en
Feedback
-شغاف-

-شغاف-

Open in Telegram

شغاف یعنی غلاف دل، پرده‌ی دل، پوشش دل اگر حرفی بود: http://t.me/HidenChat_bot?start=1705295236

Show more
287
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
علاوه‌بر هر چیز که در جستن آنی، آنی. یه هر چیز که در ناشناس بقیه می‌فرستی، آنی هم وجود داره.

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ بله آقای شهریار، زور من خسته به طوفان نرسید.

پُره حرفم اما یه‌چیزایی هیچوقت توی کالبد کلمه نمیرن تا بیان بشن، اینا فقط باید چال بشن تو چاله‌ی‌ ناگفته‌ها. توان لازمه برای بیانشون، به قولِ جناب ابتهاج " قصه‌ها هست ولی طاقت ابرازم نیست".

گفت تغییر اعتماد به بی‌اعتمادی سقوطیه که نمی‌خوری به کف زمین، تو این فاصله‌ی افتادن و زمین خوردن بارها می‌چرخی و از بین میری. اگه شانس بیاری قبل شکستن خودتو پیدا کنی بُردی. گفتم اما خب کار سختیه، فکر کن برگه که از درخت جدا شه دیگه از بین رفته؛ حالا چه پرواز کنه، چه بخوره زمین زرد و مرده‌ست.

تو هرکاری می‌کنی که نیازی نباشه کسی کمکت کنه.

https://t.me/erjaf/2302 دوستمون لطف داشتن.

می‌‌دونی الان کجام؟ اونجایی که شاعر گفته" من هر چه بی‌قرارترم، بی‌صداترم".

«بعضی‌‌وقتا هم هرچی بخوای بگی اضافه‌کاریه فقط باید بشینی یه‌گوشه نگاه کنی، هرچی می‌خواد بشه، بشه.»

کشته شدن احساس توسط منطق، با استدلال بر اینکه همش به‌خاطر خودته؛ اینه جنایتی که هر روز در من رخ میده.

داره می‌خونه، غم با من زاده شده منو رها نمی‌کنه. بله، دوراهی‌ها هم من رو.

Repost from -شغاف-
الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ‌السَّلاَمُ.

انقدر "چرا" تو ذهنمه که همشون بی‌جوابن. سوال‌های بی‌جواب‌ هم همیشه با یه "نمی‌دونم" بایگانی میشن؛ تموم نمیشن و مثل یه پرونده‌ی باز و منتظر برای به پاسخ رسیدن انبار میشن گوشه‌ی ذهنم؛ ظرفیت بایگانی در مرز انفجاره. باید سر و سامون بدم این سوال‌های کهنه‌ی بی‌نتیجه رو، مختومه اعلامشون کنم، بریزم دور، رها کنم.

از قیافم تو شبای امتحان میشه میم درست کرد.

از آدما فرار می‌کنی و بین همین آدما دنبال پناه می‌گردی.

Repost from N/a
از آرامش ها بگو، از انتظار وقوع یه خواب بی دغدغه خستم.

Repost from N/a
از پول داشتن‌ها بگو، از انتظار وقوع ایشالا درست میشه‌ها خستم.

Repost from N/a
از قلب مهربانت بگو، من از انتظارِ وقوع لمس قلب مهربانت خستم

Repost from N/a
از ماندنت بگو، من از انتظارِ وقوع رفتنت خستم.

Repost from N/a
از آمدن‌ها بگو از پیوستن ها، از انتظار وقوع رفتن‌ها و گسستن‌ها خسته‌ ام.