en
Feedback
شیعه پژوهی

شیعه پژوهی

Open in Telegram

✔یادداشت‌های تاریخی و دینی 👈نشر مطالب تحقیقی و پژوهشی بدون ذکر منبع شرعا جایز نیست. #ایستگاه_اندیشه اگر ایراد و اشکالی در مطالب مشاهده نمودید با کمال میل پذیرای انتقادات شما خواهیم بود.

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel شیعه پژوهی

Channel شیعه پژوهی (@negahiinou) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 12 759 subscribers, ranking 6 897 in the Religion & Spirituality category and 25 270 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 12 759 subscribers.

According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -658 over the last 30 days and by 1 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 11.90%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 6.93% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 518 views. Within the first day, a publication typically gains 884 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as قرآن, روایت, نقل, پیامبر, عالم.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
✔یادداشت‌های تاریخی و دینی 👈نشر مطالب تحقیقی و پژوهشی بدون ذکر منبع شرعا جایز نیست. #ایستگاه_اندیشه اگر ایراد و اشکالی در مطالب مشاهده نمودید با کمال میل پذیرای انتقادات شما خواهیم بود.

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Religion & Spirituality category.

12 759
Subscribers
+124 hours
-837 days
-65830 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+37
in 1 channels
August '26
+246
in 7 channels
Get PRO
July '26
+127
in 1 channels
Get PRO
June '26
+107
in 3 channels
Get PRO
May '26
+17
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 1 channels
Get PRO
March '26
+2 047
in 1 channels
Get PRO
February '26
+5 212
in 3 channels
Get PRO
January '26
+897
in 5 channels
Get PRO
December '25
+85 356
in 8 channels
Get PRO
November '25
+148
in 10 channels
Get PRO
October '25
+1 835
in 9 channels
Get PRO
September '25
+11 562
in 20 channels
Get PRO
August '25
+244
in 9 channels
Get PRO
July '25
+232
in 6 channels
Get PRO
June '25
+168
in 14 channels
Get PRO
May '25
+260
in 8 channels
Get PRO
April '25
+196
in 4 channels
Get PRO
March '25
+402
in 16 channels
Get PRO
February '25
+233
in 7 channels
Get PRO
January '25
+406
in 6 channels
Get PRO
December '24
+461
in 6 channels
Get PRO
November '24
+491
in 10 channels
Get PRO
October '24
+559
in 8 channels
Get PRO
September '24
+284
in 8 channels
Get PRO
August '24
+432
in 8 channels
Get PRO
July '24
+397
in 5 channels
Get PRO
June '24
+399
in 6 channels
Get PRO
May '24
+409
in 6 channels
Get PRO
April '24
+476
in 4 channels
Get PRO
March '24
+684
in 13 channels
Get PRO
February '24
+426
in 6 channels
Get PRO
January '24
+404
in 1 channels
Get PRO
December '23
+313
in 2 channels
Get PRO
November '23
+99
in 1 channels
Get PRO
October '23
+430
in 9 channels
Get PRO
September '23
+220
in 0 channels
Get PRO
August '23
+258
in 0 channels
Get PRO
July '23
+251
in 0 channels
Get PRO
June '23
+102
in 0 channels
Get PRO
May '23
+137
in 0 channels
Get PRO
April '23
+367
in 0 channels
Get PRO
March '23
+387
in 0 channels
Get PRO
February '23
+107
in 0 channels
Get PRO
January '23
+64
in 0 channels
Get PRO
December '22
+101
in 0 channels
Get PRO
November '22
+43
in 0 channels
Get PRO
October '22
+43
in 0 channels
Get PRO
September '22
+81
in 0 channels
Get PRO
August '22
+91
in 0 channels
Get PRO
July '22
+86
in 0 channels
Get PRO
June '22
+56
in 0 channels
Get PRO
May '22
+134
in 0 channels
Get PRO
April '22
+171
in 0 channels
Get PRO
March '22
+393
in 0 channels
Get PRO
February '22
+600
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September+3
07 September+1
06 September+13
05 September0
04 September+8
03 September+11
02 September+1
01 September0
Channel Posts
✔️ابوالعباس ایرانشهری، متفکر ایرانی سدهٔ سوم هجری، از چهره‌های کم‌شناخته اما قابل‌توجه در تاریخ فلسفه و مطالعهٔ ادیان است. اطلاعات مستقیم دربارهٔ زندگی و آثار او اندک است، زیرا آثار اصلی‌اش از میان رفته و شناخت ما عمدتاً بر گزارش‌های ابوریحان بیرونی، ناصرخسرو و ابوالْمَعالی استوار است. بر اساس گزارش‌های موجود، ایرانشهری با ادیان و مکاتب گوناگون، از جمله یهودیت، مسیحیت، مانویت و آیین‌های هند، آشنایی داشته و دربارهٔ آنها مطالعه و اظهارنظر می‌کرد. ابوریحان بیرونی گزارش‌های او دربارهٔ برخی ادیان را دقیق دانسته و در عین حال از خطاهای او در برخی مباحث نیز سخن گفته است. در منابعی مانند «بیان الادیان» به ایرانشهری نسبت داده شده که خود را صاحب آیینی تازه و حتی پیامبر می‌دانسته و نوشته‌ای را که به زبان فارسی داشته، وحی الهی معرفی می‌کرده است. با این حال، به دلیل از میان رفتن آثار او و فاصلهٔ زمانی منابع با دورهٔ زندگی‌اش، دربارهٔ جزئیات این گزارش‌ها باید با احتیاط تاریخی سخن گفت. از نکات جالب دربارهٔ ایرانشهری، تلاش او برای تبیین نسبت میان ادیان مختلف است. در گزارش‌های مربوط به او، نوعی تأکید بر وحدت ادیان و وجود حقیقتی مشترک در ورای اختلافات دینی دیده می‌شود؛ به همین دلیل، اندیشهٔ او را نمی‌توان صرفاً یک نظام دینی، بلکه باید آمیزه‌ای از فلسفه، الهیات و مطالعهٔ تطبیقی ادیان دانست. از منظر انتقادی، این پرسش نیز مطرح می‌شود: اگر ایرانشهری واقعاً مدعی آوردن دینی الهی و مستقل بوده است، چرا آیین او برخلاف ادیانی مانند اسلام و مسیحیت نتوانست به یک سنت دینی گسترده و پایدار تبدیل شود؟ البته پاسخ به این پرسش به‌تنهایی نمی‌تواند الهی یا غیرا‌لهی بودن یک دین را اثبات کند؛ اما با توجه به آشنایی گستردهٔ ایرانشهری با ادیان و مکاتب پیشین، می‌توان این احتمال را نیز بررسی کرد که آیین او بیشتر حاصل یک دستگاه فکری و بازتفسیر فلسفیِ سنت‌های دینی موجود بوده باشد تا یک دین مبتنی بر وحی. به همین دلیل، ایرانشهری در تاریخ اندیشه بیشتر به‌عنوان یک متفکر و دین‌پژوه برجسته و بحث‌برانگیز اهمیت دارد؛ شخصیتی که دربارهٔ مرز میان فلسفه، دین، وحی و ساخته‌های فکری انسان، پرسش‌های مهمی پیش روی ما می‌گذارد. @hekmatvaandishe

2
🏆شیعه شدن انیشتین❗️ 🟥در کلیپی که اخیراً مجددا منتشر شده، آخوند معاونیان بالای منبر با اعتماد‌به‌نفسی عجیب ادعا می‌کند که آل
🏆شیعه شدن انیشتین❗️ 🟥در کلیپی که اخیراً مجددا منتشر شده، آخوند معاونیان بالای منبر با اعتماد‌به‌نفسی عجیب ادعا می‌کند که آلبرت انیشتین نظریه‌ی نسبیت را از روایات شیعه گرفته، شیعه شده و حتی با آیت‌الله بروجردی مکاتبه داشته است! این‌که چنین ادعاهایی هنوز از تریبون‌های رسمی مطرح می‌شود، نشان‌دهنده‌ی دو چیز است: یا گوینده هیچ درکی از تاریخ علم ندارد و از روی بلاهت هر مطلبی را می‌پذیرد، یا عامدانه جهت جذب مخاطب و گرم شدن فضای مجلس حقیقت را جعل می‌کند. 🟥بیایید کمی دقیق‌تر نگاه کنیم: 🚩نظریه‌ی نسبیت از روایات شیعه؟! نظریه‌ی نسبیت خاص و عام، که یکی از بنیادی‌ترین نظریات فیزیک مدرن است، بر پایه‌ی سال‌ها پژوهش علمی و داده‌های تجربی شکل گرفت. انیشتین خود اشاره کرده که در توسعه‌ی این نظریه از آثار دیوید هیوم، ارنست ماخ، و ماکسول الهام گرفته است. هیچ سند علمی، تاریخی یا فلسفی وجود ندارد که نشان دهد او حتی آشنایی حداقلی با احادیث اسلامی داشته باشد، چه رسد به اینکه نسبیت را از آنها گرفته باشد! 🚩شیعه شدن انیشتین؟! این ادعا به‌قدری مضحک است که حتی نیازی به رد کردن ندارد. انیشتین در تمام زندگی‌اش به هیچ دین سنتی‌ای باور نداشت و در بهترین حالت، به خدای اسپینوزا معتقد بود، خدایی که با جهان یکی است و هیچ مداخله‌ای در سرنوشت انسان ندارد. اتفاقاً در سال‌های پایانی عمرش، نسبت به وجود هرگونه خدایی تردید داشت. حال، چطور چنین فردی قرار است شیعه شده باشد؟! 🚩مکاتبه با آیت‌الله بروجردی؟! نوه‌ی آیت‌الله بروجردی، آقای علوی بروجردی، صراحتاً اعلام کرده که هیچ سند و مدرکی از مکاتبات میان انیشتین و آیت‌الله بروجردی وجود ندارد. اما ظاهراً برای برخی، چنین واقعیت‌هایی اهمیتی ندارد و ترجیح می‌دهند دروغی را که خوشایندشان است، به‌عنوان حقیقت جا بزنند. 🔴این‌گونه جعل‌های مضحک، نه‌تنها به اعتبار دین و مذهب کمکی نمی‌کند، بلکه آن را در معرض تمسخر و بی‌اعتباری قرار می‌دهد. وقتی برای تبلیغ دین، نیاز به دروغ و تحریف باشد، خود این دروغ‌ها بزرگ‌ترین ضربه به دین خواهند بود. ضربه‌ای که برخی از این منبری‌ها با چنین روایت‌های جعلی طی سال‌های اخیر به اسلام و تشیع زده‌اند، چیزی نیست که آتئیست‌ها، دهریون، یا مخالفان تاریخی اسلام و تشیع در قرن‌ها تلاش فکری و تبلیغی خود توانسته باشند به آن دست یابند. پس فردا شاید بشنویم که نیوتن هم در عزاداری محرم تطبیر و لطمه‌زنی می‌کرده! اخیرا هم یکی از روحانیون مطرح با پیش‌وند آیت‌الله قبل نامش! مدعی مکاتبات انیشتین و شهریار شده است، تا کجا قرار است این داستان‌ها ادامه پیدا کند؟ 🔴سخنران و امثالهم و موضوع طرح شده در کلیپ هیچ موضوعیتی برای ما ندارند، فقط دقت نمائید که تمام این وقایع و گزارشات در قرن ۲۰ اتفاق افتاده‌اند. (فتأمل) ❌@negahiinou
549
3
No text...
727
4
https://t.me/TafsirHasanAskariUtrush مقاله منتشر شده در شماره ۲۳ و ۲۴ مجله «کتاب شیعه» با عنوان: «بررسی رجالی اسناد تفسیر منسوب به امام عسکری(ع) از شیخ صدوق تا عسکری» . کاظم استادی . فایل مقاله👇 https://t.me/TafsirHasanAskariUtrush/134 . چکیده: کتاب تفسیر منسوب به امام حسن بن علی عسکری(ع) یا تفسیر ابومحمد اطروش، از تفاسیر مأثور متقدم شیعه است؛ که بسیاری از آیات قرآن در آن تأویل شده، و غالب تأویل‌ها نیز، درباره معجزات اهل‌بیت(ع) و به نوعی مباحث امامت و ولایت است. این شبه تفسیر، از دیرباز میان اندیشمندان شیعه امامیه، مخصوصاً علمای متأخر، مورد مناقشه و گفتگو بوده است؛ و حتی عده‌ای، آن را به نسبت امامیین عسکریین(ع)، جعلی و موضوع می‌دانند. مناقشات دربارۀ این کتاب، چند بُعدی است؛ یعنی هم شامل تاریخ تألیف و انتساب کتاب به مؤلف می‌شود، و هم شامل اسناد، راویان و محتوای کتاب می‌شود. بنابراین لازم است این تفسیر از جهات گوناگون مورد بررسی قرار گیرد؛ که یکی از این ابعاد، بررسی رجالی راویان این اثر است؛ تا مشخص شود که سلسله اسناد تفسیر چگونه هستند؟ آیا در این سلسله راویان، افتادگی و اضطرابی وجود دارد؟ و نیز، وضعیت رجالی این راویان چگونه می‌باشد؟ چون بررسی راویان اسناد تفسیر تا شیخ صدوق، در مقالات دیگری پرداخته شده، در نوشته حاضر، فقط به بررسی رجالی ده تن از راویان اسناد این تفسیر، از شیخ صدوق تا عسکری اطروش پرداخته شده است. در این بررسی رجالی راویان، مشخص شد که غالب راویان این بخش از اسناد تفسیر، در منابع امامیه، مجهول هستند؛ و مابقی آنها نیز، توثیق نشده‌اند. . کلیدواژه: حسن بن علی، اطروش، تفسیر امام حسن ناصری عسکری، احتجاج، صدوق. . https://t.me/TafsirHasanAskariUtrush
587
5
🏆آرزوهای سید رضی (محمد بن حسین بن موسی) 🟥ابن ابی الحدید معتزلی می‌گوید: سید رضی به‌خاطر همت بلندی که داشت، آرمان‌های بزرگی را در سر می‌پروراند و آن‌ها را در شعر خود به نظم می‌کشید، ولی از روزگار در جهت دستیابی به آن‌ها یاری ندید پس در حزن و اندوه ذوب شد، و از اشتیاق فنا شد تا این که وفات یافت و به آرزویش دست نیافت و از آن جمله است این شعر او: 🟢من منسوب به شرف نیستم مگر این که آنچه پدرم داشت به پسرم نیز برسد. 🟢اسب مرا بر پشت خویش حمل نکند، اگر به مقام این مرد شریف و بزرگوار نایل نشوم. 🟥و از اوست این سخنش: 🟢چه وقت مرا دیدی که از جنگ هراسی به دل داشته باشم و گاهی در صحنه حضور داشته باشم و گاهی صحنه جنگ را ترک کنم. 🟢جز به جنگاوری مرا نمی‌شناسید در حالی که پیوسته دهان‌بندم (در جنگ) بر بینی‌ام بسته شده است. 🟥یا درباره خودش چنین می‌گوید: 🟢شگفتا از آنچه که محمد گمان می‌کند در حالی که براستی گمان در بعضی موارد به انسان خیانت می‌کند. 🟢آرزو دارم که پادشاهی در دست او باشد، حال آن که به غیر از آنچه که او می‌پندارد، مسایل دیگری نیز وجود دارد. 🟢اگر او آغوش خود را به سوی خلافت بگشاید و آماده خلافت شود، خلافت نیز با قبول او مزین و آراسته می‌گردد. 🟢با جمال و شعر خویش قصد سرافرازی را دارد و در رسیدن به آن سعی می‌کند در حالی که در بین مردم شاعران پست و انسان‌های زیبا یافت می‌شوند. 🟢و من می‌بینم سنگی را که پی در پی جرقه می‌زند و زود است روزی که آتش بر پا کند. 🟥یا این که می‌گوید: 🟢دیگر هیچ وقت قلبم آرزوی رسیدن به مقام بلند را در دل نداشته باشد، و دیگر دستم به بخشش وجود دراز نشود. 🟢اگر آن‌گونه که می‌خواهم و شرط کرده‌ام با قدرت و شمشیر به آن دست پیدا نکنم. 🟢به اساس خلافت دست پیدا خواهم کرد و این چیزیست که تحقق آرزوی نیل به آن بسیار دشوار است. 🟢چه چیزی مرا از حرکت به سوی مطلوبم باز می‌دارد؟ در حالی که نه حرام است و نه چیزی دست نیافتنی! 🟢آن کس که هیچ مجد و بزرگواری ندارد آرزوهای بزرگ در سر می‌پروراند، پس من چرا بر داشتن آرزوهای بزرگ سرزنش شوم؟ 🟥و در این قصیده مطالبی بسیار خشونت‌آمیزتر وجود دارد ولی ما از بیان آن عدول کرده و به لحاظ کراهت از بیان آن تخطی می‌ورزیم و در اشعار او مطالبی از این نوع بسیار فراوان است. 📎ادامه در پست بعد ❌@negahiinou
936
6
🏆سید محمدباقر خوانساری در کتاب روضات الجنات در ترجمه سید رضی می‌نویسد: 🟥سید رضی خود را یکی از گزینه‌های خلافت می‌دانست، بلکه شب و روز در انتظار آن بود؛ تا جایی که شاعران او را به دستیابی به خلافت تبریک می‌گفتند. از جمله ابو اسحاق ادیب صابی که چنین سرود: ای اباالحسن! در شناخت مردان، برای من فراست و تیزبینی است، که به آن عادت کرده‌ام، هرگاه چیزی بگویم درست از آب درآید. به من خبر داده‌اند که تو مردی بزرگوار هستی، که به بلندترین درجات شرف و بزرگی خواهی رسید. پس پیش از رسیدن زمان آن، تو را تعظیم کردم، و گفتم: خداوند برای سید، طول عمر عطا کند. اما سخنی را در دل نگاه داشتم و بر زبان نیاوردم، تا وقتی که وقت اظهار آن برایم بی‌مانع شود. پس اگر مُردم یا زنده ماندم، به یاد بشارت من باش، و آن را برای خود حقی ثابت بدان. و در میان فرزندان و خانواده‌ام نگهبان من باش، وقتی که پهلویم بر بستر پاکی آرام گیرد. سپس سید رضی در پاسخ او قصیده‌ای طولانی سرود که آغازش چنین است: برای این نیزه لبه‌ی برّانی ترسیم کردی و به شمشیرم درخششی بخشیدی قیمت این اسب تیزپا را مشخص ساختی و راهی روشن پیش پای او گذاشتی پس این اسب نیز سیر سریع خود را آغاز کرده است این قصیده طولانی است و سید رضی در آن، خود را برای بزرگی‌ها و شرافت‌ها آماده می‌شمرد و به صابی وعده می‌داد که اگر روزگار یاری کند، او نیز به آرزوهایش خواهد رسید. او منصب نقابت علویان، و سرپرستی امور حرمین و حجاز را در اختیار داشت، و امیر حاجیان بود. و هرگاه آبای بزرگوارش را برمی‌شمرد، که چهار نفر بودند و از نظر تعداد مطابق بودند با آبای مولایمان صاحب‌الزمان (فتأمل) – عجل الله تعالی فرجه – تا می‌رسید به سید و امام ما، هفتمین امام، حضرت موسی بن جعفر کاظم علیهماالسلام، یا نسب مادرش را یاد می‌کرد که به «ناصر الحق» مشهور می‌رسید – یعنی همان سید بزرگوار که در آغاز جلد دوم این کتاب نام و شرح حالش آمد – در این هنگام به بیتی از فرزدق شاعر تمثل می‌جست که در هجو جریر، معاصر خود، گفته است: آنان پدران من‌اند، پس بیا همانندشان را بیاور، اگر روزی ما را در مجمعی گرد آوردی، ای جریر! و از این‌جا می‌توان فهمید که نوعی نکوهش ضمنی در مورد او وجود دارد، افزون بر این‌که این نقل نه تنها مدحی برای او نیست، بلکه بر عدم امکان قیاس او با برادرش سید مرتضی – که پیش‌تر یاد شد – و برتری او [سید مرتضی] در علم و عمل و فقه و تقوا و نیابت مطلقه از ائمه هدایت، و شباهت حقیقی‌اش به پیامبران بنی‌اسرائیل دلالت می‌کند. و چنین بود، اگرچه شاید گمان کنی او سزاوار خلافت بود؛ اما وقتی می‌بینی که شیخ نجاشی – که امام علم رجال است، و داناترین فرد نسبت به احوال امثال او، و بیش از همه حرمت اهل فضل در طبقه او را رعایت می‌کرد – در شرح حال او، پس از ذکر نام شریفش و بیان نسب بلندش، بیش از این نگفته است: ابوالحسن رضی، نقیب علویان در بغداد، برادر سید مرتضی، شاعری برجسته بود. [عجیب اینکه شیخ طوسی نیز به کل نام سید رضی را در کتاب رجالش نمی‌آورد.] 📎ادامه در پست بعد ❌@negahiinou
973
7
✔️درخواست خلیفه‌ی بنی‌عباس از سید بن طاووس برای وارد شدن در امور حکومتی و عدم پذیرش از سمت سید 🟥همچنین سید در این صفحه از کت+1
✔️درخواست خلیفه‌ی بنی‌عباس از سید بن طاووس برای وارد شدن در امور حکومتی و عدم پذیرش از سمت سید 🟥همچنین سید در این صفحه از کتابش هیچ عذر صحیحی برای ورود سید رضی و سید مرتضی در امور حکومتی نمی‌داند! (اما در کمال تعجب می‌بینیم که خود سید هم بعد از مدتی وارد امور حکومتی می‌شود!!!!) ❌@negahiinou
895
8
✔️همکاری با سلاطين در اندیشه علمای امامیه (مطالعه موردی مکتب بغداد) 🟥علمای مکتب بغداد مانند شیخ مفید، سید مرتضی، سید رضی و شیخ طوسی بنیانگذاران اولیه‌ی فقه سیاسی می‌باشند که بر خلاف سایر علمای شیعه (مکتب قم)، زمینه ی ورود فقها به امور حکومتی را فراهم نمودند. البته علمای مکتب بغداد به عنوان اولین علمای شیعه مجوز ورود در کارهای حکومتی را تئوریزه و ارائه کردند. قبل از علمای مکتب بغداد خاندان نوبختی و مخصوصا حسین بن روح مدعی سفارت امام زمان علیه السلام، روابط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با خلفای بنی عباس داشته و دستگاه خلافت برای حذف مخالفین و منتقدین دستگاه نیابت و وکالت، با وی همکاری می‌کرد. ❌@negahiinou
964
9
✔️همکاری با سلاطين در اندیشه علمای امامیه (مطالعه موردی مکتب بغداد) 🟥علمای مکتب بغداد مانند شیخ مفید، سید مرتضی، سید رضی و شیخ طوسی بنیانگذاران اولیه‌ی فقه سیاسی می‌باشند که بر خلاف سایر علمای شیعه (مکتب قم)، زمینه ی ورود فقها به امور حکومتی را فراهم نمودند. البته علمای مکتب بغداد به عنوان اولین علمای شیعه مجوز ورود در کارهای حکومتی را تئوریزه و ارائه کردند. قبل از علمای مکتب بغداد خاندان نوبختی و مخصوصا حسین بن روح مدعی سفارت امام زمان علیه السلام، روابط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با خلفای بنی عباس داشته و دستگاه خلافت برای حذف مخالفین حسین بن روح، با وی همکاری می‌کرد. ❌@negahiinou
1
10
✔️ناظرِ دیوانِ همایونی و امیرالحاج خلافت بنی‌عباس، سید مرتضی در توجیه همکاری با حکومت می‌گوید: 🔜این مسئولیت پذیری هرچند در ظ
✔️ناظرِ دیوانِ همایونی و امیرالحاج خلافت بنی‌عباس، سید مرتضی در توجیه همکاری با حکومت می‌گوید: 🔜این مسئولیت پذیری هرچند در ظاهر از سوی ظالم ستمگر است، اما در باطن از سوی امامان حق است!!🔙 🔖رسائل سید مرتضی 🟥تعداد روایات و احادیثِ منع اشتغال در حکومت ظالم و غاصب کم نیست؛ ولی با این حال برخی در توجیه این فعل سید مرتضی یا خاندان نوبختی و ... سریع به افرادی مانند علی بن یقطین استناد می‌کنند. در صورتی‌که علی بن یقطین برای اشتغال خود در دربار حکومت عباسی، اذن خاص از امام معصوم داشته و نمی‌توان این اذن خاص را به همه‌ی شیعیان شاغل در دستگاه خلافت تعمیم داد و روایات منع و مذمت اشتغال در حکومت بنی‌عباس را نادیده گرفت. استثنا‌هایی هم در احادیث آمده که شامل حال سید مرتضی نمی‌شود. یکی از علمایی که اعتراض شدیدی نسبت به سید مرتضی در این موضوع دارد؛ سید ابن طاووس است. (لینک دسترسی به سند مربوطه) ❌@negahiinou
940
11
✔️بازخوانی یک روایت تاریخی عجیب از واپسین لحظات حیات سید مرتضی به مناسبت ۲۵ ربیع‌الاول، سالروز درگذشت سید مرتضی «ابن‌برهان»، دانشمند برجسته نحوی و سنی مذهب، حکایتی تأمل‌برانگیز از واپسین لحظات حیات سید مرتضی (برادر سید رضی) نقل کرده است. او که در روزهای پایانی عمر سید مرتضی و در بستر بیماری به عیادت وی رفته بود، این واقعه را چنین روایت می‌کند: «دیدم که سید رو به دیوار کرده و خود را این‌گونه ملامت می‌کند: "ابوبکر و عمر حکومت یافتند و عدالت ورزیدند؛ امت از آنان طلب رحمت کردند و آنان نیز بر امت رحم آوردند؛ اما من (با وجود این) می‌گویم که این دو پس از مسلمانی، مرتد شدند!"ابن‌برهان در ادامه می‌گوید: پس از شنیدن این سخنان، برخاستم و بیرون رفتم. هنوز به آستانه در نرسیده بودم که صدای ناله و شیون برخاست [و سید از دنیا رفت].» 🟥نص روایت و منبع تاریخی: «و حكى عنه ابن برهان النّحوى انّه سمعه و وجهه إلى الحائط يعاتب نفسه و يقول: أبو بكر و عمر وليا فعدلا و استرحما فرحما فأنا أقول ارتدّا بعد أن أسلما. قال فقمت و خرجت فما بلغت عتبة الباب حتّى سمعت الزّعقة عليه، و كان ابن برهان قد دخل عليه فى مرضه الذى مات فيه- رحمه اللّه-.» 📔روضات الجنات، ج ۴، ص ۳۰۶ الی ۳۱۰ . 🟥تأملی بر این نقل تاریخی (در صورت صحیح بودن) و مبانی فکری سید مرتضی: در مواجهه با این نقل تاریخی و واکاوی صحت‌ و سقم آن، توجه به چند نکته تحلیلی ضروری است: ۱. مذهب راوی و مبانی سید مرتضی: اگرچه ممکن است برخی از پژوهشگران درباره مذهب «ابن‌برهان» اشکالاتی مطرح کنند که در جای خود قابل تامل و بررسی است، اما نکته کلیدی‌تر، شناخت رویکرد کلامی خود سید مرتضی است. او در پذیرش روایات اعتقادی شیعه رویکردی بسیار سخت‌گیرانه داشت؛ به‌گونه‌ای که «خبر واحد» را حجت نمی‌دانست و معیار اصلی‌اش در پذیرش روایات، استدلال‌های عقلی خودش بود. ۲. مقایسه با رویکرد فقهای متأخر: برای درک بهتر این سطح از سخت‌گیری، می‌توان به رویکرد فقهای معاصری چون آیت‌الله خویی اشاره کرد. ایشان به دلیل شیوه خاص خود در اعتبارسنجی روایات، در آثار خود صراحتاً خلیفه اول و دوم را «ناصبی» نمی‌دانند (اسناد آن را از این لینک مطالعه کنید). با توجه به اینکه سید مرتضی در پذیرش روایات (به‌ویژه در حوزه اعتقادات) به مراتب سخت‌گیرتر از شخصیتی مانند آیت‌الله خویی بوده است، صدور چنین تأملاتی از جانب وی نیازمند تحقیق و واکاوی عمیق‌تری است. ۳. بستر تاریخی و اجتماعی: علاوه بر مبانی کلامی، نمی‌توان این مسئله را در خلأ بررسی کرد. حشر و نشر و تعاملات گسترده سید مرتضی با علمای زیدی و اهل‌سنت، و همچنین تصدی مناسب حکومتی و نقابت در دربار خلافت بنی‌عباس، مؤلفه‌هایی هستند که در تحلیل اندیشه‌ها و مواضع سیاسی-اعتقادی او باید به‌طور جدی لحاظ شوند. ❌@negahiinou
1 042
12
No text...
1
13
No text...
4
14
✔️پیامدهای یک ادعا؛ تکفیر استوانه‌های حدیثی شیعه 🟥درنگ در لوازم و پیامدهای این ادعای سید مرتضی، پرده از حقیقتی سهمگین برمی‌دارد. پذیرش این کلام — با توجه به حصر و تأکیدات شدیدی که به کار برده و بدون استثنا همه را جز شیخ صدوق متهم کرده است — به معنای تخطئه و بلکه تکفیرِ پایه‌گذارانِ اصلی و حافظانِ بی‌بدیلِ میراث روایی شیعه است. اگر بپذیریم که تمام محدثان قم گرفتار انحرافِ «تجسم، تشبیه و جبر» (که در کلام اسلامی مرادف با شرک و کفر است) بوده‌اند، نوک پیکان این اتهام مستقیماً قلب تاریخ حدیث شیعه را نشانه می‌رود؛ بزرگانی که اگر روایاتشان را از جوامع حدیثی حذف کنیم، شاکله‌ی مکتب شیعه فرو می‌ریزد. در واقع، این تعمیمِ سید مرتضی به معنای انحراف و تکفیرِ چهره‌های درخشانی چون اشخاص زیر است: 🔴علی بن ابراهیم قمی: مفسر بزرگ و از مهم‌ترین مشایخ روایی شیعه، که بخش عظیمی از احادیث کتاب کافی از طریق او نقل شده است. 🔴محمد بن یعقوب کلینی: صاحب کتاب شریف «الکافی»؛ هرچند کلینی اصالتاً اهل ری بود، اما شاکله‌ی علمی او تماماً برآمده از مکتب حدیثی قم بود و روایاتش را با تکیه بر مشایخ این شهر گردآوری کرد. 🔴محمد بن حسن صَفّار: مؤلف کتاب گرانسنگ «بصائر الدرجات» که در شناخت مقامات و فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام اثری بی‌نظیر و بنیادین است. 🔴محمد بن ابراهیم نُعمانی: صاحب کتاب ارزشمند «الغیبة» و شاگرد برجسته‌ی کلینی که نقش مهمی در تبیین روایی مهدویت داشت. و همچنین دیگر محدثان و راویان مشهور و سخت‌گیر قم، از جمله: 🔴احمد بن محمد بن عیسی اشعری: زعیم و رئیس سرسخت علمای قم که در پاسداری از حریم احادیث چنان سخت‌گیر بود که راویان را صرفاً به جرم نقل روایات ضعیف از قم اخراج می‌کرد! 🔴محمد بن حسن بن ولید (ابن ولید): استادِ طراز اول و مرجعِ علمیِ خودِ شیخ صدوق. شگفتیِ کلام سید مرتضی در اینجا به اوج می‌رسد؛ چرا که شیخ صدوق در تصحیح و تضعیف روایات، کاملاً تابع و مقلدِ ابن ولید بود، اما در نگاه سید مرتضی، شاگرد تبرئه شده ولی استادِ متبوعِ او متهم به تشبیه و تجسیم می‌گردد! 🔴احمد بن محمد بن خالد بَرقی: صاحب کتاب عظیم و جامعِ «المحاسن». 🔴سعد بن عبدالله اشعری: از اعاظم روات شیعه، فقیه نامدار و نویسنده کتاب «المقالات و الفرق» و دیگر محدثان قم 🟥قربانی کردنِ نص به پای عقل‌گراییِ افراطی: نگاهی به این فهرست بلندبالا نشان می‌دهد که تقابلِ روش‌شناختیِ «مکتب کلامی بغداد» (که متمایل به عقل‌گرایی و متأثر از معتزله بود) با «مکتب روایی قم» (که نص‌گرا و پایبند به ظواهر روایات بود)، تا چه حد در نگاه امثال سید مرتضی به افراط کشیده شده است. این رویکرد نشان می‌دهد که گاهی در نزاع‌های کلامی، برای دفاع از مبانیِ عقلی و تنزیهیِ خود، حاضر شده‌اند ریشه‌های تاریخی و رواییِ مذهب را — که با خون دلِ همین محدثانِ بزرگِ قمی حفظ و پالایش شده بود — یکسره نامعتبر و باطل بشمارند. ادعایی که نه با واقعیتِ علمیِ علمای قم سازگار است و نه تاریخِ تشیع می‌تواند زیر بار چنین قضاوتِ ویرانگری برود. 🟥دست‌مایه‌ی طعنِ مخالفان و یک تأملِ هشداردهنده: این اظهار نظرِ شاذ و بی‌پروا از سوی شخصیتی در تراز سید مرتضی، پیامدهای تلخ دیگری نیز در طول تاریخ به همراه داشته است. یکی از مهم‌ترینِ این تبعات، دست‌مایه شدنِ این کلام برای طعن و هجمه‌ی مخالفان علیه مذهب شیعه بوده است. مستشکلین و مخالفانِ کلامیِ تشیع، با استناد به همین عبارتِ صریح، به اساسِ مکتب تاخته و می‌گویند: «وقتی یکی از بزرگترین ارکان علمی و متکلمانِ نامدار شیعه، پایه‌گذاران و حافظانِ میراث حدیثیِ مذهب خود را این‌گونه صراحتاً به شرک، تشبیه و تجسیم متهم می‌کند، دیگر چه اعتباری برای روایات و احادیثِ این مکتب باقی می‌ماند؟» در واقع، این نوع تسویه‌حساب‌های تندِ درون‌مذهبی، خواسته یا ناخواسته، شمشیری در دست مخالفان برای ضربه زدن به اعتبارِ کلّیِ شیعه قرار داده است. اما فارغ از سوءاستفاده‌ی مخالفان و دفاعیاتِ تاریخیِ علما، زاویه‌ی دیگری نیز برای نگریستن به این ماجرا وجود دارد که بسیار جای تأمل است: حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که تنها «یک درصد» از ادعای سید مرتضی مقرون به صحت باشد، این مسئله تأملی عمیق و لرزه‌آور را می‌طلبد. اگر بپذیریم که حاملانِ اولیه و ناقلانِ احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام — حتی در اقلیتی کوچک — در فهمِ ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین مبانیِ توحید یعنی تنزیه خداوند از جسمانیت دچار چنین کج‌فهمیِ بنیادینی بوده‌اند، این پرسش هولناک پیش می‌آید که این افراد در دریافت و انتقالِ سایر معارفِ ظریف، فقهیات، و دقایقِ مکتب تا چه حد ممکن است دچار لغزش و خطای در فهم شده باشند؟ این احتمالِ هرچند ناچیز، هشداری بزرگ در دل خود دارد؛ هشداری که ضرورتِ «بازخوانیِ انتقادیِ میراث روایی» را گوشزد می‌کند و نشان می‌دهد که تکیه بر صِرفِ «نقل» و اخبار، اگر با پالایشِ عقلانی، درکِ عمیق و فهمِ روشمند همراه نباشد، تا چه اندازه می‌تواند انسان را به پرتگاهِ انحرافاتِ کلامی و قشری‌گری سوق دهد. ❌@negahiinou
1 036
15
✔️بازخوانی یک اختلاف تاریخی؛ تقابل کلامی مکتب بغداد و قم 🟥سید مرتضی (رحمةالله‌علیه)، از ارکان برجسته‌ی مکتب کلامی بغداد — که از سویی شاگرد مکتب شیخ مفید و از سوی دیگر استادِ بزرگانی چون شیخ طوسی و نجاشی است — در جلد سوم از کتاب «رسائل» (صفحه ۳۱۰)، ادعای شگفت‌انگیزی درباره‌ی علمای قم مطرح می‌کند. او می‌نویسد: «وَ أَنَّ الْقُمِّيِّينَ كُلَّهُمْ مِنْ غَيْرِ اسْتِثْنَاءٍ لِأَحَدٍ مِنْهُمْ إِلَّا أَبَا جَعْفَرِ بْنِ بَابَوَيْهِ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ بِالْأَمْسِ كَانُوا مُشَبِّهَةً مُجْبِرَةً، وَ كُتُبُهُمْ وَ تَصَانِيفُهُمْ تَشْهَدُ بِذَلِكَ وَ تَنْطِقُ بِهِ...» ترجمه: «همانا تمام قمیان در گذشته، بدون هیچ استثنایی — مگر ابوجعفر بن بابویه [شیخ صدوق] رحمةالله‌علیه — قائل به تشبیه (جسم‌انگاری خداوند) و جبر بوده‌اند؛ و کتاب‌ها و تألیفاتشان به این امر گواهی می‌دهد و گویای آن است.» 🟥تأکیدات زبانی در کلام سید مرتضی: سید برای القای فراگیری و قطعیت این حکم، از انواع ابزارهای تأکید در ادبیات عرب بهره برده است: 🔴استفاده از جمله‌ی اسمیه که دلالت بر ثبوت دارد. 🔴استفاده از حرف تأکید «إنّ». 🔴آوردن واژه‌ی «القمّیین» با «الف و لام» که در اینجا افاده‌ی عموم می‌کند. 🔴استفاده از واژه‌ی «کُلُّهُم» برای تأکید بر شمول حكم. 🔴افزودن واژه‌ی «أجمعین» برای تأکید مضاعف. 🔴به کار بردن عبارت «من غیر استثناء لأحد منهم» که استغراق و فراگیری کامل حکم را می‌رساند. 🔴و در نهایت، آوردن استثنای متصل «إلّا ابا جعفر بن بابویه»؛ که نشان می‌دهد متکلم کاملاً در مقام بیان استثنا بوده و با این حال، از میان تمام علمای قم تنها یک نفر را تبرئه کرده است. این امر نشان‌دهنده‌ی استغراق حقیقی (و نه صرفاً عرفی) در کلام اوست. 🟥نقد و بررسی این دیدگاه: از کلام سید مرتضی چنین برداشت می‌شود که وی تمامی علما و محدثین قم (جز شیخ صدوق) را به دلیل عقایدشان، دچار انحرافِ تجسیم و تشبیه می‌دانسته و در نتیجه به تکفیر آنان گرایش داشته است. به نظر می‌رسد این قضاوت تند، ریشه در تأثیرپذیری وی از مکتب معتزله و زیدیه، و نوعی قشری‌گری در مواجهه با ظواهر روایات داشته باشد. اگر قرار بر چنین قضاوت‌های ظاهربینانه‌ای باشد، پناه بر خدا، ابتدا باید به آیاتی از قرآن خرده گرفت که در ظاهر، موهمِ جسمانیت خداوند هستند! به عنوان نمونه: «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ...» (بقره: ۲۱۰) (آیا انتظار دارند که خداوند و فرشتگان در سایه‌هایی از ابر به سوی آنان بیایند؟) جای شگفتی است که سید مرتضی، آیاتی از این دست را بدون در نظر گرفتن ظواهرشان و به شیوه‌ی معتزله تأویل می‌کند؛ اما هنگامی که با روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام مواجه می‌شود، به جای درک و تأویلِ محتوای احادیث، راهِ انکار روایات و تکفیرِ راویان قمی آن‌ها را در پیش می‌گیرد. 🟥نکته‌ای درباره شیخ صدوق:دیگر نکته‌ی قابل تأمل در این متن، تأیید و تبرئه‌ی شیخ صدوق از سوی سید مرتضی است. این استثنا می‌تواند نشانه‌ای از وجود برخی گرایش‌های همسو با مکتب اعتزال در اندیشه‌های کلامی شیخ صدوق باشد که بررسی دقیق آن مجال دیگری می‌طلبد. 🟥واکنش تاریخی به این ادعا: این ادعای سنگینِ سید مرتضی بی‌پاسخ نماند؛ چنان‌که بعدها مولی ابوالحسن شریف عاملی در دفاع از مکتب قم و ردّ این اتهام، رساله‌ای مستقل با عنوان «تنزیه القمیین» (پاک‌داشتِ علمای قم) به رشته‌ی تحریر درآورد. این رساله تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است که معتبرترین نسخه‌ی آن در مجله‌ی تراثنا (شماره ۵۲) منتشر شده و در دسترس پژوهشگران قرار دارد. (لینک کتاب) 🔮@negahiinou
974
16
✔️بازخوانی تاریخ از دل صخره‌ها: تأملی بر کتاب «کتیبه‌شناسی و نظریه در مطالعه اسلام آغازین» 🟥یکی از چالش‌های بنیادین در مطالع
✔️بازخوانی تاریخ از دل صخره‌ها: تأملی بر کتاب «کتیبه‌شناسی و نظریه در مطالعه اسلام آغازین» 🟥یکی از چالش‌های بنیادین در مطالعه تاریخ اسلام آغازین، وابستگی شدید و انحصاریِ پژوهشگران به متون رواییِ متأخری است که دهه‌ها یا قرن‌ها پس از وقایع اصلی نگاشته شده‌اند. کتاب «کتیبه‌شناسی و نظریه در مطالعه اسلام آغازین»، نوشته ایلکا لیندستد، تلاشی روش‌مند و نوآورانه برای عبور از این محدودیت سیستماتیک و ارائه روایتی مستندتر بر پایه شواهد مادی است. این پژوهش، تمرکز خود را بر پویایی‌های دینی و اجتماعی عربستان در دوران باستان متأخر (حدفاصل سال‌های ۱۵۰ تا ۷۵۰ میلادی) قرار داده و نقطه قوت آن، پیوند زدن دو عنصر «کتیبه‌شناسی» و «چارچوب‌های نظری» در خوانش تاریخ است. نویسنده با بررسی دقیق سنگ‌نوشته‌ها و کتیبه‌های صخره‌ای عربیِ به جای مانده از قرون اولیه، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان تاریخ اجتماعی و باورهای عامه و زیسته مردم آن عصر را از دل این اسناد سنگی بازخوانی کرد. با این حال، او تأکید می‌کند که گردآوری صرفِ این شواهد مادی کافی نیست؛ بلکه مطالعات خاستگاه اسلام نیازمند بهره‌گیری از نظریه‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناسی اجتماعی است تا بتوان هویت‌ها، مرزبندی‌های گروهی و تحولات ایدئولوژیک را به درستی تحلیل کرد. در بخش‌های محتوایی کتاب، ایده شکل‌گیری اسلام در یک خلأ تاریخی یا به‌صورت پدیده‌ای کاملاً ایزوله و بریده از محیط اطرافش به شدت رد می‌شود. مؤلف با تکیه بر شواهد کتیبه‌شناختی، ظهور اسلام را در بستر تعاملات پیوسته، وام‌گیری‌ها و گفتگوهای اعراب با سایر سنت‌های دینی خاورمیانه تحلیل می‌کند. از جذاب‌ترین مباحث این اثر، بررسی روند تدریجی و کُندِ تکوین «هویت اسلامی» است. لیندستد با واکاوی نشانه‌های هویتی در قرآن و کتیبه‌های هم‌عصر، استدلال می‌کند که مرزبندی‌های هویتی در ابتدا بسیار منعطف‌تر از دوره‌های بعد بوده است. به باور او، جامعه اولیه در مدینه خود را با چتر هویتیِ فراگیرِ «مؤمنان» می‌شناختند؛ مفهومی باز که بر اساس شواهد تاریخی، ظرفیت گنجاندن گروه‌هایی از یهودیان هم‌پیمان را نیز در خود داشت. در همین راستا، کتاب نشان می‌دهد که در قرن اول هجری، واژه «مهاجرون» یکی از نام‌های کلیدی و پرکاربرد برای توصیف پیروان این آیین نوپا در اسناد مادی بوده است، پیش از آنکه واژه «مسلمان» مرزهای هویتی انحصاری خود را به‌طور کامل تثبیت کند. نویسنده در فرازهای دیگری از کتاب، به بازخوانی انتقادیِ تصویر اعرابِ پیش از اسلام می‌پردازد. او با استفاده از دلالت‌های شواهد مادی و کتیبه‌ها، برخی از خوانش‌های سنتی و کلیشه‌های سیاه درباره عصر پیشااسلامی —به‌ویژه مسائلی نظیر رواج گسترده زنده به گور کردن نوزادان دختر— را مورد بازبینی قرار داده و با بررسی مجدد آیات قرآن در کنار داده‌های تاریخی، روایتی متفاوت از ساختار اجتماعی، اخلاقی و باورهای آن دوران ارائه می‌دهد. در نهایت، کتابِ لیندستد دعوتی است برای بازنگری در روش‌شناسی تاریخ‌نگاری اسلامی. این اثر به روشنی به پژوهشگران نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با استخراج داده‌ها از اسناد دست‌اولِ باستان‌شناختی و تلفیق آن‌ها با رویکردهای نظریِ نوین، قرائت‌های سنتی را محک زد. مطالعه این اثر برای پژوهشگران «تاریخ اسلام»، افق‌های تازه‌ای را در زمینه مطالعات بین‌رشته‌ای می‌گشاید و به درکی عمیق‌تر، چندلایه‌تر و مبتنی بر شواهد عینی از تکوین جامعه اسلامی در قرون نخستین یاری می‌رساند. ❌@negahiinou
1 338
17
No text...
1 061
18
🏆 تقطیع و نقل به معنای احادیث در کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق از نگاه آقای شبیری زنجانی و سید علی سیستانی 🟥آیت‌الله شبیری زنجانی: در كلام صدوق به طور كلى شايد بتوان گفت از آنجا كه كتاب من لا يحضر كتاب فتوائى است، احتمال مى‌رود كه گاهى روايات را نقل به معنا مى‌كند، از كلام صاحب روضة المتقين مجلسى اول هم اين مطلب استفاده مى‌شود. ▪️الظاهر أن الصدوق نقل أكثر هذه الأخبار بالمعنى اختصارا كما ظهر لك سابقا و سيظهر لاحقا 🔖روضة المتقين ج ۳ ص ۱۴۵ به نظر مى‌رسد كه اين فتواى مرحوم صدوق كه با «قال الصادق علیه السلام» هم تعبير مى‌كند به احتمال خيلى قوى، نقل به معناى از همين روايات است. اين كه ايشان به روايت ديگرى دست يافته غير از اين روايات مشهوره و آن را نقل نكرده باشند، بسيار بعيد است. همين روايات بوده، ولى چون مضامين يكى بوده با يكديگر تلفيق كرده و نقل به معنا كرده است. در اين گونه موارد هم نمى توان گفت كه اصل عقلائى عدم نقل به معنا، جارى است؛ چون كتاب فتوائى بوده از اينگونه تغييرات و دخل و تصرفات، بسيار اعمال مى كرده اند. ❌بسیار مهم: شیخ صدوق تصرفاتى از قبيل نقل به معنا و اسقاط و كوتاه كردن روايات را مرتكب شده است و گاهى رواياتى را كه برخى فقراتش بر خلاف مذاق دينى خودش بوده و آن ها را درست نمى دانسته، اسقاط نموده است. 👈منقولات كافى و تهذيب و استبصار در ميان كتب اربعه، بر منقولات فقيه، مقدم است. 🔖برگرفته از دروس خارج ایشان (از کانال رهجو) ••••••••••••••••••••••• 🟥آقای سیستانی نیز می‌گوید: ومَن راجَع (الفقيه) يِجد أنّ دَأب الصّدوق -قُدس‌ سره- عَلىٰ تَعقِيب بَعض الرّوايات بكلامٍ لنَفسِه مِن دُون فَصلٍ مُشعر بالتّغاير ـ كما أنّ الأمر كَذلك في التهذيب ـ ومِن هُنا قَد يَشتبهُ الأمرُ عَلىٰ النّاظر فَيعدّ كَلامه جُزءاً مِنَ الرِّوايَة شیوه شیخ صدوق این است که بعد از روایت از خودش کلامی را اضاف می‌کند که معلوم نیست از اصل حدیث است یا نه و به این جهت خواننده فکر می‌کند اضافات صدوق قسمتی از خود روایت است. 📚قاعدة لا ضرر ولا ضرار ص ۲۷ ••••••••••••••••••••••• ❌مقاله‌ای ارزشمند از استاد محمد باقر ملکیان در موضوع متفرّدات روائی شيخ صدوق در کتاب من لا يحضره الفقيه را نیز می‌توانید از اینجا مطالعه نمائید. ❌@negahiinou
1 122
19
✔️بازخوانی شیخ صدوق در آینۀ پژوهش‌های غرب؛ معماری کلام با خشت احادیث 🟥در سنت تاریخ‌نگاری اندیشۀ اسلامی، سده‌های چهارم و پنجم هجری همواره به‌عنوان دوران تکوین و تثبیت ارتدوکسی تشیع دوازده‌امامی شناخته می‌شود؛ دورانی که پس از آغاز غیبت کبرا، جامعۀ شیعه نیازمند تعریف مجدد هویت کلامی، فقهی و سیاسی خود بود. در دهه‌های اخیر، شیعه‌پژوهان غربی توجهی دوچندان به این برهه معطوف داشته‌اند، اما در این میان، اثر سترگ دکتر جرج وارنر (George Warner)، پژوهشگر مطالعات اسلامی دانشگاه لندن، جایگاهی کم‌نظیر یافته است. کتاب او با عنوان «کلمات امامان: شیخ صدوق و تکوین ادبیات حدیثی امامیه» (منتشرشده در سال ۲۰۲۲ توسط انتشارات آی.بی. توریس و مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی)، روایتی نو و تحلیلی از حیات فکری ابن‌بابویه قمی ارائه می‌دهد که پیش‌فرض‌های رایج شرق‌شناسی را به چالش می‌کشد. پژوهش وارنر در وهلۀ نخست تلاشی است برای رهایی شیخ صدوق از سایۀ سنگین نزاع‌های پسینی میان «اهل حدیث» و «متکلمان عقل‌گرا». برای دهه‌ها در مطالعات آکادمیک غرب، به‌ویژه متأثر از پژوهش‌های پیشگامانه‌ای چون آثار مارتین مک‌درموت پیرامون شیخ مفید، تمایل بر آن بود که ابن‌بابویه تنها به‌عنوان چهرۀ سنتی و نقلی مکتب قم معرفی شود که در برابر کلام بغداد، نقشی واکنشی و صرفاً گردآورندۀ متون داشته است. وارنر اما با روشی متن‌پژوهانه و تاریخی-انتقادی، اثبات می‌کند که صدوق نه یک راوی منفعل و جامعِ سطحیِ روایات، بلکه یک «مؤلف استراتژیست» و اندیشمندی نوآور بود که گفتمان الهیاتی تشیع را از طریق مهندسی روایات بازآفرینی کرد. تمرکز اصلی وارنر بر دو اثر بنیادین صدوق، یعنی «التوحید» و «کمال‌الدین و تمام‌النعمة»، نشان می‌دهد که چگونه ساختاربندی، چینش هوشمندانۀ احادیث در ذیل باب‌ها، و تعلیقه‌های موجز اما دقیق صدوق بر روایات، پاسخی نظام‌مند به چالش‌های معرفتی و سیاسی عصر آل‌بویه بوده است. به باور وارنر، صدوق برای تثبیت باور به مهدویت در کمال‌الدین، فراتر از ارائۀ صرف اسناد تاریخی، به ترسیم یک کلان‌روایت نبوی و تاریخی روی می‌آورد تا مسألۀ غیبت را نه یک گسست بحران‌زا، بلکه استمرار منطقی مشیت الهی و سنت انبیای پیشین جلوه دهد. او با کنار هم نشاندن داستان‌های طوال عمر پیامبران و غیبت‌های تاریخی، اضطراب کلامی جامعۀ شیعی در عصر سرگردانی (حیرت) را مهار کرد. وارنر همچنین کارکرد ادبیات حدیثی صدوق را به عنوان پلی میان تفکر نخبگانی و ایمان عامه تحلیل می‌کند. به زعم او، صدوق روایات را به ابزاری برای تثبیت نوعی «کلام حدیث‌محور» تبدیل کرد؛ کلامی که برخلاف روش متکلمان امامی معتزلی‌مآب، مخاطب را نه به پیچیدگی‌های استدلال قیاسی، بلکه به متانت و قطعیت کلام معصوم ارجاع می‌داد. در این دیدگاه، «حدیث» برای ابن‌بابویه صرفاً متنی مقدس برای نقل نبود، بلکه خشت‌های بنایی فکری و زنده بود که مرزهای هویت شیعه را در برابر غلو از یک سو، و تسنن و اعتزال از سوی دیگر، با ظرافت و وضوح ترسیم می‌کرد. پژوهش جرج وارنر، در نهایت، شیخ صدوق را نه پایان عصر راویان سنتی، بلکه معمار نخستین نظام جامع کلام روایی در تشیع معرفی می‌کند. ❌@negahiinou
1 108
20
🏆تحقیقی پیرامون توقيع صادر شده از امام حسن عسکری علیه‌السلام خطاب به ابن ‌بابویه پدر شیخ صدوق (۵) 🟥با عنایت به مطالبی که در پست‌های پیشین بدان پرداختیم نکات و ملاحظاتی را در این خصوص باید لحاظ نمود: 🔴در هیچ کدام از کتب رجالی و تراجم و حدیثی، اشاره‌ای به تاریخ تولد ابن بابویه نشده است. ولی با توجه به شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام در اوایل سال ۲۶۰ قمری و سال وفات ابن بابویه در سال ۳۲۹ قمری و با لحاظ حسن ظن به این ماجرا، لازم است فرض کنیم که ابن بابویه هنگام دریافت این نامه از امام ۴۰ ساله بوده که امام وی را "شیخی و معتمدی" خطاب کرده و با این فرض وی باید بیشتر از صد سال عمر کرده باشد که عجیب به نظر می‌رسد. محقق و حدیث شناس معاصر شیعه مرحوم محمد جواد غفاری در مقدمه کتاب من لا یحضره الفقیه سال ولادت حدودی ابن بابویه را همان سال شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام، یعنی ۲۶۰ قمری می‌داند. 🔴با توجه به اینکه ابن بابویه اهل سفر (به بغداد و حجاز و...) بوده هیچ حدیثی به‌صورت مستقیم توسط وی از امام حسن عسکری یا امام هادی علیهما‌السلام نقل نشده است. همچنین با استناد به بررسی دوره‌ی زندگی مشایخ ابن بابویه نسبت به صدور توقيع تردیدهای جدی وجود دارد. هیچ حدیثی توسط وی از سفیر اول و دوم هم نقل نشده است. 🔴فرزند ابن بابویه یعنی شیخ صدوق هیچ اشاره‌ای به این نامه که افتخاری بس بزرگ برای پدرش بوده نکرده در حالی که  از ابوعبدالله حسین بن عبیدالله نقل شده که می‌گفت: از اباجعفر (شیخ صدوق) می‌شنیدم که بارها می‌گفت: من با دعای صاحب امر و امام زمان به دنیا آمده ام و به این عنایت افتخار می‌نمود!!! 🔴علیرغم توثیق خاص وی توسط نجاشی و طوسی و ذکر مکاتبات و ارتباطات وی با حسین بن روح و علی بن محمد سمری هیچ اشاره ای به صدور چنین توقیعی از سمت امام حسن عسکری علیه‌السلام خطاب به ابن بابویه یا ارتباط او با امام حسن عسکری نشده است. در صورتیکه موضوع این نامه فضیلت بسیار بزرگتری برای ابن بابویه و هر کس دیگری می‌تواند باشد. 🔴با عنایت به نکات و مطالب پیشین، اعتماد به نقل ابن شهر آشوب به صورت مرسل آن هم پس از بیشتر از ۲۵۰ سال و نقل مرسل قاضی نوری الله شوشتری ۷۰۰ سال بعد از وفات ابن بابویه سخت می‌باشد. ولی به هر حال نمی‌توان منکر جایگاه ویژه‌ی وی در بین شیعیان قم بود. 🔴در پایان لازم به ذکر است که تعیین دقیق و حتی حدودی سال تولد ابن بابویه امکان‌پذیر نمی‌باشد و حتی اگر صد سال و بیشتر هم عمر کرده باشد؛ خودش و فرزندش و شاگردان و رجالیون بغدادی برای ثبت این توقيع در اولویت بودند. ❌@negahiinou
1 139