en
Feedback
شعر و دلنوشته (آذین قانع)

شعر و دلنوشته (آذین قانع)

Open in Telegram

دلنوشته و شعر @ghane_esf ممنون که به احترام قلم هیچ متنی را بدون نام نویسنده منتشر نمی کنید 🙏 http://instagram.com/azin.ghane🔹 اینستاگرام ما

Show more
1 024
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
و اما؛ نیمه شبی من خواهم رفت... از دنیایی که مال من نیست از زمینی که؛ مرا بیهوده بِدان بسته‌ اند... - احمد شاملو @azinghane

مردگان این سال عاشق‌ترین زندگان بودند. - احمد شاملو @azinghane

‌ به قول احمدرضا احمدی؛ بنفشه‌ها را دور از ما کاشته‌اند، اما نمی‌دانند ما آرام آرام به بهار نزدیک می‌شويم .. @azinghane

مثل سکوت میان کلام های محبت عریانم... - فروغ فرخزاد @azinghane

ماه را بسیار دوست می داشتی حالا بعد از تو تماشایِ ماه غمی ست که از چشم هایم چکه می کند باید برای تو راهی به آسمان باز کنم باید خاک ها را از صورتت کنار بزنم اما نمی دانم با چشمهایت که گلوله خورده اند چه کنم!؟ 🖤 #آذین_قانع @azinghane ✍✍ پ.ن کاش غریبه ها ، تفنگ هایشان را به سمت ما نشانه می گرفتند از آشنا زخم خوردن مرگِ تلخ تری را رقم می زند @azinghane

‌ از گلی که نچیده ام عطری به سرانگشتم نیست خاری در دل است.... - شمس لنگرودی @azinghane

‌ و شب اعترافی است طولانی... - احمد شاملو @azinghane

‌ من به چشم‌های بی‌قرارِ تو قول می‌دهم ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد ما دوباره سبز می‌شویم... - قیصر امین پور @azinghane

حالِ وطن، حال دلِ ماست؛ هر روز زخمی بر زخمی و رنجی بر رنجی . - حامد عسکری @azinghane

‌ خوشا رها کردن و رفتن خوشا پر کشیدن خوشا رهایی ...! - احمد شاملو @azinghane

‌ دو برابر مرگم مُرده‌ام و نصف زندگی‌ام.‌.. زندگی نکرده‌ام...! - بهرام بیضایی @azinghane

بستند به جانِ شاپرک ها رگبار ای دست،به سر بکوب.. ای چشم ،ببار حالا که درخت ها به خاک افتادند فرقی که نمی کند زمستان و بهار #آذین_قانع #رباعی @azinghane ✍ پ.ن بر فرض صبح هم بیاید آفتاب پیشانی پنجره ها را بوسه باران کند نسیم از آمدن بهار خبر بیاورد درخت ها دوباره جان بگیرند و جهان دوباره جوان شود بر فرض که دشت ها،دامن سبزِ گلدارشان را هم به تن کنند و آسمان آبی ترین پیراهنش را هم بپوشد بگو کدام رود می تواند رد خونی که بر اندام خیابان حک شده را بشوید !؟ کدام باد،می تواند ذهن کوچه ها را از اندوه خالی کند؟ و کدام باران می تواند این داغ های بر دل نشسته را، سرد کند؟ شاید ما تنها آدم هایی هستیم که به یکباره ،هزار سال پیر شدیم بهار باشد یا زمستان چه فرقی دارد!؟ بعد از این، ما پیرهایِ هزارساله را ،هیچ چیزی خوشحال نمی کند/.🖤 @azinghane ✍✍

پنهان شده شادمانی و غم پیداست لبخند که نیست زندگی بی معناست هر صبح طلوع درد هایی تازه ست #لعنت_به_جهنمی_که_نامش_دنیاست #آذین_قانع #رباعی پ.ن برایتان با روحی مجروح و تنی بی جان می نویسم با با بغض و اشک و آه ... حال هیچ کداممان خوب نیست داغداریم مصیبت دیده ایم سرگردان و بی پناهیم ما از پیاله ی عمر، تنها حسرت زندگی را سر کشیده ایم چشم هایمان کاسه ی خون است و دل هایمان عزاخانه... فردا هر چه می خواهد بشود تقویم ها بر عکس ورق نمی خورد و جوانیِ بر باد رفته ی ما بر نخواهد گشت گاهی از خودم می پرسم: آیا واقعا جهان دیگری هم هست؟! و به راستی اگر بهشت و جهنمی که از آن دم می زنند وجود دارد پس چرا خودشان باورش ندارند!؟ که اگر داشتند این جنایت ها را رقم نمی زدند

‌ پشت دلباز ترین پنجره تنگ است دلم...! - سهراب سپهری @azinghane

‌ بر زبانم طعم تلخ صبر، کدام شیرین آن را خواهد زدود؟ - عباس کیارستمی @azinghane

‌ ای همه گل‌های از سرما کبود خنده‌هاتان را كه از لب‌ها ربود؟ - فریدون مشیری @azinghane

پوشانده ابری تیره، قلب آسمان را دزدیده از قاب جهان رنگین کمان را زرد است رنگ برگ ها ،انگار در باغ پاشیده دستی حیله گر،گرد خزان را کشتی گرفتارِ مصیبت های دریاست آورده پایین، ناخدایی بادبان را تا کی اسیرِ موج های درد بودن؟! بر شانه،تاب آوردن این بارِ گران را برخیز یک مشروطه ی دیگر به پاکن لشکر بکش بیدار کن ستار خان را پایان غمگین روایت را رها کن آغاز کن فصل جدید داستان را  ✍ #آذین_قانع #غزل @azinghane ✍✍

ما،پر از فریاد های بی سرانجامیم پر از بغض های در گلو مانده و سکوت های از سر اجبار ما،صاحبانِ لب های دوخته و دل های سوخته ایم
ما،پر از فریاد های بی سرانجامیم پر از بغض های در گلو مانده و سکوت های از سر اجبار ما،صاحبانِ لب های دوخته و دل های سوخته ایم ساکنانِ سرزمین اندوه ، همسایه های دیوار به دیوار درد  و محکومانِ به خاموشی ... و تو  همدرد من ، بگو؛ چند بار دیگر باید متولد بشویم تا  قضای زندگی های نکرده را بجا بیاوریم؟! چقدر باید فریاد بزنیم که سکوت ممتد این سالها را بشکنیم ؟ و چقدر بلند بخندیم که دستِ اشک از گونه هایمان  کوتاه شود؟ حرف بزن و بگو اگر روزگار دیگری بود کدام گوشه ی بهشت آرام بگیریم تا داغِ خاورِ میانه ،گریبانمان را رها کند ؟!!!/. #آذین_قانع @azinghane    ✍✍ پ.ن اینقدر تاریخ را زیر و رو نکنید کربلا همین جاست شمر همین جاست و مصیبت همین جا...

از کدام سرزمین آمده ای  ،که نفست،عطر  دریا را دارد و چشم هایت طراوت باران را..؟! از کدام مسیر عبور کرده ای که خط های پیشانی ات ،تا بهشت می رسد و سایه ی بلندت تا ماه...؟! تو شاید  معجزه ی پرودگار باشی ؛ که استقامت شانه هایت به کوه می ماند و آرامش آغوشت به اقیانوس هایِ آرام... تو از جنس کدام الماسی و یا چه قرابتی با آفتاب داری پدر؛ که صبح ،از خانه بیرون می روی و شهر روشن می شود !!!؟ سپیدارِ بلند عشق ...، نهال کوچک من،کنار قامت تو قد کشیده است و ریشه هایم در گلدان محبت تو جان گرفته ... فرقی نمی کند پزشک باشی یا کارگر ... تو در هر لباسی که به تن می کنی مقدسی، نماد ایثاری و اسطوره ی از خود گذشتی... لبخند بزن که تو ،جهان منی پدر و تمام روزهای زندگی،  روز توست روزت مبارک ... #آذین_قانع #متن_دکلمه #روز_مرد_وپدر_پیشاپیش_گرامی_باد پ.ن تو مردانه می ایستی و من می دانم که روزهای خوب خواهند آمد @azinghane  ✍✍

می دانم که مردانه ایستاده ای ،پای تمام روز های این زندگی ‌... تا پناه باشی ، امنیت باشی، سایه باشی... که زیر قامتت ،قد علم کنم اعتبار بگیرم هویت داشته باشم که از گرمای نفست ،جان بگیرم ،جوانه بزنم ،به بار بنشینم بی شک،تو بخشنده ترین آفتاب روزگاری پدر ... بی دریغ می تابی و بی منت مهربانی بی دلیل نیست که شانه هایت، محکم ترین تکیه گاه عالم است، و آغوشت، آرام ترین اقیانوس جهان... #آذین_قانع #متن_دکلمه روز پدر پیشاپیش مبارک  🌹 و روح تمام پدران آسمانی شاد 🙏 @azinghane   ✍