عݪے عبـ🎼ــــداݪـهـ🎤ـــے
Open in Telegram
خداوند بر همـــــــــــــــــــه چیز ناظر است... 🕊🤍
Show more835
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم،
فکر نکن که چهقدر ضعیف و کمتوانم؛
به این فکر کن که تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم،
که روی غمگینم را نشانت دادم.
🌸| @aliabdollahiseda
اگر همین لحظه در بدترین شرایط زندگیت هستی جای یک انتظار رو برای خودت نگه دار، انتظار معجزه، انتظار نور، انتظار شکوفایی، انتظار قدرت، انتظار هرچیزی که میخوای... اگر انتظاری باشه و خداوند کسی رو چشم انتظار نخواهد گذاشت. تو با انتظار نداشتن راه رو میبندی و تاریکی رو انتخاب میکنی. پس همیشه یک انتظار میتونه برامون باقی بمونه حتی اگر همه جهانمان هم خراب شده باشد و در خیابان ها بخوابیم اما یک انتظار جای دوری نمیرود...
چون میدونم که چقدر تاثیر داره دارم میگم.
من که همیشه انتظار معجزه رو در خودم دارم و پرورش میدم و مطمئنمم هستم که در زمان خودش اتفاق میوفته حالا شمارو نمیدونم!
انتظار معجزه، معجزه را برایمان رقم خواهد زد.🤍✨️
🌸| @aliabdollahiseda
بارون بی امان میباره. صدای جیرجیرکها نور کم جون خونه . عطر قورمه سبزی که دوباره گرم شده . سرماسرما شدنمون وقت جدا شدن از رختخواب گرم ونرم صدای خش دار دعای سحر که از رادیو پخش میشد
چشم های خواب آلود و نیمه باز . تند تند خوردن سحری و ترس از اینکه اذان بگه و سحری تموم نشه .....
یاد باد .....
#حس_خوبش🌱❤️🌝
دارم فکر میکنم یه روزی تو یه سال نه چندان دور، میشینیم به تماشای این روزا و شبایی که مثل برق و باد گذشت.به روزایی که قضاوت کردیم دروغ گفتیم تهمت زدیم دل شکوندیم حتی به شب هایی که بخشیدیم محبت کردیم شکستیم موندیم رسیدیم و دوباره بلند شدیم.دارم فکر میکنم یه روز میشینیم زیر همون آسمون،کنار همین زندگی،به تماشای روزا و شبایی که هرلحظه ش ارزش شکستن و دلخوری هارو نداشت.هر روزش تاب تحمل اونهمه بی مهری و اضطراب و نداشت. دارم فکر میکنم یه روز به داشته هایی که قدر ندونستیم و به راحتی از دستش دادیم غبطه میخوریم...
🌸| @aliabdollahiseda
تو باید بپذیری هرچقدر هم غمگین و ناامید باشی در آخر هیچکس جز خودت به دادت نمیرسه. یه روز جلوی آینه ایستادم و خودمو با تموم اشتباهاتم با همهی گذشتهی پیش اومده پذیرفتم، چون فهمیدم کلنجار رفتن برای فراموشی اتفاقات ممکن نیست اونها بخشی از زندگیاند.
مثل امروز و فرداهایی که هنوز از راه نرسیدن. تو باید بپذیری و بهترین خودت باشی، تو باید بپذیری و به داد خودت برسی، تو باید بپذیری و باور کنی هیچکسی جز خودت به دادت نمیرسه!
🌸| @aliabdollahiseda
واسه ناامید نشدنت،تلاش کردنت، به موقع رفتنت، صبوری کردنت، لبخند زدنت، گریه کردنت،واسه روزایی که حقت رو از زندگی نگرفتی و نتونستی بگیری ولی خیلیا جلوی تو به حقشون رسیدن و از غصه دق نکردی و قوی تر ادامه دادی، به خودت افتخار کن❤️
🌸| @aliabdollahiseda
.
امیدوارم کسی دوستتان داشتهباشد،
زیاد دوستتان داشته باشد.
آنقدر که احساس کنید خدا در قالب یک انسان
به زمین آمده تا همه چیز را برای شما جبران کند...
🌸| @aliabdollahiseda
همیشه طرفی وایسا
که شرمنده وجدانت نباشی
وجدانت رو که بفروشی
شاید خیلی چیزا میتونی بخری جز شرافت....
🌸| @aliabdollahiseda
عزیزِ نادیدهی من!
دنیا مطلقا سیاه و مطلقا سفید نیست
آدمها مطلقا خوب و مطلقا بد نیستند
در هرکدام از ما آنقدر بدی هست که کاملا خوب نباشیم و همچنین در هرکدام از ما آنقدر خوبی هست که مطلقا بد نباشیم.
در جهان آنقدر امید هست که ناامید نباشیم و آنقدر ناکامی، که تمام طول زیستنمان به شادی و عیش و نوش نگذرد
عزیزِ نادیدهی من! بعد از این، هر غروب که دلت گرفت و اندوه جهان روی سرت آوار شد، به طلوع هم فکر کن، خزان را که دیدی، به بهار هم فکر کن.
و از آدمها که به تو رنجی و اندوهی رسید و به بد بودنشان که فکر کردی؛ به این هم فکر کن که همان آدمها جایی و برای کسی، آدمِ خوبِ داستاناند.
نه همیشه ناامید و نه همیشه امیدوار باش؛ چرا که هر شرایط و هر موقعیتی، احساسات متفاوتی را ایجاب میکند و همه چیز نسبیست، حتی خوب یا بد بودنِ آدمها و حتی سیاه یا سفید بودنِ جهان...
روی هیچچیز و هیچکس نمیتوان مطلقا حساب کرد، اما تو زندگی کن و فراموش نکن که تو باید یاد بگیری از میان این همه انسان، روی خودت حساب کنی...
#نرگس_صرافیان
🌸| @aliabdollahiseda
امیدوارم رنجی نکشی عزیزم و اگر مجبور به کشیدن رنجی بودی برات قابل التیام باشه.امیدوارم آدم هایی رو داشته باشی که بتونی با خیال راحت و بدون ترس از قضاوت از رنجت براشون صحبت کنی. امیدوارم رنج، تو رو خونهی خودش نبینه و نمونه....
الهی حال خوب برات رفیق❤️
🌸| @aliabdollahiseda
یحتمل، چند سال بعد فراموش کردهایم این روزهای خاکستری و رنگ پریده را، فراموش کردهایم که تا خرتناق در یاس و بلاتکلیفی و اضطراب فرو رفته بودیم، فراموش کردهایم که دلمان لک زدهبود برای یک پرس آغوش داغ و یک فنجان حالِ خوب.
یحتمل چند سال بعد زخم این روزها دیگر آنقدرها کاری و عمیق نیست، فقط هرساله روز کشف علاج این طاعون را جشن خواهیمگرفت و هرکس لابهلای ذهن ناهوشیارش دنبال خاطراتی از اینروزها خواهدبود برای تعریف کردن.
یحتمل تمام دردها، سختیها و رنجها، خاطره میشوند و از زخمها فقط رد باریکی به جا خواهدماند برای تداعی...
🌸| @aliabdollahiseda
«آدم امن زندگیت که خودشو تو خوشیا بهت ثابت نمیکنه،
امن بودنش وقتی بهت ثابت میشه که بعد درددل کردنت، بعد حتی جروبحث کردنتون، میبینی همون آدم قبله بدون هیچ تغییری تو رفتارش، محبتش و حتی نگاه کردنش.
آدم امن دلتو قرص میکنه بدون اینکه اجازه بده ذره ای شک بیاد تو وجودت».
🌸| @aliabdollahiseda
خدايا
كارى كن هيچکس از زندگی عقب نمونه، هيچکس با آرزوهاش قهر نكنه.
همه باهم رشد كنيم،
باهم قوى شيم،
باهم خوشحال.
شكرت براى اميدى كه هنوز زنده هست🌱
ای کاش...
ای کاش، آدمی وطنش را
مثلِ بنفشهها (در جعبههای خاک)
يک روز میتوانست، همراهِ خويشتن ببرد هر کجا که خواست.
در روشنای باران،
در آفتابِ پاک.🍃
🌸| @aliabdollahiseda
محمدرضا شفیعی کدکنی
«کاش دستانم آنقدر بزرگ بود
که میتوانستـم چـرخ و فلکِ دنیــا را به کامِ
بچههای سرزمینم بچرخانم.»💔
🌸| @aliabdollahiseda
.
گمان میکنم هر آدمی
باید پشت پنجرهی اتاقش
گل داشته باشد
که هر بار گلهایش خشک میشود
و دوباره گل میدهد،
یادش بیفتد که روزهای درد هم
به پایان میرسند.
#علیصالحی
🌸| @aliabdollahiseda
امیدوارم اون چیزی که الان خیلی نگرانشی فردا یه آخیش حل شدِ عمیق باشه گوشه ی قلبت...
شب خوش...
پدرها همیشه جلوِ چشم نیستند، اما زحمتهایشان مثل سایهای آرام روی زندگیمان پهن است.
آنها کمتر حرف میزنند، کمتر شکایت میکنند، کمتر میگویند «خستهام»
اما خستگیشان را میشود از چینهای روی پیشانیشان فهمید، از دستهایی که ترک خورده، از شانههایی که زیر بار دنیا آرام خم شده، بیآنکه صدایی دربیاید.
پدرها بلدند دلشان را پنهان کنند.
عشقشان شبیه یک فریاد بلند نیست؛ شبیه صدای آرام یک «مواظب خودت باش» است، شبیه پولی که بیهیچ حرفی در جیبمان میگذارند
شبیه کفشهای کهنهای که هنوز میپوشند تا ما کفش نو داشته باشیم.
گاهی جدی به نظر میرسند، گاهی ساکت، گاهی سختگیر… اما پشت همهی اینها قلبی ایستاده که برای خانوادهاش میتپد.
آنها یاد گرفتهاند که دردهایشان را قورت بدهند تا ما درد نکشیم، اشکهایشان را قایم کنند تا چشمهای ما خیس نشود.
پدر یعنی ستونِ خانه؛ همان کسی که اگر نباشد، سقف هست اما تکیهگاه نیست.
پدر یعنی کسی که وقتی میافتیم، دستش را طرفمان دراز میکند، اما طوری بلندمان میکند که فکر کنیم خودمان قوی بودیم.
او یادمان میدهد روی پای خودمان بایستیم، حتی اگر خودش سالهاست با زانوهای خسته سر پا مانده اند.
گاهی از پدرها تشکر نمیکنیم، گاهی به رویشان نمیآوریم که میفهمیم چه کشیدهاند، گاهی تصور میکنیم قویاند و نیازی به محبت ندارند.
اما حقیقت این است که آنها هم خسته میشوند، آنها هم گاهی فقط به یک جملهی ساده احتیاج دارند: «بابا، ممنونم. به خاطر همه چی.»
به احترام تمام پدرهایی که برای شادی ما، از شادی خودشان گذشتند
به احترام تمام پدرهایی که زخمهایشان را پشت لبخند پنهان کردند
به احترام تمام پدرهایی که زندگیشان را بیصدا فدا کردند
تمام پدرها، قهرمانهای بیادعای زندگیاند.❤
🌸| @aliabdollahiseda
