en
Feedback
Pedram

Pedram

Open in Telegram

اینجا متن هایی رو به اشتراک میذارم که باعث ارتقای بهداشت روانیت میشه و دید تازه ای از زندگی بهت میبخشه، در واقع بهترین متن ها رو به اشتراک میذارم، ازت ممنونم که برای شخصیتت ارزش قائلی💎و برای تکامل میجنگی🌿 پدرام تابعین انتقاد و پیشنهاد @pedram_t1997

Show more
269
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
کتاب شکاف اعتماد به نفس که ریشه در تکنیک های انقلابی درمانی دارد ، یک نقشه راه عملی برای مقابله با ترس و تردیدهایی است که شما
کتاب شکاف اعتماد به نفس که ریشه در تکنیک های انقلابی درمانی دارد ، یک نقشه راه عملی برای مقابله با ترس و تردیدهایی است که شما را عقب نگه داشته اند. خیلی از ما فرصت های زندگی را از دست می دهیم زیرا اعتماد به نفس کافی نداریم. خواه سخنرانی در جمع باشد ، خواه به عهده گرفتن نقش رهبری یا خواهان ملاقات شخصی شدن ، شرایطی وجود دارد که ما احساس نمی کنیم که می توانیم از پس چالش هایی که با آن ها روبرو هستیم برآییم. راس هریس یک راه حل شگفت آور برای افزایش اعتماد به نفس ، و کاهش خجالتی بودن و ناامنی ارائه می دهد: او می گوید ، به جای تلاش برای "غلبه بر" ترس های مایمان ، ایجاد رابطه ی جدید با آنها عاقلانه تر است. شکاف اعتماد به نفس #معرفی-کتاب (35) @pedramtabein

برای خودت دلخوشی داشته‌باش! شده به وسعت یک کتابخانه، باغچه، گلدان، قفسه‌ی لیوان، مجسمه، یا حتی کمدی پر از عطر و کیف و لباس‌هایی که دوستشان داری. نگذار که پیچیدگی‌های دنیا تو را ببلعد! نگذار رنج‌های بزرگسالی و سخت‌گیری‌های زندگی از تو یک انسان دل‌مرده بسازد! برای خودت دلخوشی داشته‌باش و خوشحال باش که هنوز هم کودک درونی داری که اهمیتی نمی‌دهد تو چقدر درگیری و برای خواسته‌هایش پا می‌کوبد و قشقرق به راه می‌اندازد و تو را تسلیم می‌کند! برای خودت دلخوشی داشته‌باش، نگذار لابلای پیچیدگی‌های زیستن، بی‌پناه بمانی و از بین بروی... @pedramtabein

‏شخصیت شاید بتونه کمبود ظاهر رو جبران کنه ولی ظاهر هیچ‌وقت نمی‌تونه کمبود شخصیت رو جبران کنه... @pedramtabein

تراپیستی داشتم که وسط جلسه، وقتی داشتم اشک می ریختم و یکی از آن فجایع دردناک زندگی ام را شرح می دادم ،خمیازه کشید و گفت: « توی این هوا، آش خیلی میچسبه » . ایستاده بود کنارِ پنجره ی اتاق کوچکش و عجیب بود که هوای ابری آن بیرون برایش جذاب تر از زخم های شخصی من بود .آن لحظه می دانستم که دیگر این اتاق و این تراپیست خوش اشتها را نخواهم دید. که ناگهان رو به من پرسید: فرض کن طنابی توی دستت است که سر دیگرش را یک اژدها گرفته و بین تان یک دره است. اژدها مدام طناب را می کشد و تو به لبه ی پرتگاه نزدیک می شوی ،چه کار می‌کنی ؟ مث آدم های احمق جواب دادم تا جایی که زورم می رسد، تلاش می کنم و طناب را می کشم .گفت :ولی او یک اژدهاست و زورش از تو خیلی بیشتر است، چیزی نمانده تا سقوط کنی. مستأصل نگاهش کردم. گفت چرا طناب را رها نمی کنی ؟ آن لحظه ناگهان روزنه ای به رویم باز شد ، لابد دری به آگاهی .قاعده ها عوض شدند و اژدها خوار ‌و خفیف شد.آن موقع طناب های زیادی توی دستم بود، هم زمان داشتم با چند اژدها طناب کشی میکردم . جنگیدن بیهوده ،مقاومت باطل همین است .پافشاری بر اتفاقی که نمی افتد، اصرار بر امرِ غیر ممکن، وقتی میتوانی طناب را زمین بگذاری .زور تو همیشه کفایت نمی کند، رها کردن ضعف نیست، پذیرش این نکته است که تو جنگجوی هر مبارزه ای نیستی و نجات یافتن گاهی در نجنگیدن است. | نعیمه بخشی | @pedramtabein

ما نسلِ مظلومی بودیم... نسلی که در اوج بی انصافیِ زمانه متولد شدیم و از همان کودکی یاد گرفتیم که فقط "درک" کنیم... ما حتی رویِ گرفتنِ پولِ توی جیبی از پدرانمان را نداشتیم... ما نسلِ حیفی هستیم... نسلِ "انقلاب" هایِ نیمه کاره و اعتراض های سرکوب... نسلی پر از استعدادهایِ کنجِ خانه، و نابغه هایِ محصور... نسل ما را نه گذشته ها درک می کنند و نه آینده ها خواهند فهمید... آنقدر عجیبیم که خودمان هم در چگونگی اش مانده ایم... نسل ما در کودکی هم ، کودکی نکرد... نسل سوخته ای؛ که در اوجِ جوانی، پیر شد... @pedramtabein

بار بعضی کلمات از رفتارهای ما بیشتره، وقتی بجای همدلی چیزی میگیم که طرف بیشتر در غم و تنهاییش فرو میره. مثلا یه پرستار از شیفت سختی که داشته میگه و در جواب بهش میگید «عزیزم تو که عادت داری، بار اولت نیست» چیزی که طرف مقابل میشنوه: من رنج و خستگیت رو نمیفهمم! @pedramtabein

‏هر روز که قیمت دلار میره بالاتر دو تا پارتنر قید ازدواجشونو میزنن یه پدر نمیتونه برا بچش دوچرخه بگیره یه مادر مجبوره یه جای دیگه هم بره کار کنه یه پسر معامله ماشینی که میخواسته رو کنسل می کنه یه نفر دیگه نمیتونه داروهاشو بخره یه نفر باید اندازه حقوق یه سالش برای یه سکه مهریه بیشتر بده... @pedramtabein

رنجی که مردم حس می‌کنند فقط واکنش به گرانی نیست. دلار و طلا مثل چراغ‌قوه‌اند که روی یک احساس قدیمی نور می‌اندازند: ترس از جا ماندن، از ناکافی بودن، از اینکه «من عقب افتادم و دیگران جلو رفتند»... @pedramtabein

بهش فکر کن

به ما یاد ندادند که چرا و چگونه کسی را دوست بداریم. به ما یاد ندادند که اگر کسی را دوست نداریم چطور از او جدا شویم که زخمی نشود. به ما یاد ندادند که چطور یک موسیقی خوب برای شنیدن انتخاب کنیم. به ما یاد ندادند که چگونه پس‌انداز کنیم و پس‌اندازمان را کجا سرمایه‌گذاری کنیم. به ما نگفتند باران، سنگ نیست که از آسمان میبارد.میشود زیر باران قدم زد و خیس شد بدون ترس، بدون دویدن. آیا به شما گفتند که رویا داشتن مهم است!؟ رویا چیست!؟ اجازه رویاپردازی به شما دادند!؟ به ما آموزش ندادند که چطور جنسیت خودمان را به رسمیت بشناسیم و موهبت‌ها و خطرات آن را بدانیم. به ما گفتند زندگی همان چیزی است که در کتاب‌های درسی از آن گفته شده نه بیشتر. ما خیالمان راحت بود که با انبوه چیزهایی که حفظ کردیم میتوانیم از پس زندگی برآییم. به ما یاد ندادند که چطور از زندگی لذت ببریم. حفظ کن، حفظ کن و حفظ کن. تنها چیزی است که به ما آموختند. به ما نیاموختند چطور دیگران را، عزیزانمان را، دوستانمان را درک کنیم. آنها نگفتند روزی ما خواهیم مُرد، از مرگ نگفتند.از اینکه چطور باید روزی به استقبال آن برویم. یک کتاب غیردرسی به ما معرفی نکردند. به ما یاد ندادند که چطور میتوانیم مستقلا کسب و کار راه اندازی کنیم. آنها به ما گفتند که تنها راه امرار معاش، استخدام و حقوق ماهیانه گرفتن است. ریسک پذیری و تاب آوری در موقعیت‌های دشوار زندگی را به ما یاد ندادند. روش صحیح گفتگو را نیاموختیم. هر کدام از ما میتواند یک کتاب درباره سفر زندگی خود بنویسد اما آنها چگونه نوشتن را به ما نیاموختند. کسی به ما نگفت با احساساتی چون حسادت، خشم، نفرت و کینه، بی‌ارزشی و... در درونمان چه کنیم. آیا کسی به ما یاد داد که با احساس تنهایی چه کنیم!؟ به ما نیاموختند که آب، گاهی سیلاب میشود. آنها وجودِ سیلاب را نپذیرفته بودند. آنها راز و نیاز به درگاه بی‌نیاز را به ما نشان ندادند. برخی از ما نمیدانیم چطور با خودمان تعامل کنیم اما با حیوان خانگیمان ارتباط خوبی داریم. به ما نیاموختند که اگر چیزی را نمیدانیم، چطور بگوییم نمیدانم. به ما یاد ندادند که هیچ ضرورتی ندارد درباره هر چیزی و همه چیز نظر بدهیم. کسی به ما نگفت که اگر تصور میکنیم خودمان را کامل میشناسیم؛ دچار توهمِ دانایی شده‌ایم. آنها نمیدانستند و نگفتند و یاد ندادند. ‌ پس ما خودمان باید در پی یادگیری آنها برویم. خودمان به تنهایی . فهمیدی؟!خودت به تنهایی.... @pedramtabein

آدم سالم خیانت نمیکنه ممکنه خسته بشه بره اما خیانت نه خیانت حاصل یه ذهن بیمار و مریضه خیانت رو با هیچ چیز توجیه نکنید. @pedramtabein

بهم می‌گفت یه‌سری از آهنگا هستن، چند ثانیه‌ی قشنگ دارن و من تمام دقیقه‌ها و ثانیه‌هاشونو گوش میدم بخاطر اون چند ثانیه‌ای که دوسش دارم. واقعا یه وقتایی فکر میکنم شاید زندگی هم همینه. باید کل‌شو تحمل کنی، تمام سختی‌ها و دردها و بی‌رحمی‌هاشو، به‌خاطر چند لحظه قشنگش، و انگار که می‌ارزه... @pedramtabein

به فرزندی که ندارم؛ بیشتر از نصف ارتباطات و عاشقانه‌های ما به خاطر یک چیز خراب شدند؛ "بلد نبودن" بلد نبودن حرف زدن بلد نبودن درک کردن بلد نبودن مطرح کردن خواسته بلد نبودن سکوت کردن و ... در یک کلام بلد نبودن برقراری ارتباط کلامیِ موثر تو اما یاد بگیر. مبادا فکر کنی نمی تونی! نتونستن دروغی بیش نیست. درد و درمان یکیه. مشکل و راه حل یکیه. فقط کافیه از این جا که نشستی بلند بشی بری یک جای دیگه. متوجه شدی چی میخوام بگم؟ دیدگاهت رو عوض کن. از زاویه‌های مختلف به یک موضوع نگاه کن. خودت رو بذار جای آدمهای مختلف. بعد می‌بینی که برای هر چیزی یک راه حلی هم هست. اگه نیست، اگه نبود یعنی تو هنوز به اون سطح از شعور و آگاهی نرسیدی که پیداش کنی یا درکش کنی. دلم نمی خواد به خاطر گیر کردن توو مشکلات و چالش‌ها و تصور این که به بن بست رسیدی با خدا قهر کنی. ما آدمهای عجولی بودیم ولی تو نباش. صبوری رو یاد بگیر. سکوت رو یاد بگیر. و از اینکه گاهی هیچ واکنشی نشون ندی خجالت نکش و نترس. به من اعتماد کن جانِ دلم. گاهی تنها راه درست، پشت کردن به بقیه و بر خلاف موج حرکت کردنه. دردناکه می دونم ولی ... می دونم که تو هم اینا رو خودت تجربه می کنی. نگرانِ این تجربه کردن‌ها نباش.... @pedramtabein

«مرد ۸۰ ساله یزدی پدرشد» با تیترهیجانی عادی‌سازی نکنید. واقعاًغلط کردکه پدرشد پدرشدن فقط توان زیستی نیست؛ مسئولیت، آینده‌ی یه بچه و عدالت بین‌نسلیه. پدرشدن فقط ارائه اسپرم نیست، مسئولیتِ حداقل ۲۰سال زندگی یه بچه‌ست. این تصمیم قبل از همه، زندگی همون کودک رو تحت‌تأثیر می‌ذاره... @pedramtabein

‏یکی از تلخ‌ترین حقایقی که در این سال‌ها به آن رسیدم اینه که، افرادی که در کودکی در خانه‌هایی سرد، تلخ و بی‌محبت بزرگ می‌ شن، اغلب رؤیاهای بزرگی ندارن. بزرگ‌ترین آرزوی اون‌ها خانه‌ای آرام و امنه و عشقی که مطمئن باشن هرگز رهاشون نخواهد کرد... @pedramtabein