en
Feedback
وطنِ پرستو بهار است 🇵🇸

وطنِ پرستو بهار است 🇵🇸

Open in Telegram

رنج؟ درد؟ سختی؟ این کلمات از آن زنده‌هاست و سری که رنج و درد و تعهد ندارد به دنبال سرگرمی می‌گردد..‌‌. . https://t.me/hitecmytec/786 . ارتباط با ادمین https://telegram.me/BChatBot?start=sc-196465-KCV3eN2

Show more
346
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
ایام فاطمیه‌ی سال ۹۰ بود، همسر حاج حسن خلج مداح اهل‌بیت از دنیا که رفت ایشان مراسم ترحیم همسرشان را نذر حضرت زهرا کردند و خود به عنوان مستمع در آن حاضر شدند. مراسم بی آن‌ که تبلیغات مرسوم و اطلاع‌رسانی گسترده‌ای داشته باشد با حضور جمع زیادی از محبین اهل‌بیت و مداحیِ مداحان نام‌دار و شاخص کشور و تهران برگزار شد. در میانه‌ی مراسم، حاج سعید حدادیان ضمن دعوت حاج حسن خلج از وی خواست دقایقی خودشان برای حضار روضه بخوانند. و شد آن‌چه شد؛ یکی از عمیق ترین و ماندگارترین روضه‌هایی که ایشان برای فاطمیه خواندند و خاطره و اثر آن پس از سال‌های سال در خاطر هیئتی‌ها مانده. خداوند بیامرزد زوجه‌ی حاج حسن خلج را... برکت و پیوند خوردن به اهل‌بیت این‌چنین است. و شاید بی‌راه نباشد که پیش‌شرط منشأ اثر بودن اخلاص خدشه ناپذیری باشد که «من» را از میان برده باشد، یعنی همسر «منی» و «منی» وجود ندارد و در واقع اثر و اثرگذار از هرچه «منیت» تهی شده تا موثر واقع شود و به روح جمعی برسد. و چیزی می‌آفریند که مثل اکثر مراسمات این‌چنینی تکرار «لحظه‌ی اکنون» نیست و متفاوت می‌نماید.

گفتن ندارد! کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد! گفتن ندارد! نامرد مردم! حق علی و فاطمه خوردن ندارد! مادر به خود گفت؛ شاید کسی کاری به کار زن ندارد! من از نبی ام! حتما کسی کاری به کار من ندارد! افتادن زن، در پیش چشم دیگران، دیدن ندارد! برخیز مادر! برخیز مادر! زینب پناهی غیر این دامن ندارد! وقتی حسینم، در لحظه‌ی گودال پیراهن ندارد... گفتن ندارد...

گفتن ندارد...

گفتن ندارد...

هر جنایتی که در غرب رخ داده در غزه دارد تکرار میشود. از اردوگاه اجباری تا بزرگترین زندان. از بچه کشی تا بمب فسفری. از دزدیدن تا هلوکاست ادعایی. انگار خلاصه تاریخ معاصر غرب است. پس چه شد بهشت؟ آیا اسراییل یک استثناست؟ به صد سال گذشته نگاه کنیم. فاشیسم؟بهتر از خود هیتلر دارد. کمونیسم؟ اصلا مهاجران اولیه کیبوتس (نوعی دهکده های اشتراکی) چپ بودند و هستند. لیبرال دموکراسی؟ به خودش میگوید تنها دموکراسی خاورمیانه! حکومت مذهبی و اجرای شریعت؟ در نهایت اقتدار! رژه همجنس بازان؟ در انواع گوناگون. علم و فناوری؟ مجهزترین. سنت گرایی؟ افتخارش. سکولاریسم؟ مدعی ترین. ملت سازی؟ قویترین نمونه. آپارتاید؟ بهترین نمایش. اسرائیل استثنا نیست، معجزه تمدن غرب است. همه بدی هایش و همه دستاوردهایش را جمع کرده. اسرائیل فرزند اروپا و آمریکاست. چرا پدر از فرزندش حمایت نکند؟! اسرائیل صادرات این تمدن به شرق است. و محصولی است که همه ادعاهای غرب را رسوا میکند. نژادپرستی کثیفشان، استعمار پلیدشان، دروغهای آزادیشان، مردمی نبودنشان، عقب ماندگی مردمشان، نتیجه فناوریشان، چهره واقعیشان. صحنه دیگر روشن روشن روشن است. جایی برای شک نیست. اگر هنوز نفهمیدی بعید است بفهمی. حتی بخشی از خودشان هم فهمیدند و به خیابان ها آمدند، چه برسد به من و تویی که نقش مرغ بریان داریم. باید چند بار اشتباه بکنند تا بفهمی؟ یک جنگ جهانی؟ دو جنگ جهانی؟ فاشیسم؟ کمونیسم؟ لیبرالیسم استعمار گر؟ چند جنگ دیگر میخواهی؟ چند میلیون کشته میخواهی؟ چند اسرائیل میخواهی تا بفهمی این تمدن مریض است. به موبایل و ماهواره و هواپیما نیست. که همان ها هم در راستای توسعه بمب و موشک اند. بله، اسراییل غده سرطانی است اما به یک بدن سرطان ساز وصل است. این تمدن ریشه مرض است. تمدنی که ایستاده برای تکه تکه کردن ما دست میزند. #سلمان_معمار

حالا فقط یک خوب مانده. نه فاشیسمی نه کمونیسمی. همه بدها مردند. زنده باد پادشاه. اما غافل از اینکه چوپانی که گرگ را شکست داده قصاب محل است. دنیای تک قدرتی مثل سفره تک نفره است، تفاوتی ندارد وقتی قرار است مرغ بریان باشی. ارباب جدید قوی تر، مجهز تر، فناورتر، عالم تر، سیاس تر، مدرن تر، قانونی تر، و رویا سازتر بود و امپراطور شد.  این بود بهشت ما؟ اما هنوز بودند کسانی که امید داشتند این درخت میوه بدهد. تا جنگ غزه. سال 2023 سال مهمی است. دنیای غرب خیلی پیشرفت کرده. آیفون و کامپیوتر و فضا پیما ساخته. اما چه کسی باورش میشود جلوی چشم دوربین ها اسرائیل 15 هزار نفر را قتل عام کند! رسما و با پوشش زنده به بیمارستان ها حمله کند. هر روز و هر ساعت بچه ها را تکه تکه کند. 5000 بچه را بمباران کند. ساکنین یک منطقه را کاملا بیرون کند. چند برابر بمب اتم هیروشیما بمب بریزد. از اصطلاح "فرش کردن" برای بمباران استفاده کند. و همه اینها برای گرفتن سرزمینی که متعلق به خودش هم نیست. عجیب نیست؟! نه تنها هیچ قانون و رسانه و قدرت و اراده ای جلوی اسرائیل را نمی گیرد بلکه اروپا و آمریکا و غرب تمام قد عرقش را خشک میکنند. فلسطینی از ته قلبش فریاد میزند: حسبنا الله. فقط خدا برایش مانده. غزه هیروشیمای امروزست. دیوار برلین هم دارد. بزرگترین کوره آدم سوزی شده. زندان بی آب و غذا. کتاب میسوزانند تا نان بخورند. غزه یک جهان جنگ است. 👇👇

اما فقط چند سال بعد همان فاجعه ضرب در صد تکرار شد! دقت کنید جنگ جهانی دوم از ایران شروع نشد، از چین و هند و آفریقا نبود. آتش از قلب اروپا گر گرفت. نه توسط مشتی عقب مانده، توسط یکی از پیشروترین احزاب آلمان، توسط باهوش ترین نخبگان، انبوهی دانشمند، هزاران کارگر، دیگر هیچ کس نمی توانست انکار کند ماشین جنگی هیتلر دستاورد مدرنیسم است. کثافت در خود خانه ریشه داشت. ولی بزرگترین شگفتی در صحنه باشکوه پایانی رخ داد: یک جرقه کوچک، یک قارچ بزرگ و تبخیر ده ها هزار نفر در چند ثانیه! علم خالص. بمب اتم نقطه عطف است. خروجی دانش، سیاست، دموکراسی، نوآوری، مدیریت و در یک کلمه تمدن غرب. آن هم نه توسط آلمانی های بد، بلکه توسط آمریکایی های خوب. صدای این جنگ دیوانه وار بی معنا ناشنواترین وجدان ها را هم بیدار کرد. به کجا میرویم؟! قداست علم و رنسانس و … ریخت. این بود بهشت انسان ساز، دست یافتنی و درست شدنی؟ دهه 40 دهه خیلی مهمی است. در همین تهران خودمان ایده سازمان ملل پا گرفت.  یعنی همزمان که کشور بیطرف ما را اشغال کردند و شاهش را  مثل بردگان دور انداختند درباره بهبود رفتارشان تصمیم گرفتند. گفتند اشتباه شده، آدمست دیگر. امان از این آلمانی های شیطون. کاریه که شده، چند میلیون هم کشته شدند. عوضش درس میگیرم. قانون مینویسیم. سازمان ملل میسازیم. حتی برای جنگ هم اصول میگذاریم. سلاح ممنوعه میگذاریم. دنیا تغییر کرده و همه چیز دست یافتنی است و درست میشود. پنج سال بعد در 1948 اسرائیل را در سازمان ملل به عنوان کشور اعلام کردند. اما از همان فردای خودکشی هیتلر چپ ها به عنوان پاسخ اشتباهات وارد شدند. راست ها هم که حاضر و کل دنیا را در جنگی گسترده و طولانی تر از جنگ جهانی کشیدند. شوروی حکومت ابلهی نبود. مجموعه ای از نوابغ با ایده هایی انسانی و عظیم. پیشرفت علمی و نظری درخشان. آمریکا هم از آن سو همینطور. از هواپیما و موشک تا فناوری ترور و کودتا و جاسوسی و پروپاگندا. این بود نتیجه پیشرفت؟ هر نقطه زمین حتی غارها در کوه های افغانستان هم گوشت قربانی شد. میلیون ها نفر مهره های بازی بزرگان شدند تا بالاخره یکی وا داد. دهه 90 دهه بسیار مهمی است. صحنه ریختن دبوار برلین یادآور رنسانس بود. آزادی انسان و بهشتی دست یافتنی. این بار دیگر همه چیز درست میشود. کمونیسم هم ایده های اشتباه یک آلمانی بود. سه سال بعد در نروژ کلینتون با رونمایی از عرفات صلح جو مشکل بزرگ اسراییل را از بیخ حل کرد. 👇👇

هر جنایتی که در غرب رخ داده در غزه دارد تکرار میشود. از اردوگاه اجباری تا بزرگترین زندان. از بچه کشی تا بمب فسفری. از دزدیدن تا هلوکاست ادعایی. انگار خلاصه تاریخ معاصر غرب است. پس چه شد بهشت؟ آیا اسراییل یک استثناست؟ به صد سال گذشته نگاه کنیم. فاشیسم؟بهتر از خود هیتلر دارد. کمونیسم؟ اصلا مهاجران اولیه کیبوتس (نوعی دهکده های اشتراکی) چپ بودند و هستند. لیبرال دموکراسی؟ به خودش میگوید تنها دموکراسی خاورمیانه! حکومت مذهبی و اجرای شریعت؟ در نهایت اقتدار! رژه همجنس بازان؟ در انواع گوناگون. علم و فناوری؟ مجهزترین. سنت گرایی؟ افتخارش. سکولاریسم؟ مدعی ترین. ملت سازی؟ قویترین نمونه. آپارتاید؟ بهترین نمایش. اسرائیل استثنا نیست، معجزه تمدن غرب است. همه بدی هایش و همه دستاوردهایش را جمع کرده. اسرائیل فرزند اروپا و آمریکاست. چرا پدر از فرزندش حمایت نکند؟! اسرائیل صادرات این تمدن به شرق است. و محصولی است که همه ادعاهای غرب را رسوا میکند. نژادپرستی کثیفشان، استعمار پلیدشان، دروغهای آزادیشان، مردمی نبودنشان، عقب ماندگی مردمشان، نتیجه فناوریشان، چهره واقعیشان. صحنه دیگر روشن روشن روشن است. جایی برای شک نیست. اگر هنوز نفهمیدی بعید است بفهمی. حتی بخشی از خودشان هم فهمیدند و به خیابان ها آمدند، چه برسد به من و تویی که نقش مرغ بریان داریم. باید چند بار اشتباه بکنند تا بفهمی؟ یک جنگ جهانی؟ دو جنگ جهانی؟ فاشیسم؟ کمونیسم؟ لیبرالیسم استعمار گر؟ چند جنگ دیگر میخواهی؟ چند میلیون کشته میخواهی؟ چند اسرائیل میخواهی تا بفهمی این تمدن مریض است. به موبایل و ماهواره و هواپیما نیست. که همان ها هم در راستای توسعه بمب و موشک اند. بله، اسراییل غده سرطانی است اما به یک بدن سرطان ساز وصل است. این تمدن ریشه مرض است. تمدنی که ایستاده برای تکه تکه کردن ما دست میزند. #سلمان_معمار

حالا فقط یک خوب مانده. نه فاشیسمی نه کمونیسمی. همه بدها مردند. زنده باد پادشاه. اما غافل از اینکه چوپانی که گرگ را شکست داده قصاب محل است. دنیای تک قدرتی مثل سفره تک نفره است، تفاوتی ندارد وقتی قرار است مرغ بریان باشی. ارباب جدید قوی تر، مجهز تر، فناورتر، عالم تر، سیاس تر، مدرن تر، قانونی تر، و رویا سازتر بود و امپراطور شد.  این بود بهشت ما؟ اما هنوز بودند کسانی که امید داشتند این درخت میوه بدهد. تا جنگ غزه. سال 2023 سال مهمی است. دنیای غرب خیلی پیشرفت کرده. آیفون و کامپیوتر و فضا پیما ساخته. اما چه کسی باورش میشود جلوی چشم دوربین ها اسرائیل 15 هزار نفر را قتل عام کند! رسما و با پوشش زنده به بیمارستان ها حمله کند. هر روز و هر ساعت بچه ها را تکه تکه کند. 5000 بچه را بمباران کند. ساکنین یک منطقه را کاملا بیرون کند. چند برابر بمب اتم هیروشیما بمب بریزد. از اصطلاح "فرش کردن" برای بمباران استفاده کند. و همه اینها برای گرفتن سرزمینی که متعلق به خودش هم نیست. عجیب نیست؟! نه تنها هیچ قانون و رسانه و قدرت و اراده ای جلوی اسرائیل را نمی گیرد بلکه اروپا و آمریکا و غرب تمام قد عرقش را خشک میکنند. فلسطینی از ته قلبش فریاد میزند: حسبنا الله. فقط خدا برایش مانده. غزه هیروشیمای امروزست. دیوار برلین هم دارد. بزرگترین کوره آدم سوزی شده. زندان بی آب و غذا. کتاب میسوزانند تا نان بخورند. غزه یک جهان جنگ است. 👇👇

اما فقط چند سال بعد همان فاجعه ضرب در صد تکرار شد! دقت کنید جنگ جهانی دوم از ایران شروع نشد، از چین و هند و آفریقا نبود. آتش از قلب اروپا گر گرفت. نه توسط مشتی عقب مانده، توسط یکی از پیشروترین احزاب آلمان، توسط باهوش ترین نخبگان، انبوهی دانشمند، هزاران کارگر، دیگر هیچ کس نمی توانست انکار کند ماشین جنگی هیتلر دستاورد مدرنیسم است. کثافت در خود خانه ریشه داشت. ولی بزرگترین شگفتی در صحنه باشکوه پایانی رخ داد: یک جرقه کوچک، یک قارچ بزرگ و تبخیر ده ها هزار نفر در چند ثانیه! علم خالص. بمب اتم نقطه عطف است. خروجی دانش، سیاست، دموکراسی، نوآوری، مدیریت و در یک کلمه تمدن غرب. آن هم نه توسط آلمانی های بد، بلکه توسط آمریکایی های خوب. صدای این جنگ دیوانه وار بی معنا ناشنواترین وجدان ها را هم بیدار کرد. به کجا میرویم؟! قداست علم و رنسانس و … ریخت. این بود بهشت انسان ساز، دست یافتنی و درست شدنی؟ دهه 40 دهه خیلی مهمی است. در همین تهران خودمان ایده سازمان ملل پا گرفت.  یعنی همزمان که کشور بیطرف ما را اشغال کردند و شاهش را  مثل بردگان دور انداختند درباره بهبود رفتارشان تصمیم گرفتند. گفتند اشتباه شده، آدمست دیگر. امان از این آلمانی های شیطون. کاریه که شده، چند میلیون هم کشته شدند. عوضش درس میگیرم. قانون مینویسیم. سازمان ملل میسازیم. حتی برای جنگ هم اصول میگذاریم. سلاح ممنوعه میگذاریم. دنیا تغییر کرده و همه چیز دست یافتنی است و درست میشود. پنج سال بعد در 1948 اسرائیل را در سازمان ملل به عنوان کشور اعلام کردند. اما از همان فردای خودکشی هیتلر چپ ها به عنوان پاسخ اشتباهات وارد شدند. راست ها هم که حاضر و کل دنیا را در جنگی گسترده و طولانی تر از جنگ جهانی کشیدند. شوروی حکومت ابلهی نبود. مجموعه ای از نوابغ با ایده هایی انسانی و عظیم. پیشرفت علمی و نظری درخشان. آمریکا هم از آن سو همینطور. از هواپیما و موشک تا فناوری ترور و کودتا و جاسوسی و پروپاگندا. این بود نتیجه پیشرفت؟ هر نقطه زمین حتی غارها در کوه های افغانستان هم گوشت قربانی شد. میلیون ها نفر مهره های بازی بزرگان شدند تا بالاخره یکی وا داد. دهه 90 دهه بسیار مهمی است. صحنه ریختن دبوار برلین یادآور رنسانس بود. آزادی انسان و بهشتی دست یافتنی. این بار دیگر همه چیز درست میشود. کمونیسم هم ایده های اشتباه یک آلمانی بود. سه سال بعد در نروژ کلینتون با رونمایی از عرفات صلح جو مشکل بزرگ اسراییل را از بیخ حل کرد. 👇👇

آیا اسرائیل یک استثناست؟ وقتی اولین هواپیما از زمین کنده شد همه چیز تغییر کرد. آدم از زمین فاصله گرفت و به آسمان رسید. جایی که فقط پاپ ازش خبر داشت حالا با آهن و چوب و موتور دست یافتنی شد. و در آن بالا چندان نشانه ای هم از ملایک نبود. وقتی نور لامپ ادیسون شب های شهر را روشن کرد دیگر نیازی به دعای طلوع خورشید نبود. وقتی صدای گراهام بل بدون کمک کشیش ها با یک سیم به دیگری رسید وقتی سیاست توانست بدون دستور کلیسا قدرت پادشاه را محدود کند همه فهمیدند قرن جدید قرن اعجاز انسان غربی است. دینی تازه ظهور کرده بود؛ علم. با پیامبرانی که در اتاق هایشان معجزه میکردند و انجیل مینوشتند. بشر اروپایی انگار بالغ شده و بند های قدیمی را پاره کرده و با سرعت میدوید. دنیای پوسیده قدیم غرق شده بود و کشتی ها دنیاهای جدید را کشف میکردند. به نظر میرسید پاسخی که گذشتگان در سماوات دنبالش بودند همینجا بوده: انسان. بهشت هم همینجاست، همه چیز دست یافتنی و درست شدنی می نمود. اما این رویا دیری نپایید. ما خیلی خوش اقبالیم که بعد از جنگ جهانی به دنیا آمدیم. تصور کنید تمام قدرت های جهان با هم بجنگند. آمریکا و روسیه و آلمان و فرانسه و اروپا و آسیا و آفریقا همه قاره ها صحنه نبرد بشود. میلیون ها آدم بمیرند. هزاران تن بمب ریخته شود. تمام اقتصاد فروبپاشد و چند نسل بر باد بروند. شوخی نیست، ابعاد این فاجعه در سطح تاریخ تمدن بشر است. و متاسفانه این فیلم علمی تخیلی واقعی شد. سال 1920 سال بسیار مهمی است. آتش جنگ تمام شده و یک مشت بیچاره مفلوک باقی مانده اند که وقتی زخم هایشان خوب شد متوجه یک زخم بسیار عمیق شدند: این بود نتیجه پیشرفت بشر؟! بی سابقه ترین جنگ دنیا! اینها همان فناوریهایی نبود که فکر میکردیم نجات مان میدهند؟ مگر ما انسان متمدن نبودیم؟ این سوال مثل خوره تمدن غربی را درنوردید و طبق معمول یک جواب تکراری داشت: اشتباه شد. یک آلمانی کثیف خودرای کهنه پرست استثنا بود. اتفاقی نیفتاده، دوباره برمی خیزیم. هنوز همه چیز دست یافتنی و درست شدنی است. البته در همین حین چرچیل و رفقا داشتند خانه های ما را به عنوان غنایم جنگ تقسیم میکردند و گوشه ایش را هم به یهودی ها بخشیدند تا بدهی شان صاف شود. 👇👇

Repost from N/a
یک عبادتگر و بپادارنده‌ی نماز در شبهای تار و قیام کننده‌ی للّه و خاضع و خاشع برای پروردگار است و در محراب عبادت ، این زن جوان مانند اولیای کهن الهی،با خدا راز و نیاز و عبادت میکند.

گل یاس مهربونم، فاطمه چراغ خونم الهی نیاد یه روزی بی تو من زنده بمونم نذار دستام از تو دور شه آرزوم زنده‌به‌گور شه کی میتونه بعد زهرا واسه من سنگ صبور شه یازهرا مادر جان! یازهرا مادر جان! مادر! مادر!

اغلب دستگاه‌های فلسفی و نظریه‌های علوم انسانی مدرن تلاشی برای پاسخ به پرسش از «اکنونیت» و حدود و مختصات آن در نسبت با گذشته و
+6
اغلب دستگاه‌های فلسفی و نظریه‌های علوم انسانی مدرن تلاشی برای پاسخ به پرسش از «اکنونیت» و حدود و مختصات آن در نسبت با گذشته و آینده هستند، تمامی واکنش‌هایی که انسان فلسطینی از ۱۹۴۸ تا به‌حال در برابر پدیده‌ی اشغال سرزمینی داشته؛ از آرمان‌های ناسیونالیستی و پان‌ناسیولیستی دهه‌ی ۶۰-۷۰ میلادی، پیمان‌های کمپ دیوید، اسلو، کنفرانس مادرید تا رویکرد‌های مارکسیستی و جنگ‌های چریکی هیچکدام به اندازه‌ی «مقاومت» ارج و قرب مردان و زنان فلسطینی را بالا نبرده بود. که البته این «فایده» بدون پرداخت «هزینه» به کف نیامده‌است و البته مبارز فلسطینی با آگاهی از حقارتی که از گذشته حمل می‌کند و کنش امروزی او که زندگی را حتی در مرگ و آوارگی طلب می‌کند این هزینه را به متاع جان خریده‌است، همان‌جا که ابوعبیده گفت «ما تصمیم گرفتیم که دیگر یک‌بار بمیریم، نه هرروز.»

فلسطین؛ سرزمین ایمان‌های جوشان و حماسه‌های بی‌پایان...

والله قریبا والله قریبا والله قریبا ...

Repost from N/a
مرا زاهد به دین می‌خواند و کافر به ترسایی به غیر از عاشقی کارِ دگر از من نمی آید فیاض لاهیجی
مرا زاهد به دین می‌خواند و کافر به ترسایی به غیر از عاشقی کارِ دگر از من نمی آید فیاض لاهیجی

بله! ما دزد دریایی هستیم! در دنیایی که شما منادیان صلح و دفاع مشروع‌ اید، و حماس تروریست است! ما هم دزدیم! در دنیایی که شما م
بله! ما دزد دریایی هستیم! در دنیایی که شما منادیان صلح و دفاع مشروع‌ اید، و حماس تروریست است! ما هم دزدیم! در دنیایی که شما مدعیان حقوق بشری واکنش‌تان به قتل‌عام ۱۳هزار انسان خفه‌خون است ما بچه‌های پر سروصدای جنگیم! در دنیایی که صلح معنی تسلیم و سرسپردگی و آوارگی‌ست ما جنگ‌طلبیم اصلا! در دنیایی که قرار است دموکراسی و آزادی‌بیان را از شما مشق کنیم، سعی‌ میکنیم همان مرتجع از غار بیرون نیامده باشیم! بله در این گُه‌دانی ای که شما ساختید ما همانیم که از نجاست شما استقذار می‌کنیم! بله! ما دزدیم! دزد آرامش هر ستمگر مستکبری...