پیشگوی اوماها
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 119
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
February '23
February '23
+1
in 0 channels
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '22
+2
in 0 channels
Get PRO
November '22
+1
in 0 channels
Get PRO
October '22
+6
in 0 channels
Get PRO
September '22
+6
in 0 channels
Get PRO
August '22
+88
in 0 channels
Get PRO
July '22
+16
in 0 channels
Get PRO
June '22
+29
in 0 channels
Get PRO
May '22
+36
in 0 channels
Get PRO
April '22
+22
in 0 channels
Get PRO
March '22
+37
in 0 channels
Get PRO
February '22
+8
in 0 channels
Get PRO
January '22
+13
in 0 channels
Get PRO
December '21
+1 269
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 16 February | 0 | |||
| 15 February | 0 | |||
| 14 February | 0 | |||
| 13 February | 0 | |||
| 12 February | 0 | |||
| 11 February | 0 | |||
| 10 February | 0 | |||
| 09 February | 0 | |||
| 08 February | 0 | |||
| 07 February | +1 | |||
| 06 February | 0 | |||
| 05 February | 0 | |||
| 04 February | 0 | |||
| 03 February | 0 | |||
| 02 February | 0 | |||
| 01 February | 0 |
Channel Posts
| 2 | شبکه اجتماعی لینکدین ۲۰ دوره محبوب و کاربردی خود را تا ۳۱ آگست (۹ شهریور) رایگان کرده است. از انواع دورهها میتوان به دوره تعیین اهداف، سوگیریهای ناخودآگاه، ارتباط با اعتماد بهنفس، تفکر استراتژیک، تفکر نقادانه و دوره دیجیتال مارکتینگ اشاره کرد. پیشنهاد میکنم از این فرصت طلایی برای توسعه شخصیتان استفاده کنید.
https://www.cnbc.com/2022/08/04/linkedin-learnings-20-most-popular-courses-in-2022-are-free-right-now.html | 961 |
| 3 | An Alternative Future II.pdf | 657 |
| 4 | در مقاله دوم اسنس موضوع کارمزد هجفاندها را موشکافی میکند و سپس به نیمهی تاریک هجفاندها میپردازد. خُب ما میدانیم که مهمترین مزیت هجفاندها این است که بازدهی آنها با بازار سهام کوریلیشن ندارد، در نتیجه وجود آنها در پورتفولیو میتواند بازدهیِ تعدیل شده با ریسک را بهبود بخشد «اما» محاسبات اسنس از هجفاندهای long/short نشان میدهد که بازدهی آنها با شاخص اساندپی۵۰۰ بتای ۴۸ درصد داشته است!
او میگوید بازدهی هجفاندها auto-correlated هم هست، یعنی در هجفاندها ماههای خوب از پس ماههای خوب میآیند و ماههای بد از پس ماههای بد! او سپس میگوید عملکرد شاخص هجفاندها دارای سوگیری بقا (survivorship bias) است. یعنی شما شاخص هجفاندها را میبینید و با لحنی شبیه به حسن روحانی میگویید «بَه، چهقدر هجفاندها خوب شدهاند» غافل از اینکه این شاخص، صندوقهای شکست خورده را در محاسبات خودش لحاظ نمیکند و تنها عملکرد تاریخی برندهها را به شما نشان میدهد.
اسنس در خصوص بررسی عملکرد هجفاندها هم اشاراتی دارد، مثلاً میگوید نسبت شارپ برای محاسبه عملکرد این صندوقها مناسب نیست، چراکه عموماً توزیع بازدهی استراتژیهای آنها چولگی منفی دارد (یعنی معمولاً برندهاند، اما اگر ببازند هم بد میبازند!) و نسبت شارپ، ریسک دُم (tail risk) را در نظر نمیگیرد.
حالا چرا این دو مقاله را به اشتراک گذاشتم، مثلاً آیا ما هجفاند داریم، آیا اصلاً دغدغه جوانان ما این است؟ این مقالهها را به اشتراک گذاشتم چون بهنظرم نکات بسیار آموزندهای در خصوص نظام کارمزدهای صندوقها، ایدههایی برای نحوه تمیز دادن عملکرد مدیر و بازده بازار و مخاطرات اخلاقی میان مشتریان و مدیران صندوق دارد و بهنظرم برای سبدگردانها یک must-read بزرگ است! | 456 |
| 5 | An Alternative Future.pdf | 789 |
| 6 | اگر به دنیای صندوقهای حفظ ارزش (Hedge fund) علاقه دارید، این دو مقاله از کلیفورد اسنس، همبنیانگذار هجفاند AQR Capital Management، را از دست ندهید! در مقاله اول اسنس استدلال میکند که فارغ از نتیجه، چرا هجفاندها یک ساختار برتر بهحساب میآیند.
یعنی چه؟ در یک ساختار سنتی مثل صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، مدیر صندوق با انتخاب سهام بهدنبال کسب بازدهی است. از بازدهیِ کسب شده، یک بخش بهخاطر اکسپوژر مدیر به بازار سهام است، یعنی اگر مدیر پول شما را میگرفت و بهجای مدیریت کردن آن، آن را در یک صندوق شاخصی میگذاشت، احتمالاً قدری بازدهی کسب میکرد.
پس مدیر بابت چنین بازدهی نباید طلب کارمزد زیادی بکند اما اگر او توانست با ریسک مشابه یا کمتر، بازدهی بیشتر از بازار بهدست آورد، بابت آن بازدهی میتواند طلب کارمزد کند.
تمایز قائل شدن میان بازدهیِ ناشی از داشتن اکسپوژر به بازار و بازدهیِ ناشی از توانایی واقعی مدیریت، در ساختارهای قدیمی مثل صندوقهای مشترک کار پیچیده و گیجکنندهای است، اما در هجفاندها این امر بسیار آسانتر و دقیقتر است.
اسنس سپس به توضیح ساختار یک هجفاند ساده میپردازد و در مورد استراتژیهای مختلف هجفاندها (مانند merger arbitrage، statistical arbitrage، fixed income arbitrage و…) توضیح یک خطی و ساده میدهد.
او سپس استدلالی را عنوان میکند که من کمتر در مقالهای دیدهام؛ او میگوید مدیران هجفاندها عموماً استراتژیهای مشخصی را در پیش میگیرند. در نتیجه بخشی از بازدهی بهخاطر داشتن اکسپوژر به آن استراتژی است و مدیر کار خاصی نکرده و نباید کارمزد بالایی بابت آن طلب کند.
حالا هرچه بازده مازاد نسبت به آن داشت میشود آلفا یا همان توانایی مدیریت صندوق. بنابراین بازدهی یک هجفاند ناشی از موارد زیر است:
traditional beta (آن بخش از بازدهی که بهخاطر داشتن اکسپوژر به بازار بهدست آمده است)
hedge fund beta (آن بخش از بازدهی که بهواسطه داشتن اکسپوژر به یک استراتژی خاص بهدست آمده است)
hedge fund alpha ((آن بخش از بازدهی که بهواسطه توانایی مدیریت صندوق ایجاده شده است | 264 |
| 7 | Vanguard-Investment-Fundamentals.pdf | 727 |
| 8 | شرکت مدیریت سرمایه وَنگارد (The Vanguard Group) یک معرفی از مفاهیم پایه سرمایهگذاری داشته است. در این نوشتار، سرمایهگذاری بهمانند یک پرنده معرفی میشود که دو بالِ برنامهریزی (Planning) و انضباط (Discipline) دارد.
در بحث برنامهریزی، اول باید مشخص کنید که هدف شما از سرمایهگذاری چیست؟ بالاخره بین یک برنامهریزیِ ۶ ماهه برای خرید خودرو و یک برنامهریزیِ ۲۰ ساله برای بازنشستگی خیلی فرق هست! مثلاً اگر جوان و ریسک پذیر باشید و برای بازنشستگی خود در حال برنامهریزی هستید، احتمالاً وزن داراییهایی که رشد قیمتی را تجربه خواهند کرد (Growth assets) در پورتفولیوی شما بیشتر است اما اگر نزدیک سن بازنشستگی هستید یا به یک جریان درآمدیِ معین نیاز دارید (مثلاً میخواهید با آن اجاره خانه پرداخت کنید)، پورتفولیوی شما را باید داراییهایی با درآمد بالا و ترجیحاً ثابت (Income assets) تشکیل دهند.
مقاله سپس به شما انواع ریسک در فرآیند سرمایهگذاری را توضیح داده و مفهوم و اهمیت متنوعسازی (Diversification) را با استفاده از دادههای تجربی به نمایش میگذارد. در ادمه انواع مختلف کلاسهای دارایی به شما معرفی میشود و قدری هم درباره صندوقهای سرمایهگذاری (با مدیریت فعال و غیر فعال) صحبت میشود.
در اینجا تاکید میشود که شما باید ترکیبی از کلاسهای مختلف دارایی را خریداری کنید که که اهداف سرمایهگذاری، افق زمانی و رفتار شما در برابر ریسک را نشان میدهد.
در آخر هم قدری درباره اهمیت مراقبت از سرمایه صحبت میکند. شما باید شرایط بازار را تحت نظر داشته باشید اما نباید با افت و خیزهای بازار، عنان از کف دهید! اگر شرایط شخصی شما تغییر کرده یا بازار وارد فاز جدیدی شده است، شما باید پورتفولیوی خودتان را بازبینی کرده و تنظیم مجدد کنید.
مثلاً اگر قرار بود ۵۰ درصد پورتفولیو را به سهام اختصاص بدهید و قیمت سهام در بازار افزایش پیدا کرده و حالا سهام ۷۰ درصد پورتفولیوی شما را تشکیل میدهند، بهنظر میرسد وقت این باشد که بخشی از سهام را فروخته و با آن پول، داراییهای دیگر را خریداری کنید. | 657 |
| 9 | و نکته آخر، داخل مثلث برمودایِ ارزشیابی گم نشوید. سه چالش بزرگ ارزشیابی شامل عدم قطعیت، پیچیدگی بیش از حد و سوگیری است. ما دوتای اول را میتوانیم بهگونهای مدیریت کنیم که کاهش پیدا کند، اما مورد آخر اجتناب ناپذیر است. ما باید سوگیریهایمان را بشناسیم و به داستانسراییمان عاشقانه نگاه نکنیم! من پیشنهاد میکنم شما تجزیه و تحلیل و ارزشیابیتان را به یک دوست یا همکار که میدانید متفاوت از شما فکر میکند نشان دهید. با در پیش گرفتن این اقدامات، شما میتوانید عدم قطعیت را به یک چیز مفرح تبدیل کنید!»
https://blogs.cfainstitute.org/investor/2022/05/24/tell-me-a-story-aswath-damodaran-on-valuing-young-companies/ | 620 |
| 10 | اسواث داموداران در نشست Alpha Summit GLOBAL امسال نکات قابل تاملی در خصوص ارزشیابی شرکتهای جوان گفت که بهنظرم خواندش خالی از لطف نیست: «بزرگترین چالش ارزشیابی شرکتها رسیدن به متریکها و مدلهای بهتر نیست، بلکه کنار آمدن با عدم قطعیت است.
رویکرد ناسالم در مواجهه با عدم قطعیت شامل چهار مرحله است: فلج شدن (میبینم حجم نااطمینانی آنقدر بالاست که کاری از دست ما بر نمیآید)، انکار کردن (میگوییم عدم قطعیتی وجود ندارد یا تظاهر میکنیم آن را نمیبینیم)، اجتناب کردن (سعی میکنیم با چندتا قانون سرانگشتی و گذشتهنگر، عدم قطعیت را برآورد کنیم)، برون سپاری (با خودمان میگوییم ارزشیابی این شرکت کار من نیست و باید فرد دیگری آن را انجام دهد.)
سه گروه عدم قطعیت وجود دارد؛
اول: نااطمینانی در برآورد و نااطمینانی در اقتصاد. ما میتوانیم نااطمینانی در برآورد را با بهدست آوردن اطلاعات بیشتر و بهتر درباره شرکت، کاهش دهیم اما کاهش دادن نااطمینانی در اقتصاد کار خیلی سختی است.
دوم: نااطمینانی در سطح خرد و نااطمینانی در سطح کلان. نااطیمنانی در سطح خرد به خود شرکت باز میگردد، اینکه چهکار میکند، مدل کسب و کار آن چطور است و... اما نااطمینانی در سطح کلان شامل نرخهای بهره، تورم، قوانین و مقررات و دیگر عواملی است که تحت کنترل شرکت نیست. (در بیشتر شرکتهایی که در بورس معامله میشوند، نااطمینانی در سطح کلان بخش بزرگتری از نرخ تنزیل را در بر میگیرد)
سوم: نااطمینانی پیوسته و نااطمینانی گسسته. تحلیلهای ما بر اساس شرایط معمول کسب و کار است، مثلاً نرخهای تسعیر ارز هر روز بالا و پایین میشوند اما روی جریانات نقدی شرکت تاثیر بزرگی ندارند. نااطمینانی گسسته اما مواردی را شامل میشود که معمولاً اتفاق نمیافتند اما اگر اتفاق بیفتند، تاثیر بزرگی خواهند داشت. مثلاً اگر ارزش ارزی که شرکت معاملات خود را با آن انجام میدهد (در ایران معمولاً ریال) به یکدفعه ۷۵ درصد کاهش یابد، این مسئله میتواند روی شرکت تاثیر بسیار شگرفی داشته باشد.
حالا بیایید به ارزشیابی شرکتهای جوان باز گردیم، مرحله اول فهم چرخه عمر (Life cycle) شرکت است که از جوانی تا میانسالی و سپس پیری را شامل میشود. ]بهقول ما بیزینسیها چرخه عمر شرکتها شامل Embryonic، Growth، Shakeout، Mature، Decline است[ در هر مرحله از با ریسکهای مختلفی مواجهیم. مثلاً در مراحل جوانی نااطمینانی در سطح خرد بیشتر است اما هرچه شرکتها بالغتر میشویم، نااطمینانی در سطح کلان بیشتر حائز اهمیت میشود.
ارزشیابی شرکتهای جوان شامل سه مرحله است؛
اول: یک ارزشیابی خوب، مثل ازدواجِ میان اعداد و داستانهاست. هنگامی که فایل ارزشیابیتان را به من نشان میدهید، هر عدد باید یک داستان و هر داستان، یک عدد برای خودش داشته باشد.
دوم: ارزشیابیهایتان را مختصر و مفید کنید؛ هرچه کمتر، بیشتر! پیشنهاد میکنم چندتا متغیر ضروری داشته باشید. این متغیرهای ضروری برای شرکتهای جوان شامل این موارد است: رشد درآمدها، حاشیه سود عملیاتی هدف، نسبت فروش به سرمایه (sales-to-invested capital)، هزینه بدهی، هزینه سرمایه و احتمال شکست شرکت.
هر مدل ارزشیابی بر اساس جریانات نقدی، با فرض تداوم فعالیت محاسبه میشود اما یک احتمالی هم وجود دارد که شرکت شما موفق نشود و این موضوع خصوصاً برای شرکتهای جوان صدق میکند. یک اشتباه رایج که برخی سرمایهگذاران خطرپذیر انجام میدهند این است که ریسک شکست کسب و کار را در نرخ تنزیل لحاظ میکنند، در صورتی که نرخ تنزیل تنها یک نرخ کند کننده است و اصلاً قرار نیست ریسک شکست را لحاظ کند! ]ارزش شرکت باید از جنس امید ریاضی باشد و در آن ریسک شکست نیز دیده شود. یکی از مشکلاتی که من با ارزشیابی #تپسی دارم دقیقاً همین است، ارزشیاب اصلاً احتمالی برای شکست کسب و کار در نظر نگرفته است