en
Feedback
امین پورصادقی

امین پورصادقی

Open in Telegram
1 473
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+430 days
Posts Archive
قصه‌ها در قرآن داستان نیستند… بلکه آینه‌اند. هامان هر بار تکرار می‌شود که کسی وجدانش را به قدرت بفروشد. سامری هر بار تکرار می‌شود که باطل ساخته شود و مردم به آن قانع شوند. بلعام هر بار تکرار می‌شود که علم برای دنیا استفاده شود. آن‌ها را به عنوان هشداری زنده بخوان… نه به عنوان رویدادهای پایان‌یافته.

photo content

4⃣ دولت عثمانی ۳۷ خلیفه ۱/ عثمان غازی بن ارطغرل ۶۹۸ - ۷۲۶ هـ ۲/ اورخان غازی بن عثمان ۷۲۶ - ۷۶۳ هـ ۳/ مراد اول بن اورخان ۷۶۳ - ۷۹۱ هـ ۴/ بایزید اول ۷۹۱ - ۸۰۴ هـ ۵/ محمد جلبی اول ۸۱۶ - ۸۲۴ هـ ۶/ مراد دوم ۸۲۴ - ۸۵۵ هـ ۷/ محمد دوم "فاتح" ۸۵۵ - ۸۸۶ هـ ۸/ بایزید دوم ۸۸۶ - ۹۱۸ هـ ۹/ سلیم اول ۹۱۸ - ۹۲۶ هـ ۱۰/ سلیمان قانونی ۹۲۶ - ۹۷۴ هـ ۱۱/ سلیم دوم ۹۷۴ - ۹۸۲ هـ ۱۲/ مراد سوم ۹۸۲ - ۱۰۰۳ هـ ۱۳/ محمد سوم ۱۰۰۳ - ۱۰۱۲ هـ ۱۴/ احمد اول ۱۰۱۲ - ۱۰۲۶ هـ ۱۵/ مصطفی اول ۱۰۲۶ - ۱۰۲۷ هـ ۱۶/ عثمان دوم ۱۰۲۷ - ۱۰۳۱ هـ ۱۷/ مراد چهارم ۱۰۳۲ - ۱۰۴۹ هـ ۱۸/ ابراهیم عصبی ۱۰۴۹ - ۱۰۵۸ هـ ۱۹/ محمد چهارم ۱۰۵۸ - ۱۰۹۹ هـ ۲۰/ سلیمان دوم ۱۰۹۹ - ۱۱۰۲ هـ ۲۱/ احمد دوم ۱۱۰۲ - ۱۱۰۶ هـ ۲۲/ مصطفی دوم ۱۱۰۶ - ۱۱۱۵ هـ ۲۳/ احمد سوم ۱۱۱۵ - ۱۱۴۳ هـ ۲۴/ محمود اول ۱۱۴۳ - ۱۱۶۸ هـ ۲۵/ عثمان سوم ۱۱۶۸ - ۱۱۷۱ هـ ۲۶/ مصطفی سوم ۱۱۷۱ - ۱۱۸۷ هـ ۲۷/ عبدالحمید اول ۱۱۸۷ - ۱۲۰۳ هـ ۲۸/ سلیم سوم ۱۲۰۳ - ۱۲۲۲ هـ ۲۹/ مصطفی چهارم ۱۲۲۲ - ۱۲۲۳ هـ ۳۰/ محمود دوم ۱۲۲۳ - ۱۲۵۵ هـ ۳۱/ عبدالمجید اول ۱۲۵۵ - ۱۲۷۷ هـ ۳۲/ عبدالعزیز شهید ۱۲۷۷ - ۱۲۹۳ هـ ۳۳/ مراد پنجم ۱۲۹۳ - ۱۲۹۳ هـ ۳۴/ عبدالحمید دوم ۱۲۹۳ - ۱۳۲۷ هـ ۳۵/ محمد رشاد دوم ۱۳۲۷ - ۱۳۳۶ هـ ۳۶/ محمد وحید ششم ۱۳۳۶ - ۱۳۴۱ هـ ۳۷/ عبدالحمید دوم "آخرین خلیفه اسلام" ۱۳۴۱ - ۱۳۴۲ هـ با سقوط خلافت عثمانی، جهان اسلام تحت استعمار قرار گرفت و دولت‌های جدیدی ظهور کردند و امت اسلامی به دولت‌های کوچک تقسیم شد و تا وضعیت کنونی خود باقی ماند.

‏بیشترین گروهی که مورد ظلم و نسل‌کشی قرار گرفته‌اند، اهل سنت هستند. در هجوم مغول‌ها، بیش از هفتاد میلیون انسان کشته شدند که اکثریت آن‌ها مسلمانان سنی بودند. تیمور لنگ حدود هفده میلیون انسان را کشت که اکثراً از مسلمانان سنی بودند، او سرزمین‌های وسیعی از اسلام را فتح کرد و ساکنان شهرهایی را به طور کامل نابود ساخت. اسماعیل صفوی در جریان سرکوب فارس با شمشیر، ده‌ها هزار مسلمان سنی را کشت. در برده نمودن قاره آفریقای مسلمان و از طریق تجارت برده در اقیانوس اطلس، کشورهای اروپایی بیش از صد و هفتاد میلیون آفریقایی را به بردگی گرفتند که نیمی از آن‌ها مسلمان بودند. در جنگ‌های صلیبی علیه مشرق اسلامی، بیش از شش میلیون مسلمان سنی کشته شدند. در جنگ‌های نادر شاه، معروف به «ناپلئون فارس»، میلیون‌ها سنی کشته شدند و خونشان مانند رودخانه‌ها جاری شد... در جنگ‌های روس‌ها علیه مسلمانان روسیه، قفقاز و کریمه، میلیون‌ها مسلمان کشته شدند. اتحاد جماهیر شوروی تنها بیش از بیست میلیون مسلمان سنی را کشت. در سقوط اندلس، بیش از سه میلیون مسلمان سنی نابود و اخراج شدند. در استعمار فرانسه بر الجزایر، بیش از ده میلیون سنی نابود شدند. در استعمار ایتالیا بر لیبی، نیمی از جمعیت مسلمان سنی نابود شدند. در اشغال چین بر ترکستان شرقی و مسلمانان چین، برخی آمارها نشان می‌دهد که تعداد کشته‌ها، آواره‌ها و اسیران در اردوگاه‌های بازپروری ممکن است به شصت میلیون برسد. در فلسطین، ده‌ها هزار کشته و آواره از ابتدای اشغال وجود دارد. در استعمار جهان اسلام در آفریقا و آسیا، میلیون‌ها کشته در تمامی مستعمرات از مسلمانان سنی وجود دارد. ما قومی هستیم که در صحنه ملل ذبح و نابود شده‌ایم در برابر دیدگان جهان. و هنوز درباره تروریسم و حقوق اقلیت‌ها با شما حرف می‌زنند!

photo content

photo content

کسی که (آمین) را پشت دعا کننده می‌گوید مانند خود دعا کننده است، خداوند فرمود (و گفت موسی پروردگار ما..) سپس فرمود (دعای هر دوی شما مستجاب شد) دعا کننده یکی است و اجابت برای هر دو، موسی و هارون.

رمضان وقت دعاست .. دعا برای مظلوم .. دعا علیه ظالم .. دعا برای روشن شدن چشم مظلوم به دیدن خواری ظالم .. دعا برای یاری مظلومی که راهی برای انتقام از ظالم ندارد .. دعا علیه ظالمی که از ظلم کردن در حق مظلوم پروا ندارد .. دعا برای ستمدیدگانی که فریادرسی جز خداوند در برابر ظالم سرکش ندارند.

"ناوگان دریایی آمریکا امروز متشکل از ۲۹۲ کشتی جنگی است که از این تعداد ۲۲۳ کشتی جنگی فعال و ۵۹ کشتی پشتیبانی هستند. بیشتر این کشتی‌ها در بنادر پهلو گرفته‌اند - ۵۰ کشتی - یا در حال تعمیر و آموزش هستند - ۱۹۱ کشتی. در حال حاضر ۵۱ کشتی نیروی دریایی در دریا در حال انجام عملیات هستند که از این میان ۱۸ کشتی در خاورمیانه حضور دارند (۱۶ کشتی جنگی فعال و دو کشتی پشتیبانی). بنابراین، ۳۵٪ از کشتی‌های نیروی دریایی آماده عملیات نظامی، در خاورمیانه مستقر هستند"

(آنچه روزه‌ را باطل نمی‌کند). بر اساس تصمیمات مجمع فقهی جده در سال ۱۹۹۷ همراه با مجامع فقهی در مراکش و پس از مطالعات، تحقیقات و بحث‌های طولانی درباره مسائل پزشکی جدید.. نتیجه‌گیری به شرح زیر است: ۱- اسپری آسم و آنژین صدری و قرص‌های درمانی که زیر زبان گذاشته می‌شوند، اگر از رسیدن به حلق جلوگیری شود، روزه را باطل نمی‌کنند. ۲- قطره چشم و گوش، شستشوی گوش و قطره بینی اگر از رسیدن به حلق جلوگیری شود، روزه را باطل نمی‌کنند. ۳- هر چیزی که وارد واژن شود، از جمله شیاف، شستشو، آندوسکوپی واژینال یا انگشت. ۴- هر چیزی که وارد مجرای ادرار مرد یا زن شود، از جمله سوند، آندوسکوپ، ماده کنتراست یا دارو یا محلول شستشوی مثانه. ۵- تمام سرنگ‌های درمانی برای کاهش تب یا ضد باکتری یا ضد بیماری.. فقط از سرنگ‌های تغذیه‌ای و سرم باید اجتناب شود. ۶- عصب‌کشی دندان، پرکردن و عمل‌های جراحی دهان و مسواک و خمیر دندان اگر از رسیدن به حلق جلوگیری شود. ۷- غرغره، شستشوی دهان و اسپری درمان موضعی دهان اگر از رسیدن به حلق جلوگیری شود. ۸- نمونه‌برداری - بیوپسی - از کبد یا سایر اعضا مگر اینکه همراه با محلول باشد. ۹- اهدای خون و گرفتن خون برای آزمایش. ۱۰- جذب بدن از چربی‌ها، پمادها و چسب‌های درمانی. ۱۱- گازهای بیهوشی مگر اینکه محلول تغذیه‌ای داشته باشند.

photo content

قومیت به خاطر عشق به صاحبانش استفاده نشده است، بلکه به عنوان سلاحی علیه آن‌ها به کار رفته است. کردها به قومیتشان یادآوری می‌شوند تا با محیط اطرافشان برخورد کنند، و عرب‌ها قومیتشان را فراموش کرده‌اند تا در مرزهای ساختگی محبوس شوند. و هنگامی که اسلام به عنوان یک عامل وحدت غایب بود، هویت‌ها از تنوع سالم به یک درگیری فرسایشی تبدیل شدند.

۶ رمضان – فتح مکه (۸ هـ) در سکوت شب، جمعیت مسلمانان حرکت کردند… بدون غرور و انتقام. پیامبر ﷺ با سر پایین وارد مکه شد، شکرگزار
۶ رمضان – فتح مکه (۸ هـ) در سکوت شب، جمعیت مسلمانان حرکت کردند… بدون غرور و انتقام. پیامبر ﷺ با سر پایین وارد مکه شد، شکرگزار خدا، پس از بازگشت به آنجا به عنوان فاتح بدون خونریزی. بت‌ها شکسته شدند و سال‌ها تکبر و جهل فرو ریخت. روز عفو، روز پیروزی واقعی بود. ⭐️ بزرگی در قدرت نیست… بلکه در توانایی عفو است.

photo content

رابطه بین حاکم و محکوم در خلافت راشده: عقد مسئولیت نه امتیاز قدرت رابطه بین حاکم و محکوم در خلافت راشده رابطه‌ای بر پایه‌ی غلبه و سرکوب نبود و نه رابطه‌ای از نوع تبعیت خاموش، بلکه قراردادی سیاسی-اخلاقی مبتنی بر بیعت و مسئولیت متقابل بود. حاکم مالک امت نیست، بلکه خادم منافع آن است، مقید به شریعت و پاسخگو در برابر مردم. محکوم نیز رعیتی بی‌صدا نیست، بلکه شریک در برقراری عدالت، ناصح و ناظر است. اولاً: بیعت... اساس مشروعیت مشروعیت حکومت بر رضایت عمومی که با بیعت ابراز می‌شود، استوار بود و این امر صرفاً یک اقدام ظاهری نبود، بلکه اعلام تعهد متقابل بود: حاکم متعهد به اقامه دین و تحقق عدالت است و امت متعهد به اطاعت در چارچوب معروف. این تعادل مانع از تبدیل اطاعت به تسلیم مطلق و آزادی به هرج و مرج می‌شد. اطاعت مشروط است، نصیحت واجب و حسابرسی حق است. ثانیاً: حاکم به عنوان مسئول نه مستبد در الگوی راشده، حاکم در میان مردم زندگی می‌کرد، شکایات‌شان را می‌شنید، نیازهای‌شان را می‌دید و درباره تصمیماتش به صورت علنی پاسخگو بود. او در هاله‌ای نبود که او را از جامعه جدا کند، بلکه بخشی از آن بود. این نزدیکی اجتماعی اعتماد را تقویت کرد و قدرت را به عنوان وظیفه‌ای سنگین که حساب آن ترسناک است، نه غنیمتی برای خودنمایی، معرفی کرد. ثالثاً: حسابرسی و نصیحت مختافت به عنوان خروج از دولت درک نمی‌شد، بلکه به عنوان نصیحت و اصلاح در چارچوب ارزش‌ها بود. در آن دوره شجاعت در گفتار و وضوح نقد معروف بود، مادامی که در چارچوب حفظ جماعت و جلوگیری از فتنه بود. جامعه آگاه آن است که حاکم خود را به حق یاری می‌کند و در صورت خطا به او یادآوری می‌کند، نه کسی که در هر حال برایش دست می‌زند. رابعاً: عدالت به عنوان پایه رابطه رابطه بین دو طرف بر ترس بنا نشده بود، بلکه بر مبنای عدالت بود. اگر مردم احساس کنند حقوق‌شان محفوظ است، قضاوت عادلانه است و اموال عمومی با امانتداری اداره می‌شود، اطاعت داوطلبانه و نه اجباری تثبیت می‌شود. اما اگر عدالت غایب باشد، اعتماد هرچقدر هم که سرکوب امنیتی شدید باشد، متزلزل می‌شود. خامساً: وحدت سرنوشت آگاهی امت در آن دوره در این چارچوب بود که حاکم و محکوم در مسئولیت حفظ دین و نگهداری جامعه شریک هستند. رابطه مبتنی بر نزاع بی‌حاصل نبود، بلکه شراکتی در حمل امانت بود. اگر هر دو طرف صالح باشند، دولت صالح است؛ و اگر یکی فاسد شود، تعادل به هم می‌خورد. در پایان: الگویی برای عقد سیاسی راشده رابطه بین حاکم و محکوم در خلافت راشده بی‌چالش نبود، اما الگویی ابتدایی برای عقد سیاسی متوازن ارائه داد: مشروعیت با بیعت، اطاعت در چارچوب معروف، حسابرسی بدون هرج و مرج و قدرت بدون استبداد. و این درس اساسی برای هر زمان معتبر است: حکومتی بدون عدالت پایدار نیست و امتی بدون مسئولیت مشترک بین رهبر و مردمش استوار نمی‌ماند.

photo content

متون بنیادین خلافت در قرآن و سنت : ایده خلافت در تصور اسلامی بر مجموعه‌ای از متون شرعی استوار است که اصل جانشینی و برقراری حکومت بر عدالت و اجرای شریعت در زندگی مردم را پایه‌گذاری کرده‌اند. قرآن کریم اصل جانشینی در زمین را به عنوان مسئولیتی جمعی برای تحقق بندگی خدا و آبادانی زندگی بر روش او تصریح کرده است، همچنین وجوب حکم به آنچه خدا نازل کرده و برقراری عدالت میان مردم و حفظ حقوق و منافع را تأکید نموده است. سنت نبوی نیز با بیان ویژگی‌های رهبری رشید، از طریق اجرای عملی دولت نبوی در مدینه و سپس دستوراتی که بر لزوم وحدت جماعت و برپایی امامت برای تنظیم امور امت و حفظ وحدت آن تأکید دارد، این موضوع را روشن کرده است. این متون به طور کلی چارچوب شرعی کلی را تشکیل می‌دهند که در پرتو مقاصد شریعت و قواعد کلی آن و زمینه‌های تاریخی و فقهی فهمیده می‌شود، دور از برداشت‌های گزینشی یا استفاده‌های احساسی، به گونه‌ای که مفهومی متوازن از حکومت رشید مبتنی بر عدالت، مشورت و مسئولیت اخلاقی در برابر خدا و سپس مردم ارائه دهد.

معنی خلافت: خلافت حکومت شرعی امت اسلامی بر اساس روش نبوت است و ادامه پیام نبوی در سازماندهی امور مسلمانان، برقراری عدالت و حفاظت از دین و دنیا می‌باشد. علاوه بر اینکه یک قدرت سیاسی است، مسئولیتی عظیم است که حاکم در برابر خداوند به نمایندگی از امت بر عهده دارد، بر اساس شرایط مشخص و اصول واضح که دولت اسلامی را قادر می‌سازد امت را به سوی توانمندسازی، ثبات و پیشرفت رهبری کند. خلافت به این معناست که امت توسط شریعت خداوند حکومت می‌شود، عدالت در آن اجرا می‌گردد، مصالح آن با حکمت اداره می‌شود و در رهبری و سیاست از سنت‌های پیامبران پیروی می‌شود.

دارایی عمومی در خلافت راشده: امانت دولت و ترازوی عدالت دارایی عمومی در خلافت راشده منبعی سیاسی نبود که بر اساس هوس‌های حاکم اداره شود و نه خزانه‌ای خصوصی که برای تثبیت نفوذ یا خرید وفاداری‌ها به کار رود، بلکه امانتی شرعی در گردن دولت بود که طبق احکام مشخص جمع‌آوری و در مصارف معین تحت نظارت وجدان جمعی و روح مشورت صرف می‌شد. دولت در تصور اولیه خود مالک ثروت نبود، بلکه وکیل آن بود که آن را به نفع امت مدیریت می‌کرد. اولاً: مفهوم جانشینی مالی در دیدگاه اسلامی، مال ملک خداوند متعال است و مردم در آن جانشین هستند. از این تصور، فهم عمیقی از ماهیت دارایی عمومی شکل گرفت: این حق شخصی خلیفه نیست و نه امتیازی برای نخبگان، بلکه حقی مشترک است که توسط قواعد شریعت اداره می‌شود. بنابراین خلفای راشدین با بیت‌المال با منطق مسئولیت سنگین برخورد می‌کردند، نه منطق امتیاز سیاسی. و تمایز بین دارایی خصوصی و دارایی عمومی حتی در ریزترین جزئیات واضح بود. ثانیاً: بیت‌المال... یک نهاد و نه خزانه‌ای شخصی "بیت‌المال" به عنوان نهادی شکل گرفت که در آن منابع دولت از زکات، خراج، جزیه و سایر منابع مشروع جمع‌آوری می‌شد. اما مهم‌ترین ویژگی این نهاد نه حجم منابع، بلکه روش مدیریت آن بود: کنترل در جمع‌آوری، عدالت در توزیع و شفافیت در مصرف. دارایی‌ها برای خود ذخیره نمی‌شدند، بلکه برای تحقق اهداف عدالت و همبستگی، رفع نیازهای جامعه و تأمین منافع عمومی به کار گرفته می‌شدند. ثالثاً: عدالت در توزیع سیاست مالی در خلافت راشده بر اصل تحقق کفایت، حمایت از ضعیفان و تضمین حداقل زندگی شرافتمندانه استوار بود. هدف تنها افزایش درآمدها نبود، بلکه ایجاد تعادل اجتماعی بود. دارایی عمومی ابزاری برای ثبات داخلی بود، زیرا اگر عادلانه توزیع شود، تفاوت‌های ناعادلانه کاهش یافته و دلایل نارضایتی و آشوب تضعیف می‌شود. رابعاً: نظارت و پاسخگویی یکی از ویژگی‌های برجسته مدیریت دارایی عمومی در آن زمان حضور نظارت اخلاقی و اجتماعی بود. خلیفه درباره دارایی خود پاسخگو بود، در بخشش‌هایش بازبینی می‌شد و در صورت وجود نقص مورد محاسبه قرار می‌گرفت. این آگاهی جمعی هرگونه تجاوز در دارایی عمومی را خطری جدی برای مشروعیت خود حاکم می‌ساخت. دارایی منبعی سیاسی بی‌طرف نیست، بلکه معیار اعتماد بین دولت و امت است. خامساً: زهد سیاسی و حفاظت از پاکدامنی زهد شخصی بسیاری از رهبران آن دوره در تثبیت قداست دارایی عمومی نقش داشت. وقتی مردم می‌دیدند که رهبرشان زندگی معتدلی دارد و از تجملات دور است، اطمینانشان افزایش می‌یافت که دارایی عمومی به نفع امت و نه به نفع قدرت اداره می‌شود. این بعد اخلاقی تنها مسأله‌ای شخصی نبود، بلکه عنصری حیاتی در ایجاد مشروعیت دولت بود. در پایان: دارایی عمومی به عنوان آزمونی برای حکومت تجربه دارایی عمومی در خلافت راشده نشان می‌دهد که قدرت دولت تنها با حجم خزانه‌اش سنجیده نمی‌شود، بلکه با روش مدیریت آن مورد سنجش قرار می‌گیرد. اگر دارایی به ابزاری برای انحصار تبدیل شود، حکومت را فاسد می‌کند و اگر به عنوان امانتی عادلانه اداره شود، اعتماد را تقویت و ثبات را برقرار می‌سازد. بدین ترتیب دارایی عمومی یکی از ستون‌های حکومت راشده بود: منبعی که به جامعه خدمت می‌کرد، نه وسیله‌ای که به قدرت خدمت کند.

امام ابن القیم رحمه الله می‌گوید: «و به حکمت خداوند متعال بنگر که چرا پادشاهان بندگان و امرای آنان و والیانشان را از جنس اعمالشان قرار داد، بلکه گویی اعمالشان در چهره والیان و پادشاهانشان ظاهر شده است؛ اگر راست‌کار باشند، پادشاهانشان نیز راست‌کارند و اگر عادل باشند، بر آنان عدالت می‌شود، و اگر ستمگر باشند، پادشاهان و والیانشان نیز ستمگرند و اگر در آنان مکر و فریب ظاهر شود، والیانشان نیز چنین‌اند، و اگر حقوق خدا را از آنان دریغ کنند و در آن بخل ورزند، پادشاهان و والیانشان نیز حقوقی را که نزد آنان دارند منع می‌کنند و آن را بر آنان تحمیل می‌کنند، و اگر از کسانی که ضعیف می‌پندارند مال بگیرند که در رفتارشان سزاوار آن نیستند؛ پادشاهان نیز مال ناحق از آنان می‌گیرند و مالیات‌ها و وظایف را بر آنان تحمیل می‌کنند و هرچه از ضعیف می‌گیرند، پادشاهان به زور از آنان می‌گیرند؛ پس کارگزارانشان در چهره اعمالشان ظاهر شده‌اند.»