-شغاف-
Open in Telegram
شغاف یعنی غلاف دل، پردهی دل، پوشش دل اگر حرفی بود: http://t.me/HidenChat_bot?start=1705295236
Show more287
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
287
علاوهبر هر چیز که در جستن آنی، آنی. یه هر چیز که در ناشناس بقیه میفرستی، آنی هم وجود داره.
287
پُره حرفم اما یهچیزایی هیچوقت توی کالبد کلمه نمیرن تا بیان بشن، اینا فقط باید چال بشن تو چالهی ناگفتهها. توان لازمه برای بیانشون، به قولِ جناب ابتهاج " قصهها هست ولی طاقت ابرازم نیست".
287
گفت تغییر اعتماد به بیاعتمادی سقوطیه که نمیخوری به کف زمین، تو این فاصلهی افتادن و زمین خوردن بارها میچرخی و از بین میری. اگه شانس بیاری قبل شکستن خودتو پیدا کنی بُردی. گفتم اما خب کار سختیه، فکر کن برگه که از درخت جدا شه دیگه از بین رفته؛ حالا چه پرواز کنه، چه بخوره زمین زرد و مردهست.
287
«بعضیوقتا هم هرچی بخوای بگی اضافهکاریه فقط باید بشینی یهگوشه نگاه کنی، هرچی میخواد بشه، بشه.»
287
کشته شدن احساس توسط منطق، با استدلال بر اینکه همش بهخاطر خودته؛ اینه جنایتی که هر روز در من رخ میده.
287
انقدر "چرا" تو ذهنمه که همشون بیجوابن. سوالهای بیجواب هم همیشه با یه "نمیدونم" بایگانی میشن؛ تموم نمیشن و مثل یه پروندهی باز و منتظر برای به پاسخ رسیدن انبار میشن گوشهی ذهنم؛ ظرفیت بایگانی در مرز انفجاره. باید سر و سامون بدم این سوالهای کهنهی بینتیجه رو، مختومه اعلامشون کنم، بریزم دور، رها کنم.
