en
Feedback
Hands of Stone | دستان سنگی

Hands of Stone | دستان سنگی

Open in Telegram

زن، زندگی، آزادی✌🏻

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
3 860
Subscribers
+124 hours
-137 days
-8230 days
Posts Archive
موشوکو تنسی: تناسخ علاف ▫ویراستار، صفحه‌آرا و کلا تمامی کارهای گرافیکی این کار از همان اول (آرایش نخستین) بر عهده‌ی من بود؛ پس بر آن بودم که هم‌مانند کلاس نخبه‌ها تمامی المان‌ها و متون را به vector تبدیل کنم، اما همه جا را نتوانستم؛ برنامه به من اجازه‌ی چنین کاری را در برخی جاها نمی‌‌داد. شاید هم دانش‌ام هنوز آن قدر نیست. اما هر جا که می‌شد این کار را کردم. ▫یک بخش به‌اسم «گالریِ طراحیِ آزمایشیِ شخصیت‌ها» به این آرایش اضافه شده که در آرایش پیشین وجود نداشت. اگر آن را تا کنون ندیده اید، بد نیست نگاهی به آن بیندازید.

به کلاس نخبه‌ها خوش آمدید. ▫در آرایش قبلی این رمان، واژه‌ی club اگر غیرورزشی بود «انجمن» و اگر ورزشی بود «باشگاه» ترجمه شده بود که به‌عقیده‌ی من، تصمیم درستی نبوده؛ چرا که تفاوتی دیگر بین شخصیتی که می‌خواهد به انجمن ورزشی‌اش برود یا به باشگاه‌اش (gym) نیست. به همین سبب، هر جا که در متن انگلیسی club آمد به «انجمن» و هر جا gym آمد به «باشگاه» واگرداندم. همچنین گاهی در متن club به تیم واگردانده شده بود که آن‌ها را هم به انجمن تغییر دادم و واژه‌ی تیم تنها جایی آمده که در متن انگلیسی هم چنین بوده. مورد بعدی آن که در برخی از قسمت‌های متن کتاب «مربی» به‌جای «معلم» استفاده شده بود که من به‌سبب یگانه نشدن آن با مربی ورزشی، آن‌ها را به همان معلم تغییر دادم. همچنین تغییرات دیگری در برخی برابرواژه‌های انگلیسی دادم که در «داده‌پایه»های کتاب دوم و سوم مشهود است. برای مثال پیش از این، همین واژه‌ی database به «بانک اطلاعاتی» واگردانده شده بود که من آن را به «داده‌پایه» تغییر دادم و به‌علاوه‌ی یک سری تغییرات جزئی ـ مانند یک غلط املایی و چند اشتباه دیگر ـ در محتوای متن که در جهت بهبود کار و آسانی در خوانش خواندگان جدید بوده که برای جلوگیری از طولانی شدن متن، قادر به قید کردن همه‌ی آن‌ها نیستم. ▫تلاش شده تمامی المان‌ها و متون هر کتاب، به vector تغییر یابند به این گونه که برای مثال، با زوم کردن بر متون روی تصاویر اول هر کتاب، کیفیت‌اش کاهش نمی‌یابد. این شرایط برای حتی لوگوهای خود ما یا شکل‌های در کتاب هم فراهم شده. با این شیوه، با این که کیفیت متون را خیلی بالا می‌برد، سببِ کم شدن حجم فایل‌ها نیز می‌شود. ▫از آن جا که بازنگاری (redrawing) تصاویر به‌نظرم ضعیف بود و کیفیتِ کامل را نداشت، تمامی تصاویر کتاب‌های دوم و سوم را خودم بازنگاری کردم و از تصاویر باکیفیت‌تری نیز استفاده کردم. البته تصاویر در کنار کیفیت بالای‌شان از حجم کمی برخوردارند.

اما این شیوه‌ی جدید چه تفاوت‌هایی با گذشته دارد؟ اگر به رمان‌ها نگاهی بیندازید متوجه تغییر قطع و اندازه‌ی صفحه‌ها می‌شوید. این همان راه نهایی بود که به ذهن‌مان رسید. هم می‌تواند آن نامردان را دل‌سرد کند، هم شاید شما این گونه بتوانید راحت‌تر کتاب‌ها را به‌صورت دیجیتالی بخوانید. تمامی رمان‌ها بازآرایی شده اند و فونت آن‌ها را هم به فونتی تغییر داده ایم که گمان می‌کنم چشم‌ها را کم‌تر برای خوانش‌هایی طولانی خسته می‌کند. اما تغییرات فقط به همین جا ختم نشده. تغییر هر رمان به شرح زیر است:

نظر به انتشار نسخه‌هایی متفاوت از نسخه‌های پیشین، لازم است به‌عنوان مسئول آماده‌سازی این رمان‌ها، آبان، توضیحاتی بدهم. در وهله‌ی اول سوال شما عزیزان به‌قطع این است «به چه دلیل آماده‌سازی کتاب سوم رمان به کلاس نخبه‌ها خوش آمدید این قدر به طول انجامید؟» اما اگر بگوییم بارها و بارها این جلد را تا مراحل نهایی برای انتشار بردیم ولی با شکست مواجه شدیم باورتان نمی‌شود. بار اول مثل همیشه صفحه‌آرایی شد و منتظر بودیم تا کارهای جزئی‌اش صورت گیرد تا آن را منتشر کنیم؛ اما بعد از این که با عده‌ای مواجه شدیم که به‌راحتی دست به چاپ غیراخلاقی کارهای‌مان با نام خودشان می‌زدند دست نگه داشتیم و با روان‌هایی خسته و افسرده به‌دنبال چاره‌ای برای مقابله با آن گشتیم. ▪راه اول برای‌مان تغییر دادن شیوه‌ی صفحه‌آرایی بود که تقریباً بعد از انتهای راه و آماده شدن این کتاب، متوجه شدیم درست است که خیلی بهتر جلوی چاپ‌های نامردانه را می‌گیرد، ولی کار را برای خوانندگان بسیار سخت می‌کند و حتی ممکن است برای برخی فایل‌ها باز هم نشوند. پس راه اول را بعد از چند ماه تلاش کنار گذاشتیم. ▪راه دوم قرار دادن رمان‌ها در بستری بود که اجازه‌ی کپی و یا دانلود آن‌ها را به خوانندگان نمی‌داد. این راه برای ما راه سختی بود؛ اما انجامش دادیم و بعد از اتمام مراحل پایانی آن، پلتفرم بی آن که اخطاری دهد تمامی زحمات ما را به‌علاوه‌ی حساب‌مان از بستر خود پاک کرد. ▪راه سوم قرار دادن لوگوها در پس‌زمینه‌ی تمام صفحات و تبدیل هر صفحه به عکس بود که زیبایی صفحه‌آرایی و لذت خواننده را بسیار کاهش می‌داد. خوش نداریم که دوست‌داران‌مان از ما ناامید شوند. ▪راه چهارم استفاده از یک بستر دیگر برای انتشار کارها بود که در اواسط کار به خودمان گفتیم «پایان این ره جز شکست هیچ چیز نیست.» پس این راه را هم بعد از چند وقت تلاش کنار گذاشتیم. حال همه‌ی این‌ها را با مشکلات بنده، که در منطقه‌ای محروم و سیل‌زده زندگی می‌کنم، کنکوری‌ای که سه سال دبیرستان را نفهمیدیم کی درس خواندیم چه کسی درس‌مان داد، مشکلاتی شخصیِ شاید به‌اقتضای سن ـ مانند افسردگی ـ بی‌پولی‌ای که ناچارمان می‌کند با کامپیوترهایی نفت‌سوز رایگان به تولید محتوا بپردازیم و و و... را کنار هم بگذارید. شما که غریب نیستید؛ چند واحد از امتحانات پایانی‌ام را هم افتاده ام و باید شهریور هم امتحان بدهم؛ اما به‌سبب رسیدگی و آماده‌سازی کارهای مورد علاقه‌ی‌تان، درس خواندن را برای این مدت کنار گذاشتم تا بیش از این انتظار نکشید. :) بماند که این‌ها تنها مشکلاتی بودند که من، تنها یک عضو از دو گروه ترجمه، با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ هیچ گاه یک گروه متشکل از یک نفر نبوده و نیست؛ گروه را چندین نفر با مشکلاتی شخصی و فشارهای زندگی خود به جلو هل می‌دهند.

​​​​🌒نام:Three Days of Happiness 🌑نام فارسی: سه روز خوشبختی ⭐️امتیاز (Novel Updates): ۴.۹/۵ 🎨نوع: #لایت_ناول ـ رمان‌های شرقی 🇯🇵 👤نویسنده: میاکی سوگارو 👤نگارگر: EL9 🎭ژانر: #درام #بالغانه #روان‌شناختی #عاشقانه #سینن #برشی_از_زندگی #ماوراءالطبیعی #تراژدی 📜خلاصه: مغازه‌ای وجود دارد که می‌شود در ازای دریافت مبلغی، باقی‌مانده‌ی عمرت را بفروشی. ماجرای این رمان، در‌باره‌ی پسری است که ناامید از همه‌جا، به این مغازه می‌آید تا باقی‌مانده‌ی عمرش را بفروشد و... ◼️دانلود: کتاب کامل (آرایش دوم) ➖➖➖➖➖ Hands of Stone | دستان سنگی: Telegram, MangaDex, HamiBash ❤ AnimWorld | دنیای انیمه: AWfroum, AWnovel

​​​​🌒نام: Mushoku Tensei: Jobless Reincarnation 🌑نام فارسی: موشوکو تنسی: تناسخِ علاف ⭐️امتیاز (Novel Updates): ۴.۳/۵ 🎨نوع: #لایت_ناول ـ رمان‌های شرقی 🇯🇵 👤نویسنده: ریفوجین نا ماگونوته 👤نگارگر: شیروتاکا 🎭ژانر: #اکشن #ماجراجویی #درام #فانتزی #حرمسرا #عاشقانه #تراژدی #سینن #اچی #بالغانه 📜خلاصه: یک اوتاکویِ ۳۴ساله‌یِ خانه‌نشین توسطِ خانواده‌اش از خانه، بیرون انداخته می‌شود، آن‌جا ست که می‌فهمد زندگی‌اش به بن‌بست رسیده است. بعد به یاد می‌آورد که اگر در گذشته، انتخاب‌هایِ بهتري انجام می‌داد، ممکن بود حالِ زندگی‌اش خیلی خیلی بهتر باشد. همین‌طور که داشت حسرتِ گذشته را می‌خورد، کامیوني را می‌بیند که با سرعت به سه دانش‌آموزِ دبیرستانی نزدیک می‌شود. تمامِ قدرت‌اش را جمع می‌کند تا نجات‌شان دهد که کامیون به خودش برخورد می‌کند و درجا می‌میرد. وقتي چشمان‌اش را باز می‌کند، می‌بیند در دنیایِ جادو و شمشیر، به‌عنوانِ رودیوس گریرت، تناسخ پیدا کرده است. با تولد در دنیایي جدید و زندگی‌اي جدید، رودیوس عزم‌اش را جزم می‌کند، «این بار حتماً جوري زندگی می‌کنم که دیگه هیچ افسوسي نداشته باشم!» این‌جوري داستانِ سفرِ مردي که می‌خواهد از نو زندگی کند آغار می‌شود. ◼️دانلود: کتابِ اول (آرایش دوم) ➖➖➖➖➖ Hands of Stone | دستان سنگی: Telegram, MangaDex, HamiBash ❤ AnimWorld | دنیای انیمه: AWfroum, AWnovel

​​​​🌒نام: Classroom of the Elite 🌑نام فارسی: به کلاس نخبه‌ها خوش آمدید ⭐️امتیاز (Novel Updates): ۴.۵/۵ 🎨نوع: #لایت_ناول ـ رمان‌های شرقی 🇯🇵 👤نویسنده: سیوگو کینوگاسا 👤نگارگر: توموسه شونساکو 🎭ژانر: #کمدی #درام #حرمسرا #رمزآلود #روانشناختی #عاشقانه #زندگی_مدرسه‌ای #برشی_از_زندگی ✍🏻وضعیت: در حال ترجمه 📜خلاصه: داستان درباره‌ی دبیرستانی خوش‌نام و خوش‌آوازه به نام «کودو ایکوسه» است که در مقابل دانش‌آموزان ممتاز و عالی خود بهترین برخورد و رسیدگی ممکن را دارد. دانش‌آموزان این دبیرستان آزادی بسیار زیادی در محیط مدرسه دارند و مجاز هستند هر گونه که مایلند لباس بپوشند و هر مدل مویی که ترجیح می‌دهند داشته باشند. شخصیت اول داستان پسری به نام «کیوتاکا آیانوکوجی» است که در کلاس د حضور دارد؛ کلاسی که دانش‌آموزان ضعیف و رده پایین در آن جمع می‌شوند و دیگران به تمسخر آن‌ها مشغول می‌شوند. اما کیوتاکا دانش‌آموزی ضعیف نیست و صرفاً در امتحان ورودی خود بد عمل کرده و به‌خاطر شلختگی به چنین کلاسی منتقل شده است. طولی نمی‌کشد که کیوکاتا با دو دانش‌آموز دیگر این کلاس، «سوزونه هوریکیتا» و «کیکیو کوشیدا» آشنا می‌شود و همین آشنایی شروعی برای تغییر وضعیت کیوتاکا می‌شود. ◼️دانلود: کتاب اول (آرایش دوم) ▫کتاب دوم (آرایش دوم) ▫کتاب سوم 🎉 ➖➖➖➖➖ Hands of Stone | دستان سنگی: Telegram, MangaDex, HamiBash ❤ RanoKouen | بوستان لایت ناول: Farsi, English

اما این صحبت‌ها مربوط به شما ست: شمایی که در این مبارزه، ما را همراهی کردید؛ شمایی که به یاری ما آمدید و هوای‌مان را داشتید؛ شمایی که با ما فریاد زدید؛ شمایی که اعتراضیه را بیش‌تر از ۲۱۰ بار بازنشر دادید و تا اکنون، ۲۰٫۰۰۰ نفر آن را دیده‌اند؛ شمایی که با پیام‌های محبت‌آمیزتان به ما دل‌گرمی دادید؛ شمایی که به بنده (نویسنده‌ی متن اعتراضیه) ارادت زیادی داشتید. نمی‌دانیم که چگونه بابت لطف‌های‌تان تشکر کنیم؛ خستگی‌مان دررفت. آن قدر از واکنش عظیم شما خرسند شدیم که تاریخ این روزها هیچ وقت از یادمان نمی‌رود. بی شک این از بزرگ‌ترین واکنش‌های جمعی و یکپارچه در اعتراض به عملی غیراخلاقی در جامعه‌ی اوتاکوی ایران بود. از این که اعتراضیه در کانال ما منتشر شد افتخار می‌کنیم! با تشکر از: کانال (لایت‌ناول، مانگا، و زیرنویس) دنیای انیمه، کانال مانگای انیمه لیست، کانال اوتاکو میمز، کانال سایت مانهوا، کانال هستیا، کانال کامیناری، کانال انیمه‌سریال تیم، کانال (ترجمه و لایبرری) اِی‌اِس‌پی، کانال اتحاد تیم، کانال انیمه بتا، کانال نانسنس مانگا، کانال ایراس مانگا، کانال اسپویل.آی‌آر، دیمن لند و تمام آن‌هایی که حمایت ویژه کردند ولی متوجه‌شان نشدیم که اسم‌شان را قید کنیم. تشکر ویژه از «متین سنپای» (یوتیوبر) برای ساخت یک ویدیو در خصوص اعتراضیه، و همچنین «ویبهد» (یوتیوبر) که نحوه‌ی صحیح خرید مانگای چاپ‌شده‌ی فارسی را اطلاع‌رسانی کردند و به‌نحوی صحیح و عادلانه، تریبونی برای ما (و حتی فروشگاه مقابل) قرار دادند که صحبت‌ها و دفاعیه‌های‌مان را بکنیم. چه خوش است اتحاد. همگی دست‌خوش. :)❤

فروشگاه مانگاسل اعلام کرد که دیگر از ترجمه‌ی هیچ تیمی استفاده نخواهد کرد و (هرچند گفتند کلا نکرده‌اند) پست‌های مربوط به تیم‌های دیگر را حذف کرده. در واکنش به این موضوع، اگرچه در ابتدا گفتند این‌ها حاشیه‌ی ساخته‌ی کودکانند، اگرچه به ما گفتند بچه‌خرده اما به اعتراضیه‌ی من گفتند رکیک، اگرچه اطلاعات دروغ به کاربر دادند، اگرچه در استوری‌های‌شان به دروغ‌گویی متهم‌مان کردند، اگرچه نمی‌دانیم که اگر فردی درخواست چاپ ترجمه‌ی گروه x را بدهد قبول می‌کنند یا نه (به وجدان‌شان واگذار می‌کنم)، اما به‌طور عمومی از ما عذرخواهی کردند. هرچند مدیریت اوتاکو میمز اعلامیه‌ی‌شان را باور نکرد، اما ما همچون آن‌یکی فروشگاه، خالصانه پذیرای عذرخواهی این فروشگاه هستیم. امید است این دو فروشگاه همواره در پیشبرد اهداف خود در جهت خدمت به جامعه‌ی دوست‌داران محتوای شرقی موفق شوند. ❤ بخشی از متن استوری آخر فروشگاه مانگاسل: [...] و استفاده از ترجمه‌یِ این عزیزان به‌صورت کامل متوقف گردیده است و بابت اتفاقاتی که افتاد عذرخواهی کامل می‌کنیم تا هیچ گونه کدورت و نگرانی‌ای از این بابت وجود نداشته باشد و همه‌ی این‌ها به این جهت است که شأن و اعتبار بسیار بالاتر از این مسائل است. و دوست نداریم ذره‌ای از حق هیچ یک از عزیزان ضایع شود. این موضوع را همین جا تمام‌شده اعلام می‌کنیم. - آبان ۱۴ خرداد ۱۴۰۱

این پست هم ویرایش شد. اگر امکانش هست این پست رو جای‌گزین قبلی کنید یا اون «دزد دوم» که قبلا وجود داشت رو ویرایش کنید. ممنونم.

1.90 KB

1.97 KB

عزیزان، مدیریت فروشگاه بلیز خیلی سریع با ما تماس گرفتند و علاوه بر عذرخواهی محترمانه‌ی متعدد و اظهار شرمندگی‌شان از اشتباهاتی که انجام دادند، پستِ فروش مانگای دث نوت را حذف، و فروش‌شان را متوقف کردند. علاوه بر آن، با صحبت‌هایی که انجام شد، مدیریت این فروشگاه وعده داده است که پس از برقراری تماس با مدیران دیگر گروه‌های ترجمه (انیمه‌ورلد، مانگاسکای و... اگر درست تلفظ نکردم اطلاع بدید اصلاح کنم.)، پست فروش مانگاها‌ی‌شان را حذف، و فروش‌شان را متوقف خواهد کرد. همچنین ایشان برای عذرخواهی از دست‌اندرکاران مانگای دث نوتِ دستان سنگی، و نشان دادن شرمندگی‌شان، برای هر کدام از آن‌ها یک جلد از مانگای دث نوت به‌عنوان «هدیه‌ی عذرخواهی» ارسال می‌کند. از ایشان اجازه گرفتم که ویس‌های‌شان را در این‌جا با شما به اشتراک بگذارم. با تشکر از همگی شما. ❤

این‌ها قاتلین گروه‌های رایگان ترجمه‌اند. لطفاً این پیج را به‌دلیل دزدی ریپورت کنید و دوستان‌تان را نیز، چه با استوری در اینستاگرام و چه راه‌های دیگر، دعوت به این کار کنید. از تمام گروه‌های ترجمه که مخالف با این امراند نیز خواهشمندیم که در از بین بردن این دسته از پیج‌ها به یاری ما بیایند. کسی چه می‌داند؟ شاید نفر بعدی شما بودید! دزد نام‌برده (کلیک کنید)

اما برای چه بعد از این مدت اعتراض می‌کنم؟ چرا که گویا انگل‌ها خیلی زیادتر از این‌هائند! مورد دومی هم هست. این بار وان‌شات دفترچه‌ی مرگ را با ترجمه‌ی‌مان چاپ کرده‌اند و می‌فروشند! لازم نیست به سختی‌هایی که بر سر این کار هم کشیده‌ایم اشاره کنم؛ اما می‌دانید جالب‌تر از همه چیست؟ آن که ـ البته با اشتباه دستوری ـ پشت جلد مانگا زده‌اند: «این محصول به‌اختصاصی توسط بلیز تهیه و تولید شده است و هر گونه کپی‌برداری از جلد و محتوای این مانگا پیگرد قانونی دارد.»! این در حالی ست هنگام رونمایی از آن، لوگوی دستان سنگی در میان صفحات مشخص است. حوصله‌ی خودشیرینی‌های این شخص را نداشتیم؛ پس بعد از آن که در دایرکت هم ادعا کرد که تمام ترجمه‌های‌شان اختصاصی تیم خودشان است ادامه ندادیم. (پست پایین را بخوانید.) اما اعتراضیه‌ی من فقط از جانب دستان سنگی و یا دنیای انیمه نیست؛ به هیچ وجه! صدای من از جانب تمام گروه‌های بزرگ و کوچکی ست که قربانی دزدی پست‌فطرت‌هایی می‌شوند؛ آن افرادی که دست‌های آلوده‌ی‌شان را به‌راحتی به زحمات دیگران می‌زنند و ادعا می‌کنند مالکیت کار برای خودشان است! چه راحت! آیا حق تمام ماهایی که برای کارهای‌مان عاشقانه عرق می‌ریزیم این است؟ پس لطفاً بیایید؛ بیایید به این‌ها بفهمانیم که لیاقت حتی خواندن کارهای‌مان را ندارند. دیگر دستان کثیف‌تان را به کارهای‌مان نزنید. - آبان ۱۰ خرداد ۱۴۰۱

از دوستان نزدیکم بعد از این که از موضوع خبردار شد، بی آن که به من یا کسِ دیگری خبر دهد، به دایرکت این انگل رفت تا تظاهر کند خریدار است و از آن مشاوره برای خرید بگیرد ـ فیلم‌هایش پایین است؛ می‌توانید بروید خودتان ببینید ـ اما جدا از مُضحکی و خودشیرینی‌های این شخص در مقابل این دوست، به چند نکته‌ی حائز اهمیت اشاره کرد که اشاره دوباره‌ی ما هم در این متن لازم است. انگل می‌گوید حدود ۱۰ گروه ـ که اسم خاصی ندارند ـ به‌طور اختصاصی برایش کار می‌کنند، مانگا ترجمه می‌کنند و پول می‌گیرند! از آن طرف می‌گوید یک سری گروه‌ها برایش حاشیه درست کرده‌اند و «چرت‌وپرت» گفته‌اند و اصرار کرده‌اند که «شما باید با ما همکاری کنید.» (‍!!!) و ما نمی‌خواهیم همکاری کنیم مگر زور است؟ کمی بخندید و برویم سراغ ادامه‌ی عرض‌هایش: می‌گوید که ۱۱ سال است شغلش چاپ و چاپخانه برای پدر است که در مجموع ۶۵ سال است چاپخانه دارند؛ ادعا می‌کند شغلش این است، با ۳۵ سال سن می‌داند که دورش باشد که نه، و مانند چند عدد بچه‌خرده‌ی پانزده۔شانزده‌ساله نیست! من شانزده‌ساله بودم که این کار را به اتمام رساندم. چهار سال است که گرافیستم، سه سال است که ویراستارم، دو سال است که زبان‌شناسی می‌خوانم، یک سال است که در حال مطالعه‌ی آواشناسی و علوم فلسفه‌ام، و همچنین به خطی باستانی مسلطم و دستی بر قلم دارم و اکنون ۱۸ساله ام؛ ما فرزدان این مرزوبوم، از ۱۰ تا ۱۰۰ساله، برای هدف‌‌های‌مان می‌جنگیم و برای آماده‌سازی پروژه‌های‌مان عرق می‌ریزیم؛ توی دزد که comic را کَمیک، manhwa را مانهاوا، genshin impact را گنشین ایمپاکت، و solo leveling را سولو لیوینگ می‌گویی و اگر «چنانچه» را از واژگانت حذف کنند لال می‌شوی، لیاقت بردن اسم‌مان را هم نداری. نان شبت هم زحمات ماست؛ تو هیچی نیستی! آه، به‌راستی آبروی پدر را می‌بری یا این هم آموزه‌ی پدری ست؟ اما وقاحت این فرد هنوز هم تمام نشده. از این جا شاید کمی تخصصی شود و سرتان را به درد بیاورم: در ادامه از دیگر فروشگاه‌ها گلایه می‌کند و می‌گوید: «آشغال می‌دهند دست مردم و خجالت نمی‌کشند؟» و می‌گوید که او از کاغذ گلاسه‌ی ۳۰۰گرمی (!!!) برای مانگاهایش استفاده می‌کند ولی دیگران از کاغد بالکی زرد استفاده می‌کنند که کاغذی اقتصادی و بسته‌هایش خیلی ارزان است. (!!!) کاغذ گلاسه همان کاغذ‌هایی‌اند که یک روکش پلاستیکی بر روی آن می‌کشند و زیر نور بازتاب دارند. دقیقاً همان‌هایی‌اند که البته در گرماژ ۹۰ تا ۱۲۰گرمی در مجلات می‌بینیم. گلاسه‌ی ۳۰۰گرمی کدام است؟ آن که برای جلد کتاب‌ها استفاده می‌شود! دقیقا همان جنس مقوامانند جلد کتاب! یعنی اگر بگوییم قطع هر کاغذ «ب۵» باشد وزن یک مانگای دویست‌صفحه‌ای می‌شود بیش‌تر از «یک کیلو و سیصد گرم» با حدوداً «۳ سانتی‌متر» قطر! یعنی هنگامی که یک مانگا در دست‌تان گرفته‌اید گویی که یک کیلو و سیصد گرم سیب‌زمینی در دستان‌تان است! این در حالی ست که اگر این مانگای دویست‌صفحه‌ای را با کاغذ تحریر ۸۰گرمی چاپ کنید وزن هر جلد می‌شود ۳۵۰ گرم با قطری ۱سانتی! به آن فکر کنید: کاغذ گلاسه‌ی ۳۰۰گرمی‌ای که برای جلد‌های رنگیِ کتاب‌ها استفاده می‌شود به‌عنوان کاغذ برای مانگای سیاه۔سفید استفاده گردد! معلوم است که یک جای کار می‌لنگد؛ با ۶۵ سال سابقه‌ی خانوادگی به این اندازه کارنابلد است یا مخاطب را ابله فرض کرده که چاخان‌هایش را باور می‌کند؟ از طرفی می‌گوید بسته‌های کاغذهای بالکی ـ که نوعی کاغذ سوئدی ست ـ ارزان‌قیمت است! باید بگوییم که صرفه‌ی اقتصادی کاغدهای بالکی در: ۱. کم‌وزن بودنش ـ که به‌خصوص در حمل‌ونقل و پست مفید است؛ ۲. طبیعت‌دوستی‌اش به‌سبب بازیافتی بودن آن ـ در عین حالی که صخامت بیش‌تری از تحریر دارد؛ ۳. خسته نکردن چشم به‌سبب رنگ کرم آن است. تقریباً همه‌ی ناشران رسمی کتاب از آن به‌وفور استفاده می‌کنند؛ حالت خوش است؟ آن کاغذِ کاهی ست که ارزان و بی‌کیفیت است! در ادامه باز هم از زحماتش می‌گوید که شبانه‌روز زحمت کشیده‌اند و مانهوای سولو لیوینگ (تلفظ صحیح را از ایشان یاد بگیرید) را از حالت وبتون به قطع چاپ درآورده‌اند برای مخاطب. خاک بر سرت! قطع قابل‌چاپش در اینترنت پر است؛ که را فریب می‌دهی؟ با این حال ادعا می‌کند مشتری اگر راضی نباشد پولش را برمی‌گرداند؛ این همه باشرفت است اما پست فروش ترجمه‌ی گروه‌های مختلف را پاک نمی‌کند.

گویند اولین حیوانی که بر سر یک جسد می‌آید کلاغ است؛ اما این موجودات حیوان نیستند؛ انسان‌های پست‌فطرتی‌اند که قبل از همه بر سر جسد می‌رسند و چون انگل از آن تغذیه می‌کنند. در ابتدا نمی‌خواستم به این موضوع اشاره کنم اما گویا انگل‌ها کم‌تر که هیچ بیش‌تر هم می‌شدند. می‌دانید که در این سه سالی که این گروه را تأسیس کرده‌ایم، اگرچه بازده‌یِ زیادی نداشت و همچنین اکنون هم به‌دلیل کنکوری بودن بخش عظیمی از اعضا در خموشی ست، سعی شد که هیچ گاه به حواشی و دعواهای بچگانه‌ی اینترنتی ورود نکند. اما اینک چاره‌ای نیست؛ دیگر نمی‌توانیم. تقریبا ۹ اسفند ۱۳۹۹ بود که کار رمان موشوکو تنسی تمام شد. برای آماده کردنش فقط من، و نه ترجمه، شاید بگویم نصف سالی بود که زحمت کشیدم. علاوه بر ویراستن آن، وظیفه‌ی طراحی المان‌ها، آماده‌سازی جلد، و صفحه‌آرایی را نیز داشتم؛ به عبارتی، جز ترجمه و بازخوانی، تمامی مسئولیت‌های آماده‌سازی آن را بر عهده داشتم. فکر می‌کنم گفتنی نیست که ترجمه‌ی آن به‌خودی خود چقدر دشوار است اما چون این اولین تجربه‌ی ویرایش رمان من بود، مجبور شدم به سراغ بسیاری از منابع برای ویراستاری به‌سبب یافتن شیوه‌ای منسجم، و تا جای ممکن منطقی، بروم که نتیجه به حرفه‌ای‌ترین شکل به دست کاربر برسد؛ آن قدر که در حد انتشارات رسمی باشد. بی هیچ چشم‌داشتی و کاملاً رایگان این کار را می‌کردم. چند بار تا ۱۰۰ صفحه‌ی اول را آماده کردم و متوجه می‌شدم کلِ رسم‌الخط هنوز ایراد دارد و به پختگی نرسیده و از اول دوباره دست‌به‌کار می‌شدم. استخوان‌هایم له شد تا آماده‌سازی کار به اتمام رسید و حتی چند کیلو هم کم کردم که چند ماه بعد، یکی از دوستان خبر داد که «یک فروشگاه به‌اسم مانگاسِل دارد کارتان را چاپ می‌کند و می‌فروشد؛ اجازه گرفته؟» خستگی تمام آن شش ماه و شب‌بیداری‌هایی که داشتم در تنم ماند. با این که در خود رمان هم قید کرده بودیم که حق انتشار و چاپ آن متعلق به گروه دنیای انیمه و دستان سنگی ست، بدون حتی این که حداقل مجوزی شفاهی بگیرند آن را چاپ کردند. ما عرق می‌ریختیم و دیگری تغذیه می‌کرد؛ همانند یک انگل! در آن برهه از زمان، با توجه به مشکلات شخصی و افسردگی‌ای که داشتم، تحمل این که حتی تلاش‌هایم از سر علاقه دارد تلف می‌شوند غیرممکن بود. با این حال به دایرکتش رفتیم و ابتدا گفت «از ترجمه‌ی کسی استفاده نکرده‌ایم و ترجمه‌ی خودمان است» (!!!) و سپس بعد از آن که با عکس اثبات کردیم که از کار ما برای فروش استفاده کرده ادعا کرد که «یک پستِ موقت در توضیح این امر گذاشته شد که در آن گفتیم دیگر از ترجمه‌هایِ هیچ گروهی استفاده نخواهیم کرد که آن را نخوانده‌اید.» یعنی ایشان خودش کاملاً به انگل بودن خود اعتراف می‌کند و با این که بارها اشاره شده که حق چاپ و فروختن زحمات‌مان را ندارد دست به چاپ زحماتِ شبانه‌روز چند نفر زده و با کمال پررویی درخواست حذف پست فروش‌شان را هم رد می‌کند و می‌گوید از ترجمه‌های کسی استفاده نکرده! چه جالب! چه گونه است که پست عدم فروش موقتی ست ولی پست فروش آن دائمی؟ از آن بدتر این که طبق گفته‌ی مدیر گروه اوتاکو میمز «دستان سنگی و دنیای انیمه پنجمین گروهی ست که کارهای‌شان به فروش می‌رود و حتی خود گروه اوتاکو میمز قربانی دزدی‌های این شخص است! کما این که با درخواست چاپ نکردن کارهای اوتاکو میمز هم مخالفت کرده.» این یعنی دیگر فقط بحث گروه دستان سنگی و دنیای انیمه نیست؛ پای چندین گروه دیگر مطرح است! اما پست‌مَنِشی این شخص همین جا خاتمه نمی‌یابد؛ خوش‌بختانه با دست پر آمده‌ایم.

​​🌒نام: Deor 🌑نام فارسی: دیور ⭐️امتیاز (Webtoon): 9.69/10 🎨نوع: وبتون 🇬🇧 👤نویسنده: J.oori 👤طراح: J.oori 🎭ژانر: فانتزی، اکشن، رمزآلود 🗓پخش: - ✍🏻وضعیت: وقفه 📜خلاصه: شاهزاده‌ی جوان، دیور، در سرزمین خودش هم یک غریبه محسوب می‌شد. از آن‌جایی که بدون توانایی استفاده از جادو به‌دنیا آمده، بقیه او را نالایق می‌دانند. او باید با استفاده از هوش و سرسختی‌‌اش، تنها سلاحی که دارد، نظر مردمی که فکر می‌کنند او شایسته‌ی تاج و تخت نیست را عوض کند. هرچند، با وجود اهریمن‌های هولناک و خطرهایی که از هر طرف بقای بشریت را تهدید می‌کنند، دیور مجبور است از همان مردمی که مسخره‌اش می‌کنند حفاظت کند. آیا دیور می‌تواند اهریمن‌ها را شکست بدهد و جایگاهش به‌عنوان پادشاه را تثبیت کند؟ 📌آنلاین خواندن ◼️دانلود: قسمت ۱ تا ۱۰قسمت ۱۱قسمت ۱۲قسمت ۱۳قسمت ۱۴قسمت ۱۵قسمت ۱۶قسمت ۱۷قسمت ۱۸ ➖➖➖➖➖ Hands of Stone | دستان سنگی: Telegram, MangaDex

​​🌒نام: Deor 🌑نام فارسی: دیور ⭐️امتیاز (Webtoon): 9.69/10 🎨نوع: وبتون 🇬🇧 👤نویسنده: J.oori 👤طراح: J.oori 🎭ژانر: فانتزی، اکشن، رمزآلود 🗓پخش: دوشنبه، جمعه ✍🏻وضعیت: در حال ترجمه 📜خلاصه: شاهزاده‌ی جوان، دیور، در سرزمین خودش هم یک غریبه محسوب می‌شد. از آن‌جایی که بدون توانایی استفاده از جادو به‌دنیا آمده، بقیه او را نالایق می‌دانند. او باید با استفاده از هوش و سرسختی‌‌اش، تنها سلاحی که دارد، نظر مردمی که فکر می‌کنند او شایسته‌ی تاج و تخت نیست را عوض کند. هرچند، با وجود اهریمن‌های هولناک و خطرهایی که از هر طرف بقای بشریت را تهدید می‌کنند، دیور مجبور است از همان مردمی که مسخره‌اش می‌کنند حفاظت کند. آیا دیور می‌تواند اهریمن‌ها را شکست بدهد و جایگاهش به‌عنوان پادشاه را تثبیت کند؟ 📌آنلاین خواندن ◼️دانلود: قسمت ۱ تا ۱۰قسمت ۱۱قسمت ۱۲قسمت ۱۳قسمت ۱۴قسمت ۱۵قسمت ۱۶قسمت ۱۷ ➖➖➖➖➖ Hands of Stone | دستان سنگی: Telegram, MangaDex

​​🌒نام: Deor 🌑نام فارسی: دیور ⭐️امتیاز (Webtoon): 9.69/10 🎨نوع: وبتون 🇬🇧 👤نویسنده: J.oori 👤طراح: J.oori 🎭ژانر: فانتزی، اکشن، رمزآلود 🗓پخش: دوشنبه، جمعه ✍🏻وضعیت: در حال ترجمه 📜خلاصه: شاهزاده‌ی جوان، دیور، در سرزمین خودش هم یک غریبه محسوب می‌شد. از آن‌جایی که بدون توانایی استفاده از جادو به‌دنیا آمده، بقیه او را نالایق می‌دانند. او باید با استفاده از هوش و سرسختی‌‌اش، تنها سلاحی که دارد، نظر مردمی که فکر می‌کنند او شایسته‌ی تاج و تخت نیست را عوض کند. هرچند، با وجود اهریمن‌های هولناک و خطرهایی که از هر طرف بقای بشریت را تهدید می‌کنند، دیور مجبور است از همان مردمی که مسخره‌اش می‌کنند حفاظت کند. آیا دیور می‌تواند اهریمن‌ها را شکست بدهد و جایگاهش به‌عنوان پادشاه را تثبیت کند؟ 📌آنلاین خواندن ◼️دانلود: قسمت ۱ تا ۱۰قسمت ۱۱قسمت ۱۲قسمت ۱۳قسمت ۱۴قسمت ۱۵قسمت ۱۶ ➖➖➖➖➖ Hands of Stone | دستان سنگی: Telegram, MangaDex