en
Feedback
Text✍️caption

Text✍️caption

Open in Telegram

Show more
Iran417 736The category is not specified
349
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم جز هیچ در این هیچ دگر هیچ ندیدیم https://t.me/text_captions1

یک ثانیه خورشیدم و یک ثانیه ابرم/تلفیق غم وشادی و دلتنگی و صبرم https://t.me/text_captions1

‌‎بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران می‌رسد با من خزانی میکند https://t.me/text_captions1

نه بیمارم، نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی با دل، گهی از هر دو بیزارم •محمد فارابی https://t.me/text_captions1

‌‎هر جانور که باشد بگریزد از بلایی من خود بلای خویشم، از خود کجا گریزم؟ https://t.me/text_captions1

شرحی زِ حال و حالی ز شرح نیست. https://t.me/text_captions1

پرسید: اندوهِ دوری را چه تسکین است؟ گفت: خیال.. https://t.me/text_captions1

این شاخه خشک، زنده به بوی بهار توست🌸 https://t.me/text_captions1

‏«بهار را دنبال می‌کنم به دست‌های تو می‌رسم» - شمس لنگرودی. https://t.me/text_captions1

‏«آدمی که رویا نبینه مثل آدمیه که عرق نمی‌کنه و بدنش پر از زهر می‌شه.» ‌‌ https://t.me/text_captions1

باید به دنبال شادی ها گشت،غم خودش ما را پیدا میکند🎭 https://t.me/text_captions1

در هیاهوی بغض و تلخی،ما نبض لبخندیم:) https://t.me/text_captions1

بعضی وقتا خیلی بهت فشار میاد هی با خودت میگی برم پیش یکی یکم حرف بزنم خالی شم خلاصه واسه همون موقع ها این شعر اقبال لاهوری رو اویزه گوشت کن : غم دل نگفته بهتر، همه کس جگر ندارد.

سیمین دانشور : آدم‌ها به فراموشی محتاج‌ترند تا به خاطره آدم‌ها از خاطرات، خنجر می‌سازند و با خنجرِ خاطره خط می‌اندازند روی همه‌چیزِ زندگی. زندگی خجالت می‌کشد که از ذِهن بیرون بیاید، بس‌ که تن‌ و بدن و سر و صورتش خط‌خطیِ خاطرات است. گاهی خاطره، خطرناک‌ترین چیزِ جهان است.

غسان کنفانی : باید در خودت، یک گوشه ای از وجودت آدمی ساخته باشی که در روزهای سخت نیازی به پناه بردن به هیچ‌ کجا و هیچکس نداشته باشد.

🧡 رمان: #سودا 🍁 نویسنده: #ملیسا_حبیبی (#هودی) 🍁 ژانر: #عاشقانه #طنز #ازدواج_صوری #همخونه_ای #مذهبی 🧡 خلاصه: دختری به اسم سودا که عاشق رادمان هم دانشگاهیش میشه اما وقتی با خواهرش آشناش میکنه عاشق هم میشن و رادمان با خواهر سودا ازدواج میکنه سودا برای فراموش کردم رادمان به خارج از کشور میره تا ادامه تحصیل بده و بعد چهارسال برمیگرده اما میبینه هنوزم به رادمان بی حس نیست برای همین تصیمیم میگیره ازدواج کنه با اولین خواستگارش..

🧡 رمان: #شاه_خشت 🍁 نویسنده: #پاییز 🍁 ژانر: #عاشقانه 🧡 خلاصه: پریناز دختری زیبا، در مسیر تنهایی و بی‌کسی، مجبور به تن‌فروشی می‌شود. روزگار پریناز را بر سر راه تاجری معروف و اصیل‌زاده از تبار قاجار می‌گذارد، فرهاد جهان‌بخش. مردی با ظاهری مقبول و تمایلاتی عجیب

‌‌ روز خوش در خواب باید دید و بس... #هوشنگ_ابتهاج

آنچه مرا به درد آورد ، مرا ساخت...

‌‌ به نجوایی صدایم کن بِدان آغوش من باز است... #سهراب_سپهری