en
Feedback
ax.ehsasi💕

ax.ehsasi💕

Open in Telegram

💎 خوش اومدید 💎

Show more
1 112
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
گفت: برای لحظاتی زندگی مثل قبل می‌شود. امّا دوباره همه چیز بر می‌گردد و یادم می‌افتد کجا ایستاده‌ایم. خواب‌هایم هم همین‌اند. بعضی‌هایشان مثل قبل‌اند و بعضی‌هایشان مثل حال و هوای همین روزها. همه چیز معلّق است. انگار دارم روی آب یا توی خواب راه می‌روم. دلم می‌خواهد جایی زمین سفتی پیدا کنم و کمی روی آن بایستم. زندگی هیچ‌وقت اینقدر عجیب نبود، بود؟ @axehsasiiii

«برای هر چه رایگانی بود، بهایی گزاف از وجود خود پرداختم. بانگ خِرد زدم، دندانم شکستند. فریاد عشق برآوردم، چشمم کندند. گوشه‌ی امنی جستم، به غربتم راندند و حالا فقط نانی می‌جویم...» بهرام بیضایی @axehsasiiii

شب بخیر❤️ و عیبی نداره اگه "نه خوشحال میشم، نه ناراحت. مث یه آدم‌ آهنی روزا و شبام تکراریه" شدی. تقصیر تو نیست. لااقل همه‌ش تقصیر تو نیست... @axehsasiiii

فهمیدم بسیاری از حرف‌ها را دیگر هرگز با کسی به نجوا نخواهم‌گفت. فهمیدم بسیاری چیزها را دیگر تجربه نخواهم‌کرد. و فهمیدم دنیا دیگر هرگز مثل قبل نخواهدشد. و تمام این‌ها را پذیرفتم، گرچه درد دارد. انسان بهتر است به درد عادت کند تا این‌که به امیدی واهی بیاویزد. @axehsasiiii

نمیدونم متوجه میشید یا نه ولی هم داره سخت میگذره، هم داره زود میگذره، هم داره نمیگذره. @axehsasiiii

«این جُور که می‌بریم، تا کِی؟ وین صبر که می‌کنیم، تا چند؟» سعدی @axehsasiiii

کاش می‌شد آدم وطنش را به دوش بکشد و ببرد هرآنجا که دلش بخواهد کاش می‌شد تو را که وطن ترینی بگذارم توی جیبِ پیراهنم و با خود ببرم به هرکجا که شد... به هرکجا که اینجا نباشد! طاهره_اباذری_هریس @axehsasiiii

مشکل این بود که همه‌چیز یادم می‌آمد؛ چشم‌هایم را می‌بستم و همه‌چیز یادم می‌آمد، راه می‌رفتم و همه‌چیز یادم می‌آمد، نفس می‌کشیدم و همه‌چیز یادم می‌آمد. @axehsasiiii

در نامه‌ای به مادرش نوشت: «از هر چیزی یا هر کسی که تو را اندوهگین می‌کند بیزارم؛ حتی اگر آن فرد خودم باشم.» @axehsasiiii

و شب، کاش با تو مهربان‌ باشد؛ با تو که حتی مراقب هستی دیگران اشک‌هایت را نبینند، تا مبادا نگران بشوند... @axehsasiiii

رفیق خوب باید طوری باشه که هم بشه باهاش بی حدومرز چرت‌وپرت گفت و هم حرف های عمیق و درست حسابی زد.🌱 @axehsasiiii

و تا همیشه برای کودکِ تنها و اندوهگین درونم، غمگین می‌مانم. کودکی که در زندگی‌اش از پس همه‌چیز به تنهایی برآمد، و هیچ‌کس حتی نپرسید که از چه چیزی رنج می‌برد. @axehsasiiii

«باور کن عزیز من، حتی اگر دیگران بگویند که تجربه‌ی تلخ برخی اتفاقات چیز زیادی به من اضافه کرده، من ترجیح می‌دادم هرگز آن‌ها را تجربه نمی‌کردم.» @axehsasiiii

نمی‌شود که آدم بگوید کسی را دوست دارد و به احساسات و حرف‌های او توجه نکند. @axehsasiiii

«اما چگونه می‌توان رنجی ناشناختنی را که مانند ابر هر لحظه تغییر رنگ می‌دهد و همچون باد می‌چرخد، با کسی در میان نهاد؟ • مادام بوواری؛ گوستاو فلوبر. @axehsasiiii

«یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند، همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌کشیدند که بمیرند.» - چارلز بوکوفسکی.⁩ @axehsasiiii

وقتی آدم‌ها را همان‌طور که هستند ببینیم بی‌آن‌که رفتار یا گفتارشان را شخصی کنیم دیگر از آن‌ها آزرده نمی‌شویم. حتی اگر کسی به ما دروغ بگوید، ایرادی ندارد؛ او از ترسِ دیده شدنِ نواقصش دروغ می‌گوید. برداشتن نقاب‌های اجتماعی آسان نیست. اما وقتی عمیقاً به این باور برسیم که هیچ‌چیز را نباید به خود بگیریم، بسیاری از رنج‌های زندگی از میان می‌روند: خشم، حسادت، حسرت و حتی غم. دون میگوئل روئیز @axehsasiiii

دستش را دور من انداخت و مرا به‌ سمت خودش کشید تا سرم روی شانه‌اش قرار بگیرد. نمی‌دانم چطوری، ولی بدون این‌که حرفی بزند مرا آرام کرد. برخی افراد فقط همین که کنارت باشند آرام می‌شوی. ‌ کالین‌هوور @axehsasiiii

بعضی وقت‌ها احساس می‌کنم که هیچ‌چیز معنی ندارد. در سیاره‌ای که میلیون‌ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می‌رود، ما در میان غم زاده شده‌ایم؛ بزرگ می‌شویم، تلاش و تقلا می‌کنیم، بیمار می‌شویم، رنج می‌بریم، سبب رنج دیگران می‌شویم، گریه و مویه می‌کنیم، می‌میریم، دیگران هم می‌میرند و موجودات دیگری به دنیا می‌آیند تا این کمدی بی‌معنی را از سر گیرند. ‌ ارنستو‌ساباتو @axehsasiiii

از اینکه روابط انقدر پشت پرده و ماجرا دارن خسته‌م. از اینکه به روابط مثل شطرنج نگاه می‌کنن که حالا حرکت بعدی چی باشه که در آخر بتونن برنده باشن می‌ترسم. می‌دونم رسم زندگی همینه ولی این زندگی منم هست. من اینجوری نمی‌خوامش. @axehsasiiii