1 112
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
1 112
بزرگتر که شوی، خواهی دید برخی مهم ها اصلا مهم نبودند.
این بزرگ شدن ممکن است یک دقیقه، یک روز، یک سال و یا یک عمر طول بکشد.
@axehsasiiii
1 112
عیبی نداره اگه برای چیزایی که گریهدار نیستن گریه میکنی. این ابرهای گلو مال سکوتهای قبلیه...
@axehsasiiii
1 112
شب بخیر آدم کلافه. شب بخیر ای کسی که حال همه باهات خوبه غیر خودت. شب بخیر آدمی که دیگه دلش بستنی نمیخواد از بس بزرگ شده. شب بخیر سیب کال که میترسی نچیده و نبوسیده بیفتی روی خاک. شب بخیر آدمی که هنوز معتقده روشنایی بالاخره برنده میشه حتی اگه ما نباشیم. شب بخیر اهلیِ غم.
شب بخیر ❤️
حمید سلیمی
1 112
دردش تسکین نمییافت اما با کوشش بسیار خود را مجبور میکرد که خیال کند حالش بهتر است و تا وقتی که چیزی نبود که اسباب تنگخلقیاش بشود یا حالش را بههم بزند موفق میشد که خود را فریب دهد.
- تولستوی
@axehsasiiii
1 112
«خیلیها سعی میکنند که مرا به آمیزش با جامعه
عادت بدهند. آه! من چه گناهی کردهام که باید
معاشرت کنم؟
جز به ضرورت، مایل به گرفتار شدن در این بلیّهی
پرهمهمه نیستم. قلبِ انسانی مگر چقدر طاقت دارد؟»
•نیما یوشیج؛ نامهها
@axehsasiiii
1 112
یک جایی از زندگی نیاز داشتم کسی به من بگوید هر اتفاقی هم که بیافتد، پشتِ من است؛ اما تنها خودم همیشه پشتِ خودم بودم.
@axehsasiiii
1 112
«به دست آوردن» تدریجیست. اما «از دست دادن» ناگهان رخ میدهد. آدم ممکن است «به دست آوردن» را به یاد نیاورد: خاطرهای گنگ در دوردستی محو. اما «از دست دادن» را هرگز فراموش نمیکند: زخمی ناگهانی که محو نمیشود: «جمعه بود. در راه بازگشت به خانه. پشت فرمان بودم که از دستاش دادم.»
ابراهیم سلطانی
@axehsasiiii
1 112
آدمها از من چیزی جز «خوبم» نشنیدهاند؛ اگر روزی از حالم پرسیدی و پاسخی جز «خوبم» شنیدی، بدان که تو را به خودم بسیار نزدیک احساس کردهام.
@axehsasiiii
1 112
میدونی چرا میتونی بر خلاف من بیخیال چیزهایی باشی که آزارت میده؟ می دونی چرا هر بار با خيال راحت خداحافظی میكنی؟
چون مطمئنی که عزیزترین و نزدیکترینی!
چون من خیالت رو راحت کردم..
@axehsasiiii
1 112
داستایوفسکی در برادران کارامازوف حرف قشنگی درباره عشق میزنه:
"حالا خودمانیم
عشقی که با بدبختی باید مراقبش باشی به چه درد میخورد؟"
@axehsasiiii
