نکته برداری شرح اسفارعلامه
Open in Telegram
👈 تمامی این مطالب، از صوتهای حضرت علامه تقریر شده است. ادمین: زهرا حبیبی مشکینی ایمیل: meshkin51@gmail.com سایت: www.najmeddinamoli.ir
Show more774
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+330 days
Posts Archive
👈 در فلسفه طبیعی، افلاک مجسمه فرضی اهل هیئت آمده رسوخ کرده در فلسفه؛ آنوقت متفرعاً بر افلاک فرضی مجسمه در فلسفه، فرضیاتی فرمودند.
درست است که زمین را متحرک می بینیم.
ما طلب داریم از فلسفه اثبات فلک جسمانی، آسمان جسمانی را. به چه نحو؟
یکی در ربط حادث به قدیم است؛ ربط کثرت به وحدت؛ ( عقل، صادر نخستین) از عقل فلکی آفریده شده.
افلاک نُه گانه را از هیئت برداشتید بردید فلسفه.
فلک نهم را عقل اول گذاشتید و فلک مجسم درست کردید. درست شده؟ هیهات.
حالا اگر بگوییم حرکت جوهری، نحوه حرکت استداری زیر سر کیست؟
👈 پس حرکت اولی چیست؟
حرکت وضعی و انتقالی زمین.
حرکت وضعی به سوی مشرق است.
خیال می کند ستارگان به مغرب می روند.
اینها را فلک جسمانی و آسمان ریاضی درست نکرده.
در فن ریاضی، مجسطی بطلمیوس صریحاً می گوید ما به فلک آسمانی، فلک جسمانی کاری نداریم. ما که می گوییم فلک، یعنی مدارات کواکب و دوائر.
شیخ هم در طبیعیات شفا می گوید: ستارگان و این فلک و اینها مثل ماهی در آب اند.
اگر به فلک مجسم و فلک آسمانی کاری ندارید پس این حرفهای هیئت را که آورده؟
هیوی می گوید: فلک ریاضی که هیئت غیر مجسمه است اینها را در مقام تعلیم و سهولت تفهیم فرض کردیم.
اثبات فلک مجسم طبیعی را کاری نداریم.
👈 محدد جهات.
جهات که بالذات صیغه جمع است، دو جهت است:
عِلو مطلق
سِفل مطلق.
چون می بینیم سنگ از بالا می آید پایین.
دود از پایین می رود بالا.
علو و سفل مطلق اند.
یمین و یسار و خلف و قدام، اینها اعتباری اند. از او اعتبار می شوند.
در نمط 2 اشارات خواندیم که فلک نهم این علو و سفل مطلق را آورده. آسمان جسمانی آورد. که هرچه سبک است به سوی خود می کشاند و هرچه سنگین است پرت می کند می آید به مرکزش که زمین است.
قوه جاذبه کافی است برای اثبات دو جهت.
👈 حرکت استداری را زیر سر معدل النهار، فلک الافلاک، فلک نهم می دانند که فلک مجسم است. یعنی آسمان جسمانی است.
حرکت، متحرک می خواهد، محرک می خواهد.
جسم کل معدل النهار است.
فلک الافلاک، فلک اطلس، فلک نهم.
به حرکت استداری باید اثبات فلک الافلاک و جسم کل بشود. که گرداننده حرکت اولی است که همه از مشرق به مغرب می روند.
حرکت اولی را بگذاریم گردن فلک نهم.
👈 اینها همه مربوط به واجب تعالی است. و او علة العلل است.
واسط، ربط حادث به قدیم است.
حالا ما می خواهیم بگوییم واسطه حرکت جوهری است. آیا باید حرکت استداری را برداریم؟ اینکه راه ندارد.
👈 حرکت نمی تواند غیر متناهی باشد چون بُعد متناهی است. و حرکت استقامی انعطافی را هم برهان نمی گذارد و نمی شود حادث امروز را بلامتوسط نسبت داد. و بلاواسطه به علت تامه قدیم ازلی نسبت داد؛ پس باید واسطه را حرکت استداری سرمدی گرفت.
👈 بُعد، متناهی است.
برای تناهی ابعاد، ادله کافی نمی باشد.
چون بُعد متناهی است؛ حرکت استقامی نمی شود. اگر یک حرکت باشد، بُعد متناهی است، نمی شود.
👈 ماه و خورشید و کواکب، حرکتشان استقامی نمی شود. حرکت استداری باید باشد.
👈 نسبت حادثهای جدید به قدیم، ربط حادث به قدیم است ( با سبق عدم )،
پیدایش کثرت از وحدت است.
👇 نکته برداری از اسفار جلد دو، فصل 39:
عنوان:
حدوث هر حادث زمانی نیازمند حرکت دوریه ی غیر منقطعه است.
👆 این عناوین منطبق با فرمایش حضرت علامه در نکته 893 از هزار و یک نکته چیده شده است.
بنا به تصحیح ایشان، اسفار 11 مرحله دارد و 10 موقف و 11 باب.
مراحل، در الهیات اعم و جواهر و اعراض است؛
و مرحله یازدهم آن فقط در جوهر و اعراض است.
مواقف، در الهیات اخص است؛
ابواب، در نفس و معاد است.
👈 سفر چهارم (از خلق به سوی خلق)
پیرامون علم النفس:
یازده باب:
* احکام عامه نفس
* ماهیت نفس حیوانی
* قوای نباتی
* نفوس جزئیه
* ادراکات باطنی
* تجرد نفس ناطقه
* نسبت نفس ناطقه به عالم طبیعت
* ابطال تناسخ نفوس و ارواح
* شرح برخی ملکات نفس انسانی
* معاد روحانی، سعادت عقلی و شقاوت
* معاد جسمانی
👈 سفر سوم ( از حق به خلق )
پیرامون علم الهی:
* احوال مبدأ و مواقف عشره آن:
موقف اول: واجب الوجود، انیت و ماهیت
موقف دوم: صفات حق تعالی
موقف سوم: علم حق تعالی
موقف چهارم: قدرت حق متعال
موقف پنجم: حیّ بودن حق متعال
موقف ششم: سمیع بودن حق متعال
موقف هفتم: متکلم بودن حق متعال
موقف هشتم: رحمت واسعه حق متعال
موقف نهم: فیض حق متعال
موقف دهم: دوام جود مبدأ اول و ازلیت قدرت حق متعال
👈 سفر دوم (از حق، در حق، به سوی حق با حق)
اقسام جواهر و اعراض:
* جوهر و عرض
* اقسام جواهر
* احکام جواهر
* تجوهر اجسام طبیعی
* هیولی و صورت
* طبایع خاصه ی اجسام
* طبیعت و علم طبیعی
👈 سفر اول (از خلق به سوی حق)
پیرامون طبیعت وجود و عوارض ذاتی آن است:
مرحله اول:
* وجود و اقسام آن
* اصول کیفیات و عناصر عقود
* نشأه ی اُخرای وجود
مرحله دوم:
* احکام وجود
* عدم و احکام آن
مرحله سوم:
* جعل
مرحله چهارم:
* ماهیت و لواحق آن
مرحله پنجم:
* وحدت و کثرت و لواحق آن
مرحله ششم:
* علت و معلول
مرحله هفتم:
* قوه و فعل
مرحله هشتم:
* موضوع حرکت، احوال و احکام آن
مرحله نهم:
* قدم و حدوث و اقسام تقدم و تأخر
مرحله دهم:
* عقل و معقول و عاقل
مرحله یازدهم:
* عدد مقولات ( کمّ و کیف و مقولات عرضیه )
