619
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
619
«زخمهایت را در یک گالری آویزان کنم مثل یک اثرِ هنری…» مفهومش اینه که: زخمها و دردهای تو آنقدر ارزشمند و زیبا دیده میشوند که مثل یک اثر ِهنری قابل نمایش هستند. نگاهِ عاشقانه و عمیق به دردهای طرف مقابل..
619
+: اون برگشته؛
به نظرت میتونه مرهم زخم هام بشه؟
-: قاتل همیشه به محل جرم بر میگرده..تا اگه مقتول زنده مونده بود اینبار کارو تموم کنه.
619
+7
گاهی دلم برای آن کودک ده ساله بیدغدغهای که روزی هر یک از ما بودیم تنگ میشود! آن زمان دنیا تقریباً اینگونه احساس میشد: و اطراف فقط سبکی و نبودِ کاملِ مشکلات بود ظاهراً همین دیروز بود،اما سالها گذشته است:)
619
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو به داد من رسی من به خدا رسیدهام چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیدهام یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو سوخت در انتظار تو جان به لب رسیدهام:)
