🎞نقد فیلم و سریال🎞
Open in Telegram
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞 ------------------------------------- ارتباط با ما⬇️ 🆔️ : @I_am_Mr_Mercury 🆔️ : @omidius
Show more1 654
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+430 days
Posts Archive
1 654
زوتوپیا ۲ . ارزش عاطفی . رویای قطار و... رو دیدم این چندوقت اخیر . اگه یه روزی حال و حوصله بود چندخطی کوتاه ازشون مینویسم . ببینیم چی پیش میاد
1 654
🎬 اکران و گفتوگوی فیلم
The Holdovers (2023)
اثری از Alexander Payne
IMDb: 7.9 | Rotten Tomatoes: 97%
روایتی ظریف و انسانی از تنهایی، سوگ و رابطهای ناخواسته در زمستانی طولانی.
فیلمی با حالوهوای دهه ۷۰ که آرام پیش میرود و بعد از پایانش در ذهن میماند.
پس از نمایش، نشست گفتوگوی فیلم با تسهیلگری محسن پوربصیر برگزار میشود.
📆 پنجشنبه ۳۰ بهمن
⏰ ۱۷:۰۰ تا ۲۰:۰۰
📍 تهران، میرزای شیرازی
💰 حضور با ثبتنام قبلی
📩 اطلاعات و رزرو:
@taranehmoayerifar
@parna_platform
@parna_platform
1 654
با تشکر از عزیزانی که رای دادن ❤️
فعلا فعالیت سینمایی نخواهیم داشت
مگر اینکه در روزهای آینده اوضاع به نفع مردم تغییر کنه .
ارداتمند شما . امیدسلیمی
1 654
درود به همگی آیا فعالیتهای سینمایی رو شروع کنیم یا خیر؟
anonymous poll
۱. بله
▫️ 0%
۲.خیر
▫️ 0%
👥 Nobody voted so far.
1 654
یه سلامی هم بکنیم به پلتفرم فیلمنت
این عزیزان تا قبل از اعتراضات اخیر به سایتهای دانلود لینک تکقسمتی سریالها رو میفروختن تا بتونیم با قیمت ۱۶ تا ۲۵ هزار تومان به صورت قانونی بخریم (برای دوستانی که از تلگرام سختشون بود یا معتقد بودن باید قانونی خرید)
بعد از اعتراضات که دسترسی به نت محدود شد ، تکفروشی برداشتن تا همه مجبور بشن اشتراک پلتفرم بخرن 😉
گذشت و گذشت تا نزدیک ده دوازده روزه که دسترسی به نت بهتر شده و باز میشه از تلگرام دان کرد . (کاری کردن که مخاطبی که قبلا قانونی هم میخرید نتونه بخره و بره سمت تلگرام و مفتی )
کلا خدا قوت و خسته نباشید و احترام به مخاطب 😁
1 654
قطعا بعد از اولین نسخه(مکتیرنان) بهترین قسمت مجموعه پرداتور هست.
بشدت پیشنهاد میشه👍👌
#پیشنهاد_فیلم
@NaghddFilmoSerial
1 654
🎥 Train dreams(2025)
فیلمی دربارهی انتخاب،
رؤیاهایی که جا ماندهاند
و لحظهای که آدم مجبور میشود از خودش بپرسد:
«واقعاً دارم به کجا میروم؟»
بدون شعار، بدون اغراق
روایتی انسانی، آرام و قابل لمس از زندگی امروز 🌱
🗣 بعد از فیلم،
در یک فضای امن و صمیمی
درباره حسها و برداشتها حرف میزنیم
نه نقد تخصصی، نه درست و غلط
فقط شنیدن و دیدهشدن 🤍
✨ این برنامه توسط پرنا برگزار میشود؛
یک گروه هنری که هر هفته
فیلم میبینیم، فکر میکنیم و با هم گفتوگو میکنیم.
🗓 پنجشنبه ۱۱ دی
⏰ ۱۸ تا ۲۱
📍 تهران – محدوده میرداماد
(لوکیشن بعد از ثبتنام ارسال میشود)
👤 تسهیلگر: محسن پوربصیر
🎟 ظرفیت: ۶۰ نفر
💰 هزینه: ۲۹۰ هزار تومان
🔖 ثبتنام زودهنگام: ۲۵۰ هزار تومان
📩 جهت ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر:rx
👉 @Taranehmoayerifar
💛 منتظر حضورتون هستیم
تا از نزدیک همدیگه رو ببینیم و این تجربه رو با هم بسازیم
آیدی کانال پرنا برای آشنا شدن با ما😍
@parna_platform
@parna_platform
1 654
بهرامبیضایی هم متاسفانه فوت شد
خبرش داره پخش میشه
رگبار . مسافران. باشو غریبه کوچک و سگکشی رو تو این یکسال اخیر ریواچ زدم و کلی کیف کردم
حیف شد
1 654
لیست تاپتن از سینمای ایران هم آماده شد👇👇
گوزنها_ ۱۳۵۳ . مسعودکیمیایی
شطرنج باد_ ۱۳۵۵ . محمدرضا اصلانی
بنبست_ ۱۳۵۶ . پرویزصیاد
هامون _ ۱۳۶۸ . داریوشمهرجویی
مومیایی ۳ _ ۱۳۷۸ . محمدرضا هنرمند
طلای سرخ _ ۱۳۸۱ . جعفرپناهی
بوتیک_ ۱۳۸۲ . حمید نعمتالله
سنتوری _ ۱۳۸۵ . داریوشمهرجویی
درباره الی _ ۱۳۸۷ . اصغرفرهادی
پرویز _ ۱۳۹۱. مجیدبرزگر
امیدسلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#پیشنهاد_ویژه
1 654
در ادامه این پست، لیست تاپتن از سینمای ایران رو هم بزودی خواهم فرستاد
شما هم مایل بودین بفرستید تا ببینیم چقدر بهم نزدیک یا دوریم
1 654
لیست تاپتنِ بنده. طبیعتا در گذر زمان شامل تغییراتی شده و ممکنه بازهم تغییراتی(هرچند اندک) داشته باشه 👌
عصرجدید_ ۱۹۳۶ . چارلیچاپلین
پنجره پشتی_ ۱۹۵۴. آلفردهیچکاک
ریش قرمز_ ۱۹۶۵ . آکیراکوروساوا
درکمال خونسردی_ ۱۹۶۷. ریچاردبروکس
پول را بردار و فرار کن_ ۱۹۶۹. وودیآلن
گاوخشمگین_ ۱۹۸۰. مارتیناسکورسیزی
ترمیناتور۲_ ۱۹۹۱. جیمزکامرون
بازیهای مسخره_ ۱۹۹۷. میشاییلهانکه
ماتریکس_ ۱۹۹۹. واچوفسکیها
تاریخی از خشونت_ ۲۰۰۵. دیویدکراننبرگ
امیدسلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#پیشنهاد_ویژه
1 654
سلام رفقا
امشب یا فردا قصد دارم تاپتن خودم رو بفرستم اینجا .
اگه مایل بودین شما هم تاپتن خودتون رو برامون کامنت کنید 👌
1 654
فعلا سه قسمت از سریال برتا داستان یک اسلحه رو دیدم . کار خوبی هست
پیشنهاد میشه.
تا فصل دوم وحشی برسه این گزینه جذابی و ارزش دنبال کردن داره👌
#پیشنهاد_سریال
1 654
#پیشنهاد_فیلم
اغلب فیلمهای دربارهی غذا و آشپزی – مانند آخرین نمونهاش، اشتیاق دودن بوفان – جذاب هستند.
«مامانبزرگها (Nonnas)» برخلاف این فیلم فرانسوی، چندان در ساختار روی نمایش غذا تمرکز نمیکند. سکانسها و نماهای آشپزی کوتاهاند و بهصورت وسواسی مرحلهبهمرحلهی پختوپز را دنبال نمیکنند.
با اینحال، غذا و پختن آن از مسیر دیگری و از طریق شخصیتها اهمیت پیدا میکند؛ ایدهای که هم فیلم، هم رستورانِ داخل فیلم و هم رستوران واقعیِ بیرون از آن را میسازد: تأسیس رستورانی که آشپزهایش مامانبزرگها هستند؛ مامانبزرگهایی که غذاهایشان، جدا از خوشمزگی، بخشی از وجودشان است.
یک جمعِ مسنِ صمیمی در ظاهر معمولاً کلیشهای است. این کلیشه با ورود اولین و دومین مادربزرگ داوطلب و دعوای قومیتیشان از میان میرود. با اضافه شدن دو نفر دیگر و تقابلهای شیرینشان، کلیشه کمرنگ میشود، اما این چهار پیرزن تا شبِ قبل از افتتاح همچنان تیپ باقی میمانند.
شبنشینی و عیشونوش این چهار نفر در سکانسی پنجدقیقهای در آرایشگاهِ یکی از آنها، نقطهی عطف شناخت ماست. تا پیش از این شب، شناخت ما از آنها در حد شناخت خودِ آنها از خودشان است: یکی غرغرو، مغرور و عصبی؛ یکی ترسو، کمحرف و گوشهگیر؛ و دیگری خودنما، سرزنده و تنها. تعریف کردن خاطرات و بهاشتراکگذاری رازها، همراه با بازیهای خوب و نماهایی که بهموقع دونفره، سهنفره و چهارنفره میشوند، دلیل رفتارهای خاص و ویژگیهای فردیشان را – که تا آن لحظه از دور بود – نزدیک میکند و از آنها (بهجز یکی) شخصیت میسازد. جمع مسنِ متشنج، پس از گذشت یکسوم فیلم، در این شب به جمع صمیمی و ملموس تبدیل میشود.
فلشبک کوتاه ابتدای فیلم از کودکی جویی (وینس وان) هنگام تماشای آشپزی مادر و مادربزرگش، برای ساخت انگیزهی تأسیس رستوران اندازه و بهجا است. همانطور که نمای سادهی تمیز کردن قالپاق ماشین توسط برونو (دوست صمیمی جویی) نیز به بازیابی رفاقتشان در طول قصه کمک میکند. با نگاه دقیقتر، بازیگوشیِ کودکانهی جویی، رها کردن دوستدختر دوران جوانیاش را در جشن آخر سال منطقی میکند و بازگشت دوبارهاش به عشق قدیمی در جریان ساخت رستوران را معنادارتر میسازد.
این بازیگوشی همان جسارتی است که به جویی امکان میدهد با بدهیهای فراوان – در کنار شغل کارگری – رستورانی را باز کند؛ و حالا، در میانسالی و پس از شکستها و مرگ مادرش، به بلوغ میرسد. بازی دوستداشتنی وینس وان با صدای خاص و چشمان پفکردهاش، شخصیتی مهربان میسازد؛ مهربانیای که مصنوعی نیست. او در اوج فشار و حتی آستانهی ورشکستگی از هم نمیپاشد و استرس را به آشپزهای سالخوردهای که تازه امیدی در زندگیشان پیدا کردهاند منتقل نمیکند.
جویی بارها تلاش میکند خورشت یکشنبهی مادربزرگش را بپزد، اما هرگز آن تهمزهی شیرینِ آشنا را که در خاطرش مانده دوباره نمییابد. با وجود ریسک مالی بالا، تبلیغات محلی و التماس منتقدان برای امتحان غذاها، رویای جویی شکست میخورد. در شب آخر، جویی را – در کنار نسخهی واقعیِ شخصیتش که بهعنوان مشتری آمده – میبینیم که مادر و مادربزرگش را کنار آشپزهای رستوران در حال تشویق شدن تجسم میکند.
پس از خلوت شدن رستوران، نامهای را که مادرش پیش از مرگ برای او نوشته و از ابتدای فیلم از باز کردنش میترسید، میگشاید؛ ترسی از اینکه شاید آخرین گفتوگویش با مادر باشد. در این نامه، انواع دستورهای پخت، از جمله راز خورشت یکشنبه، نوشته شده است. افتتاح رستوران، علاوه بر رفاقت، عشق و صمیمیت، امکانی به جویی میدهد تا خانوادهاش از طریق غذا برایش زنده بمانند. همانطور که مشتریها با خوردن غذاهای رستوران و چشیدن طعمهای خانوادگی این لذت را تجربه میکنند. و همانطور که فیلمساز نیز با ساخت فیلم – با وجود واقعی بودن سوژه – همین لذت را از مسیر سینما دوباره زنده میکند.
در میان فیلمهای اخیر، بد نیست فرصتی هم به فیلم آخر استیون شباسکی بدهید که با سادگیِ دلنشینی قصهاش تعریف میکند.
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial | RAINMAN✍
