en
Feedback
سنگ‌پشت ِ مزدک پنجه‌‌ای

سنگ‌پشت ِ مزدک پنجه‌‌ای

Open in Telegram

مزدک پنجه‌ای شاعر و روزنامه‌نگار من شعر، نقد، یادداشت و گفتگوهایم را در این کانال منتشر می‌کنم. تولد این کانال 29 فروردین 1400 است. www.pj-m.blogfa.com Instageram:panjehee.Mazdak Twitter:mazdak_panjehee Gmail:panjeheemazdak@gmail.com

Show more
205
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
صدای پای هوش مصنوعی شعر مشترک با استفاده از هوش مصنوعی که بر اساس الگوریتم و داده‌های فراوان از کلمات و ساختارهای جمله‌بندی به صورت شانسی اقدام به گزینش کلمات بر اساس تصویر یا واژه‌ی پیشنهادی مخاطب می‌کند، شعر زیر در یک بازیگوشی صبحگاهی با تلفیقی از همکاری با هوش مصنوعی و تجربیات انسانی - من - سروده شده است. شاید بتوان گفت این نخستین تجربه‌‌ی شعری من! در توافق با هوش مصنوعی است. فضاسازی و تخیل از او، فرم‌دهی و ساختاربندی و برخی پیشنهادات احساسی از من! شاید این حرکت را بازی بگیرید اما صدای پای هوش مصنوعی بسیار جدی شنیده می‌شود. او زندگی ما را تغییر می‌دهد. راننده اُوبِر رویا تحویل می‌دهد از خیابانی در حال عبور از شهری به سوی همیشه‌ی آرزوها راننده اُوبِر پیام امید می‌برد رویاهای زنده‌ی مرا با چرخ‌ها با چرخ‌ها که می‌چرخند تا برسند به خیابانی که فرزند شهر است. راننده اُوبِر جادوگری که می‌بافد داستان‌های عاشقانه را راننده‌ی اُوبِر در مسیر ناشناخته‌ها می‌برد سفر را با ما تا دورها به آنجاهای ذهن تو که مکاشفه است درود! درود! راننده‌ی اُوبِر رسید حالا با او می‌روم توی نقشه به ناشناخته‌هایی از پسکوچه‌ها! *نوعی تاکسی اینترنتی Ober #مزدک_پنجه‌ای #هوش_مصنوعی @mazdakpanjehee

مجید معارف‌وند شاعر، وقتی دید برخی از آهنگسازها به او گفتند که بر روی اشعارش نمی‌توانند آهنگ بگذارند، دست به دامن هوش مصنوعی شد و قطعه‌ای جذاب را برایش ساخت. قبلا هم من تجربیاتی از این دست کردم و نمونه‌هایی را ارایه دادم که در مشارکت من و هوش مصنوعی نوشته شده بود. یک نکته‌ اینکه کار شاعر و هنرمند این روزها بسیار سخت خواهد بود چون باید چیزی را عرضه کند که بهتر از متن هوش مصنوعی باشد. در واقع سطح توقع بالا رفته است. وقتی هوش مصنوعی می‌تواند شعری بنویسد که به مراتب از خیلی شعرهای انسانی بهتر باشد، بنابراین انسان شاعر باید بر خلاقیتش بی‌افزاید و چیزی را تولید کند که به مراتب اندیشه‌محور، التذاذ‌آور و نو باشد. /مزدک پنجه‌ای https://www.instagram.com/reel/C-FTBRAqRms/?igsh=MzF5NXN6MmNpbzZp

یکشنبه چهارده مرداد هزار و چهارصد و سه در کارگاه شعر خانه فرهنگ گیلان، شعر خواندیم و گپ زدیم. ابتدا مقاله‌ی «سنت و قریحه‌ی فردی» تی‌اس الیوت را خواندیم و بخش‌هایی از آن را تشریح کردیم و از همدیگر آموختیم؛ بعد دوستان شعرهایی را در قالب‌های مختلف خواندند و تبادل نظر کردیم. تکثر آرا و از همه مهمتر عشق، علاقه، صمیمیت و احترامی که هنگام ارایه‌ی نظرات وجود دارد، از نکات ممیزه‌ی نشست امروز بود. مباحثی که در هنگام نقدها مطرح شد و قابل تأمل بود، توجه دوستان جوان به نظرات و مباحث تئوريک رضا براهنی بود که مبنای نقد قرار می‌گرفت. همچنین طرح مبحاحثی چون اینکه آیا هنگام نقد شعر باید پیوست اجتماعی شاعر - شخصیت و زیستش- را مد نظر قرار داد یا خیر؟ آیا هنگام نقد شعر، باید از نظریه‌ی فقدان مولف تبعیت کرد؟ آیا باید صرفاً شعر را بر پایه‌ی نشانه‌های درون متنی ارزیابی کرد یا... ؟ و اینکه فواید تصرف در زبان، برهم زدن ساختار صرفی و نحوی زبان و تعابیر و معانی جدیدی که می‌تواند از پس این امکان ایجاد شود، چیست؟ همچنین طرح موضوعاتی از «ژان بودریار» پیرامون واقعیت و فراواقعیت از مهمترین نکات مطرح در این نشست بود. این نشست حدود دو ساعت و اندی به طول انجامید. https://www.instagram.com/p/C-QqpOIvKFw/?igsh=OXllY3ZnMmN2Nmpk

مستند نویسندگان بزرگ #تی‌_اس_الیوت @mazdakpanjehee

بررسی ناپدیدی هنر در عصر فراواقعیت از منظر بودریار و.... حسین فرح بخش‌پور نادر شایگان‌فر @mazdakpanjehee

مقاله سنت و قریحه‌ی فردی تی‌اس‌الیوت ترجمه‌ی مسعود فرهمندفر

برگزاری انتخابات خانه‌ی مطبوعات گیلان و طرح چند پرسش دیروز ساعت یازده صبح با پیامک ارسالی از یک سرشماره‌ی تبلیغاتی متوجه شدم که انتخابات هیات مدیره‌ی خانه‌ی مطبوعات گیلان برگزار می‌شود. و در پیامک صادره نیز عنوان شده «پیشنهاد هیات مدیره خانه مطبوعات»، به فلانی و فلانی رای دهید. سال‌های سال است که عضو خانه مطبوعات گیلان هستم و در سال‌های گذشته به طریق پیامک و فضای مجازی متوجه انتخابات آن می‌شدم و حق رای داشتم، هر چند که ارتباط چندانی با خانه‌ی مطبوعات گیلان ندارم و فقط هر ساله برای تمدید عضویت اقدام می‌کنم. از این که بگذریم، امیدوارم کسی توضیح دهد که چرا و چگونه این فرآیند به شکلی غیرمنتظره، و به نظر مخفی اتفاق افتاده است. من عضو که مدام سرم در فضای مجازی است، از زمان ثبت نام، اسامی دیگر کاندیداها و زمان برگزاری آن اطلاع ندارم؟ آیا این بی‌خبری دلیل خاصی دارد؟ آیا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است؟ آیا به عنوان یک عضو، حق دارم پرسش کنم؟! @mazdakpanjehee

شاعران نخستین قانون‌گذارانند از نظر شلی «شاعران، قانون‌گذاران به رسمیت شناخته نشده‌ی جهانند.» آنها به این مفهوم قانون‌گذارند که واسطه‌ی انتقال قدرتی جدید برای شکل دادن به جامعه‌اند، قدرتی که از منابع آسمانی جریان می‌یابد، از صافی وجود شاعر می‌گذرد و سپس جامعه را تغيير می‌دهد. درباب ادبیات پایان ادبیات نزدیک است؟ جوزفهیلیس میلر/ ترجمه‌ی سهیل سُمّی/ نشر ققنوس @mazdakpanjehee

شعر بوف منتشر در نشریه استرآباد @mazdakpanjehee
شعر بوف منتشر در نشریه استرآباد @mazdakpanjehee

⚪️شاخصه‌های مدیریت فرهنگ در دولت چهاردهم 📝مزدک پنجه ای نوشت: هر جا فرهنگ نباشد، یا کم رمق باشد، همانجا بحران شکل می‌گیرد. بن
⚪️شاخصه‌های مدیریت فرهنگ در دولت چهاردهم 📝مزدک پنجه ای نوشت: هر جا فرهنگ نباشد، یا کم رمق باشد، همانجا بحران شکل می‌گیرد. بنابراین نمی‌توان بدون توجه به پیش‌نیازهای فرهنگی، پیشرفتی را به‌دست آورد. 🔹فرهنگ زیستگاه تفکر یکایک ایرانیانی است که در داخل و خارج زیست می‌کنند ◀️مشاهده خبر در لینک زیر: https://diyarmirza.ir/?p=877747 💚دیارمیرزا در واتساپ  https://chat.whatsapp.com/Dor2rfytElS7bXoWlLhDVa 🔥پیوستن به #دیارمیرزا در ایتا 🆔 https://eitaa.com/joinchat/844759243C5df3e1b25

شاخصه‌های مدیریت فرهنگ در دولت چهاردهم مزدک پنجه‌ای روزنامه‌ی آرمان ملی بیستم تیر هزار و چهارصد و سه صفحه‌ی هفت یک: چند روزی است که انتخابات ریاست جمهوری در ایران به پایان رسیده و حالا شفاف‌تر می‌توان از نیازهای بخش فرهنگی – هنری کشور با رئیس‌جمهور آینده سخن گفت. از نظر من، ریشه‌ی تمامی مشکلات در دنیا به مسئله‌ی فرهنگ مربوط می‌شود. وقتی به آسیب‌شناسی معضلات اجتماعی می‌پردازید، می‌بینید یک بخشی از آسیبِ مورد نظر در ارتباط با فقدان توجه به مباحث فرهنگی است. هر جا فرهنگ نباشد، یا کم رمق باشد، همانجا بحران شکل می‌گیرد. بنابراین نمی‌توان بدون توجه به پیش‌نیازهای فرهنگی، پیشرفتی را به‌دست آورد. وقتی صحبت از فرهنگ می‌کنیم از یک ا«َبَرْ مفهوم» حرف می‌زنیم که در دلِ خود، هزاران مفهوم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... را جای داده است. کسی که قرار است مجری سیاست‌های فرهنگی – هنری کشور باشد، به‌نظر صرفاً نباید برآمده از یک نگاه ایدئولوژیستی باشد؛ فرهنگ زیستگاه تفکر یکایک ایرانیانی است که در داخل و خارج زیست می‌کنند. ضمن اینکه همه‌ی این اشخاص دارای حقوقی هستند که باید به‌عنوان یک ضرورت فرهنگی به آن احترام گذاشت. بر این اساس معتقدم بسیار مهم است که چه کسی با چه ظرفیت و دیدگاهی قرار است وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شود. مسئله توزیع عدالت در جامعه صرفاً به مباحث اقتصادی یا حقوقی ارتباط ندارد، بلکه فرهنگ عدالت محور نیازمند توجه به نیازهای یکایک اصناف و اقشار مرتبط با هنر و ادبیات است. معتقدم کسی که در راس فرهنگ قرار می‌گیرد، ضرورتاً نباید هنرمند یا ادیب باشد، بلکه باید مسئله‌ی فرهنگ را به عنوان یک پدیده‌ی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... بشناسد؛ و با بهره‌گرفتن از داده‌های آماری، و نظر کارشناسان اقصی نقاط کشور در همه‌ی حوزه‌های فرهنگ و هنر و ادبیات؛ اشخاصی را به‌عنوان مسئوول منصوب کند که شناختش از ضرورت‌های فرهنگی صرفاً بر مبنای مباحث ایدئولوژیکی نباشد. بلکه در کنار سایر ظرفیت‌ها از ظرفیت اعتقادی نیز به عنوان یک ضرورت ساختاری، در راستای توزیع عدالت فرهنگی استفاده کند. وقتی از عدالت فرهنگی حرف می‌زنیم، از شناخت ضرورت‌ها و آسیب‌های عرصه‌ی فرهنگ و هنر حرف می‌زنیم؛ جایی که باید ریشه‌ی برخی از فسادهای اداری، نابرابری‌ها و اعتراضات اجتماعی و سیاسی را در آنجا جست! دو: یکی از نقاط حساس عرصه‌ی فرهنگ، بخش ممیزی کتاب و روند بررسی آثار ارایه شده است. در دولت روحانی، بخش ممیزی و صدور مجوز کتاب به اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مراکز 9 استان تفویض شده بود و در همان استان‌ها با توجه به شناخت کارشناسان از عرف، خرده فرهنگ‌ها، آیین‌ها و فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... اقدام به ممیزی آثار بر اساس سیاست‌های کلی و قانون اساسی می‌کردند. همچنین در روند اداری صدور مجوز نیز به دلیل تعدد و کثرت کارشناسان، بسیار تسریع شده بود و میزان اعتراض از سوی مولفان، مترجمان و ناشران به شدت کاهش یافته بود. اما در دولت سیزدهم مجدداً همه‌ی روند بررسی صدور مجوز کتاب در جهت ایجاد وحدت رویه به تهران سپرده شد. متاسفانه طولانی شدن روند بررسی کتاب و حتی صدور مجوز روی جلدها، و مصادیق ممیزی‌ها نشان از یک واقعیت می‌دهد که با یک نوع دیدگاه خاص در عرصه‌ی مدیریت فرهنگ خاصه بخش کتاب مواجه هستیم که گویی فرهنگ را باید بر اساس دیدگاه‌ها و مباحث اعتقادی متولیان امرش تعریف کرد. مسئله‌ی نشر چه در بخش مطبوعات و چه در بخش کتاب و تولیدات فرهنگی نیازمند به مدیریت فرهنگی عدالت محور است. نیازمند تفکری است که از همه‌ی جنبه‌ها ضرورت‌های فرهنگ، هنر و ادبیات را بشناسد و در جهت احترام و اعتمادسازی گام بر دارد. @mazdakpanjehee

07.pdf

گفتگوی روزنامه‌ی آرمان ملی با مزدک پنجه‌ای درباره‌ی «شعر تعاملی» ✍️ این مخاطب است که باید ویرگول را بگذارد یکشنبه دهم تیر هزار و چهارصد و سه 07 (25).pdf @mazdakpanjehee

زبان استیکرها گاهی جالب و خنده‌دار است، در مطلب بالا یکی شکل موز فرستاده، که نشانه‌اش برایم غیرمفهوم است. در ضمن، من درد و دل کردم، هر برداشتی بیش از آن درد و دل غلط است. نکته‌ی آخر اینکه، چند بار با تهران تماس گرفتم، خلاصه یک خانم محترمی گوشی را برداشت و گفت، کتاب مورد نظر دیروز بررسی‌‌ شده و به دست‌شان رسیده اما نیاز به بررسی سرگروه هم هست. اعتراض کردم گفتند، این طور تشخیص داده شده است. واقعیت تلخ این است: یک کتاب 90 صفحه‌ای با تیراژ 200 نسخه از یک معلم شاعر، نیاز به این مقدار بررسی دارد! شاید پایه‌های فرهنگ و تمدن با 200 نسخه بلرزد! @mazdakpanjehee

هجده فروردین هزار و چهارصد و سه کتاب شعر نود صفحه‌ای را برای اخذ مجوز از طریق سامانه به وزارتخانه فرهنگ و ارشاد و معاونت مربوطه ارسال کرده‌ایم، از آن تاریخ تا کنون در سامانه فقط سی درصد پیشرفت داشته است. این در حالی است که پیش از رییس جمهور قبلی، همه مجوزهای‌ صدور کتاب، استانی شده بود و این فرآیند نهایتا یک ماه طول می‌کشید، با ممیزی کمتر و سرعت بیشتر! در مناظره‌های فرهنگی هیچکس نگفت که شعار تمرکززدایی کشک بوده و تسهیل صدور مجوزها هم بدجور موجب انسداد بازار شده است. ممیزی‌های عجیب و غریب در تهران، نیت‌خوانی آقایان کارشناس و تأخیر در صدور مجوز کتاب‌ها و صفحات روی جلد، رمقی برای اهالی نشر نگذاشته است. گرانی کاغذ و افزایش قیمت چاپ و صحافی را بر این صعوبت بیفزایید! می‌گوید برایم فرق نمی‌کند چه کسی، رییس باشد. اما وقتی به پیکر فرهنگ نگاه می‌کنم می‌بینم ظاهراً فرق می‌کند یک استاد دانشگاه مدیر کل اداره‌ی فرهنگ و ارشاد باشد یا یک مفسد اخلاقی. تفاوت در نگاه است که آینده را می‌سازد. عمرمان تباه شد آقایان! اگر شعارها و دعوایتان تمام شد. لطفاً به داد مردم برسید. #مزدک_پنجه‌ای @mazdakpanjehee

خانه‌ی خاطرات چند شب پیش مهمان آقا مجید دانش‌ آراسته و شهین خانم باباعلیان بودیم، ارس بدون اجازه درِ یکی از اتاق‌ها را گشود و
+2
خانه‌ی خاطرات چند شب پیش مهمان آقا مجید دانش‌ آراسته و شهین خانم باباعلیان بودیم، ارس بدون اجازه درِ  یکی از اتاق‌ها را گشود و رفت پشت میز آقای نویسنده نشست. تا بفهمیم کجاست دیدم نشسته و مشغول کنجکاوی است، خودکار و قلم و همه‌ی لوازم آقا مجید برایش جذاب بود. روز بعد که مجددا اقا مجید و شهین خانم را دیدم، صحبت کار حرفه‌ای هنرمند شد. اقا مجید گفت در این مدت چیزی حدود 30 داستان نوشته است. خیلی خوشحال شدم. چون پیشتر از اقا مجید خوانده بودم که خود را در نویسندگی بازنشسته کرده است. خاصه این روزها که مشکل دید هم پیدا کرده و خواندن و نوشتنش سخت شده است. او مصداق بارز سخن نیماست. آنکه می‌دارد تیمار مرا کار من است. دیشب موقع خواب، ارس بهم گفت:بابا برام از اون چراغ‌ها می‌خری. گفتم کدام چراغ، گفت از اون چراغ که خونه‌ی اونها بود. من خیلی دوستش داشتم. گفتم چراغ مطالعه‌ی آقای نویسنده، بابا! گفت: اره. صبح توی ماشین گفت بابا از اون مدادها روی میزش هم قشنگ بود. گفتم اونم چشم. پیاده که شد و رفت مهد کودک، پیش خودم گفتم، این فقط ارس نیست که از آن خانه خاطره دارد! @mazdakpanjehee