نکته برداری شرح اسفارعلامه
Open in Telegram
👈 تمامی این مطالب، از صوتهای حضرت علامه تقریر شده است. ادمین: زهرا حبیبی مشکینی ایمیل: meshkin51@gmail.com سایت: www.najmeddinamoli.ir
Show more774
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+330 days
Posts Archive
👈 کانال نکته برداری شرح اشارات علامه:
💠 @allamehesharat
https://t.me/+jtHmxv9CkQtlMjU8
👈 کانال نکته برداری از شرح مصباح الأنس حضرت علامه:
@allamehmesbaholons
https://t.me/+itGNnVJfV9I4YzJk
وقت گذاشتم و بخشهایی از قسمتهای مورد نظرم در اسفار، متن عربی را با ترجمه فارسی مرحوم خواجوی تطبیق دادم.
روحشان شاد. زحمت زیادی کشیدند و در هر حال اثر ماندگاری برجای گذاشته اند؛ ولی افسوس و صد افسوس که این ترجمه دارای اشکالات فاحش و غیر قابل اغماضی است.
و صد افسوس بالاتر که متأسفانه کسی در فکر احیای این متون و ارائه ی ترجمه ای دقیق و منطبق با متن عربی، نیست.
افسوس و صد افسوس که حوزه و دانشگاه ما به فنا رفته و نه طلاب حوزه های علمیه ی ما در حد اسفار و فصوص و فتوحات اند؛ نه دانشگاهیان ما.
افسوس و صد افسوس که این گنجینه های عمیق و دقیق و مبنایی و اصولی کشور قدرتمند ما و میراثهای رصین حکمای ما مغفول و مهجور مانده و انتشاراتی های ما فقط و فقط در فکر چاپ قطع های مجلّل و شکیل اند آنهم در قیمتهای گزاف؛ نه در فکر تصحیح و باز نشر منابع ارزشمند معارف حقه ی الهیه ی ما.
ادمین
یکی از انواع مضاهاتی که بین وحدت و وجود، صورت گرفته، این است که واحد ( عدد یک )، در قالب مثال، یا صورت مثالی تکرار یافته؛ تا بدین طریق، حق، در صور اشیاء ظهور یافته و خلق ایجاد شود.
و نیز اینکه هر عدد، به واحد عاد می شود؛ مثال هست جهت نشان دادن إفناء خلق در قیامت کبری، توسط حق متعال.
و اینکه عدد، در قالب مراتب واحد، تفصیل می یابد، در واقع یک مثال هست ( یک صورت مثالی است )، تا موجودات بتوانند با آن، وجود حق و نعوت جمالی و صفات کمالی او را با این مثال، اظهار کنند.
و اینکه واحد، نصف دوتا ست؛ و یک سوم عدد سه می باشد و یک چهارم عدد چهار، اینها همه، مثال هستند برای نسب و اضافاتی که برای واجب، در جهت قیاس با ممکنات، لازم و ضروری می نماید.
و اینکه عدد، از طریق معدود ظهور می یابد، مثال هست ( یک صورت مثالی است ) جهت ظهور وجودات امکانیه از طریق ماهیات؛ که برخی به شکل حسی وجود می یابند و برخی عقلی. کما اینکه بعضی از این معدودها، در حسّ جا دارند و برخی هم در عقل.
یکی از لطائفی که در عدد هست اینست که:
عدد، با وجودی که غایت تباین با وحدت را داراست، و در عین حال، هر مرتبه از آن، دارای حقیقتی است، با این حال، به خواصی موصوف است که در غیر آن یافت نمی شود....
بخشی از مباحث مورد نظرم در اسفار را که الآن ترجمه کردم در اینجا قرار می دهم،
و بعید می دانم این نمونه مطالب را بشود عمومی منتشر کرد:
👇👇👇
سلام
دیروز سحر که پیام بالا را فرستادم،
پس از خلوتی کوتاه،
به سراغ کتاب شریف اسفار رفته، بارقه هایی از این کتاب دریافت نمودم.
راستش را بخواهید حیطه ی تحقیقاتی بنده، در یک موضوعات خاصی است،
در حوزه ی علوم ارثماطیقی؛
مدتهاست درین زمینه به دنبال سرنخهای برهانی، قرآنی و عرفانی ام.
بی چیز نبوده، ولی با اینهمه محدودیتهایی که برای یک خانم وجود دارد،
در هر زمینه ای، و در هر فضایی،
حقیقتاً کار جانفرسایی بوده و هست.
در هر حال،
بحمدلله سرنخهایی را در کتاب شریف اسفار یافتم.
منتها ترجمه فارسی این کتاب که افاده مفهوم حقیقی نمی کند؛
بنده هم که فرصت ترجمه دقیق و دقیقاً منطبق با متن را ندارم؛
شروح حضرت علامه روحی فداه هم که به این بخشها نرسیده و موجود نیست؛
به شروح بقیه اساتید هم نمی خواهم مراجعه کنم.
و البته نمی دانم آیا استاد صمدی عزیز این قسمتها را شرح کرده اند یا خیر؟
باید جستجو کنم.
اگر یافتم اطلاع می دهم.
از طرفی هم، بنده ساعاتی در تفکر بودم که تقریرات و ترجمه های خود در این زمینه را کجا ثبت کنم؟
وبلاگم؟ ( که البته بنا به دلایلی وبلاگ قبلی را حذف کردم و قصد دارم سایتی برای خود بزنم که هنوز شرایط مالی اش برایم فراهم نشده، و فعلاً وبلاگی در بلاگفا ساخته ام )
در این کانال؟
یا جداگانه برای خودم بنویسم و دفنش کنم؟!
نمی دانم.
لعلّ الله یحدث لک أمراً
و لعلّ الله یحدث لي أمراً
ادمین
سلام
چند روزی بشدت درگیر اسفار بودم.
عزم خودم را جزم کرده بودم روی این کتاب و شرح حضرت علامه، یک کار عمیق و اصولی انجام بدهم.
با سختی و تعب فراوانی، فهرست کاملی از تمامی ابواب و فصول و عناوین کتاب شریف اسفار ملاصدرا فراهم آوردم تا یک اشراف کلی و کامل به این کتاب و محتویات آن داشته باشم تا بتوانم با نظم و برنامه ای منسجم، به مطالعات و تحقیقات هدفمند خود بپردازم.
به چند حقیقت تلخ واقف شدم:
1. شرح اسفار موجود از حضرت علامه که صوتهای آن موجود است و کتابش نیز چاپ شده، بسیار بسیار ناقص تر از آنی است که فکرش را می کردم!
گذشته از اینکه کتابی که از روی صوتها تقریر شده، دارای نواقص و حذفیات فراوانی است؛ این هفت جلد کتاب، شاید حتی یک پنجم کل کتاب شریف اسفار هم نیست!!
نمی دانم آیا واقعا صوتها در همین حد اندک بوده؟ یا نه، کامل بوده ولی تقریر و چاپ یا شبکه ای نشده؟
2. بعد از تهیه و تنظیم کامل و دقیق عناوین و ابواب و فصول اسفار، بر آن شدم تا ترجمه ی این کتاب شریف را هم در اختیار بگیرم، بحمدلله ترجمه اسفار مرحوم خواجوی را یافتم، ولی ... متاسفانه متوجه شدم که یک بخش بسیار حساس از اسفار اربعه مفقود است!!
چه شده؟
ترجمه نشده؟
پی دی اف نشده؟
منتشر نشده؟
چخبر است؟
نمی دانم.
فقط می دانم که قبل از ورود به ماه مبارک ولایت، چتر حمایت بر سرم گسترده شد با حقایقی. ولی همیشه به یک بن بستی باید برخورد کرد.
دیده بر ید قدرتمند آن فیاض علی الاطلاق می گشایم و در این سحر مبارک، از صاحب ولایت، مدد می طلبم بلکه فرجی حاصل شود.
التماس دعای خیر از همه عزیزان
ادمین
https://t.me/+0-gltYyUNLM0ZGJk
کانال نکته برداری دروس شرح فصوص الحکم حضرت علامه
https://t.me/+itGNnVJfV9I4YzJk
کانال نکته برداری دروس شرح مصباح الانس حضرت علامه
اگر خود صاحب حالى كه دانى
وگرنه هرچهام خواهى بخوانى
علوم اصطلاحى نعمت اوست
ولى بى سوز عشقش نقمت اوست
تو را انبار الفاظ و عبارات
چه حاصل مىدهد غير خسارات
چو نبود نور علم يقذف الله
چه انبارى ز الفاظ و چه از كاه
#دیوان_اشعار
این #چهارسفر را که ملاحظه میفرمایید
من الخلق الي الحق
من الحق الي الحق بالحق
من الحق الي الخلق بالحق
من الخلق الي الخلق بالحق
#من_الخلق_الي_الخلق
در این سفر چهارم که حالات انسان، افعال انسان، آثار وجودی انسان نیتی که برآورده، قدمی که برداشته.
هرچه، و آنچه که از او صادر شده، ولو یک لب زدن در غیاب یک بنده خدا.
آنجا میبینی که لبش فروهشته.
#سفرچهارم
#من_الخلق_الي_الخلق
من الخلق که پیداست
الي الخلق، سر انجامشان را میفرماید.
مبداء خلق، منتها هم خلق
يعني ایشان میفرماید که:
انسان این کاره، خلق است، انسان این کاره.
سرانجامت این است.
جزاءً وِفاقاً.
که عمل شما نفس جزایتان است
جزایتان نفس عمل شماست.
و ببین که خودت را چگونه داری می سازی.
صورت خلق را در عوالم برایش بیان میکند، اینجا هم برایش که اگر کشف غطاء و حجاب برایش بشود، يوم تبلي السرائر او برایش قيام بکند،
میبیند که هر کسی به چه ملکاتی ساخته شده است.
انسان کامل در #سفرچهارم، یک نشانه ایی دارد که هر کسی سر بلند نکند که بگوید که من خلیفه الله هستم.
من خلیفه رسول الله هستم.
و قلب من وعاء حقائق قرآن است.
آخر این نشانهایی دارد، علامتی دارد.
آن #نشانه و #علامت این است که چنین کس، میبایستی مبيّن حقائق اسماء باشد.
این را میخواهیم در سفر چهارم.
مبيّن حقائق اسماء باشد.
این چنین که از تاروپود وجود اشیاء با خبر بوده باشد.
#سفرچهارم:
حالا در سفر چهارم
#من_الخلق_الي_الخلق
چه میخواهد؟
این خیلی کار است.
این کار نفوس مکتفیه است.
این کار همان سفرای الهی است.
این کار کسانی است که، عرفای بزرگ و ارزشمند و توانای ما.
ما همچون سندی ندادیم که باید تمام علوم و معارف همه را بخواهیم از راه صغری و کبری و قیاس منطقی و اینها به دست بیاوریم، نخیر همچین نیست که طرق کسب معارف منحصر بوده باشد به #علم_میزان.
همچون نیست که معارف، حقایق، همه از راه قواعد منطقی به دست بیاید، اما این معنایش این نیست که بنده ای که نفس مکتفی ندارم مثلا بیایم اعراض از علوم و معارف کنم.
جَهَله ی صوفیه، بله یک مقدار به راه میافتند نمی توانند به جایی برسند
رخش میباید تن رستم کشد
پر دلی باید که بار غم کشد
نمیتوانند بکشند بعد میبینی که به یک مثلاً ایدههایی، خواستههایی، به یک جهاتی دلخوش می کنند نه آقا جان
ره چنان رو که رهروان رفتند
ره چنان رو که رهروان رفتند
