en
Feedback
کافه بارون☕

کافه بارون☕

Open in Telegram

نه من بیهوده گرد کوچه و بازار میگردم؛ مذاق عاشقی دارم پی دیدار میگردم... اینجا به دنبال کمی اندیشه و حال خوبیم❣️ اینستاگرام: ⬇️ Cafebarooon ✔ ادمین: ❌

Show more
2 123
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+430 days
Posts Archive
@cafebaroun☕️ 🎼🕊 بهار میاد دوباره بازم تورو میاره...

@cafebaroun☕️ و اما عزیزِ صبورم؛ یک روزِ نه چندان دور؛ درهایی برات باز می‌شن 🌱که حتی اونها رو نزده بودی
@cafebaroun☕️ و اما عزیزِ صبورم؛ یک روزِ نه چندان دور؛ درهایی برات باز می‌شن 🌱که حتی اونها رو نزده بودی

@cafebaroun☕️ 🎼🕊 ولی تو به چیزای خوب فکر کن... مطمئنم بالاخره میشه...

از دیده برون مشو که نوری وز سینه جدا مشو که جانی #مولانا🌱

@cafebaroun☕️ به خاطر می‌آورم که در تمام این مدت، با وجود صدها رفیقی که مرا احاطه کرده بودند، در تنهایی عجیبی زیست می‌کردم و این تنهایی را گرامی می‌داشتم. زندگیِ درونیِ خود را فقط با روح خویش می‌نگریستم. آن‌ را تا کوچک‌ترین جزئیاتش تحلیل و درباره‌ی آن بی‌رحمانه و با سخت‌گیری داوری می‌کردم. حتی بعضی اوقات به سرنوشت درود می‌فرستادم که این تنهایی را به من ارزانی داشته است؛ زیرا بدون آن نمی‌توانستم این‌طور درباره‌ی آن قضاوت کنم. 📚خاطرات خانه اموات #فیودور_داستایفسکی🌱

ستم، تخمِ تلخ است؛ اگرش بکِشتی همان را درو می‌کنی، دیر یا زود... #ناصرخسرو🌱

@cafebaroun☕️ بارها این سوال را از خود پرسیده‌ام: که اگر به جای چهره‌ی انسان‌ها، نوای قلبشان را می‌دیدم، از میانشان می‌گریختم؟ یا عاشق می‌شدم؟

یک جرعهٔ آن مست کند هر دو جهان را چیزی که لبت ریخت به پیمانه‌ام امشب! #فروغی_بسطامی🌱

@cafebaroun☕️ چندسال‌پیش کانالِ کوچکی را دنبال می‌کردم که برای خانمِ میانسالی بود که شعرهای خودش را می‌گذاشت. شعرهایش قوی نبودند ولی تلاشش برای شروعِ شاعر شدن در آن سن را دوست داشتم و با علاقه کارهایش را پیگیری می‌کردم. یک روز دیدم همه را پاک کرده. پیام دادم و پرسیدم. با چند روز تاخیر جواب داد همسرش کانالش را در گوشی‌اش پیدا کرده و خوانده و دعوا راه انداخته که این شعرها را برای چه کسی می‌گوید. هنوز هم گاهی یادش میفتم و دلم برای آن کانالی که بیست‌وچند عضو داشت تنگ می‌شود. برای تمامِ شعرهای زاده‌نشده‌ی زنی که نمی‌شناختم. برای تمامِ شعرهای زنانه‌ای که در این سرزمین، پیش از آنکه سروده شوند، مُرده‌اند. در ترس از شوهر. در خستگیِ کارهای تمام‌نشدنیِ خانه. در آشپزی کردن‌های اجباری بعد از یک گریه‌ی سیر. در خستگی‌ها. در درک نشدن‌ِ این چیزِ ساده که حتی یک زنِ میانسال هم میتواند هنوز آرزوی فروغ شدن توی دلش داشته باشد. که دلش آرام نمی‌گیرد تا تولدی دیگرِ خودش را سروده باشد.

و ما زیستیم، در دوران که زندگی کردن؛ شاعرانه‌ترین کاری بود که می‌توانستیم انجام دهیم. 🌙

بعضی ایده‌ها فقط برای تعریف کردن نیستند؛ باید اجرا شوند✅ دوره آموزشی نویسندگی و اجرای #استندآپ‌کمدی از پیدا کردن ایده و ساختن
بعضی ایده‌ها فقط برای تعریف کردن نیستند؛ باید اجرا شوند✅ دوره آموزشی نویسندگی و اجرای #استندآپ‌کمدی از پیدا کردن ایده و ساختن متن، تا بازنویسی و اجرای آن روی صحنه. 🎙 با تدریس نیلوفر ناظری و مهرداد جوانمردی موسسه فرهنگی هنری کوروش 🎬 📞 اطلاعات و ثبت‌نام: ۰۹۱۹۹۱۲۹۹۷۲ ۰۲۱۸۸۹۵۹۷۷۵

اندوە کسی را نکشت، اما ما را از همە چیز تهی کرد... 🌙

@cafebaroun☕️ 🎼♥️ یار سرتاپا قشنگ...

@cafebaroun☕️ 🎼🕊 گریه نمیکنم نرو اه نمیکشم بشین حرف نمیزنم بمون بغض نمیکنم ببین

@cafebaroun☕️ 🎼🕊 ای سرزمین دیرین...

@cafebaroun☕️ راه می‌روم. با خودم و با ماه حرف می‌زنم. نگاه کردن به درختانِ بی‌طرف، بسیار آسان‌تر است از روبه‌رو شدن با آدم‌ها؛ از اینکه مجبور باشی شاد، آسیب‌ناپذیر و باهوش بنظر برسی 📚دفترهای روزانه

دست‌های هم را گرفته بودیم تو در شب قدم می‌زدی من در تاریکی... 🌙

06 - تا این روزها بگذرند.mp38.17 MB

@cafebaroun☕️ 🎼🕊 تو اتندی 🪘

@cafebaroun☕️ 🎼🎙 تو کی هستی؟ ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی آهنگساز: بابک بیات تنظیم: آندرانیک آساطوریان اجرا: ۱۳۵۴