«شِڪ𝐬𝐡𝐞𝐤𝐚𝐟ـاف»
Open in Telegram
و قسم به اُمیدی که میروید از جای شکاف زخم در وجود🩶🌪️✨ . . انتقادی پیشنهادی حرفی🦕 t.me/BChatPlusBot?start=sc-aeZKBNDTOXpv
Show more1 842
Subscribers
-224 hours
-217 days
-4030 days
Posts Archive
1 842
Repost from N/a
من دیروز بارها گریه کردم
رقصیدنت دیدم گریه کردم
خواهرت دیدم گریه کردم
خنده هات دیدم گریه کردم
نمیدونم
این چه سرنوشتیه
که باید خون گریه کنیم برای آدمایی که هیچ وقت ندیدیمشون
هر لحظه فقط به این فکر میکنم که کاش هیچ وقت نمیشناختیمتون
کاش الانم مثل هر سال بدون این که چند میلیون نفر تولدت تبریک بگن
کنار خواهرت مینشستی و شمع تولدت فوت میکردی
1 842
عزیزم اگر مسیری که داری میری، طولانیه، سخته، سرده، تنهایی و طاقت فرساس لازم دونستم آیین جمله از آقای عباس معروفی رو برات بگم که:
"برای چیزهای کوچک میتوان معامله کرد؛ اما برای چیزهای بزرگ باید قمار کنی...!"
1 842
Repost from “رومینا🌻”
به اون دوست صمیمیت فکر کن که قرار بود توی لباس عروسی ببینیش اما حتی الان نمی دونه کجایی و چی کار می کنی. به اون رابطه ای فکر کن که قرار بود بی تو بمیره ولی بی خبر از تو داره خیلی راحت به زندگیش ادامه می ده. به اون آرزوت فکر کن که به خاطرش شمعهای تولدتو فوت میکردی اما الآن رویاهای دیگه جاشو گرفته. به این فکر کن به این فکر کن ما آدما قسمتی از سرگذشت همیم ولی قرار نیست همیشه باشیم. به این فکر کن همه چیز گذراست. نه اونی که از اول باهاش بودی الان پیشته و نه اونی که الان باهاشی از اول باهات بوده. این زندگی انقدر تورو بالا پایین میکنه، انقدر آدم تو زندگیت میاره و میبره که یاد بگیری تو تنها کسی هستی که همیشه پیشت میمونه. شاید زخم بخوری، حسرت بکشی یا حتی دلت تنگ بشه ولی هیچ وقت تموم نمیشی و قوی تر ادامه می دی، تو تنها کسی هستی که تا آخرش هستی، حواست به خودت باشه.
@romin0a
1 842
Repost from N/a
باد میوزد و ابرها بجای اشک
غم های خود را میگریند
غم هایی گرد و سفید
سفیدی ای به پاکی تمامی روحهای از دست رفتنگان
غمها دست در دست یکدیگر
به آرامی تمامی مرگ های رنگارنگ
خود را بر شاخهی درخت
و بر شانهی من امروز
و تو دیروز
مینشانند .
شهرزاد آزاد
1 842
انقدر گاهی احساس میکنم ناتوانم و مستاصل که
با خودم میگم پس چجوری اینهمه سال رو دووم آوردی،
چجوری از اون آوار ها سرتو بیرون آوردی
و نفس کشیدی.
انگار یادم رفته از فوت یه خاکستری که من بود
این من پاشد و به زندگیش ادامه داد.
1 842
اینکه دائما آدمیزاد محتمل این رنج باشد که خودش رو متقاعد کنه ،که اگر آدمی ،آدمی رو دوست بدارد اقرار نمیکنم، کسی جان که نمیدهد در این دنیای دوهزاری اما قطعا دلش را میدهد و بهای خوشحالی او را با چیزی عوض نمیکند و مهم تر از همه،میماند،می ماند،می ماند ،می ماند،می ماند و می ماند
رو بر نمیتابم.
1 842
اون روز اونطور که باید برات گریه نکردم و حالا برای گیر کردنِ لباسم به دستگیره در،،برای نشستن روی همان صندلی لب خیابان،برای رفتن از همان مسیر مترو،زار میزنم،طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون اومدن نیست.
این، حاصلِ نادیده گرفتنِ رنجی است که باید در آغوش میگرفتمش.
1 842
Repost from N/a
دلم میخواد مغزمو
در بیارم، بشورمش و
دوباره بذارم سر
جاش... شاید این
همه فکر، نگرانی،
خاطره و سؤال از
توش پاک بشه. گاهی
خستگیِ ذهن از
خستگیِ جسم خیلی
سنگینتره؛ نه خواب
درستش میکنه، نه
سکوت. فقط دلت یه
چند ساعت آرامش
میخواد، بدون فکر،
بدون دغدغه، بدون
اینکه ذهنت از این
شاخه به اون شاخه
بپره. کاش ذهن آدم
هم یه دکمه «ریست»
داشت؛ فقط برای
چند دقیقه، تا دوباره
سبک نفس بکشه
1 842
Repost from “رومینا🌻”
به عنوان کسی که 1/1/1، 2/2/2، 3/3/3، 4/4/4 کار خاصی نکرده زیاد به 5/5/5 اهمیت نمیدم.
1 842
هرروز با خودم هزاربار تکرار میکنم ،زنده بمون،هر طور که میتونی با هرچی که میتونی ،حالا که دستات به اندازه ی کافی برای دنیا کوتاهه،حالا که خاورمیانه انقدر بی رحمه،با این همه بغرنج و ویرانگری ،حالا که طوفانه ،هرطور که بلدی دووم بیار،دووم بیار..
هرروز زیر گوشم واسه خودم میخونم که آدم به همین لحظه های کوچیک ،همین رنج ها،همین غنج ها زندس،بمون ،چاره ای جز این نداری.
_راستی ،عکس سومی ماه و سیاره ی زهره کنار همن،و نمیدونین که چقدر اتفاقی بعد از مدت ها بدون اینکه بدونیم این زیبایی رو تماشا میکنیم،روی کوه نشستیم به تماشای این لحظه 🌙
یادداشتی از ۲۹تیر چهارصدوپنج.
1 842
عکس بگیر عزیزِمن،عکس بگیر،اینجا ایرانه ممکنه فردا همین لحظه های کوچیک رو هم ازت بگیرن،پس همین لحظه هارو هم با ذوق ثبتشون کن.
