِ ۶ ماهه برای خرید خودرو و یک برنامه‌ریزیِ ۲۰ ساله برای بازنشستگی خیلی فرق هست! مثلاً اگر جوان و ریسک پذیر باشید و برای بازنشستگی خود در حال برنامه‌ریزی هستید، احتمالاً وزن دارایی‌هایی که رشد قیمتی را تجربه خواهند کرد (Growth assets) در پورتفولیوی شما بیشتر است اما اگر نزدیک سن بازنشستگی هستید یا به یک جریان درآمدیِ معین نیاز دارید (مثلاً می‌خواهید با آن اجاره خانه پرداخت کنید)، پورتفولیوی شما را باید دارایی‌هایی با درآمد بالا و ترجیحاً ثابت (Income assets) تشکیل دهند. مقاله سپس به شما انواع ریسک در فرآیند سرمایه‌گذاری را توضیح داده و مفهوم و اهمیت متنوع‌سازی (Diversification) را با استفاده از داده‌های تجربی به نمایش می‌گذارد. در ادمه انواع مختلف کلاس‌‌های دارایی به شما معرفی می‌شود و قدری هم درباره صندوق‌های سرمایه‌گذاری (با مدیریت فعال و غیر فعال) صحبت می‌شود. در اینجا تاکید می‌شود که شما باید ترکیبی از کلاس‌های مختلف دارایی را خریداری کنید که که اهداف سرمایه‌گذاری، افق زمانی و رفتار شما در برابر ریسک را نشان می‌دهد. در آخر هم قدری درباره اهمیت مراقبت از سرمایه صحبت می‌کند. شما باید شرایط بازار را تحت نظر داشته باشید اما نباید با افت و خیزهای بازار، عنان از کف دهید! اگر شرایط شخصی شما تغییر کرده یا بازار وارد فاز جدیدی شده است، شما باید پورتفولیوی خودتان را بازبینی کرده و تنظیم مجدد کنید. مثلاً اگر قرار بود ۵۰ درصد پورتفولیو را به سهام اختصاص بدهید و قیمت سهام در بازار افزایش پیدا کرده و حالا سهام ۷۰ درصد پورتفولیوی شما را تشکیل می‌دهند، به‌نظر می‌رسد وقت این باشد که بخشی از سهام را فروخته و با آن پول، دارایی‌‌های دیگر را خریداری کنید.
657
9
و نکته آخر، داخل مثلث برمودایِ ارزشیابی گم نشوید. سه چالش بزرگ ارزشیابی شامل عدم قطعیت، پیچیدگی بیش از حد و سوگیری است. ما دوتای اول را می‌توانیم به‌گونه‌ای مدیریت کنیم که کاهش پیدا کند، اما مورد آخر اجتناب ناپذیر است. ما باید سوگیری‌هایمان را بشناسیم و به داستان‌سرایی‌مان عاشقانه نگاه نکنیم! من پیشنهاد می‌کنم شما تجزیه و تحلیل و ارزشیابی‌تان را به یک دوست یا همکار که می‌دانید متفاوت از شما فکر می‌کند نشان دهید. با در پیش گرفتن این اقدامات، شما می‌توانید عدم قطعیت را به یک چیز مفرح تبدیل کنید!» https://blogs.cfainstitute.org/investor/2022/05/24/tell-me-a-story-aswath-damodaran-on-valuing-young-companies/
620
10
اسواث داموداران در نشست Alpha Summit GLOBAL امسال نکات قابل تاملی در خصوص ارزشیابی شرکت‌های جوان گفت که به‌نظرم خواندش خالی از لطف نیست: «بزرگ‌ترین چالش ارزشیابی شرکت‌ها رسیدن به متریک‌ها و مدل‌های بهتر نیست، بلکه کنار آمدن با عدم قطعیت است. رویکرد ناسالم در مواجهه با عدم قطعیت شامل چهار مرحله است: فلج شدن (می‌بینم حجم نااطمینانی آن‌قدر بالاست که کاری از دست ما بر نمی‌آید)، انکار کردن (می‌گوییم عدم قطعیتی وجود ندارد یا تظاهر می‌کنیم آن را نمی‌بینیم)، اجتناب کردن (سعی می‌کنیم با چندتا قانون سرانگشتی و گذشته‌نگر، عدم قطعیت را برآورد کنیم)، برون سپاری (با خودمان می‌گوییم ارزشیابی این شرکت کار من نیست و باید فرد دیگری آن را انجام دهد.) سه گروه عدم قطعیت وجود دارد؛ اول: نااطمینانی در برآورد و نااطمینانی در اقتصاد. ما می‌توانیم نااطمینانی در برآورد را با به‌دست آوردن اطلاعات بیشتر و بهتر درباره شرکت، کاهش دهیم اما کاهش دادن نااطمینانی در اقتصاد کار خیلی سختی است. دوم: نااطمینانی در سطح خرد و نااطمینانی در سطح کلان. نااطیمنانی در سطح خرد به خود شرکت باز می‌گردد، این‌که چه‌کار می‌کند، مدل کسب و کار آن چطور است و... اما نااطمینانی در سطح کلان شامل نرخ‌های بهره، تورم، قوانین و مقررات و دیگر عواملی است که تحت کنترل شرکت نیست. (در بیشتر شرکت‌هایی که در بورس معامله می‌شوند، نااطمینانی در سطح کلان بخش بزرگ‌تری از نرخ تنزیل را در بر می‌گیرد) سوم: نااطمینانی پیوسته و نااطمینانی گسسته. تحلیل‌های ما بر اساس شرایط معمول کسب و کار است، مثلاً نرخ‌های تسعیر ارز هر روز بالا و پایین می‌شوند اما روی جریانات نقدی شرکت تاثیر بزرگی ندارند. نااطمینانی گسسته اما مواردی را شامل می‌شود که معمولاً اتفاق نمی‌افتند اما اگر اتفاق بیفتند، تاثیر بزرگی خواهند داشت. مثلاً اگر ارزش ارزی که شرکت معاملات خود را با آن انجام می‌دهد (در ایران معمولاً ریال) به یک‌دفعه ۷۵ درصد کاهش یابد، این مسئله می‌تواند روی شرکت تاثیر بسیار شگرفی داشته باشد. حالا بیایید به ارزشیابی شرکت‌های جوان باز گردیم، مرحله اول فهم چرخه عمر (Life cycle) شرکت است که از جوانی تا میان‌سالی و سپس پیری را شامل می‌شود. ]به‌قول ما بیزینسی‌ها چرخه عمر شرکت‌ها شامل Embryonic، Growth، Shakeout، Mature، Decline است[ در هر مرحله از با ریسک‌های مختلفی مواجهیم. مثلاً در مراحل جوانی نااطمینانی در سطح خرد بیشتر است اما هرچه شرکت‌ها بالغ‌تر می‌شویم، نااطمینانی در سطح کلان بیشتر حائز اهمیت می‌شود. ارزشیابی شرکت‌های جوان شامل سه مرحله است؛ اول: یک ارزشیابی خوب، مثل ازدواجِ میان اعداد و داستان‌هاست. هنگامی که فایل ارزشیابی‌تان را به من نشان می‌دهید، هر عدد باید یک داستان و هر داستان، یک عدد برای خودش داشته باشد. دوم: ارزشیابی‌هایتان را مختصر و مفید کنید؛ هرچه کمتر، بیشتر! پیشنهاد می‌کنم چندتا متغیر ضروری داشته باشید. این متغیرهای ضروری برای شرکت‌های جوان شامل این موارد است: رشد درآمدها، حاشیه سود عملیاتی هدف، نسبت فروش به سرمایه (sales-to-invested capital)، هزینه بدهی، هزینه سرمایه و احتمال شکست شرکت. هر مدل ارزشیابی بر اساس جریانات نقدی، با فرض تداوم فعالیت محاسبه می‌شود اما یک احتمالی هم وجود دارد که شرکت شما موفق نشود و این موضوع خصوصاً برای شرکت‌های جوان صدق می‌کند. یک اشتباه رایج که برخی سرمایه‌گذاران خطرپذیر انجام می‌دهند این است که ریسک شکست کسب و کار را در نرخ تنزیل لحاظ می‌کنند، در صورتی که نرخ تنزیل تنها یک نرخ کند کننده است و اصلاً قرار نیست ریسک شکست را لحاظ کند! ]ارزش شرکت باید از جنس امید ریاضی باشد و در آن ریسک شکست نیز دیده شود. یکی از مشکلاتی که من با ارزشیابی #تپسی دارم دقیقاً همین است، ارزشیاب اصلاً احتمالی برای شکست کسب و کار در نظر نگرفته است![ نکته دیگر در استفاده از منطق شبیه‌سازی مونت کارلو است. یعنی به‌جای اینکه برآوردهای نقطه‌ای انجام دهید، خوب است یک دامنه مورد انتظار از متغیر برآوردی داشته باشید. (مثلاً به‌جای این‌که بگوییم حاشیه سود ۱۵ درصد، بگوییم بین ۱۱ تا ۱۹ درصد) اگر عکس‌العمل شما به عدم قطعیت این است «من نمی‌خواهم اشتباه کنم» پس بهتر است اصلاً ارزشیابی را کنار بگذارید. بگذارید یک نکته برای تسلی خاطر شما بگویم، برای پول درآوردن لازم نیست اشتباه نکنید، فقط لازم است کمتر بقیه در اشتباه باشید!
523
11
یک نظریه‌ی راهنما در روابط بین‌الملل برای جنگ اوکراین؛ تأملی در باب اینکه کدام نظریه‌ها تأیید و کدام‌یک مردود شده‌اند نویسنده: استیون والت (نظریه‌پرداز و استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه هاروارد) مترجم: عدنان فلّاحی منبع: فارن‌پالسی
1 426
12
بدون نیاز به اجازه (Permissionless) است: برخلاف دفاتر بانک مرکزی یا بانک‌های تجاری، شما نیاز به اجازه هیچ‌کس برای ورود داده به این دفتر کل ندارید هیچ مقام مرکزی وجود ندارد اجرای قرارداد: بلاک‌چین با استفاده از یک زبان برنامه‌نویسی گسترش می‌یابد عمومی است: تا زمانی که اطلاعات شما در بلاک‌چین است، شما می‌توانید ثابت کنید که مالک چیزی هستید یا کاری را در گذشته انجام داده‌اید. ناشناس‌بودن اختیاری: شما می‌توانید در دفتر کل داده وارد کنید اما هیچ‌وقت هویت شخصی خود را فاش نکنید. 🔗 لینک مقاله: https://medium.com/unraveling-the-ouroboros/a-brief-history-of-ledgers-b6ab84a7ff41 #Blockchain_and_Money #S2R3
2 417
13
به تاریخ تمدن بشری که نگاه می‌کنیم شاید بتوانیم با خیالی راحت‌تر، بلاک‌چین را «یک راه جدید برای ساخت دفاتر کل» تعریف کنیم. در اینجا نگاهی به تاریخچه دفاتر کل داریم و می‌توانید در یابید که چرا بلاکچین هم می‌تواند در طول این تاریخ جای گیرد. کتیبه‌های تصویرنگاری‌شده (۳۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) به ۵۰۰۰ سال قبل باز می‌گردیم، زمانی که مردم بین‌النهرین لوح‌های سُفالی را به ستون‌ها و ردیف‌هایی تقسیم‌بندی می‌کردند، در هر سلول یک تصویر از اقلام موردنظر رسم و سپس با ایجاد سوراخ‌هایی، مقدار آن قلم را مشخص می‌کردند. استفاده از این تخته سنگ‌ها بود که بعداً به اختراع خط میخی منجر شد. (بعدا می‌خوانیم که اساساً زبان، از همین پدیده‌ی “شمارش” به وجود آمده است) قدیمی‌ترین سنگ‌نبشته یافت شده به دوران ۳۲۰۰-۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد که این دوران، مصادف با تشکیل اولین شهر جهان، اوروک، است. جایی که برای اولین‌بار در تاریخ زندگانی بشر، هزاران نفر دور هم جمع شدند و به مفهوم مدرن آن، یک شهر را پدید آوردند. نکته جالب در خصوص هر لوح سفالی، این است که هر کدام شامل یک نقاشی از رویداد مورد نظر (معامله، تقسیم اموال و غیره) بودند. در این سنگ‌نبشته‌ها آثار محاسبات دیده می‌شود. هر کدام دارای یک امضا بودند که نشان می‌داد چه‌کسی اجازه این معامله را داده است. روی هر لوح، یک مُهر خورده تا مشروعیت آن را تایید کند. هر کدام از این لوح‌ها دارای یک سیستم زمانی مشخص بوده‌اند. (هر کدام از این ویژگی‌ها را بخوانید، بعد ساختار هر بلاک در بلاک‌چین را به‌یاد آورید!) به‌نظر می‌رسد وجود این الواح به ثبت داده‌ها، تقسیم کارها و در کل اعتماد به سیستم اجتماعیِ ساخت بشر، کمک شایانی کرده است. سیستم حسابداری دو طرفه (دوبل) حدود ۷۰۰ سال قبل بود که یک شیوه حسابداری جدید میان تاجران و وام‌دهندگان در شمال ایتالیا پدید آمد. در این سیستم هر آیتم دو بار ثبت می‌شود، یک‌بار به‌صورت «بدهکار » و بار دیگر به‌صورت «بستانکار». اگر با امر حسابداری آشنا باشید، درک این موضوع برای شما دشوار نیست. مثلا اگر شما از علی پول قرض می‌گیرید، در واقع حساب بانکی‌تان را "بدهکار" و حساب‌های پرداختنی‌تان را "بستانکار" می‌کنید. وِرنِر زمبارت، اقتصاددان مارکسیست، اختراع سیستم حسابداری دوبل را سرآغازی بر «سرمایه‌داری» می‌داند. دیدگاه او خیلی هم پرت نیست، در واقع در هر صورت مالی، معادله اساسی زیر استوار است: سرمایه +‌ بدهی = دارایی حالا اگر معادله را بر اساس سرمایه بنویسیم: بدهی - دارایی = سرمایه در واقع در این زمان بود که برای یک صاحب کسب و کار واضح شد که برای افزایش سرمایه، باید دارایی‌های خود را افزایش و بدهی‌های خود را کاهش دهد. زمبارت معتقد است که این موضوع، باعث شد که بنگاه‌های خصوصی به بیشینه‌سازی سرمایه روی بیاورند و در نتیجه "سرمایه‌داری" به وجود آمد. همچنین با اختراع حسابداری دوبل بود که بالاخره کسب و کارها، سرمایه‌گذاران و قرض‌دهندگان صاحب یک “زبان مشترک” شدند. بانک‌داری مرکزی و پول فیات (سال ۱۹۳۱ میلادی) پیش از اختراع پولِ فیات (بدون پشتوانه)، آیتم‌هایی که وارد دفاتر کل می‌شدند، اقلام "مشهود" بودند؛ مثلا طلا، زمین، ماشین‌آلات و... اما مگر می‌شود چیزی که ارزش ندارد، در دفاتر کل ثبت شود؟ مثلا یک پول کاغذی چه‌طور می‌تواند ارزش داشته باشد؟‌ در اینجا یک نقل قول از آدام اسمیت از کتاب "بررسی ماهیت و علل ثروت ملل" می‌خوانیم: "یک پادشاه می‌تواند قانونی وضع کند که بخشِ مشخصی از مالیات‌ها، باید با استفاده از نوع خاصی از یک پول کاغذی پرداخت شود. این امر می‌تواند به‌شکلی به این پولِ کاغذی ارزش دهد. این در حالی است که از بین بردن و بازخرید کردن این پول‌ها تنها به خواست و اراده پادشاه باز می‌گردد" طرحی که آدام اسمیت در سال ۱۷۷۶ داد، در سال ۲۰۲۱ هم با اندکی تغییرات دنبال می‌شود: ۱) به یک بانک یک قدرت قانونی اختصاصی داده می‌شود و به آن «بانک مرکزی» گفته می‌شود. دولت در این بانک یک حساب خواهد داشت ۲) بانک مرکزی اسکناس‌هایی منتشر می‌کند ۳) بانک مرکزی بدهی‌هایش را با هیچ‌چیز بازخرید نمی‌کند ۴) دولت تنها پرداخت‌هایی را به‌عنوان مالیات قبول می‌کند که از طریق بستانکار کردن حساب او نزد بانک مرکزی (معمولا به‌واسطه یک بانک تجاری) و یا با پرداخت پول فیات بوده باشد با این ۴ قدم بالا، یک تکنولوژیِ دفتر کل جدید به‌وجود می‌آید. اعداد و ارقامی که شما در دفتر کل بانک مرکزی می‌بینید، به‌صورت شعبده‌بازانه‌ای ارزش دارند. دفاتر کل توزیع شده (۲۰۰۹ میلادی) حدو ۱۳ سال پیش بود که ساتوشی ناکاموتو در مقاله معروف "بیت‌کوین، یک سیستم الکترونیکی پرداخت همتا به همتا" از یک تکنولوژی به نام بلاک‌چین نام برد. از ویژگی‌های این دفتر کل می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1 862
14
پدربزرگِ مایکروسافت اکسل مردم بین‌النهرین لوح‌های سُفالی را به ستون‌ها و ردیف‌هایی تقسیم‌بندی می‌کردند، در هر سلول یک تصویر ا
پدربزرگِ مایکروسافت اکسل مردم بین‌النهرین لوح‌های سُفالی را به ستون‌ها و ردیف‌هایی تقسیم‌بندی می‌کردند، در هر سلول یک تصویر از اقلام موردنظر رسم و سپس با ایجاد سوراخ‌هایی، مقدار آن قلم را مشخص می‌کردند. استفاده از این تخته سنگ‌ها بود که بعداً به اختراع خط میخی منجر شد.
1 333
15
💲 پول چیست؟ یک آزمایش اجتماعی از یک هنرمند https://on.wsj.com/2EgbKdm
2 327
16
خُب حالا که دولت‌ها از پول‌های کاغذی استفاده می‌کنند و دستشان باز هست، در رکودهای اقتصادی چه‌کار می‌کنند؟ یک راهکارشان این است که خرج می‌کنند، در واقع انقدری در اقتصاد خرج می‌کنند تا کاهش تقاضای مردم جبران شود. در همین حال، با افزایش حجم پول، نرخ بهره را در اقتصاد کاهش می‌دهند و اجازه می‌دهند تا بنگاه‌های اقتصادی با نرخ پائین‌تری تامین مالی کنند، که تولید کنند، که کارگران بیشتری سر کار بروند، که تقاضا افزایش یابد و... بررسی‌های اقتصادی نشان می‌دهد که رکودها در عصر پول‌های فیات، کوتاه‌تر و کم‌دردتر از دوران استاندارد طلا بوده است. افزایش مداخلات دولت شاید باعث وقوع تورم‌های بزرگ شود (شبیه آن تورم‌هایی که در ویمار آلمان شاهد آن بودیم) اما این وقایع خیلی نادر هستند. در واقع در ۹۰ سال اخیر، تنها در یک دوران، تورم بالای پایدار در ایالات متحده و اروپا داشتیم که آن هم دهه ۱۹۷۰ بود. ۸۰ سال است که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که پول، از بادِ هوا ساخته می‌شود. 🔗 لینک مقاله: https://spectrum.ieee.org/at-work/innovation/a-brief-history-of-money #Blockchain_and_Money #S2R2
1 235
17
به صده ۱۶ میلادی باز گردیم، زمانی که نگاه به پول‌های کالایی، جای خود را کاغذها داد. در دهه ۱۶۹۰، مستعمره خلیج ماساچوست (Massachusetts Bay Colony) برای تامین مالی یک لشکرکشی نظامی، پول‌های کاغذی چاپ کرد و البته قول بازخرید آن‌ها با طلا یا نقره را نداد! بعد از این ماجرا و در دوران «جنگ انقلاب امریکا»، “کنگره قاره‌ای” کاغذهایی به‌نام "Continental" چاپ کرد تا بدهیِ جنگی کشور را بپردازد. در ابتدای امر، پشتوانه این کاغذها طلا بود، اما آن‌قدر کاغذ چاپ کردند تا از میزان طلاهای در دسترس، پیشی گرفت. وقتی سربازها دیدند که پولی که به‌عنوان حقوق دریافت می‌کنند، یک مُشت کاغذ بی‌ارزش است، دست به اعتراض زدند. این موضوع تا جایی پیش رفت که در قانون اساسی امریکا، ایالت‌ها را نسبت به هرگونه چاپ پول بر حذر داشت. تا اینکه در سال ۱۸۶۲ و جنگ داخلی بالاخره کنگره رضایت داد که دولت پول‌های کاغذی چاپ کند و آن را "Greenbacks" نام‌گذاری کردند. البته در آن زمان، بانک‌های تجاری امریکا می‌توانستند پول کاغذی چاپ کنند. پول‌هایی که به قول خودشان با پشتوانه طلا بود، اما بعد ماجرا شد شبیه Continental، یعنی میزان کاغذها از طلا جلو زد. در همین حین، انگلستان رویکرد دیگری را در پیش می‌گیرد. این کشور در سال ۱۸۲۱ استاندارد طلا را می‌پذیرد و قول می‌دهد به‌ازای اسکناس‌هایی که چاپ می‌کند، یک مقدار معینی طلا در خزانه داشته باشد. استاندارد طلا همانگونه که انتظار می‌رفت، باعث ثبات قیمت‌ها شد و برای قرض گیرندگان و قرض دهندگان خیلی مناسب بود، اما این موضوع باعث انقباض پولی (Deflation) می‌شد. یعنی قیمت‌ها عموماً کاهش پیدا می‌کردند، چرا؟ چون با افزایش جمعیت و رشد اقتصادی، دولت‌ها نمی‌توانستند حجم پول را صرفاً از طریق معدنکاری بالا ببرند. انقباض پولی برای کشاورزان و قرض‌گیرندگان خیلی گران تمام می‌شد چون مقدار کمی تورم، باعث می‌شد بتوانند قرض‌هایشان را پرداخت کنند. استاندارد طلا همچنین نتوانست از وقوع رکود اقتصادی، جلوگیری کند و وقتی هم که اقتصاد با رکود مواجه می‌شد (مثلا شبیه به آن‌چه که موسوم به رکود طولانی (Long Depression) در ۱۸۷۳ تا ۱۸۹۶ است)، نمی‌شد با کاهش نرخ بهره‌ها یا افزایش حجم پول، موتور اقتصاد را دوباره به حرکت درآورد. البته استاندارد طلا کاملاً "افزایش حجم پول" را محدود نکرد. بانک‌ها هنوز می‌توانستند با داشتن یک مقداری ذخایر طلا، وام‌های کلان بدهند. تاریخ‌دان‌ها در تحقیقاتشان به این باور رسیده‌اند که حجم پول کاغذی در چرخش در آن زمان‌ها، از میزان طلای در خزانه بسیار کمتر بوده است. آن‌چه برقرار ماندن استاندارد طلا را تهدید کرد، وقوع جنگ جهانی اول بود. دولت‌ها برای تامین مخارج جنگ نیاز به پول داشتند، بنابراین شروع به چاپ پول کردند. با اینکه بعد از جنگ، دولت‌ها تلاش کردند به استاندارد طلا بازگردند،‌ اما وقوع رکود بزرگ (Great Depression) تیر خلاصی را زد. امروزه پول‌ها فیات هستند، یعنی پشتوانه کالا ندارند بلکه پشتوانه آن‌ها، اعتبار دولت‌ها منتشر کننده آن‌هاست و نه چیزی بیشتر. مثلا ایالات متحده امریکا، تنها دلار را به‌عنوان وسیله‌ای برای پرداخت مالیات‌ها می‌شناسد و انتظار دارد که اعتباردهندگانش هم، دلار را موقع تصفیه بدهی خود بپذیرند. پول فیات باعث می‌شود حکومت‌ها، قدرت زیادی داشته باشند. اما آیا پول کاغذی با طلا فرق می‌کند؟ نه واقعاً! از آن زمانی که ما عادت مبادله گندم با روغن را ترک کردیم (که هر دو دارای ارزش ذاتی بودند)، پول تبدیل به یک قرارداد اجتماعی شد. پول کاغذی تنها یک قرارداد واضح است. مثلاً طلا هم در واقع یک قرارداد است، قراردادی که می‌گوید من باور دارم طلا با ارزش است، تو باور داری طلای من با ارزش است، من کالای تو را با طلای خودم مبادله می‌کنم. نکته دیگر این است که رهاکردن استاندارد طلا توسط بانک‌های مرکزی، باعث شده تا آن‌ها انعطاف بیشتری در رکودهای اقتصادی داشته باشند. رکود اقتصادی در واقع یک "مارپیچ رو به بدبختی" است، مردم در زمان رکود خرج نمی‌کنند، این موضوع باعث کاهش تقاضا می‌شود، سپس کسب و کارها فعالیت‌های خود را کاهش می‌دهند، بعد بیکاری ایجاد می‌شود، و تقاضا بیشتر کاهش می‌یابد و چرخه دوباره تکرار می‌شود. این را هم در نظر داشته باشید که مردم در دوران رکود اقتصادی، پول‌هایشان را زیر بالش قایم می‌کنند و آن‌ها را قرض نمی‌دهند، در نتیجه نرخ‌های بهره افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، بنگاه‌های اقتصادی در تامین مالی به مشکل بر می‌خورند و مردم هم در خرج کردن، کارت‌های اعتباریشان را غلاف می‌کنند.
1 189
18
در دوران «جنگ انقلاب امریکا»، “کنگره قاره‌ای” کاغذهایی به‌نام "Continental" چاپ کرد تا بدهیِ جنگی کشور را بپردازد. در ابتدای
در دوران «جنگ انقلاب امریکا»، “کنگره قاره‌ای” کاغذهایی به‌نام "Continental" چاپ کرد تا بدهیِ جنگی کشور را بپردازد. در ابتدای امر، پشتوانه این کاغذها طلا بود، اما آن‌قدر کاغذ چاپ کردند تا از میزان طلاهای در دسترس، پیشی گرفت. وقتی سربازها دیدند که پولی که به‌عنوان حقوق دریافت می‌کنند، یک مُشت کاغذ بی‌ارزش است، دست به اعتراض زدند.
1 082
19
مقاله با ماجرای کوبلای خان، پنجمین خاقان امپراتوری مغول، بحث را شروع می‌کند. در قرن ۱۳ام، چین به بخش‌های کوچکتری تقسیم شده بود و هر کدام، سکه‌های منحصر به خود را ضرب می‌کردند. کوبلای خان در حرکتی متهورانه، دستور می‌دهد که پول کاغذی به جای سکه، به واحد پول اصلی مملکت تبدیل شود. همان زمان است که مارکوپولو، بازرگان ایتالیایی، به چین سفر می‌کند. او از اینکه مردم، کالاها و خدماتشان را با تکه‌هایی از کاغذ مبادله می‌کنند، بسیار شگفت‌زده می‌شود. کوبلای خان از زمان خودش جلوتر بود، او می‌دانست که آن‌چیزی که درباره پول اهمیت دارد، شکل ظاهری آن، یا حتی پشتوانه آن نیست، بلکه اعتماد مردم به ارزشمند بودن آن است. پول سه کارکرد اصلی دارد؛ وسیله‌ای برای حفظ ارزش است، واحدی برای شمارش است و به‌عنوان ابزاری برای مبادله استفاده می‌شود، اما در جوامع ابتدایی، کارکرد اصلی پول اصلاً مبادله نبود. همان‌گونه که دیوید گریبر در کتاب «بدهی، ۵۰۰۰ سال اول» می‌نویسد: "پول در آن زمان، راهی برای ترتیب دادن ازدواج‌ها، نشانه‌ای برای اثبات پدری کردن برای فرزندان، از بین بردن دشمنی‌ها، دلداری دادن به سوگواران در مجالس عزا، طلب بخشش در زمان وقوع یک جرم، ابزار مذاکره در معاهدات و به‌دست آوردن دنبال‌کننده بود" در واقع پول در آن زمان‌ها، وسیله‌ای برای تعریف روابط اجتماعی بود. اولین کارکردهای پول به‌عنوان وسیله‌ای برای مبادله، به پیش از ۳ هزار سال پیش از میلاد در بین‌النهرین باز می‌گردد اما در واقع تازه در صده هفتم قبل از میلاد است که در پادشاهی لیدیه، اولین «سکه‌های فلزی استاندارد شده» به‌کار گرفته می‌شوند. از زمان پادشاهی لیدیه که پادشاهان، نشان خود را روی سکه‌ها چاپ می‌کردند تا همین حالا، حکومت‌ها می‌خواهند انتشار و کنترل پول در اختیارشان باشد و جریان پول هم، قابل ردیابی باشد. حکومت‌ها خیلی سریع، سکه‌های فلزی را پذیرفتند چرا که فرایند دریافت مالیات را تسهیل و به ایجاد نیروی نظامی کمک می‌کردند. در قرن سوم قبل از میلاد بود که با ظهور امپراتوری روم، از پول برای گسترش هرچه بیشتر قلمرو استفاده شد. امپراتوری روم در صده سوم بعد از میلاد افول می‌یابد و استفاده از سکه‌های آن، روز به روز در اروپا کمتر می‌شود. حکومت‌ها محلی، سکه‌های مخصوص به خود را ضرب می‌کنند. به قرن نهم بعد از میلاد و ظهور فئودالیسم می‌رسیم. ظهور جوامع فئودال، مسبب کاهش استفاده از پول شد. رابطه بین ارباب و رعیت به‌واسطه پرداخت پول نبود، بلکه از طریق قسم رعیت به وفاداری و قول ارباب به حمایت از او بود. فئودالیسم، تجارت را بی‌رمق کرد چرا که یک دولت فئودال، یک جامعه بسته بود که می‌خواست در تمام زمینه‌ها به خودکفایی برسد و در چنین شرایطی، پول کارکرد بسیار کمی داشت. پول سه ویژگی دارد؛ پول فاقد شخصیت است، یعنی تا زمانی که من به تعمیرکار پول بدهم و او هم ماشینم را تعمیر کند، اصلاً مهم نیست که اسم من یا او چیست! ماهیت پول، برابری ایجاد می‌کند، یعنی تا زمانی که پول در جیبتان هست، تمام درها به رویتان باز می‌شود! و دست آخر، پول روی هر کالا یا خدمتی یک ارزش می‌گذارد، یعنی باعث می‌شود ارزش هر چیز، به یک عدد خلاصه شود. دوره افول پول به درازا نکشید! در قرن ۱۲ پس از میلاد، همان زمان که چینی‌ها به استفاده از پول‌های کاغذی روی آورده بودند، اروپایی‌ها تازه یک نقش جدید برای پول پیدا کردند، آن‌ها پول را به‌جای اینکه برای خرج کردن یا احتکار کردن به‌کار گیرند، از آن برای سرمایه‌گذاری کردن و پول روی پول گذاشتن استفاده کردند. در همین زمان است که “بهارِ تجارت” به‌وقوع پیوست؛ بازرگانان شروع به تجارت در سراسر قاره کرده بودند و صنعت بانکداری به‌صورت محلی در ایتالیا راه‌اندازی شده بود. در این دوران، ما اختراعات مالی جدید مثل اوراق قرضه شهرداری‌ها و بیمه را داریم و بانک‌ها شروع به ایجاد بدهی و اعتبار کردند. اختراع حواله (‌Bill of Exchange) هم در همین زمان‌ها بود، یک چیزی شبیه به چک‌های مسافرتی که نشان می‌داد دارنده‌ی آن، یک مقدار معینی طلا در بانک دارد و مردم به‌راحتی می‌توانستند آن را جابه‌جا کنند. ✍️ادامه دارد... #Blockchain_and_Money #S2R2
1 197
20
کوبلای خان، پنجمین خاقان امپراتوری مغول که از ۱۲۶۰ تا ۱۲۹۴ بعد از میلاد، حکومت کرد. در دوره او، استفاده از پول‌های کاغذی به‌ج
کوبلای خان، پنجمین خاقان امپراتوری مغول که از ۱۲۶۰ تا ۱۲۹۴ بعد از میلاد، حکومت کرد. در دوره او، استفاده از پول‌های کاغذی به‌جای سکه رواج یافت.
1 116