SSA Academy
Open in Telegram
Speak Smart Academy ✔️ Pouria Mahzoun English instructor IELTS 8.5 holder TOEFL trainer @poriyaariya1
Show more635
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
635
📚 اصطلاح in someone’s favor:
📌 این اصطلاح به معنی “به نفع بودن” هستش که در مثالهای زیر نحوهی استفاده از اون رو میبینید:
Example:
• It's in my favor to negotiate a higher salary during the job interview.
به نفعمه که تو مصاحبهی شغلی در خصوص حقوق بیشتر مذاکره کنم.
• It's in his favor to solve that complex problem.
به نفعشه که اون مشکل پیچیده رو حل کنه.
• With the upcoming exam, it's in your favor to study diligently and review all the necessary material.
با آزمونی که در پیشه، به نفعته که با جدیت مطالعه کنی و تمام مطالب مورد نیاز رو مرور کنی.
635
📚 It's getting ..... (داره ..... میشه)
💢 It's getting late.
داره دیر میشه.
💢It's getting cold.
داره سرد میشه.
💢 It's getting dark.
داره تاریک میشه.
💢 It's getting scary.
داره ترسناک میشه.
💢 It's getting worse.
داره بدتر میشه.
💢 It's getting better.
داره بهتر میشه.
💢 It's getting interesting.
داره جالب میشه.
💢 It's getting boring.
داره خسته کننده میشه.
635
با استفاده از wh با این روتین ها سوال طرح کنید و برام بفرستید . پنج نفر اولی که درست ارسال کنند سه جلسه آنلاین رایگان هدیه میگیرند 🤘🤘🤘🩵
635
فرق بین Rat با Mouse میدونید چیه ؟🤩😉
Mouse 🐁 :
Mice are about the size of sparrows.
موش ها به اندازه گنجشک هستند.
Rat 🐀 :
Rats are larger,ranging from 18 cm to 25 cm.
موش های صحرایی بزرگتر هستند و از 18 سانتی متر تا 25 سانتی متر متغیر هستند.
635
🌟 عبارت "as though" در زبان انگلیسی به معنای "گویی" یا "چنان که" است و برای بیان حالتی استفاده میشود که چیزی به گونهای توصیف شود که گویی واقعیت دارد، حتی اگر واقعاً چنین نباشد. این عبارت معمولاً برای مقایسه یا توصیف حالتی استفاده میشود که واقعی نیست اما به نظر میرسد که چنین است.
ساختار
subject + verb + as though + clause
مثالها
1. مثال ساده
She speaks as though she knows everything.
ترجمه: او گویی همه چیز را میداند.
در این جمله، "as though" حالتی را توصیف میکند که در آن شخصی به گونهای صحبت میکند که گویی از همه چیز مطلع است.
2. مثال با فعل گذشته
He acted as though he had never met me before.
ترجمه: او طوری رفتار کرد که گویی قبلاً هرگز مرا ندیده بود.
این جمله حالتی را توصیف میکند که در آن شخصی به گونهای رفتار میکند که گویی هیچ آشنایی قبلی وجود نداشته است.
3. مثال با حالت خیالی
They treated me as though I were a child.
ترجمه: آنها با من طوری رفتار کردند که گویی من یک کودک هستم.
در این مثال، "as though" حالتی خیالی را توصیف میکند که در آن فرد به گونهای رفتار میکند که گویی کودک است.
4. مثال با استفاده در جملات شرطی
She looks as though she is going to cry.
ترجمه: او به نظر میرسد که گویی میخواهد گریه کند.
این جمله حالتی را توصیف میکند که در آن شخص به گونهای به نظر میرسد که گویی در شرف گریه کردن است.
✅ نکات مهم
- "As though" و "as if" معمولاً به جای یکدیگر استفاده میشوند و معنای مشابهی دارند.
She speaks as if she knows everything.
ترجمه: او گویی همه چیز را میداند.
- اگرچه "as though" در بسیاری از موارد در زبان روزمره استفاده میشود، اما ممکن است در برخی موارد در متون ادبی و رسمی بیشتر دیده شود.
✅ جمعبندی
عبارت "as though" به توصیف حالتی میپردازد که گویی یک واقعیت است، حتی اگر واقعاً چنین نباشد. این عبارت میتواند به توصیف رفتار، حالت یا ظاهر افراد و چیزها کمک کند و به زبان توصیفی و ادبی زیبایی ببخشد.
یکی از کاملترین توضیحات درباره ی این موضوع
635
🎓 چرا "He suggested that she go" درسته ولی "He suggested her to go" غلطه؟
✅ He suggested that she go to the doctor.
❌ He suggested her to go to the doctor.
توضیح: فعل suggest همیشه یا با that + فعل ساده (subjunctive) میاد یا با gerund (-ing form)، ولی هیچوقت با to + فعل نمیاد.
✅ He suggested going to the doctor.
635
💟 عبارت " تا چه ساعتی...؟" ، " تا کی...؟" در انگلیسی :
🕰 How late is the store open tonight?
امشب فروشگاه تا چه ساعتی باز است؟
🕰 How late did you stay up studying last night?
دیشب تا چه ساعتی بیدار بودی و درس میخواندی؟
🕰 How late should I arrive at the airport?
چه ساعتی باید به فرودگاه برویم؟
🕰 How late can I sunmit my assignment?
تا کی میتونم تمرین خود را تحویل بدهم؟
🕰 How late is the library open?
تا کی کتابخونه بازه؟
635
📚 [Someone, Everybody, Nothing] + [Verb]:
📌 کلمات:
• Everybody - Everyone - Everything
• Somebody - Someone - Something
• Nobody - No one - Nothing
ضمایر نامعین هستن. تمام این ضمایر با فعل مفرد به کار میرن:
💢 Everybody/ Everyone/ Everything + is/ has/ …
✅ Everything seems more difficult when you’re tired.
❌ Everything seem more difficult when you’re tired.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
💢 Somebody - Someone - Something + is/ has/ …
✅ The bus only stops when somebody presses the button.
❌ The bus only stops when somebody press the button.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
💢 Nobody - No one - Nothing + is/ has/ …
✅ Nobody knows how the fire started.
❌ Nobody know how the fire started.
635
🐳 یه نکته جالب دربارهی استفاده از "so" و "such" که خیلیا اشتباه میکنن:
"So" vs. "Such"
✔ So + صفت (adjective)
✔ Such + اسم (noun) یا صفت + اسم
⭐️مثالها:
✅ She is so beautiful.
(او خیلی زیباست.)
✅ It was such a beautiful day. (روز خیلی زیبایی بود.)
❌ It was so beautiful day. (اشتباه!)
❌ She is such beautiful. (اشتباه!)
⭐️یه نکته خاص:
اگر بعد از "such" اسم جمع یا غیرقابلشمارش بیاد، "a/an" نمیذاریم:
✅ They are such good friends. (اونا دوستای خیلی خوبی هستن.)
✅ It was such beautiful weather. (هوا خیلی عالی بود.)
اما اگه اسم قابلشمارش مفرد باشه، حتماً "a/an" میذاریم:
✅ It was such a good movie. (فیلم خیلی خوبی بود.)
این یکی از اشتباهات رایج زبانآموزاست، ولی با این فرمول ساده دیگه اشتباه نمیکنی!
635
بجای استفاده از خیلی از جایگزین اش استفاده کن😁
◾Very powerful بسیار قدرتمند
Compelling
◾Very noisy بسیار پر سروصدا
Deafening
◾Very often خیلی اوقات
Frequently
◾Very old بسیار قدیمی
Ancient
◾Very painful بسیار دردناک
Excruciating
◾Very perfect بسیار عالی
Flawless
◾Very poor بسیار فقیر
Destitute
635
⭐️دو کلمه هممعنی که کاربرد متفاوتی دارند
😱 "big" و "large"
هستند . هر دو به معنای «بزرگ» هستند، اما در کاربردهای متفاوتی استفاده میشوند:
1. Big:
بیشتر برای اشاره به اندازه یا اهمیت چیزی به کار میرود و معمولاً در مکالمات روزمره استفاده میشود.
مثال:
- "She has a big house."
(او یک خانه بزرگ دارد.)
- "This is a big decision."
(این یک تصمیم مهم است.)
2. Large:
بیشتر برای اشاره به مقدار یا ابعاد چیزی به کار میرود و معمولاً رسمیتر است.
مثال:
- "They ordered a large pizza."
(آنها یک پیتزای بزرگ سفارش دادند.)
- "The company has a large number of employees."
(شرکت تعداد زیادی کارمند دارد.)
هر دو کلمه به معنای «بزرگ» هستند، اما بسته به موقعیت و زمینه، کاربرد متفاوتی دارند
635
🌟🌟🌟 یک نکته کمتر رایج و جالب، استفاده از "Fronting" است، که برای تأکید یا زیباسازی جمله، یک بخش از جمله را به ابتدای آن میآورند.
Fronting (جابهجایی تأکیدی):
در این ساختار، بخشی از جمله که معمولاً در جایگاه عادی نیست، به ابتدای جمله آورده میشود تا توجه بیشتری جلب کند.
انواع Fronting:
1. Fronting با مفعول یا قید:
برای تأکید، مفعول یا قید را به اول جمله میآورند.
مثالها:
Normal: I will never forget that day.
(آن روز را هرگز فراموش نمیکنم.)
Fronted: That day, I will never forget.
(آن روز را هرگز فراموش نمیکنم.)
Normal: He sat under the tree.
(او زیر درخت نشست.)
Fronted: Under the tree, he sat.
(زیر درخت نشست.)
2. Fronting در جملات شرطی:
برای تأکید در شرطیهای نوع دوم و سوم، گاهی ساختار جمله وارونه و با فعل شروع میشود.
مثالها:
Normal: If I had known, I would have helped.
(اگر میدانستم، کمک میکردم.)
Fronted: Had I known, I would have helped.
(اگر میدانستم، کمک میکردم.)
3. Fronting با صفات:
گاهی یک صفت برای تأکید به ابتدای جمله آورده میشود.
مثال:
Normal: The view was amazing.
(منظره شگفتانگیز بود.)
Fronted: Amazing, the view was.
(شگفتانگیز بود، منظره.)
این ساختار بیشتر در متون ادبی و رسمی دیده میشود و تأکید خاصی به جمله میبخشد.
635
📚 عبارتهای کاربردی برای Contrast در رایتینگ:
📌 برای بیان تضاد یا اختلاف (Contrast) با ایده یا نظری که پیشتر در رایتنیگ بهش اشاره شده، میشه از عبارتهای زیر استفاده کرد:
💢 Although/ Even though [subject + verb], ...
💢 Despite/ In spite of [noun/ gerund], ...
💢 Despite the fact that [subject + verb], ...
💢 On the one hand ... On the other hand ....
💢 However .../ Nevertheless, .../ Even so ...
635
چند قید مهم در زبان انگلیسی(حتما مطالعه بفرمایید👌👌💐)
Exactly: دقیقا
Commonly: بطور متداول
Recently:اخیرا
Efficiently: بطور موثر
Naturally: بطور طبیعی
Immediately: فورا
Previously: قبلا
Necessariy: ضرورا - الزاما
Extremely: فوق العاده- بی اندازه
Anxiously: با نگرانی
Briefly: به طور مختصر
Probably: احتمالا
Actively: بطور فعال
Luckily: خوش بختانه
Basically: اساسا
Certainly:مطمنا
Entirely:کلا- بطور کلی
Personally: شخصا
Regularly: بطور منظم
Smoothly: به آسانی - به نرمی
Strictly: دقیقا
Publicly: - آشکارا- بطور علنی
Seriously: بطور جدی
Straightly: بطور مستقیم
Similarly: بطور مشابه
Firmly: قاطعانه - به محکمی
Mainly: عمدتا
635
🌼🌾🌼 #قوانین جمع بستن:
❤️🌹۱. زمانی که اسمی به S, SH, CH, X یا Z ختم شود، برای جمع بستن از es استفاده کنید.
🌼💛۲. زمانی که اسم به یک حرف بیصدا + Y ختم شود، برای جمع بستن فقط باید به آخر آن s اضافه کنیم.
🌸💜۳. قانون جمع بستن اسم در انگلیسی برای اسامی که به یک حرف صدادار و Y ختم شود، باید به اسم ies اضافه کرده و Y را حذف کنید.
635
⭐️what gives ? : قضیه چیه ؟ مشکل چیه ؟
🌈She felt blue & she was crying all the time . I didn't know what gives.
پکر با و همش داشت گریه میکرد ، نمیدونستم قضیه چیه
💫What gives ? This isn't the t-shirt that you wanted ?
مشکل چیه ؟ این همون تیشرتی نیست که میخواستی ؟
🍩I don't know what gives but John is in his room & doesn't speak with his mother.
نمیدونم قضیه چیه ولی جان تو اتاقشه و با مادرش حرف نمیزنه.
635
🔮نکات مفید برای مکالمات روزمره
🧑💼 “What’s up?” = A casual greeting, similar to “How are you?”
🔹چطوری؟= یک سلام خودمانی، شبیه به “حالت چطوره؟”
👩💼Chilling” = Slang for relaxing, doing nothing stressful.
🔹استراحت کردن= یک اصطلاح عامیانه به معنای استراحت کردن و انجام ندادن کارهای استرسزا.
🧑💼Taking it easy” = Not rushing, staying relaxed.
🔹راحت گذروندن = یعنی بدون استرس و با آرامش گذراندن زمان.
👩💼 “Hanging out” = Spending time with friends in a casual way.
🔹 وقت گذراندن = یعنی با دوستان در یک فضای خودمانی و آرام وقت گذراندن.
